اشعار فراق امام زمان(3)

جمعه ها گذشت و نگار من نیامد        دل به جان رسید و دلدار من نیامد

 مردم از جدایی         یابن الحسن کجایی

 کی شود که من با، دو چشم پر ستاره       ماه عالم آرا، تو را کنم نظاره

ای نهان ز چشمم، تو دادی، دو چشم خونفشان مرا      
 گه به کوه و گاهی، به صحرا، کردی تو سرگردان مرا

 ای دل آرا بیا ، یوسف ما بیا        وای از این غم جدایی

بی تو ای بهارم چو برگ خشک و زردم       با دل شکسته دنبال تو بگردم

 مردم از جدایی        یابن الحسن کجایی

بی تو ای مسیحا، نمانده، به سینه من یک نفس          
کن مرا نگاهی، که من را، یک گوشه چشم تو بس

ای دل آرا بیا، یوسف ما بیا         وای از این غم جدایی

*******************************************

ای آنکه گل به نازی روی تو ناز نیست      با یاد روی تو به بهشتم نیاز نیست

 بر سر در حریم عبادت نوشته اند      با ا... نماز بی گل رویت نماز نیست

 در ندبه خوانده ام که به جز باب تو دری(وسدالابواب الابابه)    بر روی سائلان تهی دست باز نیست

 وقتی که دست من به گدائی شود بلند       جز بر در تو بر در دیگر دراز نیست

در جلوه نازتر ز بهشتی ، ولی به جود      دست کریم تو، به گدایان به ناز نیست

*******************************************

بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا اباصالح        بتاب ای آفتاب عالم آرا یا اباصالح

 بیا ای وارث حیدر که زخم سینه ی زهرا       ز شمشیر تو می گردد مداوا یا ابا صالح

در و دیوار بیت وحی می گوید با تو پیوسته       که اینجا مادرت افتاده از پا یا اباصالح

 میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا        بگو آندم چه حالی داشت مولا یا اباصالح

 چرا مخفی است قبر فاطمه در شهر پیغمبر      بیا و پرده از این راز بگشا یا اباصالح

*******************************************

به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو، سپیده دم آیم، مگر ترا جویم، بگو کجایی

 نشان تو، گه از زمین گاهی، ز آسمان جویم، ببین که بی پروا، ره تو می پویم، بگو کجایی

کی، رود رخ ماهت از نظرم        به غیر نامت، کی نام دگر ببرم

 اگر ترا جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی       به دست تو دادم، دل پریشانم، بگو کجایی

روزی صدبار،اگه گناه کردم،دل تورو لرزوندم،چشاتو گریوندم،ولی دوستت دارم،خودت میدونی

 مولا مولا ،تو رو به پهلوی، شکستۀ مادر، ز تقصیرم بگذر، تو دل گدا تو نمی سوزونی

 آه غم تو آتش زد بر دل من دل من        خودت از این دوری خسته تری گل من گل من

*******************************************

متن شعر امام زمان سبک سینه زنی:

دل پریشونم پریشونم که اربابم نیومد         بعد عمری عاشقی حتی یه شب خوابم نیومد

مادر تو دل غمینه   خون جدت رو زمینه

 العجل یا حجت الله ، العجل بقیه الله

 میون گریه شنیدم صدای پای خروشت       به سر عمامه احمد عبای علی بدوشت

 می کشی به دیده تر       چادر خاکی مادر

 العجل یا حجت الله ، العجل بقیه الله

 همه دل شکسته ها چشم انتظار ذوالفقارند      شعیه ها تا تو نیایی سر و سامونی ندارند

 عشق ما مهدی نیومد         عشق ما مهدی نیومد

العجل یا حجت الله ، العجل بقیه الله

*******************************************

دیگر دل از هستی گسستم تا بیایی        امشب سر راهت نشستم تا بیایی

 بیچاره و درمانده ام هر جائیم من      هر چند ناچیزم ولی زهرائیم من

 در انتظارت ناله ها آید ز سینه       ای عشق زهرا ای سحر خیز مدینه

 زهرا برایت پشت در ، در خون دعا کرد      ای وارث درد علی برگرد بر گرد

*******************************************

متن شعر امام زمان سبک سینه زنی:

گل نرگس قرار منه، گل نرگس بهار منه          گل نرگس تموم دار و ندار منه

 ای نگار بی قرینه، آرزوی دل همینه     تا که چشمای منِ زار، رخ ماهت رو ببینه

گدای بی خونتم من، عاشق میخونتم من         افتخارم اینه مولا، دیوونۀ دیوونتم من

 یه شبی منو صدا کن، حاجت دلم و روا کن       کنار وجود نازت، نصیبم کرببلا کن

ای حبیب نازنینم، خوب و بد آقا همینم     دعوتم نما به خیمه، تا که روبروت بشینم

من کیم صیدی به دامت، نوکر و عبد و غلامت         چکنم چاره ندارم مستی می کنم به نامت

 هیبت عالم هستی پیش مهدی هیچ هیچه       عطر سیب شب جمعه توی کربلا می پیچه

 بین خوشکلای عالم پسر فاطمه غوغاست        یوسفم خودش خراب یه نگاه مهدی ماست

 خیلی وقته آره آقا دیده بر راه تو بستیم       ندبه بر لب هر سحرگه سر راه تو نشستیم

 آقا جونم کی میایی کسی اینو نمی دونه         وعده امروز و فردا دل ما رو می سوزونه

جمعه ها پشت سر هم یک به یک گذشته اما       نشده پیدا هنوزم اثری از گل زهرا

 بیا که مادر خسته هنوزم چشم انتظاره         سینه حسین زهرا بیقراره بیقراره

 پای عشق ابوفاضل آقامون به شور و شینه       آخه اونم مثل ماها گیر عباس حسینه

هر کجا اسم ابوالفضل توی روضه ها میادش        گریه کن ها چشم براهند مهدی زهرا بیادش

*******************************************

متن شعر امام زمان سبک سینه زنی:

گل نرگس گل خوشبوی کوثر       گل زیبای زهرا و پیمبر

گل نرگس تویی مهر مدینه     به دریای ولا هستی سفینه

 گل نرگس تویی آرام جانم       ز هجرت شد برون صبر و توانم

 گل نرگس به کویت سائلم کن       به دیدارت همیشه نائلم کن

گل نرگس تویی غمدیده و زار       که بهر مادرت هستی عزادار

گل نرگس بخوان یکدم غلامم       رسان بر مادرت زهرا سلامم

مرا قربانی چشم ترت کن      مرا مهمان شهر مادرت کن

همان شهری که آتش شعله ور بود        گل یاس علی در پشت در بود

 همان شهری که هر شب ناله داری      غم زهرای هجده ساله داری

 همان شهری که حرمت را شکستند       همه پیمان یاری را گسستند

همان شهری که خون شد قلب زهرا      شکستند از جفا پهلوی او را

همان شهری که سیلی زد ستمگر        ز کینه بر رخ زهرای اطهر

 همان شهری که بعد از داغ زهرا      علی خندان نشد یک لحظه حتی

*******************************************

رها کنید دگر صحبت مداوا را       فراغ گر نکشد وصل می کشد ما را

 تمام عمر، تو ما را نظاره کردی     و ما ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

قسم به عشق که یک موی یار را ندهم       اگر دهند به دستم تمام دنیا را

 نسیم صبح ز راهی که آمدی بر گرد     ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را

*******************************************

دارم دلی نثار تو یا صاحب الزمان        هر لحظه بیقرار تو یا صاحب الزمان

 بر لب رسیده جان و تحمل نمانده است        از درد انتظار تو یا صاحب الزمان

 باشد تمام آرزویم یک نوازشت        از دست غمگسار تو یا صاحب الزمان

 در سایه سار مهر تو عمری نشسته ام      در باغ شوق خار تو یا صاحب الزمان

هر دم به شوق آمدنت بوسه می دهم        بر خاک رهگذار تو یا صاحب الزمان

 گرم گناه بوده و شرمی نکرده ام         از چشم اشکبار تو یا صاحب الزمان

با این همه گناه من امّید بسته ام              بر عفو بی شمار تو یا صاحب الزمان

آیا شود نصیب که شب را سحر کنم      قرآن به سر کنار تو یا صاحب الزمان

*******************************************

بخوان دعای فرج را که یار می آید       نسیم رحمت پروردگار می آید

 بخوان دعای فرج را که ماه منتظران      چو مهر از افق انتظار می آید

 بخوان دعای فرج را که می دهند نوید        به دلشدگان شهریار می آید

 بخوان دعای فرج را که با سپیدۀ صبح         اُمید مردم اُمّیدوار می آید

 بخوان دعای فرج را که یادگار علی      گرفته بر کف خود ذوالفقار می آید

 بخوان دعای فرج را که در خزان فراق     نسیم روح فزای بهار می آید

 بخوان دعای فرج را که آفتاب حرم       طلوع کرده و از کوهسار می آید

بخوان دعای فرج را که صبح دولت وصل     زند سپیده و گوید که یار می آید

بخوان دعای فرج را که آرزوی حسین       ز کعبه با جگر داغدار می آید

 بخوان دعای فرج را بخوان بخوان «میثم»       که آن قرار دل بیقرار می آید

                                                                            حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

طی شد دوباره جمعه ی دیگر نیامدی         معنای ناب سوره ی کوثر نیامدی

گویند می رسی تو به وقت اذان ظهر       در روز جمعه، ای همه باور نیامدی

 آقا ببین گناه شده نان سفره مان        مائیم و این گناه سراسر نیامدی

چشم انتظار جمعۀ دیگر نشسته ایم      این هفته هم گذشت و تو آخر نیامدی

*******************************************

نگار من به کجایی دلم گرفته بهانه        بده بده به گدایت ز خانه ات تو نشانه

 بیا بیا تو امیدم به خوبی تو ندیدم      ز غیر تو چو بریدم شدم گدای شبانه

 به اذن فاطمه از رب بیا بیا گل زینب       بیا بیا تو به کعبه تویی تو صاحب خانه

 به موی خاکی مادر به زلف خونی اکبر      به دست ساقی لشکر بده به من تو اعانه

به اشک دیدۀ غمگین به آن محاسن خونین       ز پشت پردۀ غیبت دگر بیا به میانه

*******************************************

بیا ای ما سوی چشم انتظارت        همه خلق خدا چشم انتظارت

 شود تفسیر تا آیات قرآن       تمام سوره ها چشم انتظارت

 کنی تا عدل حیدر را نمایان      علی مرتضی چشم انتظارت

 میان شعله های درب و دیوار       بود خیر النساء چشم انتظارت

 گلوی نازک شش ماهه اصغر     بود ای با وفا چشم انتظارت

کنار علقمه یک مشک پاره      به سوز و التجا چشم انتظارت

سه ساله دختری کنج خرابه      به امید شفا چشم انتظارت

به مقتل با لب زخمی و تشنه      شهید سر جدا چشم انتظارت

به تل زینبیه عمه ی تو        بود در کربلا چشم انتظارت

*******************************************

قسم به یاس شکسته بیا بیا مهدی     به جان بانوی خسته بیا بیا مهدی

 به آن منادی نامت در آستانۀ در      که دیده سوی تو بسته بیا بیا مهدی

به سرخی در و دیوار بیت وحی خدا      به دست بی کس بسته بیا بیا مهدی

 به انحنای هلال کبود کوچۀ تنگ      به گوشوار شکسته بیا بیا مهدی

 به آن مدافع زخمی که در مسیر اجل      به انتظار نشسته بیا بیا مهدی

 به اولین گل یاسی که چون شقایق شد     به شاخه های شکسته بیا بیا مهدی

*******************************************

خون مظلوم تو را می خواند       اشک معصوم تو را می خواند

 آه مظلوم تو را می خواند     سوز محروم تو را می خواند

 تو گشایندۀ مشکلهایی     تو گواه بر همۀ دلهایی

 خون رخسار رسول دو سرا         فرق بشکافتۀ شیر خدا

 ناله های شب تار زهرا        پرچم سرخ شه کرببلا

 همه گویند بیا مهدی جان     بشنو ناله ی ما مهدی جان

خیز با نغمه ی مادر مادر      روی کن در حرم پیغمبر

 از دل خاک تن آن دو نفر      به در آر و بگو از خون جگر

 که شما از چه به هم پیوستید      پهلوی مادر من بشکستید

*******************************************

یک عمر انتظار کشیدم نیامدی       دل از حیات خویش بریدم نیامدی

 پشتم شکست و پای ز ره ماند و قد خمید          کوه فراق بردم و دیدم نیامدی

 مانند یک نهال که در باد خم شود       از درد انتظار خمیدم نیامدی

 از صبر و بردباری و از طاقت و توان      چیزی نمانده غیر امیدم نیامدی

 در چنگ احتضار فتادم ز انتظار      زخم زبان ز هر که شنیدم نیامدی

طاقت ز دست دادم و صبرم، تمام شد     دل را به جای جامه دریدم نیامدی

 گفتی بسوز، سوختم از آتش فراق       گفتی بنال، ناله کشیدم نیامدی

دیگر میان خانه به دوشان عَلَم شدم      از بس که در قفات دویدم نیامدی

 دندان نهاده بر جگر و صبر کرده ام      پیوسته پشت دست گزیدم نیامدی

 من «میثمم» که مانده ز درد فراق تو      روز سیاه و موی سفیدم نیامدی

                                                                                   حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

ماه شعبان رفت و آن محبوب بی همتا نیامد      ماه دیگر آمد و آن ماه خوش سیما نیامد

 سالها شد دل به شوق دیدن رویش روانه     خسته شد این دل و لی آن دلبر دلها نیامد

 جان من در انتظار آن مسیحا دم برون شد      از برای زنده کردن یک دم از عیسی نیامد

 کور شد چشمان یعقوب دلم از هجر رویش       بر شفای چشم دل یک پیرهن اما نیامد

 تشنگان دیدنش چشم انتظار جام وصلش       لیکن آن ساقی مستان با می و صهبا نیامد

جان به لب آمد ز دوری نگار ما و لیکن      یادگار آل طه یوسف زهرا نیامد

*******************************************

عمری به انتظار نشستم نیامدی      چشم از همه بغیر تو بستم نیامدی  

ای مایه امید بشر، حضرت کرم      از هرکسی بجز تو گسستم نیامدی

ای خضر راه گمشدگان در مسیر عشق      چشم انتظار هرچه نشستم نیامدی

 ای سرو سرفراز گلستان زندگی      دیدی مگر حقیرم و پستم نیامدی

 گفتی دل شکسته بود جای من فقط      این دل به خاطر تو شکستم نیامدی

 عمری در آرزوی تو آخر شد و هنوز     در آرزوی روی تو هستم نیامدی

مست گناه، مرد حقیقت نمی شود      دیدی همیشه غافل و مستم نیامدی

 زندان تن کلید ندارد بغیر مرگ     چون از رگ حیات نرستم نیامدی

*******************************************

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن      یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن

حک شد به روی بال قنوت نمازمان     این خواهش قدیمی، آقا ظهور کن

 چشم انتظار قایق صیاد مانده ام        محض خدا بیا و مرا صید تور کن

 من را که دور مانده ام از خاک کربلا      مولا بیا و همسفر بال نور کن

 یک شب بیا میان حسینیه ی عزا       یادی ز روضه های کنار تنور کن

*******************************************

غمت به سینه نهان است یا اباصالح       بهار بی تو خزان است یا اباصالح

برای آمدنت روز و شب دعای فرج      سرود منتظران است یا اباصالح

 تو هم بیا و دعا کن برای آمدنت      که عالمی نگران است یا اباصالح

 خوشم به وعده ی دیدار کی باز آیی؟       مرا امید به آن است یا اباصالح

 به قلب عاشق من نام دلربای تو      قتشنگترین ضربان است یا اباصالح

کنار گوشه ی قلبم همیشه صحبت توست      بیا که بر تو عیان است یا اباصالح

*******************************************

بیا طبیب دلم عقده از دلم وا کن       بیا و درد من خسته را مداوا کن

 بیا و با نگهت ای زلال پاکی ها      مرا که گم شده ام در گناه، پیدا کن

 بگیر دست مرا ای همیشه جاری عشق       ببر چو قطره مرا متصل به دریا کن

توئی که بردن نامت کلید هر قفل است      بیا و قفل لبم را به نام خود وا کن

*******************************************

طالب خون خدا متی ترانا و نراک        یابن مصباح الهدی متی ترانا و نراک

 چه شود با تو کنم گریه سر قبر حسین      در مزار شهدا متی ترانا و نراک

صبح جمعه ناله ام أین معز الاولیاست        می زنم تو را صدا متی ترانا و نراک

نیمه های دل شب کنار دیوار بقیع     دهم آهسته ندا متی ترانا و نراک

 می زند تو را صدا از سر نیزه ها هنوز      سر از بدن جدا متی ترانا و نراک

چه شود ببینمت کنار بین الحرمین         سر و جان کنم فدا متی ترانا و نراک

 زخم قلب پسر فاطمه را مرهم نیست       بی ظهورت اَبدا متی ترانا و نراک

چه شود از گل رویت بدهی یک صدقه      سر راهی به گدا متی ترانا و نراک

 چهره بگشا و ز آیینه ی خونین دلم        زنگ محنت بزدا متی ترانا و نراک

«میثم» از خون خدا با تو سخن گفت بیا       پسر خون خدا متی ترانا و نراک

                                                                                   حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

دلم از انتظار آب مکن           با فراقت مرا کباب مکن

 گر جوابم نمی دهی دیگر         از در خانه ات جواب مکن

 گر چه لایق نیَم تو ای مولا        جز غلامت مرا خطاب مکن

 گنه بی حساب آوردم             تو کرامت کن و حساب مکن

 گر چه من خود حجاب وصل توأم         تو دگر چهره در حجاب مکن

*******************************************

جمعه یعنی شوق یعنی انتظار       جمعه یعنی طاق ابروی نگار

جمعه یعنی یک غروب غصه دار     جمعه یعنی مهدی چشم انتظار

 جمعه یعنی زانوی غم در بغل       بر سر سجاده های العجل

جمعه یعنی اشکهای انتظار      جمعه یعنی شکوه از هجران یار

 جمعه یعنی آه الغوث الامان      در فراق مهدی صاحب زمان

  جمعه یعنی روز موعود ظهور        جمعه یعنی دیدن موسی به طور

جمعه یعنی دیده طوفانی شدن        جمعه یعنی باز عرفانی شدن

جمعه یعنی یک سبد گل پیشواز       جمعه ی

/ 0 نظر / 91 بازدید