متن شعر میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

عشق، سر در گم رها می شد اگر زهرا نبود
مهر، بی مهر و وفا می شد اگر زهرا نبود

فاطمه تفسیر یکرنگی و یکدل بوده است
دوستی از دل جدا می شد اگر زهرا نبود

با خدا و با مرام چارده معصوم پاک
قلبها کی آشنا می شد اگر زهرا نبود

رو گرفت از مرد کوری، کای علی فریاد زن
بی حیا کی با حیا می شد اگر زهرا نبود

بارها می گفت پیغمبر گل من فاطمه است
باغ دین کی با صفا می شد اگر زهرا نبود

در قیامت هر گره با دست او وا می شود
کِی شفاعت در جزا می شد اگر زهرا نبود
شاعر:ناشناس

***************************
یاد شبهای توسل کرده ام
یاد پرپر گشتن گل کرده ام

یاد شبهای شلمچه کرده ام
یاد زهرا بین کوچه کرده ام

یاد بدر و یاد خیبر کرده ام
یاد تنهایی حیدر کرده ام

روز محشر کار ما با فاطمه است
نقش پیشانی ما یا فاطمه است

بی کسیم و نیست ما را جز تو کس
روز وانفسا به فریادم برس

زشتی افعال ما را خاک کن
نامه ی اعمال ما را پاک کن

روز محشر گرمی بازار توست
نام کل خلق در طومار توست

تو قیامت را قیامت می کنی
بر امامان هم امامت می کنی

از کرامت بر جبین ما همه
ثبت کن هذا محب الفاطمه

بین نار و خلق حائل می شوی
با حسین خود مقابل می شوی

می کند با پیکر بی سر قیام
گوید از هر زخم تن مادر سلام

آن سلام و آن سخن بشنیدنی است
آن گلوی پاره پاره دیدنی است
شاعر:ناشناس

***************************
آفتاب عالم تجرید یعنی فاطمه
کهکشان در کهکشان خورشید یعنی فاطمه

جلوه ی آئینه های رحمت و ایثار و عشق
چشمه جوشنده توحید یعنی فاطمه

حاصل پیغمبری در بعثت پیغمبران
روح قدس عالم جاوید یعنی فاطمه

دختری پرورده در آغوش مهرانگیز وحی
زهره ای در دامن خورشید یعنی فاطمه

عصمت اللهی که تابید از حریم دامنش
یازده خورشید و دو ناهید یعنی فاطمه

آن گل خلقت گلاب دین که احمد بارها
از بهشت سینه اش گل چید یعنی فاطمه

گر شنیدی در تمام دخترانش مصطفی
دختری را دست می بوسید یعنی فاطمه

گر شنیدی از سپهر شرم و عفت زهره ای
در حریم مرتضی تابید یعنی فاطمه

مصطفی در کعبه و معراج و در غار حرا
هر کجا نور خدا را دید یعنی فاطمه

سر علام الغیوب از درک ما والاست لیک
اسم اعظم گر که می خواهید یعنی فاطمه

آسیا گردان گردون آنکه را با دست غیب
آسیای خانه می گردید یعنی فاطمه

سینه آدم ز نور علّم الاسماء شکفت
راز آن اسماء که آدم دید یعنی فاطمه

خطبه خوان مسجد آن بانو که در راه علی
تیغ بهتان را سپر گردید یعنی فاطمه

خانه داری قهرمان کز اشک مظلومانه اش
کاخ ظلم غاصبین لرزید یعنی فاطمه

مادری والا که هم شام بلا هم کربلا
زیر گام زینبش لرزید یعنی فاطمه

روز محشر کز همه امید می باید بُرید
شیعیان را مایه ی امّید یعنی فاطمه
شاعر: سید رضا موید

/ 0 نظر / 128 بازدید