کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٢/۱۳

مسموم کینه شد امام هادی، ای خدا             غم ها به سینه شد فزون، ز ماتم و عزا
ای که تاج سری، از هر عیبی بری، چرا خون جگری
آه و واویلتا (3)
خون دلش شده روان ز چشمان ترش         رویش کبوده از ستم سپید موی سرش
گوید من مضطرم، چون داغ مادرم شد سوز جگرم
آه و واویلتا (3)
جدّ مهدی صاحب الزمان رفت از جهان         گشته مأوای او دیگر به اعلای جهان
شهید اشقیا، کشته شد از جفا رفته از این دنیا
آه و واویلتا (3)

****************************************************

ادامه مطلب را بخوانید


دهمین رکن دین هادی اهل بیت        گشته مسموم کین هادی اهل بیت

یا امام زمان الامان الامان

ایها العسکری یا حسن یا حسن        خیز و کن سیدی رخت ماتم به تن

یا امام زمان الامان الامان

زخم بغض عدو عاقبت چاره شد     هادی اهل بیت جگرش پاره شد

یا امام زمان الامان الامان

سامره سامره غرق ماتم شده       کربلای دگر کلِّ عالم شده

یا امام زمان الامان الامان

تیره از غم فضاست قتل ابن الرضاست    بلکه صاحب عزا علی مرتضاست

یا امام زمان الامان الامان

پیکر پاک او بر روی شانه ها      رأس جدش حسین کنج ویرانه ها

یا امام زمان الامان الامان

هرچه با او شد از خصم بد اخترش        نشد از تن جدا لب عطشان سرش

یا امام زمان الامان الامان

جسم ابن الرضا شد نهان زیر خاک      مثل جدش نشد پیکرش چاک چاک

یا امام زمان الامان الامان

                                                                                                    شاعرسازگارحاج غلامرضا

****************************************************

در سامره بر پا شده قیامت          یا حضرت زهرا سرت سلامت

حجۀ ابن الحســــــــن،              رخـــــت غم کن به تن

امام هادی شده مسموم            در سامره جان داده مظلوم

داغ رضا تازه شد دوباره         امام عسکری کند نظاره

امام هادی شده مسموم         در سامره جان داده مظلوم

سامره کربلای دیگر شده     عزای فرزند پیمبر شده

میرسد این ندا،         آه و واویلتا

امام هادی شده مسموم       در سامره جان داده مظلوم

خون گشت از غم، جگر کبابش          بردند سوی مجلس شرابش

 یا امام زمان،         الامان الامان

امام هادی شده مسموم         در سامره جان داده مظلوم

خون به دل حیدر کرار شد       حضرت فاطمه عزادار شد

 آه و واویلتا           با چه جرم و گناه

 امام هادی شده مسموم     در سامره جان داده مظلوم

  ای شیعیان شد وقت سوگواری       اشک حسن به دیده گشته جاری

دیده گریان پسر،         در عزای پدر

 امام هادی شده مسموم       در سامره جان داده مظلوم

امام ما شد پاره پاره جگر        دیگر سرش جدا نشد زپیکر

 وای از این جنایت، ظلم بینهایت

 امام هادی شده مسموم       در سامره جان داده مظلوم

                                                                                                      شاعرسازگارحاج غلامرضا

****************************************************

می خواست جان سپارد و جانی دگر نداشت      هنگام کوچ بود ولی بال و پر نداشت

چشمش ز پنجره سوی مهتاب خیره بود           معلوم بود این شب آخر سحر نداشت

افتاده بود روی زمین آه می کشید        اما کسی ز حال دل او خبر نداشت

با این که داغ زخم زبان بود بر دلش        مرهم به غیر زهر به زخم جگر نداشت

با خاطرات تلخ خودش گرم می گرفت      جر اشک یار و همدمی آخر به بر نداشت

یاد دمی که در پی مرکب دویده بود        با ناله ای که در دل دشمن اثر نداشت

یاد دمی که قبر خودش را نظاره کرد       با ظالمی که شرم از آن خون جگر نداشت

می ریخت اشک و نوحه ی گودال می سرود       از خواهری غریب و عزیزی که سر نداشت

از دختری که بعد عمو در مسیر شام        دیگر به غیر زجر و سنان همسفر نداشت

وقت هجوم لشکر سیلی و کعب نی            جز عمه ی خمیده رقیه سپر نداشت

از سوز زهر تشنه شد و گفت یا حسین      ای کاش هیچ وقت ربابت پسر نداشت

****************************************************

یارب از زهر جفا سوخت ز پا تا به سرم             شعله با ناله بر آید هه دم از جگرم

جز تو ای خالق دادار کسی نیست گواه            که چه آورده جفای متوکل به سرم

می دوانیــد پیاده به پی خویــــــــش مرا            گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم

آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب          گشت از شدت غم، مرگ عیان در نظرم

خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب          شرم ننمود در آن لحظه ز جد و پدرم

زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی            ریــــخته خاک یتیمی به عذار پســــــرم

هر زمان هست در این دار فنا مظلومی             حق گواه است که من از همه مظلوم ترم

فخر میثم همه این است به فردا کامروز             هم ثنا گستر من آمده هم نوحه گرم

                                                                                                               سازگارحاج غلامرضا

 

مختصری از زندگی  امام هادی علیه السلام:

امام علی النقی (هادی) علیه السّلام امام دهم شیعیان جهان است که در نیمه ذی حجه سال 212 ه. ق در شهر صریا (حومه مدینه) به دنیا آمد. پدرش امام جواد علیه السّلام و مادر گرامیش سمانه نام دارد. حضرت امام هادی علیه السّلام در 8 سالگی پس از شهادت پدر بزرگوارشان عهده دار مقام امامت گردید و پس از 33 سال امامت در سن 41 سالگی در سامرا در زمان خلافت معتز به شهادت رسیدند. امامت امام هادی  علیه السّلام  مقارن با خلافت 6 خلیفه عباسی بود. مقارن بود با 7 سال باقیمانده از خلافت معتصم برادر مأمون، با واثق پسر معتصم به مدت 5 سال، متوکل برادر واثق 16 سال، منتصر پسر متوکل به مدت 6 ماه، مستعین پسر عموی منتصر 4 سال و معتز پسر دیگر متوکل که سه سال خلافت کرد. امام هادی پس از گذشت یک سال از خلافت معتز در سامرا مسموم شده و به شهادت رسید و جسم پاک حضرت در سامرا در خانه مسکونی حضرت مدفون گردید. نکته مهم در شهادت امام هادی علیه السّلام  این است که حضرت در سامراء به شدت تحت نظر بود و به خاطر کنترل بسیار شدید و خفقان  حاکم و منع دوستان و شیعیان از دیدار با حضرت و عقوبت سخت متخلفین، حتی نزدیکترین یاران امام نیز از حال و وضع امام بی خبر یا بسیار کم اطلاع بودند. و به همین دلیل است که منابع اشاره دقیقی به نحوه شهادت امام ندارد. منابع فقط شهادت حضرت در زمان معتز را ذکر کرده اند بدون ذکر زمان دستور خلیفه به مسموم کردن و اینکه چه کسانی مأمور این جنایت شدند و چه زمانی این عمل پلید از آنان سر زد و حتی در روز شهادت حضرت هم اتفاق نظر نیست. امام هادی علیه السّلام  در طول دوران امامت خود از سرکشان و حاکمان فاسد بنی عباس رنجها و محنت های زیادی کشید و در این میان متوکل در ظلم و ستم به حضرت و سنگدلی گوی سبقت را از دیگران ربود. متوکل وجود امام هادی  علیه السّلام  را خطر بزرگی برای حکومت خویش احساس می کرد، لذا تصمیم گرفت تا با دو روش هم زمان در یک اقدام از بحرانی تر شدن اوضاع جلوگیری کند. یکی حمله به یاران امام و نابود کردن آثار شیعیان تا حدی که قبر مطهر امام حسین  علیه السّلام  را نیز تخریب کرد و دوم دور کردن امام از مدینه که پایگاه سازمان تشیع بود. عبدالله بن محمد فرماندار مدینه از دشمنان اهل بیت علیهم السلام  بود و از امام نزد متوکل سعایت می کرد و پیوسته قصد آزار آن جناب را داشت. امام هادی  علیه السّلام  در نامه ای به متوکل سعایت و دروغگویی او را یاد آوری کرد ولی متوکل که زمینه را برای تبعید امام از مدینه و تحت نظر گرفتن مناسب می دید در نامه ای ظاهرا محترمانه از حضرت خواست به سامرا بیاید. نامه متوکل رسید و حضرت آماده رفتن به سامرا شد. وقتی آن حضرت به سامرا رسید متوکل  (با آن همه وعده و احترام که در نامه اش بود) یک روز خود را پنهان کرد و آن حضرت را در کاروانسرایی که به کاروانسرای گداها معروف بود فرود آورد. سپس متوکل دستور داد حضرت را کاملا تحت نظر گیرند و خانه شان را محاصره کرده و مانع دیدار شیعیان با ایشان و استفاده دانش پژوهان از آن سرچشمه علم و معرفت گردند و حتی ایشان را در تنگنا و محاصره اقتصادی قرار داد و رساندن حقوق شرعیه و هدایا را از داخل و خارج بر حضرت ممنوع کرد و متخلفان را عقوبتی سخت نمود این وضعیت جز در حکومت شش ماهه منتصر تا زمان شهادت امام ادامه داشت و در زمان معتز شدت گرفت. یکی دیگر از سختگیری های متوکل در آزار امام هادی  علیه السّلام  این بود که گاه بگاه به مأموران خود دستور می داد تا ناگهانی به خانه امام ریخته و آنجا را بازرسی کنند به امید آنکه سلاح یا مدرکی دال بر فعالیت ایشان علیه حکومت بدست آورند. لکن در این حمله های شبانه جز کتاب های علمی و ادعیه چیزی یافت نشد. گاهی متوکل فرمان می داد: حضرت را در هر حالتی که هست به دربار آورند. در یکی از این احضارها امام در حالی بر متوکل وارد شد که او مست و لا یعقل در کنار جامها و سبوهای شراب و در میان گروه های خنیاگر و رقاصه افتاده بود. امام بی توجه به موقعیت خطیر و خطرات احتمالی به شدت او را سرزنش و ملامت کرد و به نصیحت گویی و یاد آوری قیامت پرداخت و فسق و فجور و می خوارگی و بدکارگی او را محکوم ساخت. متوکل بر آشفت و دستور داد ایشان را در زندان محبوس سازند حضرت روانه زندان شد و شخصی از حضرت شنید که می فرمودند «انا اکرم علی الله من ناقه صالح» و سپس این آیه را خواندند «تمتعوا فی دارکم ثلاثۀ ایام ذلک وعد غیر مکذوب»

بیش از سه روز نگذشت که متوکل به دست فرزندش منتصر به هلاکت رسید. منتصر گر چه بر امام سخت نگرفت ولی این آرامش نسبی امام و شیعیان پس از شش ماه تمام شد و دوباره آزار و حصر و شکنجه و قتل راهکار اساسی خلافت در مقابل شیعیان بود. امام هادی  علیه السّلام  با حاکمان ستمگر سازش نکرد و آنها از مبارزه منفی و عدم همکاری حضرت هراس داشتند و رنج می بردند تا اینکه تنها راه خویش را خاموش کردن نور خدا پنداشتند و بدین ترتیب امام هادی  علیه السّلام  نیز مانند امامان پیشین به مرگ طبیعی از دنیا نرفت بلکه در زمان معتز مسموم گردید. منابع معتبر و مورخان شیعه شهادت حضرت را در ماه رجب سال 254 ه.ق می دانند. مرحوم آیت الله مرعشی نجفی شهادت حضرت را در روز دوشنبه سوم رجب سال 254 ه.ق می داند گر چه برخی منابع شهادت حضرت را در ماه جمادی الثانی یا 27 رجب نیز ذکرکرده اند.

متن روضه امام هادی (ع):

شاید همه شنیده باشید داستان آن شیرهای وحشی که متوکل در قفس داشت و با بی حرمتی و به قصد شکنجه امام هادی علیه السلام را در قفس نزد شیرها فرستاد. اما اون شیرها حرمت و احترام امام رو نگه داشتند. آمدند جلوی امام تعظیم کردند و خیلی آرام سر بر زمین گذاشتند. ببینید امام هادی علیه السلام تو چه خفقانی بود. چقدر مظلوم بود... با چه آدمهای ظالمی مواجه بود. حتی شیرهای وحشی هم به امام احترام کردند. اما اون نامردها بارها و بارها بی شرمانه نیمه های شب به خانه امام هادی ریختند و امام رو دستگیر کردند و به دربار متوکل و معتز ملعون بردند. چه جسارتها کردند. آخر هم توسط اون زندان بان یهودی غریبانه مسموم و به شهادت رسید. ها دلت آماده شده یه سر بریم کربلا.... این حیوانات وحشی اینجا حرمت امام رو نگه داشتند و احترام کردند به فرزند پیغمبر خدا... اما یه حیوونهای وحشی تو کربلا بودند که بدن حسین(علیه السلام) رو تکه پاره کردند.... خیمه ها رو به آتش زدند.... ای حسین.....  علی لعنة الله علی القوم الظالمین. و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون...

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146