کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٢/۱٢/۱٤

 1-      متن شعر روضه شام غریبان 92 -کریمی

با این شتاب فکر کنم سر می آورد        با این شتاب حوصله را سر می آورد
می تازد و غنیمت جنگ غروب را        از چنگ سی هزار نفر در می آورد
حس می کنم که داخل خورجین غصبی اش     یک باغ سیب سرخ معطر می آورد
مگه من از گریه برا تو خسته میشم ... خدا نیاره اون روز و...
سرمست سود داد و ستدهای کربلاست     دارد چقدر چادر و معجر می آورد
ای حسین ... حسین...
نرخ طلای کوفه سقوطش مسجل است    از بس که گوشواره و زیور می آورد
جد شما فقط صد و سی شتر بار همراهش بود .. همه چی رو بردند ... حساب کن گهواره شکسته رو هم بردند...
دود و تنور روشن و عطری شبیه او       اینجای روضه داد من را در می آورد
شب اوله که از من دوری       من کربلا تو کوفه، کنج تنوری
وای من خیمه ها به غارت رفت      کیست سویی روی نی پریشان ماند    
وسط جمع خیمه ای سوزان         خواهری دلشکسته حیران ماند
بچه یتیمهاش کجان... بشمارید... دو تا کم شده...
وای من چادری به یغما رفت    بانویی معجرش در آتش سوخت
مرد بیمارخیمه توحید    نیمی از بسترش در آتش سوخت
امام سجاد در بستر بود اومدند بستر رو از زیرش کشیدن...
شعله و دود تا فلک می رفت     کربلا هم سقیفه ای دارد
به لب کند تیغ خورده مگیر     هرکه اینجا وظیفه ای دارد
عاقبت هرچه بود با سختی       سر خورشید را جدا کردند
مرد خورجین به دستی آوردند    صحبت از درهم و طلا کردند
مرد خورجین به دست با سرعت    سوی دارلاماره می تازد
مرد خوش قول کوفه با جیبی     مملو از گوشواره می تازد
باد تند خزان چه سوزی داشت   چند برگی ز لاله ای گم شد
در هیاهوی غارت خیمه     گوشوار سه ساله ای گم شد
وای از هق هق النگو ها    آسمان هم به هق هق افتاده
داس بی رحم کینه بر جان      غنچه های شقایق افتاده
آی؛ حرف خلخال را دگر نزنید     دردسر ساز می شود بخدا
دختران تازه یادشان رفته      زخم ها باز می شود بخدا
فرمود یه وقت دیدم یه مرد عربی خلخال از پای من کشید... گفتم خجالت بکش من از خاندان پیغمبرم... گفت می دونم ... گفتم پس چرا در میاری... گفت من در نیارم یکی دیگه در میاره...
حتما تا حالا با مادرت با همسرت با دخترت رفتی طلا فروشی... بخواد النگو رو عوض کنه یه جورابی چیزی میکنه رو دستش، چادر میندازه رو دستش، روش و میکنه طرف دیوار، آروم آروم دونه دونه النگو رو در میاره...
اما اونها النگوها رو کندند ... خلخالها رو کندند ... بمیرم گوشواره ها رو کندند...
خیالشون راحته...
آخه؛
سر عباس را به نیزه زدند    تا ببیند چه بر حرم رفته
تا ببیند نگاه یک لشکر           به سوی چند پیرزن رفته
امام سجاد موقع غرات خیمه ها فرمود "علیکن بالفرار" فقط فرار کنید... زن و بچه فرار کردند .. آتش ها که خاموش شد گفت خواهرجان بشمار بچه ای کم نباشه .. اینها امانت دست ما هستند... اومد گفت دو تا بچه کمند ... دوباره شمردند... شروع کردند گشتن دنبالشون... یه وقت دیدند دو تا بچه زیر یه بوته خار دست دور گردن هم دق کردند، جان دادند... ای حسین... آخه ابی عبدالله این همه داغ دید... علی اکبر، علی اصغر، عباس.. تو وداع آخرش گفت زینب جان برو بگو اهل خیام آماده بشند ... تازه می خواد بلا بیاد.. تازه مصیبت می خواد شروع بشه... کربلا گذشت ... فردا همه رو سوار ناقه برهنه کردند...

**************************************************************

2-   متن شعر سینه زنی زمینه- حاج محمود کریمی- شام غریبان 92

وای حسین ... وای حسین...
سر تو ... وای حسین      روی نی... وای حسین
روی نی/ موی تو در/ باد رها / افتاده      در فضا/ رایحه ای/ روح فزا/ افتاده
سر تو می رود و پیکر تو می ماند    از همایات وجود تو جدا افتاده
آتش آن نیست که در خرمن پروانه زدند      آتش آن است که در خیمۀ ما افتاده
دم گودال دلم ریخت که انگشتت کو    حق بده خواهرت اینگونه زپا افتاده
عاقبت دید رباب آنچه نباید می دید     آنقدر زار زده تا ز صدا افتاده
من به میل خود از اینجا نروم می برنم      تازیانه که به جان تن ما افتاده
می شمارم همه طفلان حرم را دائم     وای که دخترکت باز کجا افتاده
زجر رفته است سراغش که بیارد او را    آمد اما به رویش پنجه به جا افتاده
آه؛ هق هقش پاسخ من شد که از او پرسیدم     دو سه دندان تو ای عمه چرا افتاده
بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست    به تن این همه سردار سری نیست که نیست
و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست   زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست
وای حسین ... وای حسین... شور...

**************************************************************

3-    متن شعر سینه زنی تک - شور حاج محمود کریمی- شام غریبان 92

بی سرو سامان توأم یا حسین       دست به دامان توأم یا حسین(2)
بر سر نی زلف و رها کرده ای       با جگر شیر چه ها کرده ای
زهرۀ منظومه زهرا حسین        کشتۀ افتاده به صحرا حسین
شاه است و حسین پادشاه است حسین    دین است و حسین دین پناه است حسین(2)
بی سرو سامان توأم یا حسین          دست به دامان توأم یا حسین(2)
زهرۀ منظومه زهرا حسین         کشتۀ افتاده به صحرا حسین
بر سر نی زلف و رها کرده ای       با جگر شیر چه ها کرده ای
بی سرو سامان توأم یا حسین          دست به دامان توأم یا حسین(2)
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار    خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
جمعی که پاس محملشان داد جبریل     گشتند بی عماری و محمل شتر سوار
کشتی شکست خورده طوفان کربلا    در خاک و خون فتاده به میدان کربلا
گر چشم روزگار بر او فاش می گریست      خون می گذشت از سر ایوان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان     خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید    خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
آه از دمی که لشکر اعدا نکرده شرم    کردند رو به خیمۀ سلطان کربلا
بر سر نی زلف و رها کرده ای       با دل زینب تو چه ها کرده ای
بی سرو سامان توأم یا حسین       دست به دامان توأم یا حسین(2)
دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش    زیرا که خداوند عزادار حسین است
حسین...

**************************************************************

4-      متن شعر سینه زنی شور پایانی شام غریبان 92- حاج محمود کریمی

با نامت / سرمست می شوم       با نامت / من مست می شوم
از جامت / سرمست می شوم     بی پا و / بی دست می شوم
اربابم / ارباب بی کفن
اربابم / شاه دور از وطن
با نامت / سرمست می شوم       با نامت / من مست می شوم
از جامت / سرمست می شوم     بی پا و / بی دست می شوم
اربابم / ارباب بی کفن
اربابم / شاه دور از وطن

اربابم / سلطان بی سرم
اربابم / دلدار و دلبرم

حسین حسین...
دور ارباب من است موقع پروانگی     از ازل داریم ما یک رگ دیوانگی
حسین حسین...
ابالفضل...

**************************************************************

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146