کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٢/۱٢/۱٠

1-      متن شعر روضه کریمی شب ششم محرم 92(قاسم ابن الحسن)

باز یل آمده است، معنی حی علی خیر العمل آمده است

او غزال حرم است، تا قصیده بشود مثل غزل آمده است

نوجوان است ولی، ادبش گفت که از روز ازل آمده است

شاخ شمشاد حسین، در حقیقت سفر ماه عسل آمده است

شتر سرخ کجاست، پسر صف شکن جنگ جمل آمده است

هدفش ازرق بود، در پی کشتن این حداقل آمده است

به خدا با رزمش، طرز جنگیدن سقا به مثل آمده است

یک نفر جنگیده، نعره حیدری از چند محل آمده است

لشکر از خواب پرید، بی مهابا همه گفتند اجل آمده است

همه در حیرت او، عمه زینب چه نگاهی زده بر صورت او

سپرش را برداشت، آمد عمامه سبز پدرش را برداشت

حرز یا فاطمه داشت، یا علی گفت و تمتم هنرش را برداشت

از عمو بوسه گرفت، خاطرش جمع که بار سفرش را برداشت

گریه می کرد ولی، دیگر از دوش نیز سرش را برداشت

از همه دل می کند، تا که از مادر خود هم نظرش را برداشت

چون نهال است تنش، از چه رو مرد حرامی تبرش را برداشت

وای از این رفتن او، زرهی نیست که اندازه شود بر تن او

خیمه غوغا شده است، نامۀ رفتنش انگار که امضا شده است

ای عمو زود بیا، نوجوانی وسط معرکه تنها شده است

نجمه چشمش روشن، چقدر قاسم او خوش قد و بالا شده است

چه حنا بندانی است، صورت غرق به خون تو چه زیبا شده است

زیر و رو شد بدنت، چقدر نیزه که از روی تنت پا شده است

تو که قاسم بودی، از چه تقسیم شدی جسم تو منها شده است

بد کشیدند تو را، قدت انگار که اندازه سقا شده است

چکمه ها جای خودش، نعلها نیز برای تو مهیا شده است

وای از این هلهله ها، سر عمامه ات انگار که دعوا شده است

نوۀ فاطمه ای، چند کوچه برای زدنت وا شده است

چه گریزی زده ای، سینه ات مقتلی از روضۀ زهرا شده است

میخ در نیست ولی، تیغ هر قدر که می شد به تنت جا شده است

برای پر زدنت حجم آسمان کم بود        ولی به بال و پر خسته ات توان کم بود

شتاب کردی و واماند بند نعلینت         چقدر شوق شهادت مگر زمان کم بود

چرا تو را همۀ کوفه سنگ باران کرد         درون لشکر آنان مگر سنان کم بود

جمل بهانۀ خوبی به دستشان می داد    برای کشتن تو بغض نهروان کم بود

به فکر جایزۀ بردن سرت بودند     شراب خون تو در سفره هایشان کم بود

نفس کشیدن تو رنگ و بوی زهرا داشت      میان سینه تو چند استخوان کم بود

سه شعبه یه کاری کرد... اصلا گردن متلاشی شد... گلو رفت... اربا اربا یه کاری کرد بدن پاره پاره این ور اون ور ریخت... اما باقاسم یه کاری کردند بدن له شد... علی اکبر از بدن اربا اربا شد اما قاسم از استخوان ها اربا اربا شد...

یک جنگی کرد قاسم ابن الحسن... دوره اش کردند از روی مرکب انداختنش... ابی عبدالله از دور بالای بلندی نگاه می کرد ذکر زیر لبها داشت... تا جمعیت زیاد میشد ابی عبدالله بر افروخته می شد... یه جا از مرکب افتاد روی زمین؛ صدا زد عموجان به دادم برس... یه مرکب حسین یه مرکب عباس... شتافتند وسط لشکر  ...صدا ازجایی که می اومد عباس دور و برش رو خالی کرد... یه وقت حسین دید قاتل نشسته رو سینه قاسم شمشیر در دست، زلفهای قاسم تو دستشه... از ترس فرار کرد...

سراپا کوفته در هم شکسته، آنچنانی که      نمیشد تا عمو گیرد به دست خویش دستانش را

تمام بند بند بدنش شکسته بود... دست و پا شکسته، صورت شکسته... حسین صبر کرد تا این بچه نفسهای آخرش رو زد بعد بلندش کرد... همچی که بدن و بلند کرد صدای استخوان شکسته ها بلند شد...

سبک دشتی...

آی گل پژمرده پژمردن ندارد      زپا افتاده پا خوردن ندارد

مرا بگذار عمو برگرد خیمه    تن پاشیده که بردن ندارد

بیا شوق مرا ضرب المثل کن     تمام ظرفهایم را عسل کن

برای اینکه از دستهایت نریزم      مرا آهسته آهسته بغل کن

آی این لبم بوی پدر دارد عموجان    سرم شوق سفر دارد عموجان

آخ تمام سنگها بر صورتم خورد     آخه یتیمی دردسر دارد عموجان

شکر خدا را که در پناه حسینم   عالم از این خوبتر پناه ندارد


 

1-      متن شعر سینه زنی کریمی (زمینه) شب ششم محرم 92(قاسم ابن الحسن)

عمو حسین عمو حسین...

سر تو رو دامنم می ذارم      کسی نمیدونه چه حالی دارم(3)

پدرت اومده، طاقت بیار پسرم

گل شکسته سینه/ دل منو بردی مدینه(2)    برادرم کجاست که / حال برادرش و ببینه

تو صدا می زنی / من میام از حرم     دست و پا میزنی / من زمین می خورم

نالۀ عالمین / یا حسن یا حسین(2)

گل شکسته سینه/ دل منو بردی مدینه(2)    برادرم کجاست که / حال برادرش و ببینه

نالۀ عالمین / یا حسن یا حسین(2)

تو صدا می زنی / من میام از حرم     دست و پا میزنی / من زمین می خورم

گل شکسته سینه/ دل منو بردی مدینه(2)    برادرم کجاست که / حال برادرش و ببینه

نالۀ عالمین / یا حسن یا حسین(2)

به وصیتت عمل میکنم / تن خونیت و بغل میکنم      همۀ آغوشم و / غرق عسل میکنم

تموم نیزه دارا / خون تو رو گردن میگیرن   هزار هزار فرشته / سر تو بغل میگیرن

حجلۀ سرخ تو/ شاخ شمشاد من      شد به پا آخر ای / یادگار حسن

نالۀ عالمین / یا حسن یا حسین(2)

گل شکسته سینه/ دل منو بردی مدینه(2)    برادرم کجاست که / حال برادرش و ببینه

نالۀ عالمین / یا حسن یا حسین(2)

میدونی که نور چشم منی / امانت برادرم حسنی      حالا پیش نگاهم داری جون می کنی

ای استخوان شکسته / کبوتر در خون نشسته       هلال نعل مرکب چه غریبونه چشاتو بسته

نقش پیراهنت / شد پر از ردپا      پیرهنت شد مثل/ پیرهن مجتبی

بابات تیر بارون شد کفن پاره پاره و سوراخ سورخ شد...ای...

گل شکسته سینه/ دل منو بردی مدینه(2)    برادرم کجاست که / حال برادرش و ببینه

نالۀ عالمین / یا حسن یا حسین(2)

 

2-      متن شعر سینه زنی کریمی (سنگین) شب ششم محرم 92(قاسم ابن الحسن)

کبوتر عشق من داری سفر میکنی      هوای چشم من و گرفته تر میکنی

من و میکشی میری از خیمه ها

من و میکشی آخر ماجرا    من و میکشی میزنی دست و پا (2)

من و، داره میکشه  عمو،غم رفتنت   میری، میمونه ولی، با من، بوی پیرهنت

تو که دامن از خیمه ها می کشی    پَر از خیمه ها تا خدا می کشی

رو خاک زمین تا که پا می کشی

من و میکشی آخر ماجرا    من و میکشی میزنی دست و پا

من و میکشی میری از خیمه ها(3)

لبت پر از خونه و / قدت شده مثل من     شبیه مادر شدی / میاد صدای حسن

بلایی که اینجا سرت اومده    یه روزی سر مادرت اومده

عمو جون بالای سرت اومده (2)

من و میکشی آخر ماجرا    من و میکشی میزنی دست و پا

من و میکشی میری از خیمه ها(3)

 

3-      متن شعر سینه زنی کریمی (سنگین-سنتی) شب ششم محرم 92(قاسم ابن الحسن)

گفت و قاسم به فغان ای عمو اذن به میدانم بده(2)     دستِ خطِ پدرم گیر و شمشیر به دستانم بده(2)

تا کنم قربان جانم ای جانان / من مهیای جهادم تو فرمانم بده(2)

این منم یل پسر فاتح عرصه جنگ جمل      من به فرمان توأم رو در روی خیل بل هم اضل

شیر میدانم ای عمو جانم / جان سپاری شده بهر تو احلا من عسل

تا کنم قربان جانم ای جانان / من مهیای جهادم تو فرمانم بده(2)

ای که عالم ز ازل گشته فرمانبر چشمان تو    آمدم تا بگیرم حرز زهرا از دستان تو

هستم از هستت می بوسم دستت / این منم آیه ای از یاسین قرآن تو

گفت و قاسم به فغان ای عمو اذن به میدانم بده     دستِ خطِ پدرم گیر و شمشیر به دستانم بده

تا کنم قربان جانم ای جانان / من مهیای جهادم تو فرمانم بده(2)

زد به میدان بطل هاشمیون قرص ماه حسین    گفت و ای قوم منم قاسمم فانی راه حسین

اشجع الناسم دست عباسم / او حبیب من و من هم خاطر خواه حسین

جان کنم قربان در ره جانان / من مهیای جهادم تو فرمانم بده

زد به میدان چنان گویی در عرصه حیدر آمده     شیر نر در جمل و حیدر در بدر و خیبر آمده

می دید از خیمه عمو وعمه / نیزه خورده است و به پهلو مادر آمده

ای عمو جان کمکم کن که من افتادم از صدر زین    مادرم فاطمه و بابایم با امیرالمومنین

پهلو شکسته ابرو شکسته/ بیا جان دادن من با لب عطشان ببین

ای حسین....

 

4-      متن شعر سینه زنی کریمی (شور) شب ششم محرم 92(قاسم ابن الحسن)

حسین حسین...

ای شه بی کفن / ای همه دین من      من هلاک تو و / تویی، تو روحم به تن

ای شه بی کفن / ای همه دین من      من هلاک تو و / تویی ارباب من

من هلاک تو و تو همه عشق من    من حسینی ام و کربلایم وطن

ای شه بی کفن یاحسین یا حسین / ای همه دین من      من هلاک تو و / تویی تو ارباب من

ای شهید خدا / کشتۀ گریه ها        در همه سینه ها / ما همه سینه زن

ای شه بی کفن / ای همه دین من      من هلاک تو و / تویی، تو روحم به تن

یابن خیر النساء/ زادۀ مرتضی       سبط پاک نبی / روح و جان حسن

ای شهیدان تو / جمله عیسی دم و        جای جولان تو / عرصۀ عالم و

مِهر تو تا ابد مُهر عالم شدن 

سلام ما بر تو و / به نازنین پیکرت     سلام ما بر تو و / به اصغر و اکبرت

سلام ما بر تو و / به خواهر مضطرت    سلام ما بر تو و / امیر آب آورت 

بیا و دریاب مرا / امیر و سلطان من

ای شه بی کفن / ای همه دین من       تویی تو ارباب من / تویی تو مهتاب من

تویی تو محراب من/ تویی میِ ناب من        به عشق تو می شوم / با جهان تن به تن

 یا حسین ....

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146