کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٢/۱٢/۱٠

1-      متن شعر روضه کریمی شب چهارم محرم 92

نبینم اشک تو چشات موج بزنه    قدمات بروی چشمای منه
شب جمعه شب سینه زدنه
می میرم برای اون صدای تو      برای نالۀ یا جدّای تو
کی می دونه چیه روضه های تو    آقاجون فدای تو
بانی مجلسای خود خدا     مهمون گوشه نشین هیئت ها
آقا جونم پیش ما یه بار بیا
شب جمعه است دل ما رو هم بخر    اگه کربلا میری ما هم ببر
امشب هم مثل همیشه تنهایی     تا خود اذون صبح کربلایی
کردی آقا دلامون و هوایی      اگه کربلا میری ما هم ببر
شب جمعه شب یا ربه بیا    شب کربلامون امشبه بیا
شب بچه های زینبه بیا      اگه کربلا میری ما هم ببر
-------- ______--------

ازخیمه درآمد، دوران غم زینب کبری به سر آمد
از سوی برادر، هم جای خودش هم که به جای پدر آمد
این عون و محمد، شاید که در این جنگ به کارت سپر آمد
دیدند خلائق، در سایه عباس دو قرص قمر آمد
بهتر بدهم شرح، در حاشیۀ ماه دو تا شیر نر آمد
از سمت یمین عون و از سمت یسار آه، محمد به درآمد
با نیزه و شمشیر، دیدم که یکی از طرفی با تبر آمد
حریف نشدند دورشون کردند، وارد میدان شدند چنان فریاد زدند ما پسران زینبیم، نگفتند ما فرزندان عبدالله جعفریم، تکیه شون به زینبه، ما بچه های زینبیم. روحیه لشکر خراب شد... دو تا جوون به لشکر زدند دماری از اون نامردا درآوردند... اومد گفت امیر چه کنیم، مگه نمیدونید اینها شیر دختر علی رو خوردند، جدشون جعفر طیاره، جدشون علی، اینها پشت به پشت هم باشن عالم حریفشون نمیشه، بینشون فاصله بندازید... حمله کردند لشکر فاصله افتاد، این دوتا داداش از هم جدا شدند... دونه دونه رو حلقه کردند... من نمیدونم حسین این دوتا رو چه جوری جداجدا برداشت.
با نیزه و شمشیر، دیدم که یکی از طرفی با تبر آمد
تا اینکه شکستند، پس هلهله از لشکر بی شرم برآمد

مادر تو خیمه است، فقط و فقط مادر تو خیمه است، بقیه گفتند بچه های زینب رفته اند، گهگاهی یکی از مخدرات وارد میشد میگفت خانم جان سالمن دارند می جنگن، میگفت الحمدلله بچه های من به دایی شون رفتند. عباس دل تو دلش نیست از صبح تا حالا داره داغ میبینه ... همه زنها دارند از بیرون خیمه نگاه می کنند...
سرسلسه زینب، فهمید که بیچاره شد از هلهله زینب
تو خیمه بود فهمید که صدای هلهله لشکر بلند شد، گفت تموم شد
با عون و محمد داده است در اینجا به برادر صله زینب
از راه رسیدند، در اصل دو تا هدیۀ ناقابل زینب
با این دو برادر در کربلا ریخته شد از گل زینب
تا لحظۀ آخر جنگیده و گفتند امان از دل زینب
تا اشک نریزد، پنهان شده در خیمه از این مسئله زینب
در موقع این جنگ یک دشت حسین آمده یک قافله زینب
در موقع این جنگ دریای حسین آمده در سایۀ زینب
آرامش حسینه... اینها آرامش رو به هم رد و بدل میکردند، اینجا زینب آرامش حسین بود روز عاشورا حسین آرامش زینب شد، با دست اشاره کرد به سینۀ زینب آرام گرفت...

در موقع این جنگ دریای حسین آمده در سایۀ زینب
تا لحظۀ گودال مانند کمان گشته در این فاصله زینب
شد بی بی عالم بی آینۀ بی عاله، در سلسله زینب

از خیمه بیرو نیومد، وفا رو ببین... در جنس وفا خواهر و برادری اگه بخواهیم حساب کنیم...جنس وفای عباس و حسین یه چیز دیگه است، جنس وفای زینب یه نوع دیگه است. از خیمه بیروننیومد. آقا قمر بنی هاشم سه تا داداش هاشو قبل از خودش فرستاد. فرمود چه میکنی عباس؟  عرضه داشت آقا می خواهم در راه تو داغ برادر هم ببینم. ببین چقدر زینب و عباس شبیه هم اند   ... حسین جان دو تا از بچه هام رفتند کاش میشد زنها هم برند اگه میشد زن و بچه برند یه نفر تو خیمه نمی موند همه میخاستیم برات بمیریم...بیرون نیومد از خیمه ... سوال کردند فرمود آخه ترسیدم داداشم خجالت بکشه... نه اینکه نتونه ببینه ... زینب چگونگی اربا اربا شدن علی اکبر رو دید ... با اون بسط روحش خانم زینب اومد بالا سر علی اکبر... دید حضرت اباعبدالله داره قالب تهی میکنه خودش رو نداخت رو بدن حضرت علی اکبر... ای وای آدم واقعا می مونه تو این جلال و جبروت و این اقتدار... بی جهت نیست خانم می فرماید «ما رأیت الا جمیلا» من همش زیبایی دیدم
«زیر شمشیر غمش رقص کنان خواهم رفت» شهدای ما هم همینطوری بودند... دعوا بود سر روی مین رفتن... داوطلب شدند روی مین برن معبر باز کنند... طرفین گردان جلو رفتند معبر باز شده، اگه نرن به قول رفقا قدیمی ها اونهایی که دیدند قیچی میشدند گردانهای بغل... راهی نبود ... معبر باز بشه...کی حاضره معبر باز کنه؟ دستا بلند میشد یه دعوایی همون اول میشد. یکی می گفت ببین تو زن و بچه داری... اون یکی میگفت تو هم نباید بری یه مادر پیر داری منتظرته ... اینطوری سر کشته شدن برا حسین سر و دست میشکنند...
«در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا       سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت» روضه بخونم ...

امر شد از دو طرف بر دو برادر بزنند      بیشتر از علی اکبر دو برابر بزنند
تا مگر ناله شان خیمه زینب برسد       امر شد پَر بِکَنند و پس از آن پَر بزنند
نیزه ای آمد و از سینۀ هر دو رد شد      داد میزد سرشان حرمله، بهتر یزنند
دو زنا زاده رسیدند تبرها در مشت   تا که دایی نرسیده است دو تا سر بزنند
ارابا اربا شدن هر دو که تکراری بود    شمر آمد به کمک ضربه به حنجر بزنند
بخدا ترس دارم ولی میگم...
کاکل هر دو به مشتِ دو حرامی پیچید     قصد کردند که با نیت مادر بزنند
مادر چیکار میکرد اینجا...
گفت زینب به ابالفضل دو عینم را گیر     برو و زیر بغلهای برادر را گیر
امان از دل زینب...روز یازدهم ، هر طرف نگاه میکرد ... هفده ماه روی نیزه... یه طرف نگاه میکرد آخ عمه جان... یه طرف نگاه میکرد میگفت آخ مادر... یه طرف نگاه میکرد میگفت خواهرت بمیره... اما بیشتر که میزدند عباس رو نگاه میکرد...


 

1-      متن شعر سینه زنی چهارضرب (کریمی)

اگر که عضو عضو من      یاحسین یاحسین یاحسین یاحسین 
ز هم شود جدا حسین      یاحسین یاحسین یاحسین یاحسین 
جدا نگردم از غمت    حسین حسین حسین حسین
به عزت خدا حسین،   حسین حسین حسین حسین
منم منم منم منم    ״  ״       تو را تو را گدا حسین  ״  ״
ز دور خردسالی ام  ״  ״       تو را زدم صدا حسین   ״  ״
الهی آنکه جان من        شود تو را فدا حسین
تمام عمر بوده ام      گدای یک نظاره ات
به سینۀ شکسته و       به قلب پاره پاره ات
نه من تو را رها کنم     نه تو مرا رها حسین
به اشک دیدۀ ترت       به خون پاک حنجرت
به حنجر بریده و         به قطعه قطعه پیکرت
به رأس از بدن جدا    به صورت منوّرت
به جای تازیانه و
به ضرب تازیانه و            تن کبود دخترت      
مرا ز من جدا کن و         ز خود مکن جدا حسین(2)
اگر مرا رها کنی          تو را رها نمی کنم
سر از تنم جدا کنی     چون و چرا نمی کنم
زینب ای اهل وفا   حسین حسین         زینب ای اصل وفا  حسین حسین        
خواهر خون خدا  حسین حسین
زینب ای یار حسین  ״  ״         عشق سرشار حسین ״  ״
 بعد عباس علی              ای علمدار حسین(2)
همسنگرِ حسین             ای خواهر حسین (2)
ای حیدر حسین           در مسیر کوفه
ای حیدر حسین  
 در میان غمها              ای مادر حسین
ای معنی عشق         بانوی دمشق
 مصداق وفا          ناموس خدا
شیدای حسین        زهرای حسین
 بانوی حجاب       بانوی عفاف
تفسیر کتاب (2)
السلام و یا         شاه با وفا
السلام و یا  حسین حسین      شاه کربلا  حسین حسین
ارباب حسین     ״  ״               دریاب مرا      ״  ״
پرپر می زنم / با سینه زنها         له له می زنم / تا کرب و بلا 
اشک فاطمه / اشک زینبین        می ریزه کف / بین الحرمین
گرم هروله/ کل عالمین        از علقمه تا / مقتل الحسین
حسین حسین.... (شور)

 2-      متن شعر سینه زنی شور (کریمی)

اذن میدان بده بر گلهای من       رحمی کن بر من و گریه های من
التماس و ببین، در صدای من     
من موندم با تو /  نبینم اشکاتو     بیا تا با دستام / بگیرم اشک چشماتو
دلگیرم /  آخه بی تو می میرم     دارم انگار می بینم سر تو بر نی (2)
پنجاه و چند ساله پیش تو مدینه     عهدی بستیم ما با هم توی سینه
سهم من یا اخا بیشتر از اینه
گریونه زینب /  پریشونه زینب     تو که سرگردونی / ببین سرگردونه زینب
دلداره /  داره خواهر آواره       میشه خواهر تا میره سر تو بر نی
دلگیرم /  آخه بی تو می میرم     دارم انگار می بینم سر تو بر نی (2)
گریونه زینب / پریشونه زینب     تو که سرگردونی /  ببین سرگردونه زینب(2)
این دو خواهر زاده /  دل به تو بستند        نوۀ بانوی پهلو شکسته اند
اینها فدایی اکبرت هستند
 تو جای حیدر / منم جای مادر    می دونم که داغت به دلم می مونه آخر
این راه / حرم آل الله      میشه زینب همراه / سر تو بر نی
دلگیرم /  آخه بی تو می میرم     دارم انگار می بینم سر تو بر نی (2)
------- ___________---------

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب     هنوز نام تو برد کمال بی ادبی است
حسین حسین ....
 

3-      متن شعر سینه زنی سنگین (کریمی)

ای برادر بیا آبرویم بخر در بر لیلا     نوگلانم را قبول درگاه شاهانه ات فرما
تا به پیش تو در راه تو جان کنند احیا
من خواهر توأم / همسنگر توأم     گر زنی دست رد / میبرم شکوه بر/ مادرم زهرا(2)
ای برادر بیا آبرویم بخر در بر لیلا     نوگلانم را قبول درگاه شاهانه ات فرما
تا به پیش تو در راه تو جان کنند احیا
 من خواهر توأم / همسنگر توأم     گر زنی دست رد / میبرم شکوه بر/ مادرم زهرا(2)
فرزندانم به فدای سر علی اکبر     اینان بمانند و به میدان رود علی اصغر
بهتر که از شرم تو دهد جان خود خواهر
ای ولی خدا / کن قبول این دو را      رو زدند به تو ای زادۀ زهرا و حضرت حیدر
من خواهر توأم / همسنگر توأم     گر زنی دست رد / میبرم شکوه بر/ مادرم زهرا(2)
این دو یل شاگرد زادۀ حیدر کرار    درس آموخته در مکتب عشق علمدار
زادۀ مرتضی و عبدالله ابن جعفر طیار
جان زهرا بیا / راهی کن این دو را     راحتم کن از این غصه و دست خود از دلم بردار
من خواهر توأم / همسنگر توأم     گر زنی دست رد / میبرم شکوه بر/ مادرم زهرا(2)
-----------____________-----------

یا حسین...(شور)
دو خورشیده / جهان آرا     دو قرص ماه / و دو اختر   
دو آزاده / دو دلداده        دو رزمنده / دو همسنگر
دو شایسته / دو وارسته    دو دردانه  /  دو ریحانه
دو نور دیده در دیده     دو روح روح / و در پیکر
حسین مظلوم / حسین مظلوم ....

4-      متن شعر سینه زنی شور- دودمه (کریمی)

رو در روی همه کفار /  شیران جعفر طیار / ابناء حیدر کرار
هر دو تشنه تر از صحرا /  هر دو چون حضرت سقا / بر لبها ذکر یا زهرا
یا زهرا...
رو در روی همه کفار /  شیران جعفر طیار / ابناء حیدر کرار  /حسین
هر دو تشنه تر از صحرا /  هر دو چون حضرت سقا / بر لبها ذکر یا زهرا /حسین
زینب /حسین    زینب /حسین ...  شور...
 

5-      متن شعر سینه زنی شور (کریمی)

تو ماه  دل آرایی /  ارباب دو دنیایی / ما مجنون تو لیلایی
به به به چه اسمی داری
تو حیدر تو زهرایی  /  تو مولا تو آقایی  /  ما تشنه تو دریایی
به به به چه اسمی داری
تو ماه  دل آرایی / ارباب دو دنیایی / ما مجنون تو لیلایی
به به به چه اسمی داری
-----------___________------------

تو صدات دعوت و شرمنده از این تاخیرم       تو هیاهوی زمونه با خودم درگیرم
نفسم خس خس برگاست که زیر پا میره     هوای دنیا چه سنگینه دارم می میرم(2)
 باید اول دل و پیش قدم کنم         باید این فاصله ها رو کم کنم
تا تو یک بار من و قابل بدونی      بتونم پرچمت و علم کنم
میره هرکس که دلش رفتنیه          تو دلش رازهای ناگفتنیه
شب جمعه حرمش دیدنیه دیدنیه(2)
یه شکسته پرم و تو هوس پروازم      بی صدا موندم و شد بغض گلو آوازم
حالا که از حرمت دورم و نزدیک غمم      یه حرم توی دلم از جنس غمت می سازم
اومدم تا که برات گریه کنم     زیر خاکم به هوات گریه کنم
بغض این ده شبه همراهمه تا       واسه خشکی لبت گریه کنم
دل من وقف هوای حرمت        همیشه سائله لطف و کرمت
شب و روز گریه برای تو کمه / بازم کمه
میره هرکس که دلش رفتنیه          تو دلش رازهای ناگفتنیه
شب جمعه حرمش دیدنیه دیدنیه(2)
واسه خشکی لبات عمریه که می بارم    می بارم تا کمی از بار غمت بردارم
میشه بارونی هوای چشای دور از تو     دلم و تا که به دست غم تو می سپارم
باید اون قدر بشینم به پای تو     تا بتونم که بشم فدای تو
همۀ درد و غمت برای من    آقا جون اشک چشام برای تو
 توی روضت نوکرت پر می گیره    رخصت از حضرت مادر میگره
دوباره گریه رو از سر می گیره /سر میگیره
میره هرکس که دلش رفتنیه          تو دلش رازهای ناگفتنیه
شب جمعه حرمش دیدنیه دیدنیه(2)
---------_____________---------

گاهگاهی از دو چشمم اشک میبارد      خدا... این بلاتکلیفی چشم از نگاه زینب است

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146