کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٢/۱٠/٢٥

متن اشعار میلاد با سعادت حضرت محمد(ص) و امام صادق (ع) – 17 ربیع الاول

این شبا دل تو سینه نیست عازم کوی احمد است      چون که شبِ تولدِ نبیِ ما محمّد است
یا محمّد قدم به چشمِ ما نهادی      یا محمّد فدای تو این همه شادی
ای همه هست فاطمه یا محمّد یا محمّد یا محمّد      صدای قلبِ آمنه یا محمّد یا محمّد یا محمّد
مولانا محمد مولانا محمد مولانا محمد( 3)
یه نقشِ زیبا رو دلم همیشه غوغا میکنه     گنبد سبز نبوی دلم رو شیدا میکنه
یا محمّد تو هر سرایی پا بذارم      یا محمّد نامِ تو رو تو سینه دارم
تو قبله گاه دلمی یا محمّد یا محمّد یا محمّد    تو چاره مشکلمی یا محمّد یا محمّد یا محمّد
مولانا محمد مولانا محمد مولانا محمد( 3)
در شبِ میلادِ نبی بوی شقایق اومده     دسته گلِ محمّدی امام صادق اومده
یا محمّد دعای ما همه همینه      یا محمّد جوازِ مکه و مدینه
فدای لطف و کرمت یا محمّد یا محمّد یا محمّد     حال و هوای حرمت یا محمّد یا محمّد یا محمّد

ای روشن از تو چشم ما یا محمّد یا محمّد یا محمّد     مهر تو در سینه ما یا محمّد یا محمّد یا محمّد

ای رحمت للعالمین یا محمّد یا محمّد یا محمّد     نور تو در کل زمین یا محمّد یا محمّد یا محمّد

مولایا محمد مولایا محمد ....

مولایا علی ...

*****************************************************

بوی خصال محمد آمد،        صادق آل احمد آمد
*****
صلوات خدا به مه جمالش       به مه جمالش به رسول و آلش
خوش آمدی خوش آمدی امام صادق      آینه ی محمدی امام صادق
*****
بیت ولایت آمده گلشن     امام باقر چشم تو روشن
روی سینه قرص قمرت مبارک     دیدن جمال پسرت مبارک
خوش آمدی خوش آمدی امام صادق     آینه ی محمدی امام صادق
*****
امام قرآن پیام قرآن      تمام احمد تمام قرآن
عرفای عالم نوری از چراغش      علمای اسلام لاله های باغش
خوش آمدی خوش آمدی امام صادق     آینه ی محمدی امام صادق
*****
از دو ولادت دل شده خرم       امام صادق رسول اکرم
زین دو گشته دایر مکتب تشیع       مکتب تشیع مذهب تشیع
خوش آمدی خوش آمدی امام صادق     آینه ی محمدی امام صادق
*****
ز صبح صادق پیام صادق       رسد که آمد امام صادق
خوش آمدی خوش آمدی امام صادق     آینه ی محمدی امام صادق
*****
دوباره میلاد احمد آمد     تکرار عید محمد آمد
این عید نبوت این جشن ولایت     از لطف الهی بر ما شد عنایت
خوش آمدی خوش آمدی امام صادق     آینه ی محمدی امام صادق

*****************************************************

متن سرود میلاد – حضرت محمد صلی الله علیه و آله

جلوه ی نور حیّ سرمد    از همه سَروَران سَرآمد
خاتمُ الانبیا یا احمد   یا سیّدُنا یا محمّد
فدای قدر و اجلال تو    هر دلی گرم اقبال تو
صلوات بر تو و آل تو
سیدی سیدی یا احمد...
ای اُمید همه یا احمد     خوبی را خاتمه یا احمد
به هر لب زمزمه یا احمد    یا ابالفاطمه(س) یا احمد
مِدحَتِ تو نوای لبها     ذکر تو ، گرمی یا ربها
نور تو روشنای شبها
سیدی سیدی یا احمد...
صلواتِ خدا بر رویت     آسمان گشته خاک کویت
دل بسته به تار گیسویت    مرحبا به خُلق و به خویت
رسول اکرم و اعظمی    بر سرّ ایزدی مَحرمی
اوّلین شخص این عالمی
سیدی سیدی یا احمد...

*****************************************************


شب شوق و شب وجد و شب شور و شب پیدایش نور
شاعر سازگار حاج غلامرضا (قالب بحر طویل)

شب شوق و شب وجد و شب شور و شب پیدایش نور و شب تکرار تجلای رسولان الهی،
رسد از ارض و سما و ملک و حور، گواهی که شب هجر سر آمد،
سحر آمد، سحر آمد، خبر آمد، خبر آمد که شد از آب تهی رود سماوه،
شده چون دامن تفتیده ی صحرای قیامت کف دریاچه ی ساوه،
خبری تازه به گوش و رسد از غیب سروش و شده آتشکده ی فارس خموش
و عجبا اینکه فرو ریخته یکباره به هم کنگره ی کاخ مدائن،
نفس پادشهان حبس شده در دل و گشتند همه لال ز گفتار،
به امر احد خالق دادار، دگر راه سماوات به شیطان شده مسدود،
بتان یکسره بر خاک فتادند و نگویند مگر ذکر خداوند و رسول دو سرا را
***********
عرش و فرش و ملک و آدمی و کوه و در و دشت و یم و قطره و مهر و مه و سیاره و منظومه ی شمسی و کرات و همه افلاک الی این کره ی خاک ز برگ و بر و ریگ و حَجَر و شاخه و نخل و ثمر و بام و در و مرد و زن و پیر و جوان،
ابیض و اسود، همه گویند درود و صلوات از طرف ذات خداوند تبارک و تعالی و همه عالم خلقت،
به خصال و به کمال و به جلال و به جمال و قد و بالای محمد کهخداوند و ملایک همه گویند درودش،
همه خوانند ثنایش، همه مشتاق لقایش، همه عالم به فدایش، همه مرهون عطایش،
که خدا خلق نموده است به یمن گل رویش فلک و لوح و قلم را، ملک و جن و بشر را و همه ارض و سما را
***********
چار ماه است که گردیده به تن آمنه را جامه ی ماتم، به رخش هاله ای از غم، غم عبدالله والا گهرش،
شوهر نیکو سیرش، اشک روان از بصرش، اشک نه خون جگرش، خون نه که یاقوت تَرش،
بود یکی غنچه از آن لاله ی پرپر ثمرش، داشت چو جانی به برش،
بلکه ز جان خوب ترش، مونس شام و سحرش،
تا که شبی دید همان مادر دلباخته در خواب، که در دست گرفته است گلی خرم و شاداب،
که برده است ز گل های دگر آب، نظر کرد بر آن لاله ی فرخنده که برگشت،
یکی قرص قمر گشت، به یک لحظه پسر گشت، نکوتر ز پدر گشت، چو بیدار شد از خواب،
خوش و خرم و شاداب، دلش شد ز شعف آب، به یاد آمدش این نکته که نه ماه تمام است،
مه حُسن ختام است، رسیده مه میلاد گرامی پسرش، بر رخ قرص قمرش خندد و بی پرده کند سیر تماشای خدا را
 ***********
لحظه ها بود بر آن مادر فرخنده ی افراشته اقبال، بسی بیشتر از سال،
شب و روز زدی طایر جانش ز شعف بال، که کی جلوه کند از صدف آن گوهر اجلال،
که یک بار دگر نیمه شبی خواب ربودش، همه شد نور وجودش، ز عنایات خداوند ودودش،
عجبا دید که خورشید زپهلوش درخشید و فروغ ابدیت به جهان یکسره بخشید،
به ناگه دُر پاکش ز صدف داد ندا، کای صدف گوهر یکتای خدا، مادر انوار هدی،
خیز که هنگام فراقت به سر آمد، شب تنهایی و اندوه و غمت را سحر آمد،
شب میلاد گل گلشن هستی به نجات بشر آمد،
چه مبارک سحری بود که ناگاه به هم درد فشردش شبی آرام در آن حجره ی خاموش نه یاری نه قراری،
تک و تنها ز دم احمدی خویش پراکنده در امواج فضا عطر دعا را
***********
دگر از درد گل انداخته رخسار نکویش، شده انوار خداوند فروزنده ز رویش،
نگهش سوی سما بود و همه محو خدا بود که سقف حرمش لاله صفت باز شد و لحظه ی اعجاز شد و با خبر از
راز شد و دید در آن درد و الم چارزن پاک،
تو گویی که رسیدند ز افلاک و همانند ندارند به روی کره ی خاک،
یکی حضرت حوا و دگر مریم عذرا و دگر هاجر و سارا،
همه مبهوت جلالش، همه بر دور جمالش، همه دیدند مقامش، همه گفتند سلامش،
بگرفتند در آغوش چو جانش، زهی از عزت و شأنش، نگه هاجر و سارا به گلستان رخ حور نشانش،
که در آن لحظه کف دست به پهلوش کشید از دو طرف مریم عذرا که به یکباره به پا خواست صدای خوش تکبیر ز کوه و شجر و دشت و دَرِ مکه،
جهان غرق در انوارالهی شد و دیدند که مرآت جمال احد قادر سرمد،
مدنی مکی ابوالقاسم و محمود و محمد، نبی اُمّی خاتم،
به روی دامن مریم ز فروغ رخ خود کرد منور همه جا را
***********
بشنوید از دو لب آمنه آن مادر فرخنده ی احمد که چو بگذاشت قدم بر کره ی خاک محمد،
ز رخش نور عیان گشت و فروزنده از آن نور جهان گشت،
که با جلوه ی ماه رخ او دیدمی از دور قصور یمن و شام و به گوش آمدم از جانب معبود ندایی که الا آمنه زادی پسری را که بود از همه ی خلق سرآمد،
که بود آینه ی طلعت ذات احد قادر سرمد،
که بود کنیه ابوالقاسم و نام احمد و محمود و محمد که در آن حال همان چار زن پاک،
تن خوبتر از جان ورا شسته به ابریق بهشتی،
پس از آن مریم عذرا به یکی حلّه ی زیبای بهشتیش بپوشاند و لب خویش به لبخند گشودند و سلامش بنمودند و
ستودند مقام و شرف و عزت آن پاک ترین عبد خداوند نما را

*****************************************************

همه جا غرق نور همه جا شوق و شور
شاعر حاج غلامرضا سازگار

همه جا غرق نور همه جا شوق و شور    همه جا جشن عید همه جا خلد و حور
ملک و جن و انس شده غرق سرور
ای نثارِ ماهِ رویت سوره ی نور و تبارک     یا محمّد یا محمّد عید میلادت مبارک
*****
آسمان و زمین جبرئیل امین    همه ی مؤمنات همه ی مؤمنین
شده محو رخ خاتم المرسلین
ای نثارِ ماهِ رویت سوره ی نور و تبارک     یا محمّد یا محمّد عید میلادت مبارک
*****
مژده امشب خموش شده آتشکده      در تمام وجود نور حق سرزده
خاتم المرسلین در جهان آمده
ای نثارِ ماهِ رویت سوره ی نور و تبارک     یا محمّد یا محمّد عید میلادت مبارک
*****
کعبه امشب بگرد مکه امشب ببال     زمزم امشب بخوان شعر شور و وصال
این تو این منظرِ قادر ذوالجلال
ای نثارِ ماهِ رویت سوره ی نور و تبارک     یا محمّد یا محمّد عید میلادت مبارک
*****
آمنه آمنه احمد است این پسر     با تبسم بگیر مثل جانش به بر
بشنو از جبرئیل وصف خیرالبشر
ای نثارِ ماهِ رویت سوره ی نور و تبارک     یا محمّد یا محمّد عید میلادت مبارک
*****
آمنه آمنه حُسن سرمد ببین     منظر و مظهر حیِّ سرمد ببین
عکس وجه خدا در محمّد ببین
ای نثارِ ماهِ رویت سوره ی نور و تبارک     یا محمّد یا محمّد عید میلادت مبارک
*****
آمنه آمنه آفرین آفرین بر تو و این پسر از جهان آفرین
قصر شامات را جمالش ببین
ای نثارِ ماهِ رویت سوره ی نور و تبارک    یا محمّد یا محمّد عید میلادت

*****************************************************
الله مدد الله مدد الله مدد الله مدد
یارسول الله نظر یارسول الله نظر

ای یار من ای یار من
ای یار بی زنهار (همتای)من
ای هجر تو دلسوز من
ای لطف تو غمخوار من (3)
الله مدد . . .

خوش می روی در جان من
چون می کنی درمان من
ای دین من ایمان من
ای مهر گوهربار من(3)
الله مدد . . .

ای جان من ای جان من
سلطان من سلطان من
دریای بی پایان من
بالاتر از پندار من(3)
الله مدد . . .

ای شب روان را مشعله
دیوانگان را سلسله
ای منزل هر قافله
ای قافله سالار من(3)
الله مدد . . .

پوشیده چون جان می روی
اندر میان جان من
سرو خرامان منی
ای رونق بستان من(3)
الله مدد . . .
*****************************************************

متن شعر میلاد پیامبر و امام صادق- اجرا شده توسط حاج محمود کریمی

ای شور تو در دلها / مولا یا اباالزهرا (2)      امشب سلام میدم / سوی گنبد خضراء(2)
هستی تو نبی الله / هستی تو حبیب الله     اینه ذکر هر روزم / ادرکنی رسول الله
ای شور تو در دلها / مولا یا اباالزهرا (2)     امشب سلام میدم / سوی گنبد خضراء(2)
گلها بی تو پژمرده / نور تو دلم برده      تقدیر مسلمونها / با عشقت گره خورده
ای شور تو در دلها / مولا یا اباالزهرا (2)     امشب سلام میدم / سوی گنبد خضراء(2)
الحق بی نذیری تو / سرمست غدیری تو     با حیدر روز محشر / دستم رو میگیری تو
ای شور تو در دلها / مولا یا اباالزهرا (2)     امشب سلام میدم / سوی گنبد خضراء(2)
دلها با تو شیدا شد / دنیا با تو زیبا شد     زهرا با تو زهرا شد / حیدر با تو مولا شد
دلدار خدایی تو / روح ربنایی تو    ختم الانبیاء جدّ / شاه کربلایی تو
ای شور تو در دلها / مولا یا اباالزهرا (2)     امشب سلام میدم / سوی گنبد خضراء(2)
ای سرچشمه کوثر / بی همتایی و محشر     بود آینه رویت / شهزاده علی اکبر
ای شور تو در دلها / مولا یا اباالزهرا (2)      امشب سلام میدم / سوی گنبد خضراء(2)
(یه بیت برای امام صادق ع)
تو خورشید ایمانی / غرق نور قرآنی     جون من فدات جدّ / سلطان خراسانی

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146