کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٢/۸/٢۱

صلی الله علی الباکین علی الحسین

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است

دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است

وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق

قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق

دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد

به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد

دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا

غروب غربت جانکاه سیدالشهدا

صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است

فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است

خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه

دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله

برات گریه دوباره به چشممان دادند

 به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند

حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست

مزار خون خدا فی قلوب من والاست

محرم آمده آقا صدایمان کردی

برای عرض ارادت، جدایمان کردی

لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم

عنایتی که فقط در امان تو باشم

بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها

پری بده به دلم در شکسته بالی ها

مرا به غربت بی انتهای خود بردی

شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی

هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است

هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است

صدای مرثیه‌ی آب آب می آید

صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید

هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست

هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست

امید اهل حرم می رود به قربانگاه

و یا به سوی منا می رود ذبیح الله

شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید

نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید

از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد

ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد

صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید

صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید

خمیده خواهری انگار می رود از حال

گمان کنم که رسیده حوالی گودال

میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟

میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

یوسف رحیمی

*******************************************

یا حسین با غمت آشنایم عاشقم عاشق کربلایم
من اگر پادشه یا گدایم عاشقم عاشق کربلایم

از غمت خون دل شد غذایم عاشقم عاشق کربلایم
یا حسین جان فداى سر تو جان علی أکبر تو

یا حسین با غمت آشنایم عاشقم عاشق کربلایم
من اگر پادشه یا گدایم عاشقم عاشق کربلایم

بر سر راه دلبر نشینم روى نورانیش را ببینم
غنچه اى گل زروى اش بچینم با شد این آرزو مدعایم

خون دل جارى از دیدهایم عاشقم عاشق کربلایم
من اگر پادشه یا گدایم عاشقم عاشق کربلایم

روز وشب نالم اندر فراقت
گشته ام همچو مجنون زداغت
یا حسین اى گل باغ زهرا بحق بابت علی عشق دلها
کن روا حاجت شیعیان را بر در لطفت چن کدایم

من غلام شاه عالمینم آرزومند کوى حسینم
روز وشب در غم وشور وشینم
بهر عباس اش اندر نوایم

یا حسین با غمت آشنایم عاشقم عاشق کربلایم
من اگر پادشه یا گدایم عاشقم عاشق کربلایم

*******************************************

هرکى میاد پیشم میگه دارم میرم کربُبلا
دارم میرم پیش آقا میرم بسوى نینوى

میگه دارم میرم سفر دعا بکن مسافرم
چیزى میخواى بهم بگو برات از انجا بیارم

از هجر کربلات آقا دیگه دارم دق میکنم
اگه بگذارى من بیام دلم رو عاشق میکنم

حالا که دست روزگار بصورتم سیلى زده
جواب زشتى منو آقا تو با بدى نده

أمیرم أمیرم نبینم کربلاتُ من میمیرم

از هجر کربلاىَ تو موهام داره سپید میشه
دیگه داره از آمدن خسته ونا امید میشه

بگو به من تا کى آقا در انتظارش بشینم
تا کى دلم رو خوش کنم عکس حرم را ببینم

ندیدن صحن وسرات بتَّر از این غم نمیشه
ببر منو کرببلات چیزى ازت کم نمیشه

نگاه بکن یه خسته دل داره التماس میکنه
دلش هر لحظه هوَسَ حرم عباس میکنه

تو رو قسم به کى بدم به مادرت یا به حسن
تو رو بجون زینبت روى منو زمین نزن

گره کار من فقط با دستاى تو وا میشه
اگه شما بخواى آقا نصیبم کربلا میشه

امیرم امیرم نبینم کربلاتُ من میمیرم

اگه تو نخواى منو تو دنیا آواره میشم
یه فقیر دور گرد بى کس وبى چاره میشم

اما سخته از شما ارباب حسین جدا شدن
از شما جدا شدن یعنى آقا پناه شدن

أمیرم أمیرم نبینم کربلاتُ من میمیرم



*******************************************

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود
گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود

جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی
هیچ‌ کس در گوشه ویران به یاد ما نبود

دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را
ابر سیلی روی خورشید رُخَت پیدا نبود

جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب
پاسخم جز کعب نی ،جز سیلی اعدا نبود

دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت
عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود

جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را می‌زدند
ذره‌ای رحمُ و مروت در دل آنها نبود

دخترم وقتی عدو می‌زد تو را برگو مگر
سیّد سجاد زین‌العابدین آنجا نبود

جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود
کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود

دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس
مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود

جان بابا من دویدم زجر هم می ‌زد مرا
آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود

دخترم من از فراز نی نگاهم با تر بود
تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود

جان بابا ابر سیلی دیده‌ام را بسته بود
ورنه یک لحظه‌ غافل دلم بابا نبود

*******************************************

شبی ساکت و دلگیر
خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر
وهنگام اذان بود که پیچید در آفاق، همه جا نغمه ی تکبیر
نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش
و مشغول دعا باش
که آن لحظه بود لحظه ی شیرین اجابت
و باز است به درگاه الهی در رحمت
شدم غرق عبادت
دو چشمم پر از اشک شد و روی لبانم همه سوگند
که یا رب تو رهایم کن از این بند
و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم
سلام على أرض کربلاء

همان‌ جا که دل از سوز فراقش شده بی‌تاب
همان‌ جا که زده دست به دامان زمین خوشه ی مهتاب
همان وادی سوز و عطش و درد
همان وادی شرمندگی آب
همان وادی پاک حرم حضرت ارباب
همان‌ جا که زمینش همه نور است حضور است
حماسه است، غرور است پر از شور و شعور است
شرفمند‌تر از وادی طور است
و فرش حرمش از پر حور است
وبر مهدی زهرا همه شب راه عبور است
همان‌جا که حرم خانه ی دل هاست
وعشقش همه در آب و گل ماست
عبادتگه موسی است
دخیل حرمش حضرت عیسی است
زیارتگه زهراست، و زیباست
خدا محو تماشاست
که یک سو حرم شاه، و یک سو حرم حضرت سقاست
سلام علی ارض کربلا

مکانی که قدم‌ رنجه نموده است گل یاس
تمامش کند از عشق و احساس
به لبهاش بود ذکر ابالفضل و دریای دو چشمش پر الماس
همان کعبة کوچک کف‌العباس
مکانی که در آن عشق زند موج لبانت
همان‌ جا که زند پر دل من هر دم و هر شب
همان‌ جا که به خاکش همه جا هست
نشان از قدم محترم حضرت زینب
همان خاک که بدر واحد وخندق واحزاب وحنین است
همان جان که زمین معرکه ی عشق حسین است
خیابان بهشتی که معروف به بین‌الحرمین است
دوباره به سما رفت شررهای دعایم
وگفتم به خدایم که دلتنگ اذان حرم کرببلایم
سلام على أرض کربلاء

*******************************************

گویا غم عشق پایان ندارد – درد جدائى درمان ندارد

از داغ جانان با قلب سوزان – اندوه هجران پایان ندارد

چشم انتظار میمونم – تا ازسفر بیائى

بى تو دلم میگى ره – بسه دیگه جدائى

این همه بى قرارى – کارِ همیشگیمه

تا جون دارم میخونم یابن الحسن کجائى

هستم مدیونت حُرِّ مجنونت – با آبرو کن آقاى من

در پناه تو با نگاه تو – دل زیر ورو کن آقاى من

با حالى خسته به محضر تو بَبین رو کردم آقاى من

من عذر میخواهم با تو بد کردم اى دلبر من آقاى من

حق دارى بگى برو از جلوىَ چشام

حق دارى بگى برو من تورو نمى خواهم

حق دارى اگه تو غم هام بذاریم تنها حق دارى

من از این لحظه وعده به تو میدم

که همیشه پاى تو بمونم

بده یه فرصتى به من آقا

که اینو برایت نشون بدم

*******************************************

عباسم و خون حسین در بدن دارم

صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

اگر شود نشان تیر چشم خونبارم

دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

دریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران

پیشانیم را بشکنید ای ستمکاران

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

سقّایم و جاری بود خون ز کام من

در محضـر زهـرا بود این کلام من

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد

تصویر لبهای حسین روی آب افتاد

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

بر کام خشک تشنگان میکنم زاری

اشک سکینه گشته از چشم من جاری

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

با آنکه در دریای آب لب نکردم تر

خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

غلامرضا سازگار

 

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146