کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٧/۱۸

ای تمام حاصلم بابا     میوه ی باغ دلم بابا

داغ تو شد قاتلم بابا

لاله ی پرپر، شبه پیغمبر، ای علی اکبر(2)

*****

در ره حق جان فدا کردی    حق قرآن را ادا کردی

کربلا را کربلا کردی

لاله ی پرپر، شبه پیغمبر، ای علی اکبر(2)

*****

باز پیغمبر ز دستم رفت     احمدی دیگر ز دستم رفت

بلکه یک لشگر ز دستم رفت

لاله ی پرپر، شبه پیغمبر، ای علی اکبر(2)

*****

ماه در خون خفته ی لیلا    گشته راحت از غم دنیا

بی تو من تنها شدم بابا

لاله ی پرپر، شبه پیغمبر، ای علی اکبر(2)

*****

حق مهمان را ادا کردند    فرق اکبر را دو تا کردند

تشنه‌لب، او را فدا کردند

لاله ی پرپر، شبه پیغمبر، ای علی اکبر(2)

*****

اکبرم آخر تو را کشتند     کس نمی‌گوید چرا کشتند

هم تو را و هم مرا کشتند

لاله ی پرپر، شبه پیغمبر، ای علی اکبر(2)

*****

میوه ی قلب مرا چیدند     اشک چشمم را همه دیدند

کف زدند و جمله خندیدند

لاله ی پرپر، شبه پیغمبر، ای علی اکبر(2)

شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار

***************************************************

ماه پر از ستاره‌ام، مصحف پاره پاره ام   دیده گشا، به من که من، کشته ی یک اشاره‌ام

یا ولدی، علی علی(2)

همدم دلنواز من، کبوتر حجاز من    ظهر شده اذان بگو، مکبر نماز من

یا ولدی، علی علی(2)

زخم تو مانده بر دلم، داغ تو گشته قاتلم    آب ندادمت ولی، از لب خشکت خجلم

یا ولدی، علی علی(2)

اشک دو دیده‌ام ببین، رنگ پریده‌ام ببین    سرو به خون نشسته‌ام، قد خمیده‌ام ببین

یا ولدی، علی علی(2)

عمه رسیده از حرم، مرا کمک کن پسرم    که دختر فاطمه را، به سوی خیمه ببرم

یا ولدی، علی علی(2)

بی‌تو غریب و بیکسم، چو طایری در قفسم    گریه شده بغض گلو، مانده به سینه نفسم

یا ولدی، علی علی(2)

به زخم دل دوا بزن، مرا مرا صدا بزن    به من بگو که زنده‌ام، دوباره دست و پا بزن

یا ولدی، علی علی(2)

شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار

***************************************************

ای ضیاء بصرم پسرم ای پسرم    بــا سکـوت تو شده، پاره پاره جگرم

من که با چشم ترم از لب خشکت خجلم    خنده ی قاتـل تـو می‌زنـد آتش بــه دلم

پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم

تــا ببینم کــه هنــوز زنده‌ای در نظرم    چشم خود باز کن و دست و پا زن پسرم

می‌دهم جــان و بـه زخم بدنت می‌نگرم     زخم پیشـانی تـو مــانده به روی جگرم

پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم

تنت از کثرت زخم چون گل چیده شده     عضـو عضـو بــدنت همـه پاشیده شده

نتــوان گفت چـه آورده عدو بر سر تو    پــاره چـون رشته ی تسبیح شده پیکر تو

پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم

عمــه آمــد ز حـرم کمکم کـن پسرم    تــن صــد چاک تو را یا که او را ببرم

دیــده بگشا و بگو دور پدر صف نزنند     بگذارنـد کـه مـن گریـه کنـم کف نزنند

پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم

 کردم ای اهل حرم مرگ خود را احساس     یــاریم کــن قــاسم کمکم کــن عباس

بــه سرشــک من و زخم تن اکبر نگرید    گــل پـرپـر شده‌ام را سوی خیمه ببرید

پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم

فاطمه می‌نگـرد بـا رسـول دو سـرا     اشک چشمان من و خون چشمان تو را

لاله‌گون گشته ز خون صورت نورانی تو     نیست ممکن که زنم بوسه به پیشانی تو

پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم

شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار

***************************************************

دور شدی از برم، با لب عطشان علی   تشنه فرستادمت، جانب میدان علی

بی‌کس و تنها شدم، در این بیابان علی    هستی بابا علی لاله ی لیلا علی

علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی

برده دل از انبیا، روی دل‌آرای تو    ای نگه آخرم، بر قد و بالای تو

تند مرو تا کنم، سیر تماشای تو    چشم به راهت بود حضرت زهرا علی

علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی

رفتی و بردی ز کف، تاب و توان مرا    می‌روی و می‌بری، روح و روان مرا

چشم گشا و ببین قد کمان مرا    دشت پر از قاتل و تو تن تنها علی

علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی

چو جان شیرین، تو را، ز خود جدا می‌کنم    محاسنم روی دست، خدا خدا می‌کنم

با دل بشکسته‌ام، بر تو دعا می‌کنم    دو دیده‌‌ام از غمت گشته دو دریا علی

علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی

دیده به ره دوخته، قاتل خون‌خوار تو     تا زند از خون سر، آب به رخسار تو

برو برو یا علی، خدانگهدار تو    که همرهت می‌بری جان مرا یا علی

علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی

برو برو اکبرم، ضیاء چشم ترم     بدرقه‌ات می‌کنند، تمام اهل حرم

پشت‌سرت خواهر و پیش‌رویت مادرم    گشته عزادار تو زینب کبری، علی

علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی

رفتی و با داغ تو، سوخت همه حاصلم    هجر تو شد مشکلم، داغ تو شد قاتلم

وای خدایا دلم، وای خدایا دلم    بعد تو خاک سیه بر سر دنیا، علی

علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی

شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار

***************************************************

لاله ی پرپر من، بهترین یاور من   

ای علی اکبر من

میوه ی دل، نور عینم دیده بگشا، من حسینم

ای علی جان ای علی جان

*****

زخم تو بر دل من داغ تو مشکل من

قاتلت قاتل من

ای شهیدم ای امیدم تو فتادی من خمیدم

ای علی جان ای علی جان

*****

تن بریده بریده فرقت از هم دریده

مرغ روحت پریده

هست و بودم، بود و هستم تو فتادی، من شکستم

ای علی جان ای علی جان

*****

ای چراغ شب من سوز تاب و تب من

لب بنه بر لب من

جسم پاکت اربا اربا گشته مثل قلب بابا

ای علی جان ای علی جان

*****

ای قرار و شکیبم بعد تو من غریبم

داغ تو شد نصیبم

رفته بر باد آرزویم می دهی جان پیش رویم

ای علی جان ای علی جان

*****

در کنارت نشینم گل ز زخمت بچینم

دست و پا زن ببینم

دیده بگشا از چه بستی تا ببینم زنده هستی

ای علی جان ای علی جان

شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار

***************************************************

سلام ما به حسین و به پاره ی جگرش     که پاره شد جگرش از شهادت پسرش

علی هر آینه، آیینه ی پیمبر بود    ولی عطش بربود آب و رنگ از گهرش

خمید قامتش از داغ اکبرش ز آن پیش     که بشکند ز فراق برادرش کمرش

ز پاره پاره ی تن افتاده بر خاکش      نشست گرد غریبی به صورت پدرش

غم فراق پدر تازه شد برای حسین       چو دید بر رخ خونین او و زخم سرش

گریست بر سر نعش علی بلند بلند    که رفته بود دل از دست و نور از بصرش

حسین را نفس از غصه بر نمی آمد    برای تسلیتش زینب ار نمی آمد

شاعر؛ سید رضا موید

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146