کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٤/٧/٢٥

1-   متن شعر مناجات با امام زمان

حسرتم بود یه محرم، سر رو خاک پات بذارم      جمعه هم رفت و هنوزم، من ازت خبر ندارم

همه دلتنگی هام الان، مال این جمعه غروبه    برای روضه امشب دل بی حوصله خونه

امشب هم مثل دل تو، حال این دلها خرابه        شب بی قراری ما، شب روضه ربابه

یا صاحب الزمان...

*****************************************************

2-   متن شعر روضه حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم - کریمی

در یکی از غزوات صدر اسلام که پیغمبر (ص) و امام علی(ع) به جنگ رفته بودند، امام حسین(ع) که چهار پنج سالش بود، از خونه بیرون زد تو باغهای شهر مدینه می رفت. یک یهودی به نام صالح ابن رقعه تا حسین (ع) رو دید بغلش کرد برد خونه قایمش کرد. نزدیک ظهر شد خونه نیومد. مادرش فاطمه نگران شد. چندین بار در خونه اومد دنبال حسین اما خبری ازش نشد. فرمود حسن جان نور دل مادر، پاشو برو ببین چرا داداشت نیومد. امام حسن (ع) اومد تو کوچه ها گشت رفت تا رسید به باغهای شهر مدینه، آهویی دید. صدا زد داداش من رو  ندیدی؟

آهو حرف زد با امام حسن(ع) عرضه داشت ابن رقعه برادرت حسین رو برده تو خونش قایم کرده. رفت در خونه صالح ابن رقعه فرمود همین الان برادرم حسین رو بیار . گفت تو کی هستی؛ فرمود من حسن ابن علی ابن ابی طالبم.  اگه الان برادرم رو نیاری به مادرم میگم تو و تمام یهود رو  نفرین سحر گاهی کنه. گفت مادرت کیه؛ فرمود مادرم سیده زنان عالمه، مادرم دُرّ صدف عصمت و طهارته، مادرم اصل نوره، مادرم عصمت الله، مادرم فاطمه زهراست. دعا کنه بابام با شمشیر همتون رو از دم تیغ میگذرونه. پدرت کیه؛ فرمود پدرم شیر خداست، علی مرتضاست، اسدالله غالب، یعسوب الدین، یدالله، وصی پیغمبر خاتم، علی ابن ابی طالبه... گفت جدتون کیه؛ جدم پیغمبر خاتم، اشرف مخلوقات، حبیب خداست، محمد ابن عبدالله.

تا این حرفها رو شنید گفت به یه شرط برادرت رو میارم که منم مسلمون کنی. شهادتین رو بهش یاد داد مسلمون شد.رفت ابی عبدالله رو آورد. با احترام. دستش رو گذاشت تو دست امام حسن. کیسه های زر هم آورد امام حسن نپذیرفت گفت من فقط برادرم رو میخواستم. رفتند خونه ماجرا رو برا مادرشون فاطمه گفتند. ابن رقعه صبح با هفتاد یهودی دیگر اومد در خونه حضرت فاطمه. خانم جان ما اومدیم شما ما رو مسلمون کنی ما رو ببخشی. فرمود من شما رو بخشیدم اما حسین پسر علی مرتضی است باید باباش علی رو راضی کنید. صبر کردند علی از جنگ برگشت. ماجرا رو گفتند طلب بخشش کردند. امام علی (ع) فرمود منم بخشیدم اما همه کاره حسین جدش رسول خداست باید اون رو راضی کنید. اومدند خدمت پیغمبر ماجرا رو گفتند. پیغمبر فرمود منم بخشیدم اما حسین حبیب خداست. باید خدا راضی بشه. صالح ابن رقعه سر به بیابون گذاشت. 17 روز گریه کرد. که یکی دو روز حسین رو تو خونه نگه داشته، نه سیلی زده نه تشنگی کشیده، هیچ بی ادبی هم نکرده... بعد از 17 روز امین وحی نازل شد خدا می فرماید ما صالح رو بخشیدیم بگو برگرده... برگشت خودش رو به دست و پای حسین انداخت...

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند      یکباره بر جریقه رحمت قلم زنند

اونهایی که تو کربلا به حسین او ستم ها رو کردند، اونها می خوانند چی جواب بدند...

چه روضه ای می خوای بخونی

دل ماهی ها تو دریا برا این روضه کبابه       ای بمیرم برا دردی که دواش یه خطره آبه

فقط دو سه ساعت حسین رو تو خونه نگه داشت... اینها می خوان چه کنند...

سر بابا رو بریدند، مادر رو اسیر گرفتند       نیزه دارها با یه نیزه بچه رو از شیر گرفتند

ای حسین ...

اما کاش به همین جا ختم میشد، نبش قبر کردند، نیزه تو قبر بچه زدند، از قبر بیرونش آوردند، جلو چشم مادر سر بچه رو جدا کردند، سر رو به نیزه زدند... مادر بچه رو به اسارت بردند، گهواره رو غارت کردند...

ای حسین...

****************************************************

3- متن شعر روضه حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم - کریمی (قسمت دوم)

پسرش زیر عبا بود و به میدان آمد، صدای گریه از خیمه بلند شد... ابی عبدالله وارد خیمه شد، چی شده؛ خواهرش ام  کلثوم عرضه داشت شما که صدا زدی "هل من ناصر ینصرنی" دیدیم این بچه خودش رو از گهواره به زمین انداخت. ابی عبدالله فرمود بچه رو بدید ازش خداحافظی کنم... داشت گریه می کرد تا دادنش به ابی عبدالله آرام شد. بچه رو بوسید وداع کرد. داد دست خواهر، می خواست بره دوباره گریه بچه بلند شد... صدا زد داداش ببرش شاید به این بچه آب بدند، دیگه اینقدر بی رحم نباشند. بچه رو زیر عبا گرفت. عبای پیغمبر به تن حسین... یه عده گفتند شاید حسین قرآن گرفته زیر عبا اومده قسم بده... صدا زد "یا قوم ان لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل" یه جمله دیگه هم بعضی مقاتل نوشتند معنیش اینه "صدا زد ممنون میشم این بچه رو بگیرید سیرابش کنید به من برگردونید"

پسرش زیر عبا بود و به میدان آمد    لب او خشک ولی اشک به چشمان ترش

همه دیدند زبان دور لبش می چرخاند "فما ترونه کیف یتلظّی عطشا"   چه تبی داشت مگر ماهی کوچک جگرش

سر سوزن رمق از تشنگی اش داشت نداشت          رو به آخر شده دیگر نفس مختصرش     

دست زیر سر و دیدند که بالا آمد         هلهله بود و کف و خنده فقط دور و برش

هرمله گودی زیر گلویش را تا دید       بی هوا تیر رها کرد به سمت پسرش

ناگهان دید سرش سمت عقب برگشت     پدرش مات شده سمت مقابل نظرش

فذبح الطفل من الاذن الی الاذن... روی دست حسین طفل شش ماهه ذبح شد...

حسین خون گلوی علی اصغر رو به آسمان پاشید... خدایا تو  می بینی این قوم با حسین چه کردند...

حسین به خیمه ها برگشت... با چه وضعی

بچه ها دست بابا خونی شده       گمونم شیش ماهه قربونی شده

بعد از آن روز سرش را به سر نیزه زدند      همه جا زودتر از باد رسیده خبرش

مادرش دید ولی سوخت کنار ناقه    بی تعادل شد و از نیزه زمین خورد سرش

هرمله از سر پر خون تو نان در آورد (ببین چقدر بهت دادند)     تو به این روز  سر گندم ری افتادی

هر چه کردند سرت را روی نی بند کنند    کاش می شد که نشد  پی در پی افتادی

بی تعادل روی سرنیزه تکان می خوردی      هر کجا باد وزید از روی نی افتادی

سرت آنقدر سبک بود که حتی یک بار     نیزه دار تو نفهمید که کی افتادی

سر بچم روی نیزه سر باباش روبه رومه    الهی مادر بمیره سرِ نیزه رو نبینه

ای حسین...

تمام هنجرت از تیر رشته رشته شده    بدست هرمله شمشیر بود بهتر بود

گلو نازک تو جا برای نیزه نداشت    به جای نیزه اگر تیر بود بهتر بود

ای حسین...

****************************************************

4-متن شعر زمینه - سینه زنی حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم – کریمی

یا حسین یا حسین...

مهر بتان ورزیده ام، زیبا فراوان دیده ام      بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیز دیگری

صدق و صفا را دیده ام، جود و سخا را دیده ام     عشق و وفا را دیده ام، اما تو چیز دیگری

شاه زمانها دیده ام، صاحب قرانها دیده ام    فرمانرواها دیده ام، اما تو چیزی دیگری

مهر بتان ورزیده ام، زیبا فراوان دیده ام      بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیز دیگری

مهتابها را دیده ام، اعجابها را دیده ام     ارباب ها را دیده ام، اما تو چیزی دیگری

گلهای زیبا دیده ام، قدهای رعنا دیده ام     بسیار آقا دیده ام، اما تو چیز دیگری

نور نمایان دیده ام، خیل شهیدان دیده ام    صدها سلیمان دیده ام، اما تو چیز دیگری

بسم اله ای روح البقا،           بسم اله ای شیرین لقا   

بسم اله ای شمس الضحی،        بسم اله ای عین الیقین(3)

این کیست این، این کیست این، این ذکر طوفانی است این

این عشق طوفانی است این، آیات قرآنی است این      

این نور ربانی است این، این گوهر جانی است این

این گوهر زهراست این، این دلبر مولاست این

بسم اله  ای خون خدا          بسم اله ای شهد ولا

یا ساکن کرب و بلا         یابن امیرالمومنین 

بسم اله  ای خون خدا          بسم اله ای شهد ولا

شاه شهید کربلا           یابن امیرالمومنین

بسم اله ای روح البقا،           بسم اله ای شیرین لقا   

بسم اله ای شمس الضحی،        بسم اله ای عین الیقین

حسین حسین حسین...

****************************************************

5- متن شعر زمینه - سینه زنی حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم – کریمی

یا حسین  حسین حسین...

خدایا می بینی دارم می میرم    خدایا پریشونم و سرگردون

خدایا، شده اگه حتی بی سر    علی رو به من برگردون(3)

نور چشماتو ازم نگیر     جونم و خواستی ازم بگیر

راهی میدون شدی برو   دست باباتو محکم بگیر

پیرم کردی، میری و می دونم    نمیشه بی تو بمونم تا برگردی

تو حرم می مونم       هی قل هو الله می خونم

خدایا می بینی دارم می میرم    خدایا پریشونم و سرگردون

خدایا، شده اگه حتی بی سر    علی رو به من برگردون(2)

هیچ کی از حالم خبر نداشت     اون همه ناله اثر نداشت

مادرت شد خون جگر علی    بس که دندون رو جگر گذاشت

لالا لالا اسیر قفسه    کبوترم بی نفسه

لالا لالا دیگه زاری بسه    یکی به دادم برسه

خدایا چه سر و صدایی اومد    خدایا چه خبره توی میدون

خدایا دیگه دارم از حال میرم   علی مو به من برگردون

خدایا می بینی دارم می میرم    خدایا پریشونم و سرگردون

خدایا، شده اگه حتی بی سر    علی رو به من برگردون(2)

افتاده آتیش به جونمون   بچه مو بردن رو نیزه ها

آخ کدوم بی رحمی اون سر و    بسته بر سرنیزه ای خدا

از رو نیزه، دعامون می کنی   دلامون و خون می کنی

آخ مادر جان نگامون می کنی    ما رو پریشون می کنی

خدایا سر پسرم رو نیزه است     خدایا زده سر نیزه بیرون

خدایا چقده به دشمن گفتم   علی مو به من برگردون

خدایا می بینی دارم می میرم    خدایا پریشونم و سرگردون

خدایا، شده اگه حتی بی سر    علی رو به من برگردون(2)

یا حسین حسین حسین

یا مسیح الحسین    یا رضیع الحسین...

اهل حرم، ناله کنان   خواهر او، لطمه زنان

دخترکان، مویه کنان      رباب، سینه زنان

حسین حسین حسین

****************************************************

6- متن شعر واحد - سینه زنی حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم – ابراهیم رحیمی

لالا لالا نیلوفر من ، مسوزان قلب مضطر من     بخواب آروم ای اصغر من، لالایی لالایی (2)

از این غصه گریم میگیره ، که لبهات مثل یک کویره    الهی که مادر بمیره لالایی لالایی (2)

دریایی ولیکن لبات از عطش خشکیده    چقدر مادر از گریه هات رنجیده، 

آخ، چه زجری کشیده(2)

تلظّی تو ، سوزونده قلبم و     چطور ببینم، این چشم پر غم و

چطور ببینم این درد و ماتم و

لالا لالایی ای اصغر رباب     لالا لالایی ای اصغر رباب

لالا لالا نیلوفر من ، مسوزان قلب مضطر من     بخواب آروم ای اصغر من، لالایی لالایی

از این غصه گریم میگیره ، که لبهات مثل یک کویره    الهی که مادر بمیره لالایی لالایی

دریایی ولیکن لبات از عطش خشکیده    چقدر مادر از گریه هات رنجیده، 

چه زجری کشیده

تلظّی تو ، سوزونده قلبم و     چطور ببینم، این چشم پر غم و

چطور ببینم این درد و ماتم و

لالا لالایی ای اصغر رباب     لالا لالایی ای کودک رباب

نبینم مادر مضطری تو، نبینم پاره حنجری تو    رو دست بابا بی سری تو لالایی لالایی

می ترسم از تو سر بگیرند، تو رو از من آخر بگیرند      خوشی رو از مادر بگیرند لالایی لالایی (2)

بی آبی شده آتیش و قلبم و سوزونده      باید کم کم  از هم جدا شیم اصغر

که چیزی نمونده(2)

چیزی نمونده پرپر بشی علی، چیزی نمونده بی سر بشی علی    باعث مرگ مادر بشی علی

لالا لالایی ای اصغر رباب     لالا لالایی ای کودک رباب

****************************************************

7- متن شعر واحد - سینه زنی حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم – محمد صمیمی

غم مخور ای بابا، تو نماندی تنها    مانده در گهواره، عاشقی بی پروا

نتوانم که روم گر به مصاف لشکر     می کنم حنجر خود را هدف تیر سپر

بر سر دستانت می شوم قربانت(3)

شده ام گر بی تاب، من نمی خواهم آب     عزم میدان دارم پسرت را دریاب

طلب یاری تو تا که به گوش آمده است    خون حیدر به رگم باز به جوش آمده است

شده این کودک تو حیدر کوچک تو (3)

****************************************************

8- متن شعر واحد - سینه زنی حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم – کریمی

چشم به هم زدیم و شش ماه گذشت      عمر تو به قد یک آه گذشت

از مقابلم سر شاه(امام حسین ع) گذشت     سر تو با سر ماه(قمر بنی هاشم) گذشت

چشم به هم زدیم و شش ماه گذشت      عمر تو به قد یک آه گذشت

از مقابلم سر شاه گذشت     سر تو با سر ماه گذشت

بین خیمه بی تاب شدی     رفتی و با سه شعبه سیراب شدی

رفتی و بروی من لبخند زدی    رفتی و  روی نیزه بدخواب شدی

کُشتی مادر پریشونت و     تا می بینه روی گلگونت و

کاش  می شد با معجرم پاک کنم     لکه های خون رو گونت و

داغ به جون مادر زدی     رفتی و تیر به قلب لشکر زدی

رفتی و پای بابا جنگیدی و    رفتی و روی دستاش پرپر زدی

بین خیمه بی تاب شدی     رفتی و با سه شعبه سیراب شدی

رفتی و بروی من لبخند زدی    رفتی و  روی نیزه بدخواب شدی

آه بلنده چقدر نیزه ها    از سر تو شعله ور نیزه ها

کی سرت رو بسته بر نیزه ها    برگ گل کجا و سر نیزه ها

زیر نور خورشیدی و رفتی و     مثل غنچه خشکیدی و رفتی و

از دل من دل کندی و رفتی     ناله هامو نشنیدی و رفتی

بین خیمه بی تاب شدی     رفتی و با سه شعبه سیراب شدی

رفتی و بروی من لبخند زدی    رفتی و  روی نیزه بدخواب شدی

****************************************************

9-   متن شعر واحد - سینه زنی حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم – کریمی

چه بگویم که بود شان تو ای زاده عشق       که قماط(قنداقه) پر خونت شده سجاده عشق

علی اصغر نه علی اکبر سوم ز حسین     عشق معراج و تو کوتاهترین جاده عشق

این که انگور شود می دو سه سالی بکشد   تو به شش ماه شدی ناب ترین باده عشق

این که از دامن گهواره کشیدی دامن    گفته ای عشق حسین است و من آماده عشق

فی السماوات و فی الارض و سکّان العرش        همگی کشته عشقند و تویی زاده عشق

عشق را عشق به دامان پر از گل دارد   دست عشق است که دارد سر افتاده عشق

ای که از هُرم(گرمی) حرم آمده ای دست به دست       سرخوش از جام شهادت زده ای دست به دست

تا رباب از تو بگیرد  لقب ام شهید    از تو  و لذت دامادی تو دست کشید

ای حسین...

****************************************************

10-   متن شعر شور- سینه زنی حضرت علی اصغر(ع)- شب هفتم – کریمی

ای جانماز عشق، فرش حرمت      درهای باز عشق، لطف و کرمت

اوج نیاز عشق،  گریه تو غمت    ای احتزاز عشق رنگ حرمت

من با تو به سعادت می رسم     با عشقت به قیامت می رسم

با شوقت به شهادت می رسم(3)

من سجده می کنم بر تربت تو    من  گریه می کنم بر غربت تو

من بندۀ درِ دربار تو ام            من زنده ام حسین از دولت تو

من با تو  تا به اینجا اومدم    با عشق تو به دنیا اومدم

با شوق دل شیدا اومدم

من با تو به سعادت می رسم     با عشقت به قیامت می رسم

با شوقت به شهادت می رسم

ای نقش گنبد و گلدسته تو     دنیای عاشق دل خسته تو

هر شب دلم میره تا کرب و بلا    من کربلاییم دل بسته تو

درمون همه دردها حسین    آقای همه دنیا حسین

صلی الله  علیک یا حسین

حسین حسین حسین...

واعطشا به کربلا...  

آب آب...

محکم بگیر رشته قنداقه اش به دست    باب الحوائج است اگر شیر خواره است

به علی اصغر یا الله...

****************************************************

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146