کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٢/٢/۱٢



فضایل علی (ع) از زبان خداوند

امیرمومنان علی (ع) درپیشگاه الهی از چنان قرب و منزلتی برخوردار است که حتی مخالفان وی نمی توانستند آن را انکار کنند. لذا به همانند سازی آن فضایل برای خود از زبان پیامبر(ص) بر آمدند و یا درمقام توجیه رفتار ناپسند خویش، تقدم مفضول بر افضل را به حکم جبر و اراده و خواسته الهی نسبت دادند تا حقیقت اسلام و قرآن را واژگونه به تن امت کنند و آخرت مردم را به خواسته های زوگذر دنیایشان تباه سازند.

متن کامل در ادامه مطلب




فضایل علی (ع) از زبان خداوند

امیرمومنان علی (ع) درپیشگاه الهی از چنان قرب و منزلتی برخوردار است که حتی مخالفان وی نمی توانستند آن را انکار کنند. لذا به همانند سازی آن فضایل برای خود از زبان پیامبر(ص) بر آمدند و یا درمقام توجیه رفتار ناپسند خویش، تقدم مفضول بر افضل را به حکم جبر و اراده و خواسته الهی نسبت دادند تا حقیقت اسلام و قرآن را واژگونه به تن امت کنند و آخرت مردم را به خواسته های زوگذر دنیایشان تباه سازند.
با نگاهی گذرا به کتب تفسیری از جمله نورالثقلین، شواهد التنزیل، تفسیر کبیر فخررازی، کشاف زمخشری، مجمع البیان طبرسی، روح المعانی و الدر المنثور و مانند آن می توان بیش از پنجاه آیه را برشمرد که درباره آن حضرت (ع) نازل شده و یا آن حضرت مصادیق آن ها بوده است.
از اینرو می توان دریافت که آن حضرت (ع) در پیشگاه خداوند تا چه اندازه از قرب و منزلت برخوردار بوده که حتی جان پیامبر(ص) و نفس وی قلمداد شده و خداوند به این عنوان وی را توصیف می کند.
نویسنده دراین مطلب بر آن است تا نگاهی اجمالی به این آیات بیندازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
علی اعلی، متاله ای کامل وتمام
از نظر قرآن، هدف آفرینش دست یابی انسان به مقام خلافت الهی ازطریق عبودیت محض است که به وی کمک می کند تا با متاله شدن و خدایی گشتن، به خداوند تقرب جسته و لقاء الهی را این گونه درک کند؛ زیرا از طریق عبادت است که انسان می تواند توانمندی های سرشته در ذات خود را که از آن به اسمای الهی یاد می شود، فعلیت بخشد و ظرفیت خداگونه شدن را بیابد و مظهر خداوندی گردد وخلافت الهی را به عهده گیرد و آفریده های هستی را به کمالات شایسته و بایسته شان رهنمون گردد.
دراین میان تنها شماری از انسان ها هستند که این مسیر را به درستی و کمال و تمام می پیمایند و از مقام مخلص (به کسر لام) عبور کرده و مورد عنایت الهی قرارگرفته در مقام مخلص (به فتح لام) می نشینند. هم چنین از میان مخلصین (به فتح لام) تنها معدودی انگشت شمار هستند که درمقام «قاب قوسین او ادنی» (نجم آیه 9) قرارمی گیرند و حتی از فرشتگان کروبین و علیین به هزاران فاصله پیش می تازند و کسی را نشاید که به مقام و منزلت ایشان درآید. این افراد نیز به حکم یگانگی جان ایشان با حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی (ص) است که به این مقام رسیده اند. از جمله مشهورترین ایشان می تواند حضرت امیرمومنان (ع) اشاره کرد؛ زیرا آن حضرت (ع) مصداق اتم و اکمل جان و نفس پیامبر(ص) است که در آیه مباهله به آن توجه شده است.
بزرگان اسلام، از اهل سنت و تشیع، در فضیلت و مقام الهی حضرت علی (ع) درنزد خداوند گفته اند: در فضیلت ایشان همین بس که پیامبر (ص) درباره آن حضرت (ع) فرمود: هیچ آیه ای در قرآن با خطاب یا ایها الذین آمنو وجود ندارد مگر این که علی (ع) درراس آن و امیر آن است. (کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب، ص 139) این افزون بر آیات اختصاصی و انحصاری بسیاری است که خداوند در خصوص مقام و منزلت شخص آن حضرت (ع) فرو فرستاده و یا درباه خاندان و مقام اهل بیت (ع) در دنیا و آخرت بیان داشته است. (تفاسیر شیعه و سنی) ابن اثیر در کتاب اسدالغابه خود می نویسد که علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب از قریش و تیره بنی هاشم است که ازشریف ترین نسب هاست. آن حضرت(ع) نخستین هاشمی است که ازطریق پد ر و مادر به هاشم می رسد (اسدالغابه فی معرفه الصحابه، ج4، ص87) و طبری می افزاید که او داماد پیامبر(ص) (تاریخ طبری، ج2، ص15) و نخستین مومن به پیامبر(ص) و تصدیق کننده او از میان مردان است. وی در دامان پیامبر(ص) پرورش یافت و نخستین کسی است که به آن حضرت(ص) در نماز اقتدا کرد. (السیره النبویه، ابن هشام، ج1، ص245 و تاریخ طبری، ج1، ص537)
آن حضرت باب علم رسول خدا (اسدالغابه، ج4، ص59) و از بدریون و شرکت کنندگان در دیگر غزوات و سرایای پیامبر(ص) بوده است. (اسدالغابه، ج4، ص 29 تا 49 و السیره النبویه، ج1، ص625 تا 677)
او در قرابت به رسول خدا نه تنها برادر (السیره النبویه، ج1، ص505) که جان و نفس پیامبر(ص) است. (تفسیر کبیر، فخررازی، ج3، ص842)
درمقام و منزلت علی(ع) همین بس که همه آن چه که در دیگر پیامبران به عنوان ویژگی و فضیلت اختصاصی و انحصاری ایشان گفته اند، درحضرت امیرمؤمنان علی(ع) جمع است. از این رو پیامبر(ص) می فرماید: هرکسی بخواهد آدم(ع) را در علم، نوح(ع) را در عزم، ابراهیم(ع) را در حلم، موسی (ع) را در هیبت و عیسی(ع) را در زهد نگاه کند، به علی(ع) بنگرد (بحارالانوار، ج93، ص53)؛ زیرا آن چه در آنان متفرق بود، در علی جمع شده است.
در حالی که خداوند حضرت مریم(س) دوشیزه پاک و پاکدامن را از خانه خود به هنگام درد زایمان بیرون می راند و عیسی(ع) با همه مقام و منزلت و جلالت روحی و معنوی اش، در بیرون ازخانه خدا و در زیر درخت نخلی به دنیا می آید، خداوند به اعجازی، شکافی در خانه اش کعبه پدید می آورد و فاطمه بنت اسد را سه روزه میهمان خود می کند تا امیرمؤمنان علی(ع) در خانه خدا و درون کعبه زاده شود. (همان، ج 53، ص5تا 32)
درنهایت این زاده کعبه در راه خدا در سپیده دم نوزدهم ماه رمضان یعنی در ماه خدا در خانه خدا، مسجد کوفه به ضربت شمشیر اشقی الاشقیاء، ابن ملجم مرادی به شهادت می رسد. (اسدالغابه، ج4، ص211 و 311)
برجسته ترین فضایل علی(ع) در قرآن
از آن جایی بیان فضایل علی به معنای بیان همه فضیلت های انسانی است، نمی توان در یک مطلب کوتاه به همه آنها پرداخت. از این رو تنها به برجسته ترین فضایل آن حضرت(ع) که در آیات قرآنی به صراحت از آن یاد شده اشاره می شود.
ایمان علی(ع) چنان ایمانی بود که خداوند آن را به عنوان مثل و نمونه ایمان می داند. لذا در آیه 91 سوره توبه، از برتری ایمان علی(ع) بر بسیاری از مقامات و امور دینی و دنیوی یاد می کند و به دیگر مؤمنان می فرماید که ایمان آن حضرت برتر از آبادکردن مسجدالحرام و آب دادن به حاجیان و دیگر امور عبادی است. (کافی، ج8، ص402 و نیز ینابیع الموده، ج1، ص772)
خداوند در آیه 28 سوره انعام از توحید و یکتاپرستی آن حضرت(ع) سخن می گوید و می فرماید که علی(ع) مظهر توحید و منزه از هرگونه شرک ظاهر و خفی و اخفی است.
توحید در وی چنان بود که در طول عمر خویش دمی شرک نورزیده و از حق به باطل نگرویده است. (کافی، ج 5، ص 41)
خداوند در 2 مورد به اخلاص شگفت آن حضرت (ع) اشاره می کند. نخست در آیه 702 سوره بقره که در بیان اخلاص علی (ع) در ایثار جان خویش هنگام خوابیدن در بستر پیامبر (ص) است که در آن واقعه قریشان با شمشیرهای آخته به سراغ آن حضرت (ع) آمدند تا به قصد کشتن پیامبر (ص) مساله دعوت و اسلام را خاتمه دهند. جانفشانی آن حضرت (ع) موجب شد تا قریشان در مکر و توطئه خویش ناکام مانند و امیرمومنان (ع) با ایثارجان خویش توانست آن حضرت (ص) را از مکه خارج کند. (تفسیر کبیر، ج 2، ص 053)
دومین مورد زمانی است که علی و خانواده اش سه شبانه روز به سبب نذری که داشتند روزه می گیرند و هر سه شب هنگام افطار، مسکین و یتیم و اسیری برای خوراکی نزد ایشان می روند و آن حضرت (ع) و خانواده خوراک افطاری خویش را با همه نیازمندی به آنان می دهند و خود گرسنه روزه می گیرند. این نذر روزه برای آن بود که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از بیماری که به آن دچار شده بودند رهایی یابند. (الدر المنثور، ج 8، ص 173 و کشاف، زمخشری، ج 4، ص 076 و نیز المیزان، ج 02، ص 621)
آن حضرت (ع) بر پایه آیات 5 و 9 سوره انسان از زمره ابرار (شواهد التنزیل، ج 2، ص 493) و براساس آیه 62 سوره اعراف از جمله اصحاب اعراف (مجمع البیان، ج 3 و 4، ص 356) و براساس آیه 231 سوره طه و نیز آیه 33 احزاب از اهل بیت (ع) و نیز دارای مقام عصمت (همان، و نیز شواهد التنزیل، ج 1، ص 794) و طبق آیات 34 سوره نحل و 7 سوره انبیاء از اهل الذکری است که می بایست محل مراجعه مردم باشد و مردم وی را در امور دین و دنیایشان به عنوان مرجع انتخاب کنند (شواهد التنزیل، ج 1، ص 234)
اعطای صدقه هنگام نجوا با پیامبر (ص) از اختصاصات آن حضرت (ع) است که کسی غیر از آن حضرت (ع) به این حکم و فرمان الهی عمل نکرد؛ زیرا هنگامی که فرمان آمد اگر کسی می خواهد با پیامبر (ص) نجوا کند باید پیش از نجوا صدقه ای دهد. آن حضرت خود در این باره می فرماید: در قرآن آیه ای است که قبل از من هیچ کس به آن عمل نکرد و بعد از من نیز هیچ کسی به آن عمل نخواهد کرد و آن آیه نجواست که آیه 21 سوره مجادله می باشد. (شواهد التنزیل، ج2 ص 213) هنگامی که این آیه نازل شد هیچ کس حاضر نشد تا پولی برای صحبت خصوصی با پیامبر (ص) بپردازد. این گونه بود که این حکم پس از عمل حضرت امیرمومنان (ع) نسخ می شود و آن حضرت (ع) تنها کسی است که به این حکم خداوندی عمل کرده است.
در روایتی از حضرت امیرمومنان علی (ع) این معنا مورد تاکید و توجه قرار گرفته که عمل کردن آن حضرت (ع) براساس این حکم الهی موجب شد تا عذاب الهی از امت اسلام برطرف شود و اگر آن حضرت (ع) به حکم الهی عمل نمی کرد خداوند بر امت غضب و خشم می گرفت. خود آن حضرت می فرماید: خدا به وسیله من (کیفر سنگین) این امت را سبک کرد؛ زیرا خداوند صحابه را با آیه نجوا امتحان کرد آنان از نجوا با رسول خدا (ص) خودداری کردند، ولی من به این آیه عمل کردم و اگر هیچ کس به آن عمل نمی کرد، عذاب نازل می شد؛ زیرا همه از عمل به آن امتناع کرده بودند.
(بحار الانوار، ج 53، ص 183)
انفاق آن حضرت در حال رکوع که در آیه 55 سوره مائده آمده، یکی دیگر از اختصاصات آن حضرت(ع) است که از سوی خداوند مدح و ستوده شده است. (شواهد التنزیل، ج1، ص 212 تا 832)
انتظار شهادت به عنوان فضیلتی بزرگ، از اموری است که حضرت علی(ع) مصداق اتم و اکمل آن می باشد که در آیه 32 سوره احزاب به آن اشاره شده است. آن حضرت خود به صراحت اعلام می کند: این آیه درباره ما نازل شده است و سوگند به خدا من منتظر (شهادت) هستم. (مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 945)
چنان که گفته شد امیرمؤمنان علی(ع) مظهر ایمان است و پیامبر(ص) فرمود که هر آیه ای که یا ایهاالذین آمنوا دارد مصداق نخست و اصلی آن امیرمؤمنان علی(ع) است. از این رو در آیاتی چون آیه 91 سوره توبه، 55 سوره مائده و 81 سوره سجده و 91 سوره حدید و 4 سوره تحریم و 001 سوره توبه و 01 و 41 سوره واقعه آن حضرت به عنوان مظهر ایمان مطرح و معرفی شده است. (شواهد التنزیل، ج1، ص 275، 633 و ج2، ص 292 و 143 و منابع دیگر تفسیری و روایی)
امیرمؤمنان در ایمان و متاله شدن آن چنان بود که خداوند وی را در آیه 16 سوره آل عمران به منزله نفس پیامبر(ص) دانسته و همان مقامات پیامبر(ص) را برای آن حضرت(ع) اثبات می کند. (تفسیر کبیر، ج3، ص842 و تفاسیر دیگر) آن حضرت هم چنین شاخه اصلی شجره طیبه الهی است که در آیه 42 سوره ابراهیم به آن اشاره شده است (تفسیر نورالثقلین، ج2، ص635)
از نظر قرآن، امیرمؤمنان علی(ع) انسانی صابر (انسان آیه 8 و 21) مظهر صداقت (نساء آیه 96 و توبه آیه 911 و مریم آیه 05) دارای عصمت (احزاب آیه 33) عالم به کتاب الله (رعد آیه 34) از گواهان بر نبوت و رسالت پیامبر(ص) و اعمال امت اسلامی (هود آیه 71 و رعد آیه 34 و بقره آیه 341) از صالح ترین و بهترین مؤمنان (تحریم آیه 4) مظهر عبودیت خدا (انسان آیه 6) اهل جهاد در راه خدا و مجاهد فی سبیل الله (توبه آیه 91 و حج آیه 91) حافظ علم محمدی(ص) و شنوا و عامل به آن (حاقه آیه 21) حامی پیامبر(ص) و پشتیبان وی (انفال آیه 26 و تحریم آیه 4) مظهر بیم و خوف از خدا (انسان آیات 8 و 01) بیمناک از قیامت و از عذاب های آن (انسان آیات 7 تا 01) خویشاوند و ذی القربی دارای حق خاص (انفال آیه 14 و اسراء آیه 62 و شورا آیه 32 و حشر آیه 7) خیرالبریه (بهترین آفریده های الهی) (بینه آیه 7) دوست و محب و محبوب خدا (انسان آیه 8) فقیر نواز و یار و یاور نیازمندان (انسان آیه 8) منادی برائت و لعنت خدا بر ظالمان در میان بهشتیان و دوزخیان (اعراف آیه 42) منادی برائت از سوی خدا و پیامبر(ص) از مشرکان (توبه آیه 3) تنها نجواگر با رسول خدا(ص) با اعطای صدقه (مجادله آیه 21) وفاکننده به نذر (انسان آیه 7) از سبقت جویندگان در هجرت (آل عمران آیه 591) وفاکننده به عهد و پیمان الهی (احزاب آیه 32) هدایتگر مردم (یونس آیه 53) و بسیاری دیگر از صفاتی که در تفاسر و منابع روایی در ذیل این آیات و آیات دیگر به آن ها اشاره شده می باشد.
مقامات امیرمؤمنان(ع)
از مهم ترین مقاماتی که برای امیرمؤمنان در آیات قرآنی براساس تفاسیر و منابع روایی به آن اشاره شده می توان به مقام امامت ایشان اشاره کرد که در روز غدیر به فرمان خداوند نصب و معرفی شده است. آیات 3 و 55 سوره مائده به این مهم اشاره کرده که موجبات یاس و نومیدی دشمنان اسلام بوده است. آیه 76 همین سوره تبیین می کند که پیامبر(ص) مأمور رسمی ابلاغ این حکم الهی بود و آیه 3 توضیح می دهد که این نصب ولایت و امامت از سوی خداوند و ابلاغ آن از سوی پیامبر(ص) سبب اکمال دین و اتمام نعمت و رضایت و خشنودی خداوند شده است.
جانشینی علی(ع) برای پیامبر(ص) حق آن حضرت بود که در آیه 62 سوره اسراء به آن اشاره شده است (کافی، ج1، ص492) چنان که انتخاب علی(ع) از سوی خداوند و رسول خدا(ص) برای قضاوت برای مردم از دیگر مقامات رسمی آن حضرت بود که در آیه 53 بدان توجه داده شده است.
ولایت و امامت امیرمؤمنان علی(ع) آخرین فریضه نازل شده از سوی خداوند براساس آیه 3 سوره مائده و روایات تفسیری است که براساس آن ترس مسلمانان از کافران برطرف شده است و موجبات تکمیل دین اسلام فراهم آمده و اگر پیامبر این ابلاغ الهی را انجام نمی داد تمام اعمال وی نابود و بی اثر می شد و پیامبر(ص) با همه احساس خطری که از منافقان و دشمنان دین داشت آن را ابلاغ می کند، زیرا ولایتی بود که از سوی خداوند معرفی شده بود و نصب آن حضرت در منصب ولایت و امامت به مقتضای ربوبیت الهی بوده و عدم ابلاغ به معنا و مثابه عدم تبلیغ رسالت از سوی پیامبر(ص) قلمداد می شده است.
خداوند در این آیات و آیات دیگر، به نقش اساسی امامت و ولایت در حفظ و اکمال و تقویت رسالت و اسلام اشاره می کند و هم چنین توضیح می دهد که چگونه مخالفان آن حضرت(ع) در مسئله ولایت را به سبب انکار مستقیم و صریح، به عذاب الهی کشته است. آیه 1 سوره معارج که در بیان عذاب نعمان بن حرث به سبب اعتراض به ولایت امیرمؤمنان علی(ع) است به خوبی روشن می سازد که مخالفان صریح آن حضرت(ع) می بایست خود را آماده عذاب های الهی حتی در دنیا کنند.
به هر حال، این ها مقامات دنیوی آن حضرت(ع) بوده وگرنه مقامات معنوی و اخروی آن حضرت(ع) بیش از آن است که به نوشتار آید.
نوشتن و گفتن درباره این شخصیت بی نظیر و بی بدیل دستگاه آفرینش که تنها بدیل و نظیرش همان رسول الله(ص) است کار هر کسی نیست. از این رو به همین مقدار توصیف الهی بسنده می شود.




اعتکاف؛ عبادتی ویژه

از آنجا که سیرو سلوک الی الله، تزکیه و تهذیب نفوس، عبادت و پرستش خداوند و اعتکاف و خلوت با قاضی الحاجات در ردیف بهترین اعمال بشری و اسلامی است، لزوم توجه به خالص بودن وبرای خدا انجام گرفتن آنها نیز بیشتر جلوه می کند.
یکی از راههای شناخته شده و مورد توصیه برای تزکیه و تهذیب نفس، اعتکاف است. اعتکاف، عبادت ویژه ای است که برای سالکان الی الله از اهمیت خاصی برخوردار است و سفارش قولی و عملی از ناحیه معصومین و علماء اخلاق نسبت بدان بسیار است.
اعتکاف در لغت به معنای حبس و توقف (و از ماده عکف و بروزن افتعال) است و در اصطلاح به معنای توقف و ماندن سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع میباشد.
قرآن کریم در آیه ای به مسئله اعتکاف اشاره کرده و به حضرت ابراهیم و اسماعیل فرمان می دهد که خانه خدا را برای طواف کنندگان و مجاوران (و معتکفین) و رکوع کنندگان و سجده گزاران پاکیزه (و آماده) سازند:
«و اذجعلنا البیت مثابه للناس و امنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرابیتی للطائفین و العاکفین والرکع السجود» (بقره /125)
این آیه شریفه اگرچه به صراحت از اعتکاف در مسجد الحرام سخن به میان آورده، اما از آنجا که تمام مساجد، خانه های خداوند در روی زمین هستند، اعتکاف در هر مسجدی امکان پذیر می باشد.
در روایات اسلامی نیز از اعتکاف بطور مکرر سخن رفته و بر این عبادت مخصوص توصیه شده است.
در کیفیت اعتکاف رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) گفته شده که در مسجد برای ایشان پرده ای می آویختند و خیمه ای برپا می کردند و رسول خدا در آن سکنی می گزیدند.
این اهتمام بسیار در واقع توصیه و تأکیدی عملی بر این امر است، و عمل پیامبر و امام نیز به مانند گفتارشان برای پیروان حجت شرعی است. اهمیت دادن و مقید بودن نبی اکرم به مسئله اعتکاف دلیلی روشن بر سریع التأثیر بودن این عمل عبادی برجان و روان آدمی در جهت نیل به کمال و سیرالی الله در خود است که بر ژرف اندیشان مخفی نیست. و چرا چنین نباشد در حالیکه اعتکاف را انگیزه ای جز فراغت یافتن معتکف ازدنیا و ظواهر آن (اگر چه در مدتی کوتاه) و توجه عمیق داشتن به عبادت خداوند و راز و نیاز به بارگاه ربوبی نیست و در اجرای این مهم چه کسی شایسته تر از عصاره خلقت و مخاطب ندای ملکوتی «لولاک لما خلقت الافلاک» یعنی رسول خاتم و نبی اکرم حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) که گل سرسبد آفرینش است و محبوب پروردگار و اسوه مطلق بشریت به تأیید صریح حضرت حق جل و علاکه فرمود: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه» (احزاب /12)
از کتاب: ره توشه سالکان




ولایت تکوینی و تشریعی علی (ع)

نجم الدین بزرگ نیا
ولایت تکوینی و تشریعی علی(ع) بر موجودات
امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) به سبب شخصیت و نورانیت وجودی اش در عالم الوهیت، بر همگان ولایت دارد. البته ولایت آن بزرگوار به دو شکل تکوینی و تشریعی است؛ به این معنا که حتی اگر برخی ها همانند ابلیس از پذیرش ولایت علوی سرباز زنند و مدعی برتری و بهتری خود شوند و ندای «انا خیر منه» سر دهند، با این همه ولایت تکوینی حضرت بر آنان برقرار و باقی است و چه بخواهند و چه نخواهند فرمانروایی و ملک و حکم از آن اوست. چنان که این مطلب در حق آدم(ع) نسبت به دیگر موجودات هستی ثابت است و انکار ولایت و خلافت آدم(ع) به معنای عدم خلافت و ولایت وی نمی باشد.
البته ولایت علوی از آن جایی که باطن ولایت و رسالت محمدی است، در حقیقت بیان گر یکتایی و یگانگی آن دو است؛ زیرا حضرت پیامبر(ص) در مقام نوری، صادر نخست است که همه هستی به واسطه وی آفریده شده است.
از سوی دیگر، شرافت آدم به سبب نورانیتی است که از محمد مصطفی و علی مرتضی به شکل روحی در او دمیده شده و همه هستی به او سجده برده اند. این که در آیات قرآنی، فرشتگان، تنها سجده کنندگان معرفی می شوند از آن روست که فرشتگان مقرب به نمایندگی از همه هستی بر آدم به ذات نورانی محمدی و علوی سجده برده اند و در حقیقت مسجود فرشتگان و به تعبیر درست تر همه آفریده های هستی، ذات محمدی و علوی بوده است.
بر این اساس هر کسی که بر ذات محمدی و علوی سجده برد و ولایت و خلافت ایشان را بپذیرد در حقیقت سجده به خداوند برده است؛ زیرا این ذوات و کلمات تامات و انوار وجودی، مظهر و آیینه تمام نمای ذات الهی هستند، پس هر که بر این ذوات سجده برده و ولایت ایشان را پذیرفته در حقیقت ولایت الهی را پذیرا شده است.
از این رو کسانی که به طوع و رغبت ولایت علوی را پذیرفتند، از ربوبیت خاص آن حضرت(ع) بهره مند می شوند.
اطاعت علی(ع)، اطاعت خداست
بنابراین منصب ولایت علوی همانند مناصب اعتباری دنیا نیست، بلکه از مناصب و مقامات وجودی است. پس هر کس به فرمان الهی گردن نهاد و به ندای: ائتیا طوعا اوکرها، پاسخ داد که آتینا طائعین، می تواند امیدوار باشد تا از ربوبیت عبودی الهی از مسیر ولایت علوی بهره مند باشد.
حرمت و احترام مولی امیرمؤمنان(ع) حرمت واقعی است. هر کسی مطیع ایشان و شیعه او شود، می تواند امیدوار باشد که اطاعت خداوند را به جا آورده است. از این رو وی، میزان الاعمال و ترازوی سنجش انسانیت است.
اعتبار کعبه به علی(ع) است؛ زیرا در روایت است که المومن اعظم حرمه من الکعبه؛ احترام و مقام و منزلت مومن از احترام کعبه بیش تر است. (خصال، صدوق، ج 1، ص 27) بی گمان مصداق کامل و مظهر اتم «مومن» جز امیرمومنان(ع) نیست. پس هر که به زیارت خانه خدا رود و خواهد حج و قصد خدا کند می بایست زیارت امیرمومنان(ع) را قصد کند که در هر عصر و زمانی به نامی، آن نور تجلی می کند. گاه به حسن و گاه دیگر به حسین خودنمایی کند. از این رو زیارت امام(ع) در حج از تمام و کمال آن دانسته شده است.
البته از آن جایی که ولایت پس از ولایت خداوند و رسول الله(ص)، به عنوان صادر نخست می باشد، ایشان را در هر عالمی جلوه ای است. پس تفاوتی میان مرده و زنده ایشان نیست؛ زیرا ایشان جاودان هستند و هر آفریده ای از مسیر ایشان مزه حیات را خواهد چشید و در مسیر ایشان است که به مقام فنا خواهد رسید و لقای الهی را تجربت می کند. از این رو امام صادق(ع) میان مرده و زنده ایشان فرق نمی گذارد و فرمان می دهد که هر که خواهد به مقام تقربی برسد، باید به حکم «وابتغوا الیه الوسیله» به ایشان توسل جوید. پس فرمان می آید: من زارنا بعد مماتنا فکانما زار فی حیاتنا؛ هر که ما را پس از مرگمان زیارت کند همانند کسی است که در حیاتمان به زیارت و دیدار ما شتافته است. (وسایل الشیعه، ج 10، ص 260)
پس هر که بر کشتی طریقت نجات ایشان سوار شد در حقیقت به رستگاری رسید: کلهم سفن النجاه لکن سفینه الحسین مجراها علی اللجج العامره اسرع و مرساها علی السواحل المنجیه ایسر؛ همگی آنان کشتی نجات بشریت از دوزخ هستند ولی کشتی نجات حسین حرکتش بر امواج توفنده و گسترده دریا سریع تر است و پهلو گرفتن آن بر ساحل های نجات و رستگاری بهشت، آسان تر می باشد.
رستگاری از مسیر ولایت علوی
پس هر که رستگاری می خواهد می بایست از مسیر ولایت علوی بگذرد که مظاهر آن در اسمای اهل بیت(ع) جلوه گری می کند: لکل شی اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البیت(ع)؛ برای هر چیزی اساسی است و اساس اسلام، محبت ما خاندان اهل بیت پیامبر(ص) است. (بحار الانوار؛ ج 27، ص 91)
از این رو پیامبر اکرم(ص) می فرماید: اثبتکم قدما علی الصراط اشدکم حبا لاهل بیتی، ثابت قدم ترین شما بر روی پل صراط، دوست دارترین شماست نسبت به اهل بیت من. (همان، ج8، ص 69)
آن حضرت(ص) هم چنین می فرماید: حبی و حب اهل بیتی نافع فی سبعه مواطن، اهوالهن عظیمه عندالوفاه و فی القبر و عندالنشور و عندالکتاب و عندالمیزان و عندالصراط؛ محبت من و خاندانم در هفت مورد که بسیار وحشتناک است سود می دهد: هنگام مرگ و در قبر و هنگام زنده شدن و گرفتن نامه اعمال و در زمان حساب و نزد میزان و نزد صراط.
بنابراین حرمت مولی(ع) به اعتبار دنیایی و ارزش های پوچ و بیهوده نیست بلکه به مقام شامخ نوری آن حضرت و یکتایی و یگانگی جان آن حضرت با پیامبر(ص) است که در آیه مباهله از سوی خداوند بر این معنا مهر تأیید زده شده است.




اعتکاف فرصتی برای پالایش درون

طیبه چراغی
انسان کامل از دیدگاه اسلام، باید در ابعاد فردی و اجتماعی دارای ویژگی های معینی باشد، ا ما عمل کردن به وظایف اجتماعی به تنهایی، انسان را به کمال مطلوب نمی رساند. بلکه ورود به عرصه جامعه و فعالیت های اجتماعی اگر با پشتوانه ای از ایمان و ویژگی های خاص اخلاقی همراه نباشد، مایه سقوط انسان خواهد بود.
اگر پرداختن به مسئولیت های اجتماعی دارای پشتوانه معنوی باشد، فعالیت های اجتماعی رنگ و بوی خدایی می گیرد و پرثمر و بابرکت می شود. به همین جهت است که ادیان الهی با آن که انسان را به عرصه تلاش های اجتماعی فراخوانده اند، هیچ گاه تقویت پیوند او با خداوند را از نظر دور نداشته اند.
در ادیان آسمانی همواره شیوه هایی از درونگرایی و دوری از جمع وجود داشته است همان گونه که از قرآن مجید و روایات استفاده می شود که در میان بنی اسرائیل نوعی روزه همراه با سکوت رایج بوده است. (مریم /10)
اسلام نیز با پیش بینی عبادتی به نام اعتکاف که در واقع نوعی خلوت و درونگرایی است، برای ساختن انسان ها و جلوگیری از آفت خدا فراموشی و خود فراموشی چاره اندیشی کرده است.
در مقاله حاضر ارزش وفضیلت و آثار معنوی و اجتماعی اعتکاف مورد بررسی قرار گرفته است که با هم آن را از نظر می گذرانیم.
فرصت اعتکاف
اعتکاف در مسجد برای یک مسلمان فرصتی است تا او به فراخور توان و مشاغل اجتماعی اش هرچندگاه برای مدتی از جامعه و مردم منقطع شود و به درون روی آورد.
سید بن طاووس می گوید: «بدان که اوج و کمال اعتکاف، آن است که انسان، عقل و دل و دیگر اعضای بدنش را تنها بر اعمال صالح وقف کند و آن ها را بر درگاه خداوند و اراده مقدس او حبس نماید. معتکف باید فکر و جان و اعضای خود را با افسارهای مراقبت، به خوبی مهار کند و از چیزهایی که روزه دار باید از آن بپرهیزد، کاملا خودداری نماید. بلکه دقت و مراقبت معتکف، باید به مراتب بیشتر از روزه دار باشد: زیرا او هم روزه دار است و هم معتکف و هر معتکفی خود را ملزم نموده است که با تمام وجود به خداوند متعال روی آورد و رویگردانی و غفلت از حق را یکسره کنار نهد...»
مفهوم اعتکاف
کلمه اعتکاف از ریشه عکف است. اهل لغت برای این ریشه معانی گوناگونی بیان کرده اند از جمله: رویکرد به چیزی با توجه و مواظبت، اقبال به چیزی به آن که روی از آن برگردد، محبوس و متوقف کردن چیزی، اقبال و ملازمت بر چیزی از روی تعظیم و بزرگداشت آن، التزام به یک مکان و اقامت در آن، اقامت، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف.
مجموعه تعاریف بالا را می توان در یک تعریف خلاصه کرد: اعتکاف به معنی اقامت گزیدن در جایی است به طوری که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و این التزام ناشی از اهمیت و عظمت آن موضع باشد. و در اصطلاح به معنای اقامت گزیدن سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع برای عبادت خدا اطلاق می گردد.
اعتکاف در قرآن
کلمه «اعتکاف» در قرآن مجید نیامده ولی افعال و اسم هایی از مصدر عکوف در چند آیه قرآن وارد شده است. واژه «عاکفون» در چند جای قرآن وارد شده که درباره اعتکاف کنندگان مسجدالحرام و مساجد دیگر ذکر شده است. در آیه 187 سوره بقره آمده است: «هنگامی که در مساجد معتکف هستید با زنان در نیامیزید.»
در تفسیر این آیه وارد شده که اعتکاف عبادتی است که حداقل با توقف سه شبانه روز در مسجد برای عبادت و توأم با روزه و ترک بسیاری از لذایذ انجام می شود و برای تصفیه روح و توجه ویژه به پروردگار اثر عمیقی به دنبال دارد.
همچنین در آیه 125 سوره بقره خداوند به حضرت ابراهیم و اسماعیل فرمان می دهد که خانه خدا را برای طواف کنندگان و مجاوران و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده گزاران پاکیزه و آماده سازند.
این آیه شریفه اگر چه به شکل خاص از اعتکاف در مسجد الحرام سخن به میان آورده اما تمامی مساجد، بیت الله محسوب می شوند و اعتکاف در هر یک از آن ها از جهت عبادت دارای مراتب و درجات مختلفی است.
همچنین از کلام وحی استفاده می شود که در میان بنی اسرائیل نوعی روزه همراه با سکوت رایج بوده است. حضرت موسی (ع) با آن که مسئولیت سنگین رهبری امت را بردوش داشت، برای مدت زمانی آنان را رها کرد و برای خلوت کردن با محبوب خویش به کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش پروردگار فرمود: «... پروردگارا به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی.» (طه / 84)
قرآن در جای دیگری از رهبانیت و گوشه گیری پیروان حضرت عیسی (ع) سخن به میان آورده و می فرماید: «و رهبانیتی را که خود ابداع نمودند از این رو برایشان مقرر نمودیم تا خشنودی خداوند را کسب کنند. پس حق آن را چنان که باید مراعات نکردند.» (حدید /27)
علامه طباطبایی در ذیل تفسیر این آیه فرموده است: «لحن آیه شریفه نشان می دهد که خداوند در ابتدا رهبانیت را برای پیروان حضرت عیسی (ع) مقرر نفرمود، ولی آن را مورد تأیید قرار داده است.»
اسلام با پیش بینی عبادتی به نام اعتکاف که در واقع نوعی خلوت و درون گرایی است برای جلوگیری از آفت خدا فراموشی و خود فراموشی انسان ها، برنامه ریزی کرده است.
بنابر این با آن که روح تعالیم ادیان، دعوت به جمع و اجتماع نموده است، اما در عین حال از پیش بینی برنامه هایی که انسان را با درون خود پیوند می زند فروگذار نکرده است، زیرا حضور پیوسته و دائمی در محل کار و عرصه اجتماع و تلاش عملی، رفته رفته روحیه عمل گرایی را در انسان تقویت می کند و پیدایش آن سبب می شود که شخص از درون، تهی شود و به چیزی جز علم بیشتر، نیندیشد تا آن جا که گاهی حتی فرصت نمی کند که نتایج کارها و تلاش های خود را به درستی ارزیابی کند. از همین رو اعتکاف زمینه مناسبی است تا انسان به کاوش درباره انگیزه ها و روحیات خود بپردازد و در جهت رفع کاستی ها و تکامل آنها بکوشد.
سیره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)
پیامبر خدا (ص) هر از چند گاهی به دور از غوغای مکه و سرو صدای مردم و هیاهوی بت پرستان، خود را به غار حراء می رسانید و به پرستش معبود حقیقی مشغول می شد. در شبی از شب ها در حالی که محمد (ص) معتکف کوی دوست بود، صدایی شنید. آری جبرئیل از آسمان ها جواب همه پرسش های پیامبر (ص) را در دفتری از نور به زمین آورده بود: دفتری که نسخه شفابخش همه دردهای بشری بود.
پس از بعثت و بعد از هجرت، پیامبر فرصتی دوباره می یابد تا به اعتکاف روی آورد و خلوتی با خدای خود داشته باشد. این بار اعتکاف را در مسجد النبی پی می گیرد.
رسول خدا افزون بر اهتمام عملی نسبت به اعتکاف، با بیان فضایل آن، مؤمنان رابه انجام این عمل تشویق می کردند.
امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) نیز به سنت اعتکاف عمل نموده و آن را زنده نگه می داشتند. درحدیث آمده است که امام حسن مجتبی (ع) با آن که در حال اعتکاف بودند، برای رفع حاجت برادر دینی خود اقدام نمودند و او را از مشکل مالی نجات دادند.
زمان اعتکاف
اعتکاف در هر زمانی که روزه گرفتن در آن جایز باشد صحیح است اما اعتکاف در ایام البیض ماه رجب و ماه رمضان و مخصوصاً ده روز آخر آن ماه فضیلت بیشتری دارد: زیرا سنت نبوی بر اعتکاف این ده روز دلالت دارد.
آثار اخروی اعتکاف
1- آمرزش گناهان: توبه درحال اعتکاف موجب غفران الهی و ورود درصف نیکان است. زیرا: «اعتکاف از روی ایمان و یقین، باعث مغفرت او می شود.»
2- نزدیکی به خدا: اعتکاف، موجب نیل به قرب الهی است؛ یعنی همان فلاح و رستگاری که انسان به وسیله عبادت آن را می جوید.
در حدیث معراج، خداوند از پیامبر خود سؤال می کند: ای احمد آیا می دانی درچه هنگام بنده به قرب من نایل می شود؟ و بعد در جوابش می گوید: زمانی که گرسنه یا در حال سجده باشد. در جای دیگری در همین حدیث شریف می پرسد: آیا از آثار گرسنگی و سکوت و خلوت مطلع هستی؟ سپس جواب می دهد که یکی از آثار آن، تقرب بنده به سوی من (خدا) است.
گرسنگی، سجده، سکوت از غیرکلام خدا و خلوت، همگی در اعتکاف جمع هستند و با این اعمال به خدای سبحان تقرب می جویند.
3. دوری از آتش جهنم: در حدیثی آمده است که: «هرکس یک روز را به نیت قرب خدا اعتکاف کند، خداوند بین او و آتش سه خندق و سد ایجاد می کند.»
4- تحصیل بهشت: از جمله آثار عبادت، رسیدن به بهشت و بهره مندی از نعمت های آن است. بی شک اگر معتکف بتواند در ایام اعتکاف آن گونه که باید رفتار نماید و رضایت حق تعالی را جلب کند؛ به درجاتی که برای مؤمنان درنظر گرفته شده خواهد رسید.
خداوند درقرآن می فرماید: «خداوند به مؤمنین و مؤمنات وعده بهشتی را داد که در زیر آن نهرها جاری است آنان در بهشت و درخانه های پاک دربهشت عدن جاودانه اند، رضوان و رضایت خدا بالاتر از بهشت است و آن فوز عظیم است.» (توبه/ 72)
همان گونه که در آیه زیر اشاره شده است علاوه بر بهشت و نعمت های الهی، رضوان خدا که بالاترین نعمت ها است نصیب مؤمن خواهدشد.
آثار فردی اعتکاف
1-مهمان شدن بر خدا: مسجد خانه خداست و چنانکه امام صادق(ع) می فرماید: «ماندن در مسجد که خانه خداست، به منزله میهمان شدن بر صاحب خانه است و تکریم میهمان فضیلت است و کسی از خدا سزاوارتر به این فضیلت نیست.»
از حضرت علی(ع) نیز روایت شده است که نشستن درمسجد برای من از نشستن در بهشت محبوب تر است زیرا با نشستن در بهشت به خواسته خودم نایل شده ام و با نشستن درمسجد به خواست خداوند نایل می شوم.
بنابراین معتکفان درمسجد، میهمان خداوند هستند و مورد اکرام پروردگار قرار می گیرند.
2- تقویت اراده: از آثار حتمی اعتکاف در زندگی فردی انسان، تقویت اراده آدمی است. زیرا معتکفان با توجه به عبادت هایی که در طول اعتکاف انجام می دهند و از نماز و روزه نیرو می گیرند به این توفیق بزرگ دست می یابند. خداوند در قرآن می فرماید: «واستعینوا بالصبر و الصلوه » (بقره/54) منظور از صبر دراین آیات روزه گرفتن است. علاوه بر این کسی که مدتی بر خلاف خواست درونی خود، خویش را در محلی حبس کند و از بسیاری از امور همچون حرف زدن در غیر امور عبادی پرهیز نماید، خود به خود تمرینی است برای اجتناب از بسیاری خواهش های نفسانی دیگر. برخورداری انسان از اراده قوی نه تنها در مسائل اخلاقی و دینی بسیار مهم است؛ بلکه نقش آن در امور روزمره نیز کاملا مشهود است.
3- انس با معنویات: در پرتو اعمالی چون اعتکاف، ارتباط روانی خاصی بین انسان و مسجد، قرآن، نماز، نماز شب و ادعیه به وجود می آید به نحوی که انسان، مشتاق ارتباط با این امور شده و دوری از آنها برایش سخت می شود. فرد معتکف در ایام اعتکاف توفیق پناه بردن به قرآن کریم و تلاوت همراه با تدبر آن را می یابد و این امر وسیله ای است برای رسیدن به مقامات والا.
از امام صادق(ع) روایت شده است که قرائت کننده قرآن محتاج سه چیز است: دلی خاشع و بدنی فارغ و مکانی خلوت. زیرا هرگاه دل او خاشع باشد شیطان از او می گریزد، هرگاه بدن او از مشاغل دنیوی فارغ شد دل او متوجه قرائت قرآن می شود و هرگاه در مکان خلوتی باشد و از خلق کناره گرفته باشد، باطن او با خدا انس می گیرد و این حالات نصیب انسان معتکفی می شود که در مکانی خلوت و با خشوع قرآن را تلاوت کند.
همچنین معتکف این فرصت را پیدا می کند که در میان عبادت های خود به خواندن دعا نیز مبادرت ورزد. دعا به سبب مقام و منزلت ویژه ای که در دین مقدس اسلام دارد، روح انسان را خاشع می کند.
4- دوری از غفلت: اعتکاف عبادتی است که نماز و به قول قرآن ذکر الله را دربردارد. ذکر همان دوری از غفلت است، غفلتی که اگر به ذکر مبدل نشود، موجبات سقوط آدم را فراهم می کند.
5- تواضع و فروتنی: اگر انسان بتواند در طول اعتکاف، خود را به دروازه های معرفت الهی برساند خود را در دایره بیکران هستی، کوچک ببنید، تکبر و غرور از او رخت برمی بندد.
آثار اجتماعی اعتکاف
اعتکاف آثار اجتماعی قابل توجهی نیز دارد که اجمالا به دو مورد آن اشاره می شود
1- کاهش جرم و فساد: به عقیده جرم شناسان اجتماعی، گسترش مسائل معنوی، باعث کم شدن جرم و فساد درجوامع می شود. اعتکاف دراین زمینه می تواند نقش مهمی ایفا کند، زیرا مشتمل بر چند عبادت است و آثار معنوی ویژه ای برجای می گذارد.
2- آشنایی و برقراری ارتباط دوستانه: حضور مؤمنین شهر در چند مسجد فرصتی است که مؤمنان یکدیگر را بشناسند و ارتباط دوستانه پیدا کنند و از آثار اخوت اسلامی برخوردار شوند.
سابقه اعتکاف درایران
سنت اعتکاف در طول تاریخ کم و بیش در ایران اسلامی برپا شده است ولی از پیشینه آن در ایران، قبل از دوران صفویه، چیز زیادی در دست نیست. آنچه به صورت مستند وجود دارد برپایی این سنت الهی در دوران صفویه است که به همت شیخ لطف الله میسی و شیخ بهایی، در دو پایتخت صفویه، قزوین و اصفهان صورت گرفته است.
شیخ لطف الله، هم عصر عالم بزرگ شیعی شیخ بهایی است. او بسیار مورد توجه و عنایت شیخ بهایی بود تا آنجا که در برخی از مسائل شرعی، مردم را به شیخ لطف الله ارجاع می داده است. شاه عباس اول، مسجد شیخ لطف الله را در اصفهان به نام این عالم بزرگ و برای اقامه نماز توسط ایشان ساخت.
این عالم سخت کوش، به برپایی سنت اعتکاف اهتمام ویژه ای داشت. چنان که بر اثر تلاشهای خستگی ناپذیر او اعتکاف سنتی رایج و زنده شد.
شیخ بهایی نیز اهتمام ویژه ای به امر اعتکاف در ایران داشت. او در کنار شیخ لطف الله به ترویج این سنت همت گمارد.
پس از آمدن آیت الله عبدالکریم حائری یزدی به قم و تاسیس حوزه علمیه در جوار حرم مطهر حضرت معصومه(س)، سنت الهی اعتکاف، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت.
این سنت الهی که در طی چند قرن، بعد از دوران شیخ لطف الله و شیخ بهایی نوساناتی به خود گرفته بود، تولدی جدید یافت، اما حکومت خشن رضاخانی را نیز در برابر خود داشت.
عالم ربانی میرزامهدی بروجردی در سده اخیر پایه گذار این سنت حسنه در شهر قم بود. رفته رفته این سنت محمدی(ص) به دیگر شهرهای ایران سرایت کرد. او از ملازمان و مشاوران آیت الله حائری یزدی بود. وی به علت ایجاد جو خفقان رضاخانی به تنهایی در مسجد امام حسن عسکری(ع) معتکف می شد و هیچ کس همراه او نبود. بعدها یکی دیگر از علما به او ملحق شد و پس از چندی، پای دیگران نیز به این سنت کشیده شد، به حدی که آیت الله بروجردی درس های حوزه علمیه را جهت شرکت طلاب در مراسم اعتکاف تعطیل کردند.
(مرکز فرهنگ و معارف قرآن روزنامه کیهان)

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146