کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٢/٢/۱٢




بیستم جمادی الثانی سالروز ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر مبارکباد.
همسرداری را از پیامبر(ص) بیاموزیم


امروزه یکی از مهم ترین مشکلات خانواده ها نداشتن مدیریت صحیح در زندگی است؛ بسیاری از اختلافات، چالش ها و مشاجرات که مقدمه فروپاشی خانواده هاست، ناشی از نداشتن الگویی کامل در اداره خانواده است. به طور حتم درصد قابل توجهی از مشکلات، به رفتار شوهران برمی گردد، برخی مردان محیط خانه را با فضای محل کار اداری و یا پادگان های نظامی اشتباه گرفته و می خواهند با ادعاهای خشک و بی روح و تعصبات جاهلانه، خانه را اداره کنند درحالی که سخت گیری های غیرمنطقی از آفات مهم و آسیب های نظام خانواده بوده و استحکام آن را تهدید می کند، حتی برخی از مردان با سخت گیری های غیرمنطقی خانه را به زندانی تبدیل می کنند که زن باید از هرگونه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی پرهیز کند. در مقابل، برخی دیگر به صورت لجام گسیخته، دم از آزادی و راحتی اعضای خانواده می زنند؛ بدیهی است که هر دو روش نادرست است و نتیجه آن، چیزی جز افراط و تفریط و پیامدهای ناگوار نخواهد بود. براستی راه حل مشکل چیست؟ و چه باید کرد؟
واقعیت این است که برای رسیدن به خوشبختی و مدیریت موفق یک خانواده، داشتن راهنما و الگوی کامل امری ضروری است و هرگز بدون آن نمی توان به اهداف مقدس زندگی نائل شد. به قول حافظ:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر تنهایی

بقیه در ادامه مطلب


 

بیستم جمادی الثانی سالروز ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر مبارکباد.
همسرداری را از پیامبر(ص) بیاموزیم


امروزه یکی از مهم ترین مشکلات خانواده ها نداشتن مدیریت صحیح در زندگی است؛ بسیاری از اختلافات، چالش ها و مشاجرات که مقدمه فروپاشی خانواده هاست، ناشی از نداشتن الگویی کامل در اداره خانواده است. به طور حتم درصد قابل توجهی از مشکلات، به رفتار شوهران برمی گردد، برخی مردان محیط خانه را با فضای محل کار اداری و یا پادگان های نظامی اشتباه گرفته و می خواهند با ادعاهای خشک و بی روح و تعصبات جاهلانه، خانه را اداره کنند درحالی که سخت گیری های غیرمنطقی از آفات مهم و آسیب های نظام خانواده بوده و استحکام آن را تهدید می کند، حتی برخی از مردان با سخت گیری های غیرمنطقی خانه را به زندانی تبدیل می کنند که زن باید از هرگونه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی پرهیز کند. در مقابل، برخی دیگر به صورت لجام گسیخته، دم از آزادی و راحتی اعضای خانواده می زنند؛ بدیهی است که هر دو روش نادرست است و نتیجه آن، چیزی جز افراط و تفریط و پیامدهای ناگوار نخواهد بود. براستی راه حل مشکل چیست؟ و چه باید کرد؟
واقعیت این است که برای رسیدن به خوشبختی و مدیریت موفق یک خانواده، داشتن راهنما و الگوی کامل امری ضروری است و هرگز بدون آن نمی توان به اهداف مقدس زندگی نائل شد. به قول حافظ:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر تنهایی

بهترین اسوه و راهنما را قرآن کریم دراین زمینه به ما معرفی می کند: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه ؛ (1) قطعا برای شما در اقتدا به رسول خدا(ص) سرمشقی نیکوست.» او کامل ترین نسخه انسانیت در عالم هستی از هر لحاظ برای تمام انسان ها الگو و اسوه محسوب می شود.
برای رسیدن به یک زندگی سعادتمندانه ضروری است که با مدیریت پیامبر اسلام(ص) در خانواده و چگونگی رفتار آن حضرت با همسرانش آشنا شویم و از روش های آن حضرت درس زندگی بیاموزیم. در مقاله حاضر فرازهائی از سیره خانوادگی رسول خدا(ص) بازگو شده است.
مهربانترین نسبت به همسر
آن رهبر فرزانه اسلام از سویی به سلاطین و رهبران جهان نامه نوشته و با اقتدار کامل با آنان سخن می گفت و در جنگ با مشرکان نیز قاطع و باصلابت بود و از سوی دیگر در میان خانواده اش با مهربانی، عطوفت، حلم و تواضع برخورد می کرد. هیچ کس از آن حضرت در خانواده اش خوش اخلاق تر نبود. هریک از یاران و یا اعضای خانواده اش که او را صدا می زد، در پاسخ با کمال نشاط و خوشرویی می فرمود: لبیک (2)
پیامبر اکرم(ص) در منزل، خدمتکار اهل خانه محسوب می شد. گوشت خرد می کرد. وقتی بر سر سفره ساده غذا می نشست، خدا را یاد می کرد و انگشتان خود را بعداز غذا می لیسید. بز و گوسفند و شتر را می دوشید. لباس خود را وصله می کرد. به گوسفندان و شترش رسیدگی می نمود. به همراه اهل خانه گندم را آسیاب کرده و خمیر می ساخت. خانه خویش را نظافت می کرد. لوازم زندگی را به دوش کشیده و از بازار به منزل می برد. در منزل را شخصا باز می کرد و محبوب ترین کارها نزد پیامبر(ص) خیاطی بود.(3)
رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: نشستن مرد نزد همسرش در پیشگاه خداوند از اعتکاف در مسجد من محبوب تر است.(4)
رسول خدا(ص) همواره مردان مسلمان را توصیه می کرد که با همسرانشان عالی ترین رفتار را داشته باشند و خود نیز چنین بود. آن حضرت در این زمینه به مردان مسلمان فرموده است: «خیرکم خیرکم لاهله انا خیرکم لاهلی؛(5) بهترین شما کسی است که نسبت به همسرش نیکوکار باشد و من نیکوکارترین شما نسبت به همسرم هستم.»
این شیوه پیامبر(ص) برگرفته از آموزه های قرآنی است که فرموده: «و عاشروهن بالمعروف؛(6) و با همسرانتان به نیکی و شایستگی رفتار کنید.»
هدیه به همسر
کارشناسان امور تربیت و خانواده بر این باورند که هدیه دادن به همسر تأثیر فراوانی در تحکیم روابط خانواده دارد؛ زیرا هدیه نوعی اظهار محبت و اثبات صداقت در زندگی مشترک است. گذشته از آن، هدیه، مصداق بارز سپاس گزاری است. پیامبر(ص) در این زمینه این جملات را فرمود: «هدیه کینه را می برد.»، «هدیه محبت و دوستی به همراه دارد و ارتباط طرفین را تقویت می کند.»، «هدیه در بسته را باز می کند.» (7)
دقت در این سه جمله نبوی، نکات حکیمانه و آموزه های تربیتی فراوانی به همراه دارد که بر اهلش پوشیده نیست.
رسول گرامی اسلام(ص) در کلام زیبایی فرمود: «هرکس وارد بازار شود و هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده خود ببرد، پاداش او همانند کسی است که برای گروهی نیازمند صدقه ای برد و باید در دادن هدیه از دختران شروع کند.»(8)
خوش بویی و خوش خویی
همسر شایسته همواره از شوهرش توقع دارد که زیبایی ظاهر را در خانه و جامعه حفظ کند و بی نظم و درهم ریخته نباشد که موجب تنفر مردم گردد. همچنان که شوهر چنین انتظاری از همسرش دارد.
رسول گرامی اسلام همواره می فرمود:«خداوند خوشبو است و بوی خوش را دوست دارد، پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد، بزرگوار است و بزرگواری را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پس جلو خانه های خویش را پاکیزه سازید و مانند یهودیان نباشید.(9)
رسول خدا (ص) خود نیز چنین بود. انس بن مالک می گوید: من ده سال با پیغمبر(ص) همنشین بودم و انواع عطرها را استشمام کرده ام ولی هرگز بویی از بوی دهان حضرتش بهتر نیافتم و چون یکی از اصحاب به ملاقات اومی آمد حضرت با او برمی خاست و جدا نمی شد تا طرف جدا شود و برگردد و چون یکی ازاصحاب به وی می رسید و دست می داد پیامبر(ص) دست خود را از دست او نمی کشید تا طرف قبلاً دست خود را درآورد و هرگز پاهایش را جلو همنشینی دراز نکرد و هیچ کس درمحضر او نمی نشست مگر اینکه وقتی می خواست برخیزد، پیغمبر به احترام او برمی خاست (01)
پیغمبر(ص) با مشک، خود را خوشبو می فرمود، چندان که مشک بر فرق سر حضرت برق می زد و به چیزهای بی رنگ که مناسب مردان است، مثل مشک و عنبر خود را معطر می فرمود و نیز به عطر خود را خوشبو می کرد و همسرانش او را به آن خوشبو می کردند. و خود را با عود قماری (نوعی عود) خوشبو می نمود و درشب تاریک پیش از آنکه که دیده شود از بوی خوشش شناخته می شد چنان که رهگذر می گفت، این پیغمبر است. پیامبر(ص) فرمود: دوست من جبرئیل (ع) به من گفت: یک روز در میان، خود را معطر ساز و روزهای جمعه عطر زدن را ترک مکن. (11)
رسول خدا (ص) به علی (ع) سفارش کرد: یا علی! عطر زدن در روزهای جمعه را ترک مکن که این جزو سنت من است و تا زمانی که بوی عطر از تو استشمام شود، برایت حسنه نوشته می شود. (21)
رسول خدا (ص) از راهی عبور نمی کرد، مگر اینکه کسانی که از آنجا می گذشتند، از عطر آن حضرت متوجه می شدند که ایشان از آن محل گذشته است. (31)
عفت و غیرت
خداوند متعال برای اینکه حریم ناموس مسلمانان حفظ شود، نگاه های هوس آلود را از طرف زن و مردم نامحرم، ممنوع اعلام کرده و به رسول اعظم فرموده است:«قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم ... و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن (41) ای رسول ما! به مردان مومن بگو چشم های خود را از نگاه به نامحرمان بپوشانند... و به زنان با ایمان نیز اعلام کن تا دیدگان خود را از هر نامحرمی فروبندند.»
جدایی زن و مرد نامحرم، یکی از دستورهای صریح قرآن و رسول خدا است که درسلامت جامعه تاثیر فراوان دارد. بدون تردید حفظ «عفت عمومی» برای پایداری هر جامعه ای ضرورتی انکارناپذیر است و یکی از راه های جلوگیری از نفوذ شیطان و وسوسه های آن، ایجاد حریم میان زن و مرد و رعایت پوشش لازم است تا از نگاه های هوس آلود و تماس های غیر شرعی جلوگیری شود.
سیره رسول اعظم (ص) در زمینه عفاف برگرفته ازمعارف قرآن کریم بود. مواردی درتاریخ نقل شده که نشان دهنده اهتمام فراوان آن گرامی به این مسئله است. در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم:
الف- رعایت حریم با نامحرم
امام صادق(ع) فرمود: هنگامی که آیه 21 سوره ممتحنه [که درباره بیعت زنان است] در فتح مکه نازل شد، پیامبر(ص) در کوه صفا بود. دستور داد: طشتی را پر از آب کنند. سپس آن حضرت دست خود را در آن فرو برد و بیرون آورد، آنگاه زنان به عنوان «بیعت» یکی یکی آمدند و دست خود را در آن فرو بردند.(51)
زن جوانی در حجت الوداع به محضر رسول خدا(ص) آمد تا مسئله ای بپرسد. حضرت در هنگام پاسخ، متوجه شد فضل بن عباس- که جوانی زیباروی و پشت سر پیامبر سوار بر اسب بود- به آن زن نگاه می کند و او هم به فضل خیره شده است. رسول خدا برای جلوگیری از رد و بدل شدن نگاه های هوس آلود، با دست خود سر فضل را به سوی دیگر برگرداند. سپس فرمود: «ترسیدم شیطان بین مرد جوان و زن جوان داخل شود.»(61)
رسول خدا(ص) فرمود: «میان زنان و مردان نامحرم فاصله ایجاد کنید».(71)
چرا که تقویت ایمان، آرامش روحی و روانی، سلامت جسمی، استحکام بنیان خانواده، عزت و سربلندی، امنیت بانوان و دوری از افکار ناسالم، برخی از برکات این دستور نبوی است.
ب- حفظ ناموس از دید نامحرم
در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم: «کان ابراهیم ابی غیورا و انا اغیر منه و ارغم الله انف من لایغار من المؤمنین؛ پدرم حضرت ابراهیم مرد غیوری بود و من از او غیورترم. خداوند بینی مؤمنانی را که غیرت ندارند به خاک بمالد».(81)
در حدیث دیگری از رسول خدا(ص) آمده است که فرمود: «انی لغیور والله عز و جل اغیر منی و ان الله تعالی یحب من عباده الغیور؛ من غیورم و خداوند از من غیورتر است و خداوند بندگان غیورش را دوست دارد».(91)
روزی ابن مکتوم- که یکی از یاران پیامبر و مردی نابینا بود- به خانه رسول خدا آمد. دو تن از همسران آن حضرت (عایشه و حفصه) در کنار پیامبر بودند و با ورود او پوشش اسلامی را رعایت نکردند.
بعد از رفتن آن مرد، پیامبر(ص) آنان را سرزنش کرد که: چرا حجاب خود را رعایت نکردید؟ آنان گفتند: او که ما را نمی دید. فرمود: «آیا شما هم او را نمی دیدید؟ شما که نابینا نیستید».(02)
آن حضرت نه تنها نسبت به ناموس خود غیرتمند بود، بلکه برای غیرتمندان ارزش ویژه ای قائل بود. امام صادق(ع) فرمود: گروهی از اسیران را خدمت پیامبر(ص) آوردند پیامبر(ص) (به خاطر جنایاتی که آنها انجام داده بودند) دستور قتل آنها را صادر کرد به استثنای یک نفر، آن فرد تعجب نمود وعرض کرد چگونه مرا از میان همه آنها آزاد کردی؟! فرمود: جبرئیل ازسوی خدا این خبر را به من داده است که تو دارای پنج صفت هستی که خدا و پیامبرش(ص) آن را دوست دارند: «الغیره الشدیده علی حرمک، والسخاء و حسن الخلق، و صدق اللسان و الشجاعه ؛ غیرت شدید نسبت به ناموست، سخاوت، اخلاق نیکو، راستگویی و شجاعت»! هنگامی که آن مرد اسیر آزادشده این سخن را شنید اسلام آورد و در زمره مسلمانان شایسته قرارگرفت. (12)
رهنمود رسول خدا(ص) به حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س) درمورد تقسیم کار، یکی دیگر از مواردی است که از اهتمام آن حضرت به حفظ حریم خانواده از دید نامحرم حکایت می کند. هنگامی که آن دو بزرگوار از محضر پیامبراکرم(ص) تقاضای تقسیم کار کردند، پیامبر کارهای داخل منزل را به فاطمه(س) و کارهای بیرون منزل را نیز به علی(ع) سپرد. پس از این داوری واقع بینانه، حضرت زهرا فرمود: «خدا می داند که چقدر از این تقسیم کار خوشحال شدم؛ چرا که رسول خدا(ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، معاف نمود و مرا وادار نکرد که دوشادوش مردان نامحرم به کار بپردازم.(22)
صبر در سختی ها
صبر در مشکلات زندگی، بویژه مصیبت ها فقط برای زنان نیست بلکه شوهران بیشتر نیازمند صبر و حوصله هستند و آن هم در تمامی مراحل زندگی از اختلافات کوچک گرفته تا مصیبت های سنگین زندگی که برای همه رخ می دهد و فراز و نشیب در زندگی اجتناب ناپذیر است.
رفتار رسول خدا(ص) دراین زمینه بهترین درس برای ماست؛ ابراهیم پسر پیامبراکرم(ص) در اواخر سال هشتم هجری متولد شد (32) و در رجب سال دهم هجری وفات یافت. رسول خدا(ص) در هنگام وفات ابراهیم پسر دوساله اش با چشمانی اشکبار فرمود: «ای ابراهیم! کاری از ما برای تو ساخته نیست. تقدیر الهی نیز برنمی گردد. چشم پدرت در مرگ تو گریان و دل او محزون و اندوهبار است؛ ولی هرگز سخنی را که موجب خشم خداوند باشد، بر زبان جاری نمی سازم. اگر وعده صادق الهی نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراق و جدایی تو بیش از این گریه می کردم و غمگین می شدم.» (42)
وقتی سیلاب اشک از چشمان پیامبر(ص) جاری بود، برخی گفتند: یا رسول الله! چرا در فراق فرزندت این گونه گریه می کنی؟ فرمود: این گریه علامت دلسوزی و رحمت و محبت است و هرکس رحم و عاطفه نداشته باشد، مورد رحمت قرار نخواهدگرفت. (52)
خشم فقط برای خدا
عصبانیت و بدخلقی درخانواده، سمی مهلک برای روابط زن و شوهر است که گاهی عوارض ناشی از آن هرگز جبران نمی شود. پیامبر(ص) در مورد مفاسد خشم و غضب فرمود: «خشم، ایمان را فاسد می کند؛ همچنان که سرکه عسل را از بین می برد.» (62)
مهرورزی و حسن خلق آن حضرت در خانواده و اجتماع چنان در مورد حضرتش می درخشد که دوست و دشمن را به تحیر واداشته است؛ اما مهمترین نکته آموختنی از سیره نبی مکرم اسلام(ص) این است که آن وجود باعظمت با این حال، همواره دعا می کرد که : «اللهم حسن خلقی؛(72) خدایا! اخلاقم را زیبا گردان!» «اللهم جنبنی منکرات الاخلاق؛ (82) پروردگارا مرا از اخلاق زشت دور بگردان!»
دنیا و ناملایمات آن هرگز او را به خشم درنمی آورد و چون حقی پایمال می شد از شدت خشم کسی او را نمی شناخت و از هیچ چیز پروا نداشت، تا آنکه حق را یاری کند. (92)آن گرامی با آن همه عظمت و بزرگی، در منزل کار می کرد و به نگهداری و پرستاری از کودکان می پرداخت. درمسائل شخصی عصبانی نمی شد. هرگاه حرمت الهی شکسته می شد و یا ارزش های اسلامی مخدوش می گردید، فقط برای خدا، خشمگین می شد. این مقال را با این بیت زیبای حافظ به پایان می بریم که:
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
1- احزاب/ 21
2- سنن النبی، ج 1، ص 2.5
3- تفسیر فخر رازی، ج 03، ص 18؛ من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 344؛ الجامع الصغیر، ج 1، ص 995؛ سیره النبی، ص 4.16
4- التفسیر المعین ص 6.40
5- من لا یحضره الفقیه/ ج 3/ 5.55
6- نساء/ .19
7- بحارالانوار، ج 47، ص 8.16
8- امالی صدوق، ص: 7.57
9-نهج الفصاحه - ص 296
01- مکارم الاخلاق/ ترجمه میرباقری، ج1، ص 33
11و21- الحیاه با ترجمه احمد آرام، ص 6،ص 022
31- سنن النبی (ص)/ باب اول.
14-نور/03.
51- الکافی، ج 5، ص .526
61- المبسوط، شیخ طوسی، ج 4، ص .160
71- مواهب الجلیل، ج 2، ص 875؛ کشف الخفاء ج 1، ص .279
81- بحارالانوار، ج 100، ص 842، حدیث 33.
91 و 02- کنزالعمال، حدیث 6770، (ج 3، ص 387).
12- بحارالانوار، ج18، ص.108
22- مستدرک الوسائل، ج31، ص84.
32-ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شد و در سنین کودکی از دنیا رفت.
42- فروغ ابدیت، ج2، ص.426
52-مسکن الفؤاد، ص49.
62- الکافی، محمدبن یعقوب کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 5136ش، ج2، ص.202
72 و 82- همان، ص95.
92-سنن النبی ص31.




سیره تربیتی فاطمه(س)

تربیت به معنای پرورش استعدادها و فعلیت بخشی به قوا، از مهم ترین وظایف انسان است. هر چند که مرد و زن در تربیت فرزند نقش دارند، ولی باتوجه به شرایط مختلف و نیازهای متفاوت کودک، گام نخست تربیتی بر دوش مادر است. در حقیقت این مادر است که بنیادهای تربیتی و پرورش استعدادهای کودک را به عهده دارد. مادران، مسئولیت سنگین آموزش و پرورش کودک را از زمانی که نطفه در رحم بسته می شود تا زمان شیرخوارگی به عهده می گیرند. آنان از تغذیه کودک که بستر رشد و نمو کودک را فراهم می آورد تا آموزش راه رفتن و زبان آموختن و مانند آن را به قصد تربیت، پرورش و رشد و نمو کودک از لحاظ جسمی و روحی، مادی و معنوی به خوبی انجام می دهند. از این رو همگان از دامن مادر به معراج و بهشت می روند و بهشت در زیر پای مادران قرار دارد.
هر چند که همه مادران بطور فطری و طبیعی می دانند که چگونه فرزند خویش را تربیت کرده و پرورش دهند؛ اما دست یابی به بهترین شیوه تربیتی نیازمند بهره گیری از سلوکی است که عقل و وحی در اختیار مادران قرار می دهد. آگاهی از شیوه های تربیتی، اسوه های کمالی و نیک بشریت، می تواند فرآیند تربیتی کودک را بهبود بخشد و فرصت بهتر و مناسب تری را برای حضور مناسب و خوب و قوی کودک در صحنه های زندگی دنیوی فراهم آورد و امکان عروج او به مقامات انسانیت را آسان تر کند.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن، سلوک تربیتی حضرت فاطمه(س) را که از سوی خدا به عنوان برترین زنان جهان و سرمشق همگان معرفی شده، بیان کند.
پرورش توان خدایی از طریق بندگی
انسان ها موجوداتی بس پیچیده هستند. پیچیدگی انسان به سبب آن است که همه صفات الهی در او نهاده شده است. در برخی از روایات بیان شده که خداوند حضرت آدم(ع) را به صورت خویش آفریده است؛ به این معنا که اگر خداوند بخواهد صورت بپذیرد و تجسم یابد، در شکل انسانی تجسم می یافت. ریشه این سخن را می توان در آیه 31 سوره بقره یافت که در آن از تعلیم همه اسماء الهی به انسان سخن به میان آمده است؛ زیرا اسم در خداوند به معنای صفاتی است که در خداوند است و هر اسمی بیانگر صفتی از صفات الهی می باشد؛ چرا که اسم به معنای نشانه برجسته ای است که گویای صفات الهی است؛ بنابراین، خداوند هنگامی که همه اسماء الهی را به انسان تعلیم بخشیده، در حقیقت صفات خویش را در صورت انسانی قرار داده است.
از آن جایی که همه اسماء و صفات الهی در انسان قرار داده شده، انسان موجودی بس پیچیده شده است. این پیچیدگی آثار و پیامدهائی در زندگی بشر دارد؛ زیرا به عنوان نمونه، از اسماء و صفات الهی مرید و اراده است؛ پس انسان نیز موجودی مرید و دارای صفت اراده است. همین یک صفت به تنهایی وضعیت انسانی را از دیگر موجودات و آفریده های هستی متمایز می سازد؛ زیرا انسان به اراده و اختیار خود می تواند راه های متضادی را در پیش گیرد که گاه در تقابل سلب و ایجابی یکدیگر قرار می گیرد.
از آن جایی که صفات الهی تنها در انسان ها به ودیعت گذاشته شده، نیازمند عوامل و بسترهایی است تا این صفات بروز و ظهور کند و به فعلیت برسد. به این معنا که صفات الهی در انسان ها به شکل قوه و توان وجود دارد و می بایست آن را با کمک علل و عوامل به نیرو و فعلیت در آورد. اینجاست که نقش پراهمیت علل و عوامل فعلیت بخش قوا و توان، به خوبی روشن می شود.
براساس آموزه های وحیانی قرآن، در ذات انسان، عاملی به عنوان عقل و فطرت قرار داده شده است تا به درستی این نقش را ایفا کند و توان انسان ها را به نیرو و قوای او را به فعلیت درآورد؛ چرا که فطرت و عقل انسانی به صورت طبیعی گرایش به کمال داشته و از هرگونه نقص در هر شکل و قالبی گریزان است؛ پس تلاش می کند تا با استفاده از ابزارهای موجود در طبیعت، توان خویش را به نیروی فعلیت یافته تبدیل کند. پس هر انسانی به طور طبیعی به کمک عقل و فطرت، به پرورش خود مشغول می باشد و راه کمال و نمو و پرورش استعدادهای خویش را دنبال می کند.
اما در این میان، مشکلی است که اجازه نمی دهد تا انسان ها به سلامت بگذرند؛ زیرا یک عامل درونی ونیز یک عامل بیرونی، می تواند این مسیر را تخریب کند و یا گمراهی را موجب شود و انسان نتواند به پرورش خود بپردازد و توان خویش را به درستی آزاد کرده و به عنوان انسان خدایی و متاله، ظهوریابد؛ چرا که عامل هواهای نفسانی در درون و وسوسه های شیطانی از بیرون، او را از انتخاب درست راه باز می دارد و علل و عواملی را در پیش روی انسان قرار می دهد که از راه راست بیرون می رود، به ویژه که وسوسه های شیطانی و نجواهای پیاپی در گوش جان آدمی، فرصت درست فکر کردن و درست عمل کردن را از شخص می گیرد و گاه آدمی را در انتخاب درست راه و علت و عامل رشدی به اشتباه می افکند و فریب می دهد؛ چرا که شیطنت ابلیس و شیاطین، در ایجاد اشتباه و فریب و تزیین باطل به عنوان حق و تشابه سازی است. (آل عمران، آیه14؛ انعام، آیه43؛ نساء، آیه119)
در اینجاست که فطرت و عقل آدمی، نیازمند عاملی است که او را در انتخاب راه حق و راست یاری کند و از اشتباه و خطا درآورد. خداوند پس از هبوط آدم(ع) به زمین به او عده داد تا با کمک وحی او را به سوی حق هدایت کند و راه راست را بشناساند تا انسان با پیروی از آن خود را پرورش دهد و در مسیر عبودیتی گام بردارد که توان هایش را آزاد ساخته و او را به مظهر تمامی اسماء و صفات الهی درآورد و خدایی و ربانی کند. (بقره، آیه38 و آیات دیگر) از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: العبودیه جوهره کنهها الربوبیه ، گوهر و جوهر عبودیت همان ربوبیت الهی است. به این معنا که انسان از طریق عبودیتی که عقل و وحی بیان می کند، متاله و خدایی می شود و استعداد و توان الهی او که به شکل اسماء و صفات در انسان سرشته شده را پرورش و فعلیت می بخشد و می تواند به عنوان مظهر خداوندی در مقام خلافت الهی، به ربوبیت و پرورش دیگران بپردازد.
فاطمه(س) اسوه ای حسنه
انسان ها هر چند که به عقل و وحی مجهز شده اند، ولی از آنجایی که راه فعلیت بخشی به توان و استعدادهای بشری بس سخت و دشوار و دوزخی است، (مریم، آیه17) بسیاری هر چند که بدین راه یقین دارند حتی از گام نهادن در آن ناتوان و یا از ادامه آن دلسرد می شوند؛ چرا که مسیر پرورش استعدادها و تربیت آن، سنگلاخی و پوشیده از سختیها است: حفت الجنه بالمکاره و حفت النار بالشهوات؛ بهشت را ناملایمات و ناکامیها و دوزخ را کامروائیها فرا گرفته است. (بحارالانوار، ج 86، ص 27)
چه بسا کسانی که بیشتر راه را به درستی می پیمایند، ولی در ادامه دلسرد می شوند؛ یا چکاد مظهریت در الوهیت و ربوبیت و متاله و ربانی شدن را بس عظیم و دشوار می بینند و آن را دور از دسترس بشر می دانند؛ چنان که مشرکان و کافران نسبت به ارتباط انسان با خدا این گونه می اندیشیدند و وحی را به سبب همین وهم و خیال می دانستند و می گفتند: شما بشری مثل ما هستید. (ابراهیم، آیه 01؛ هود، آیه 72 و آیات دیگر)
در چنین شرایطی لازم است نمونه های بشری به مردم معرفی شوند که متاله و ربانی شده اند و از انسانها خواسته شود راه و روش ایشان را در پیش گیرند تا خدایی گردند. (آل عمران، آیه 97)
پیامبران(ع) نمونه هایی بودند که خداوند به مردم نشان می دهد. اما همه پیامبران(ع) به تمامیت در کمال نرسیده اند و تفاوت های بسیاری با هم دارند، هر چند که همه آنان در کف معیارها و موازین انسانیت مشترک هستند و از دیگر انسان ها برتر می باشند و مثل دیگران نیستند؛ چرا که خود را از بشر بودن بیرون برده و انسان شده و لیاقت و شایستگی دریافت وحی را یافته اند (انعام، آیه 68) ولی تفاوت های آنان در میزان دسترسی به سطح نهایی و غایی انسانیت و متاله و ربانی شدن است. (بقره، آیه 352)
خداوند حتی حضرت ابراهیم(ع) را اسوه تمام و کمال معرفی نمی کند و دست کم یک مورد را در ایشان نشان می دهد که قابل پیروی نیست. (ممتحنه، آیه 4) در این میان خداوند تنها پیامبر گرامی(ص) را اسوه حسنه کامل و تمام و مطلق معرفی می کند که بی چون و چرا قابل پیروی است و می تواند اسوه همگان در همه دوران و اماکن تا روز قیامت باشد. (احزاب، آیه 12) از این رو قول و فعل و تقریر آن حضرت(ص) به عنوان سنت معتبر، نه تنها شایسته پیروی است بلکه انسان ها می بایست از ایشان اطاعت محض کرده و در همه زندگی او را برتر از خود بدانند (احزاب، آیه 6) و به اطاعت از ایشان بپردازند؛ چرا که اطاعت ایشان عین اطاعت خداوند است. (آل عمران، آیات 32 و 231)
در آیات قرآنی، دیگرانی که نفس و جان آن حضرت(ص) معرفی شده اند (آل عمران، آیه 16) نیز در مقام عصمت (احزاب، آیه 33) اسوه های کامل و نیک الهی معرفی شده اند. این افراد همان چهارده معصوم(ع) هستند که شامل پیامبر(ص)، دوازده امام(ع) و حضرت فاطمه(س) می شود.
خداوند در میان زنان، حضرت مریم(س) و همسر فرعون آسیه(س) را به عنوان اسوه در آیات 11 و 21 سوره تحریم معرفی می کند، ولی حضرت فاطمه(س) را به عنوان برترین زنان جهان و هستی به جهانیان معرفی می کند و ایشان را بی چون و چرا الگوی زندگی نه تنها زنان بلکه همه انسانها می داند. در سوره انسان و نیز آیه 33 سوره احزاب و آیات دیگر، آن حضرت را معرفی و جایگاه برتر وی را بیان می کند.
فاطمه(س) خود سری از اسرار الهی است و دسترسی و شناخت مقام بلندش برای ما انسانهای خاکی به سادگی ممکن نیست، بالاتر از آن، گوشه های بسیاری از زندگانی اش چون أرّ در صدف، مخفی و پنهان باقی مانده است. آنچه از برخی آیات و روایات می توان در شناخت مقامات فاطمه(س) گفت، در یک کلمه همان متاله و ربانی بودن ایشان است که او را شایسته اسوه مطلق و تمام انسانیت کرده است.
از نامهای معروف فاطمه زهرا(س) محدثه است که امام صادق(ع) در سبب نامگذاری مادرش فاطمه به محدثه چنین می فرماید: انما سمیت فاطمه محدثه لان الملائکه کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران( عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، علامه بحرانی، ص 63) اینکه فاطمه(س) به محدثه نامگذاری شد چون فرشتگان پیوسته از آسمان فرود می آمدند و به فاطمه(س) خبر می دادند همانطور که به مریم دختر عمران خبر می دادند.
فرشتگان خطاب به فاطمه(س) این آیات را تلاوت می کردند: -یا فاطمه - ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساءالعالمین- یا فاطمه - اقنتی لربک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین. (آل عمران، آیات 24 و 34)
فاطمه(س) به فرشتگان خبر می داد و آنان به او خبر می دادند و سخنانی با یکدیگر داشتند که در یکی از شبها فاطمه به آنها گفت: آیا مریم دختر عمران بر زنان عالم برتری ندارد؟
گفتند: مریم در روزگار خویش بانوی بزرگ زنان بود ولی خداوند عزوجل تو را در عصر خویش و در عصر او بزرگ بانوی زنان قرار داده است وتو «سیده نساءالاولین و الاخرین» هستی. (عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ص 63)
گر چه فرشتگان با کسی جز پیامبران الهی گفتگو نداشتند، ولی چهار بانوی بزرگ در تاریخ انبیاء بودند که پیامبر نبودند و در عین حال فرشتگان با آنان سخن می گفتند: الف)مریم، مادر حضرت عیسی(ع)؛ ب) همسر عمران مادر حضرت موسی و مریم (علیهما السلام)؛ ج)ساره، مادر حضرت اسحاق و یعقوب(ع)؛ د) فاطمه زهرا(س). (مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ح3، ص 633).
سیره تربیتی فاطمه(س)
هر انسانی نیازمند تربیت خود و پرورش استعدادهایش است. این امر با تعلیم و تزکیه انجام می گیرد. البته خداوند نخستین مربی و تربیت کننده انسان است. خداوند آدم(ع) را از آن رو برگزید تا او را تربیت کند و پرورش دهد. (طه، آیه 221) ناگفته نماند که واژه تربیت از ریشه «ربو» به معنای فزونی و نمو است. (لسان العرب، ج5، ص 621- 821، «ربا»)راغب می نویسد: «ربیت الولد» از واژه «ربو» است (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص 043، «ربو») و برخی گفته اند: اصل آن از مضاعف (رب- ربب) بوده است. بدین جهت در معنای رب می نویسد: رب، در اصل به معنای تربیت و آن ایجاد شیء به صورت تدریجی تا حد رسیدن به کمال است. (همان، ص 633) بر این اساس، تربیت، پرورش دادن و استعدادهای درونی، بالقوه را به فعلیت رساندن (تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری، ص 75) و کاربرد آن در اشیایی همانند فرزند و زراعت است که قابلیت رشد و نمو داشته باشد. (لسان العرب، ج5، ص 821، «ربو»)
بنابراین نخستین معلم و مربی و تربیت کننده بشر، خداوند است. خداوند حتی زمانی که آدم(ع) برخلاف آموزه های تربیتی اش عمل کرد و هبوط نمود، از پرورش او از طریق وحی باز نایستاد.(بقره، آیات 73 و 83) این عمل خداوند خود بیانگر ارزش و اهمیت تربیت در نظام الهی است. از سوگند های قرآن در آیات 1 تا 9 سوره شمس نیز می توان این اهمیت و ارزش را استنباط کرده و به دست آورد.
از آیات 921 و 151 سوره بقره و نیز آیه 461 سوره آل عمران و آیه 2 سوره جمعه نیز می توان به دست آورد که تربیت انسان ها از اهداف ماموریت و فلسفه بعثت پیامبران از جمله پیامبر(ص) بوده است. آن حضرت(ص) در جمله مشهوری می فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ من جز برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته نشده ام.
خداوند تربیت اهل خانواده از جمله تربیت دینی آنان را از جمله وظایف و مسئولیت های مومنان دانسته است. (تحریم، آیه 6) این تربیت می بایست از زمان انتخاب همسر یعنی انتخاب کفو و از خانواده خوب و شریف و مومن آغاز شود و تا زمان آبستنی و سپس در دوره شیرخوارگی ادامه یابد. روایات بسیاری در این باره وارد شده که در منابع می توان آنها را مطالعه کرد.
در دوره کودکی وظیفه و مسئولیت سرپرست خانواده بسیار افزایش می یابد تا کودک را به گونه ای آموزش و پرورش دهد که در مسیر رشد و کمالی قرار گیرد و از دوزخ نقص و دوری الهی رهایی یابد. (تحریم، آیه 6)
تربیت فرزندان
مراقبت و پی گیری آموزش مسایل اخلاقی و دینی (ابراهیم، آیات 73 و 04؛ مریم، آیه 55)، اقامه نماز و آموزش و تربیت کودک بر آن و نیز آموزش و تربیت پرداخت حقوق مالی و حفظ حیا وعفت و حجاب، ترغیب به رعایت تقوا و نهی از گفتار تحریک آمیز، ملازم بودن دختر و جنس مونث در خانه و پرهیز از جلوه گری های جاهلی (احزاب، آیات 23 و 33) و نیز آموزش و چگونگی ورود به حریم خصوصی افراد حتی والدین (نور، آیات 85 و 95) از نمونه هایی است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده و به عنوان مسئولیت والدین در تربیت فرزندان بیان شده است.
با نگاهی به سیره حضرت فاطمه(س) می توان او را الگوی عینی و اسوه تمام و کمال همه خوبی ها و نیکی ها دانست. ایشان بر آن بود تا در محیط زندگی خود آموزه های قرآنی را تجسم بخشد و آن را عینیت دهد. از این رو طوری عمل می کرد که تاثیرات تربیتی را برخانه و خانواده و حتی اطرافیان به جا گذارد و مسئولیت اجتماعی خویش را نیز به خوبی ادا کند.
آن حضرت(س) در دوره آبستنی با قرائت قرآن می کوشید تا روح و روان کودک را آماده رشد و تکامل کند. پس از تولد اذان و اقامه برگوش ایشان خواند. در روایت است که چون هنگام ولادت کودک فاطمه(س) فرا رسید، رسول خدا(ص) به اسماء بنت عمیس و ام سلمه فرمود: نزد فاطمه بشتابید و چون کودکش به دنیا آمد در گوش راستش اذان گویید و در گوش چپ او اقامه بگویید زیرا با هر کودکی که این گونه رفتار شود از شیطان ایمن می ماند.
در هنگام خردسالی، کودکانش را به آغوش می کشید و برایشان لالایی می خواند. آن حضرت به هنگام حرکت دادن کودکش می فرمود: اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحق الرسن و اعبد الها ذا المنن و لا توال ذا الاحن یعنی: حسن جان مانند پدرت باش، حق را از بند اسارت رها ساز، خدایی پرفضل و احسان را بپرست، از دشمنان کینه توز دوستی و پیروی مکن.
آنگاه که حضرت زهرا(س) امام حسین(ع) را بر روی دست نوازش می کرد، می فرمود: انت شبیه بابی؟ لست شبیهابعلی؟«حسین جان تو به پدرم شباهت داری و به پدرت علی (ع) شبیه نیستی.» امام علی (ع) سخنان فاطمه (س) را می شنید و لبخند می زد.
از آن جایی که اسم و نام کودک بسیار مهم و تاثیرگذار حتی در شخصیت کودک است، نامگذاری را با شرایط و حساسیت سختی انجام می دهد و بر آن است تا نامی برگزیده شود که نماد خاندان اهل بیت عصمت و طهارت باشد. از این رو بر شوهر عالم خویش پیشی نمی گیرد تا آنکه نام از سوی خداوند بر پیامبر (ص) وحی می شود.
علی (ع) عرض کرد: هرگز بر شما پیشی نمی گیرم! رسول خدا (ص) فرمود: من نیز بر خدای خویش پیشی نمی گیرم! پس خدا به جبرئیل فرمود: فرود آدمی و محمد را از جانب ما سلام و تهنیت گوی و به او بگوی که خدایت می فرماید نام فرزند تو همسان نام فرزند هارون (جانشین و برادر حضرت موسی (ع) باید باشد، پیامبر پرسید: نام پسر هارون چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: شبر. فرمود: به عربی چه نامیده می شود و جبرئیل پاسخ داد: حسن. پیامبر نام کودک را حسن گذاشت.
امام صادق (ع) فرمود: فاطمه زهرا (س) هر دو پسرش را عقیقه کرد و در روز هفتم تولدشان موی سر آنان را تراشید و به اندازه و زن آن پول های نقره صدقه داد. در روایتی دیگراضافه فرمود: فاطمه زهرا (س) حسن و حسین را عقیقه نمود، به خانم قابله ای که درتولد آنان کمک کرده بود یک ران گوسفند و یک سکه طلا هدیه داد. در روایت آمده، امام حسن (ع) مریض شد و درد و بی تابی آن بزرگوار بالا گرفت، حضرت زهرا (س) فرزند عزیزش را خدمت رسول خدا برده و گفت: ای رسول خدا!پروردگارت را بخوان تا فرزندت را شفا دهد.»
حضرت فاطمه (س) خود به تعلیم و تربیت کودکان مشغول شد و به آنان خط نوشتن و سواد خواندن متون را بیاموخت و ضمن آموزش های مورد نیاز آن روز، در تعلیم معارف و احکام و پرورش عملی تلاش کرد. او کودکان را برای نماز شب درخردسالی بیدار می کرد تا سلوک عبادت شبانه را بیاموزند؛ چرا که در روایات است کودکان را بیدار کنید تا آنان از نگاه به عبادت و تضرع و زاری پـدر و مادر درس های فردا را فراگیرند.
امام حسن مجتبی (ع) می گوید: شب جمعه ای مادرم را می دیدم که در محراب عبادت ایستاده بود و همواره دررکوع و سجود بود تا سپیده دمید، در تمام این مدت می شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنات دعا می کرد و آنان را نام می برد و هیچ گاه برای خودش دعا نکرد. به او گفتم: مادرجان چرا برای خودت دعا نکردی و همه اش برای دیگران دعا نمودی؟! فرمود: فرزندم اول همسایه سپس خانواده. درنمونه ای دیگر می بینیم که حضرت زهرا (س) چگونه کودکان خویش را به عبادت و شب زنده داری وامی دارد. امیر مؤمنان (ع) فرمود: چون شب بیست و سوم ماه رمضان فرامی رسید زهرا (س) دراین شب نمی گذاشت هیچ یک از افراد خانواده اش به خواب روند و آنان را با خوراندن غذای کمتر برای این شب زنده داری آماده می ساخت و خود از روز بیست و دوم برای شب زنده داری شب بیست و سوم مهیا می شد و می فرمود: محروم (واقعی) کسی است که از خیر امشب محروم شود.
در همه زندگی فاطمه (س) توجه به تربیت خانواده به خوبی نمایان است. البته ایشان به تربیت خانواده بسنده نمی کرد. بلکه به آموزش و پرورش زنان مدینه می پرداخت و چون سخنور و شیوا بیان بود زنان به حضور ایشان می شتافتند و از ایشان بهره می بردند.

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146