کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/۱٦

 1-      متن شعر مناجات امام زمان و روضه حضرت قاسم ابن الحسن - کریمی

یا صاحب الزمان ...

شب جمعه است، زمون آشتی با تو      من اومدم که بشنوم صدای تو

صدای گریه کردنت       صدای روضه خوندنت     

صدای سینه زدنت      آقا فدای شال دور گردنت

آقا کجا دست به دعا گرفتی     تو این شبا کجا عزا گرفتی

فدای پرچم زدنت        فدای روضه خوندنات   

برای من هم روضه بخون      آقا فدای گریه و اشک شبات

یابن الحسن...

آقا جونم کجایی، حتما که کربلایی    هلاکم که تو روضه مون بیایی

روضه اون یتیمی که          میگفت عمو تاج سرم      

نامه بابام رو ببین         بابام اجازه داده که منم برم

رخ عیان کرد و باز غوغا شد     آسمان هم به پیش او پا شد

نسبی از کریم ها دارد     از همان کودکی اش آقا شد

سیزده سال زندگی کرد و      همه اعتبار دنیا شد

با ابالفضل بودنش این شد     شکل رزمش شبیه سقا شد

با عمو بود و از همان اول     در دلش شور کربلا جا شد

بعد از اینکه حسن ز دنیا رفت    همه دلخوشی مولا شد

شال سبزی است دور گردن او     حسن کربلا چه رعنا شد

دل به دریا زده است همچون رود   یادگار یل جمل کُش بود 

بغض او در گلوش پنهان بود    چشم او آسمان باران بود

زیر پا فرشی از پر جبریل     روی سر دست عمه قرآن بود

از عمو رخصت نبرد گرفت    چشم او چون عموش گریان بود

همه جا گرد و خاک اما باز     پسر مجتبی نمایان بود

از عمو اجازه گرفت؛ امام حسین کاری برای قاسم کرد که برای علی اکبر نکرد برای ابالفضل قبل از رفتن همچین کاری نکرد. خود ابی چیکار کرد آقا؟ در عرب اگه یکی بخواد موقع میدون رفتن کسی رو تهییج کنه، شمشیرش رو به کمر اون شاگرد یا پسر می بنده، ابی عبدالله فقط برای قاسم اینکار رو کرد... برای اینکه روحیه بهش بده؛ آخه قاسم که اومد فقط با یک پیراهن بدون خود و جوشن، گفت من برم، ابی عبدالله دلش سوخت، چه زرهی به تن این پسر 13 ساله بپوشه، فقط یه عمامه سبز بر سر قاسم بود، آقا عمامه رو به دو نیم کرد یک نیم بست به دور شانه قاسم، نیم دیگر هم صورت قاسم رو بست، همایل شمشیر رو محکم به کمر قاسم بست... حسین داره قاسم رو تجهیز میکنه، جلوی چشم همه اهل خیام، همه اشک تو چشماشونه، لبخند رو لبهای قاسم، خوشحاله از این که میره میدون، فدایی ابا عبدالله... سوار بر اسب شد اومد وسط میدون، جمال عین امام حسن(شمس بنی هاشم)، صدا زد خطاب به عمر سعد؛ ای بی حیا بی شرم بچه های پیغمبر تشنه اند دارند گریه میکنند، راه رو بر کی بستی؟  با نعره حیدری گفت عمر سعد تو به اسبت آب دادی گفت: بله، گفت خجالت نمیکشی بچه های پیغمبر تشنه اند... بیایید با من بجنگید.
عمر سعد به ارزق شامی گفت برو میدان، ارزق گفت خجالت نمیکشی به من میگی برو با یه بچه بجنگ... گفت تو اینها رو نشناختی، این نوه حیدره... شجاعت تو خون اینهاست، گفت نکنه می ترسی. گفت من می ترسم!؟ پسر بزرگش رو صدا زد شمشیرش رو بهش داد گفت برو سر این پسر رو برای من بیار. سوار بر اسب حمله ور شد به سمت قاسم؛ با تمام تجهیزات جنگی، پسر علی با یه لا پیراهن(زره نداشت قاسم) یه جاخالی داد پسر ارزق رد شد اما دو نیم بر زمین افتاد، صدای تکبیر بلند شد... پسر دوم اومد حمله کرد قاسم ضربه ای بهش زد، افتاد موهاش بلند بود، خم شد با دست موهای اون ملعون رو گرفت رو زمین دست و پا میزد... روحیه لشکر عمر سعد به هم ریخت. چرخی در میدان زد شروع کرد به رجز خواندن قاسم "اِن تُنکرونی فَاَنا ابن الحسن، سبط النبی المصطفی المؤتمن" ... جنازه رو رها کرد. پسر سوم و چهارم ارزق هم اومدند و کشته شدند. تو اومدن خود ارزق شامی دو تا قول هست؛ یکی درگیر شدند و بعد به هلاکت رسید، یکی دیگه هم نوشتند اومد جلوی حضرت قاسم ایستاد گفت: پسرهای من رو کشتی. الان داغت رو به دل مادرت میذارم، (عین عبارت) قاسم(ع) فرمود: غصه نخور الان به پسرهات ملحق میشی...گفت تو که ادعا میکنی پهلوون شامی حتی بند کفشت هم بازه... سر آورد پایین نگاه کنه چنان با ضربه شمشیر زد به سر ارزق که از روی اسب افتاد پایین، صدای الله اکبر از اهل حرم بلند شد. ای جانم پسر علی... بعضی ها نوشتند سی و چند نفر، از قول امام سجاد نوشتند سه نفر دیگه هم به هلاکت رسوند، خرامان اومد به خیمه ها، جلوی عمو ایستاد سرش رو پایین انداخت صدا زد؛ یا عمّا العطش العطش، ادرکنی بشربة من الماء. اما آبی در خیمه ها نبود. از اهل خیام خداحافظی کرد بار دیگر به میدان رفت. چهره این نوجوان خیلی نورانی بود. دوره اش کردند، یه نامردی چنان از پشت سر ضربه زد قاسم(ع) روی زمین افتاد. بعضی ها نوشتند دیدند حریفش نمی شوند اول اسبش رو با نیزه زدند روی زمین افتاد، از دور سنگبارانش کردند... باباش رو تو مدینه تیرباران کردند... پسر تو کربلا سنگباران... صدا زد یا عمّا ادرکنی... حسین اومد دید قاتل نشسته بالا سر قاسم ...

رجزی خواند و سنگباران شد     بعد از آنوقت تیرباران شد

از حرم مثل باد عمو آمد    هدف تیغ، تیغ داران بود

گفت با جان من چه ها کردند    چه بلایی سر تو آوردند

دور تو قیل و قال می بینم    و تو را خسته بال می بینم

وای من زیر سم مرکب ها     بدنت پایمال می بینم

قرص ماه حسین برویت     جای ابرو هلال می بینم

چی شد بدنش زیر سم اسبها رفت؟؛ حسین آمد بالای سرش دید خنجر تو دست قاتل، شمشیر رو روانه قاتل کرد داشت فرار میکرد،  همه با هم به حسین حمله کردند، تو حمله به حسین این بچه زیر دست و پا موند... زیر سم اسبها یه اتفاقی افتاد که دیگه سر قاسم رو نیزه بند نشد... ای حسین...

خدایا به اون لحظه ای که حسین بالای سر قاسم رسید دیگه صدا ناله اش نیومد، فرج امام زمان برسان...

*****************************************

2-      متن شعر سینه زنی زمینه حضرت قاسم ابن الحسن – کریمی

عمو حسین، عمو حسین... حسین  حسین

ثمر ریاض دل علی      دُر فاطمه، گهر حسن

به رسول و قطره ای از جگر      به حسین و پاره ای از بدن

به دو لب عقیق، یمن یمن     به دو طرّ موش ختن ختن

رخ او چراغ بهشت دل      قد او قیامت کربلا

شهدای وادی سرخ لا      شده خم به ارض ارادتش

سرو دست و تن سپر بلا     یم خون بهشت شهادتش

مه و سال و هفته و روز و شب     همه لحظه های ولادتش

زده خیمه در یم سرخ خون    شده مرد سنگر ابتلا

رخ او چراغ بهشت دل      قد او قیامت کربلا

تو طواف دور عمو کنی     ملکوت گرد طواف تو

نگه حسین به قامت و     نگه حسن به مصاف تو

دل عمه و جگر عمو    شده شمع بزم مصاف تو

که شود خضاب به مقتلت     ز حنای خون سر و دست و پا

 تو شهید عرصه کربلا     تو حسین را علی اکبری

عمویت به جای پدر به تو    تو بر او به جای برادری

چه شود به پیکر نازکت     که میان این همه لشکری

علی اکبر دگر عمو    زچه رو شدی زعمو جدا

یم فاطمی دُر سرمدی     مه هاشمی گل احمدی

ز سرادقات محمدی    طلعت ز نور و جلالتی

*****************************************

3-      متن سینه زنی زمینه شب ششم محرم - کریمی

{کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین}(3)

قاسم، قاسم، قاسم...

کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین

میدون میدون جمل    تیغم مصداق اجل

نایم نای مجتبی     مرگم اهلا من عسل

دارم نشونی، روی تیغ و کفن     با بال خونی، شده پرواز من

ان تُنکرونی، فانا ابن الحسن

من پسر سبط پیغمبرم   بغض علی دارید من حیدرم

بعد علی اکبر اکبرم      من حیدرم، پیغمبرم

جدم صاحب کتاب       دامادش ابوتراب

بابا و عموی من    هر دو سید الشباب

کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین

از عطش عشقت بی تاب شدم   از کرم بابام سیراب شدم

من به فدای تو ارباب شدم    بی تاب شدم ، سیراب شدم

از نسل کرامتم ، سرباز ولایتم     با این فرق غرق خون، دنبال شهادتم

فرقم از ثقل الحدید، تا ابرو به خون تپید    این زخمها کمه برام، ای لشکر هل من مزید

همه پسرها مثل بابا میشن    بیاید بتازید به روی این این بدن

ان تُنکرونی، فانا ابن الحسن

کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین

بیاید بجنگید مثل مرد تن به تن     یلی بیارید که حریفم بشن

ان تُنکرونی، فانا ابن الحسن

کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین

قاسم، قاسم، قاسم...

افتادم از پشت فرس    عمو به فریادم برس    

حسین حسین...

*****************************************

4-      متن شعر سینه زنی واحد سنگین شب ششم- رحیمی

شور و شوقم را ببین، یاور نمی خواهی عمو     اکبری یک ذره کوچکتر نمی خواهی عمو

تاب دوری مرا اینجا دل پاکم نداشت          قاسمت آخر را پیش خود آخر نمی خواهی عمو

روز آخر باز حیدر را نمی خواهی عمو

شال بر دوش و گریبان باز صورت قرص ماه       در میان کربلا محشر نمی خواهی عمو

وقت رفتن تو مگر با یاد زهرا مادرم           بر فراز نیزه هجده سر نمی خواهی عمو

یادگاری از حسن بودم گلی از باغ عشق     از برادر هدیه پرپر نمی خواهی عمو

عمو حسین    عمو حسین    عمو حسین

*****************************************

5-      متن  شعر سینه زنی واحد سنگین شب ششم- صمیمی

عمو عمو بیا به بالین من        رسیده لحظه های شیرین من

دین و دنیای من      تویی بابای من

عمو به عشق تو اسیرم    برای غربتت بمیرم

عمو حسین عمو حسین جان

به خون فتاده تازه داماد من     خدا مگر رسد به فریاد من

چه سرو رشیدی     چه قدی کشیدی

رسیده ای به آرزویت    شدی فدایی عمویت

عمو حسین عمو حسین جان

چرا مشبّک شده پیکر تو     چه پاسخی دهم به مادر تو

قاسم این حال است    باورش محال است

شکسته استخوان سینه    دل مرا بردی مدینه

آخ عمو حسین عمو حسین جان

*****************************************

6-      متن  شعر سینه زنی واحد سنگین حضرت قاسم ابن الحسن - کریمی

هلمّوا... هلمّوا ...

هلمّوا نبکی اصحاب العبا       و نرفع سبط خیر الانبیاء

(بیایید با هم برای اصحاب عبا گریه کنیم)

هلمّوا نبکی مقتول بکته   ملائکة المهیمن فی السماء

هلمّوا نبکی اصحاب العبا       و نرفع سبط خیر الانبیاء

هلمّوا نبکی مقتول علیه   بکی  وحش المهامه فی الافلاة

الا فابکوا... الا فابکوا...

الا فابکوا قتیل قد بکته     البتول فاطمة خیر النساء

هلمّوا نبکی اصحاب العبا       و نرفع سبط خیر الانبیاء

....

*****************************************

7-      متن  شعر سینه زنی شور حضرت قاسم علیه السلام- کریمی

یا حسین حسین حسین...

کبوتر من، پرت شکسته       تمام پا تا، سرت شکسته

پرت مثل مادرت شکسته      شبیه حیدر، سرت شکسته

 پا بر زمین نکش ای قامت خمیده    نفس نفس نزن ای نفس بریده

جونم کنارت به لب رسیده

قآسم ، قاسم ، قاسم...

پا بر زمین نکش ای قامت خمیده     نفس نفس نزن ای نفس بریده

جونم کنارت به لب رسیده

قاسم ، قاسم ، قاسم...

جونت دیگه تا گلو رسیده      چیزی نمونده  به مو رسیده

زخم سرت تا ابرو رسیده     چشا تو وا کن عمو رسیده

 چه میکنی تو با این زخمای کاری    الهی من بمیرم چه بی قراری

 اسم بابا تو به لب میاری

 تنت پر از زخم، شبیه باباست      پهلوت شبیه، پهلوی زهراست

قدت رسیده به قد عباس     روح بلندت تو آسمونهاست

رفتی پیش بابات و چشم من دریاست   برو بگو به بابات حسینش اینجاست

بگو غریبه، بگو که تنهاست

پا بر زمین نکش ای قامت خمیده     نفس نفس نزن ای نفس بریده

جونم کنارت به لب رسیده

یا حسین...

*****************************************

8-      متن  شعر سینه زنی واحد شور- کریمی

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین(4)

ثمر ریاض دل علی        دُر فاطمه، گهر حسن

رخ او چراغ بهشت دل    قد او قیامت کربلا

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

این کیست این، این کیست این     هذا جنون العاشقین

از آسمان بهتر شده         از نور او روی زمین

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این گوهر جانی است این       این ذکر ربانی است این

این عشق بالایی است این          این عشق دریایی است این

این عشق زهرایی است این     این عشق مولایی است این

این سبط طاهایی است این        این عشق مولایی است این

بسم اله ای خون خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

حسین حسین ... شور

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

بسم اله ای خون خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

*****************************************

9-      متن  شعر سینه زنی  شور- کریمی

یه عده علی رو دیدن /  حسن رو دیدن /  حسین رو دیدن

رفتن و رفتن  /  تو ظلمت شب /  ترسیدن

یه عده کسی رو ندیدن/  کرب و بلا رو /  فقط شنیدن

موندن و موندن / پای ولایت / جنگیدن

ما ثابت کردیم / که اهل کوفه نیستیم / علی تنها بمونه(2)

ما مَرد مَردیم / محاله که برگردیم / عوض شده زمونه

اگه من بودم کربلا         سپر اصغر میشدم      

تو نماز ظهرت حسین       پیش تو پرپر میشدم

یه عده غدیر و دیدن /  تو روز روشن / علی رو دیدن

واضح و روشن  /  حق علی رو /  نفهمیدن

یه عده غدیر و ندیدن/  قصه غدیر و /  فقط شنیدن

هزار سال بعد / حرف حسین و  / فهمیدن

ما صاحب داریم / مگه میشه دوباره / علی تنها بمونه(2)

ما بیعت کردیم / با مکتبی که ریشه اش / تو دل آسمونه

دعا کن یا صاحب زمان       منی که زندم با حسین

 تو رکابت باشم آقا         با یه سربند یا حسین

اگه من بودم کربلا         سپر اصغر میشدم      

تو نماز ظهرت حسین       پیش تو پرپر میشدم

یه عده علی رو دیدن /  حسن رو دیدن /  حسین رو دیدن

رفتن و رفتن  /  تو ظلمت شب /  ترسیدن

یه عده کسی رو ندیدن/  کرب و بلا رو /  فقط شنیدن

موندن و موندن / پای ولایت / جنگیدن

ما ثابت کردیم / که اهل کوفه نیستیم / علی تنها بمونه(2)

ما مَرد مَردیم / محاله که برگردیم / عوض شده زمونه

اگه من بودم کربلا         سپر اصغر میشدم      

تو نماز ظهرت حسین       پیش تو پرپر میشدم

یا حسین حسین حسین...

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146