کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/٦

تو چه میدانی که زینب کیست؟

سومین فرزند فاطمه(س)و علی(ع) است. و در پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت وقتی چشم جهان با ولادتش روشن شد، خبر ولادتش را به پیامبر(ص) دادند و ایشان فرمودند: نوزاد را نزدم بیاورید، وقتی که آوردند فرمود: به حاضران و غایبان وصیت و سفارش می کنم که احترام این دختر را پاس دارند، همانا این دختر شبیه به خدیجه(س) است. سپس صبر کردند که خدا نامی بر او بگذارد که جبرئیل آمد و گفت: خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید نام این دختر را زینب بگذار، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم. او زینب نامیده شد و ملقب به ام کلثوم. و «زینب» به معنی زینت پدر است و چون علی(ع) یگانه حامی پیامبر و نخستین ایمان آورنده به اسلام و بزرگترین فداکار دین اسلام است، پس زینب نیز باید پا جای پای پدر بگذارد که گذاشت و حقیقتا زینت پدر شد. و همان گونه که خدیجه برای اسلام از خود و دارایی اش گذشت زینب نیز برای اسلام از خود و دارایی اش و فرزندانش و زندگی راحت با همسرش گذشت.

زینب در خانواده ای پرورش یافت که اصیلترین خانواده تربیت یافته از سوی خداست و برگزیده در حدیث کساست و الگوی بی خدشه برای تمام خانواده هاست. خانواده ای که خداوند ده ها سوره و آیه در شأنشان نازل و آن را به مردم معرفی نمود که اینها اصل خیرند و اول خیر و آخر خیر و همه خیرند. و زینب در این خانواده ماهی شد که از پنج خورشید نور می گرفت تا که اینچنین تابان شد. و این خانواده تا آن زمان که نور پیامبر بر زمین بود مطیع و فرمانبردارش بودند و پس از او هر کجا که امامت بود، سر ارادت آنها بر آستان بود و زینب در این میان تجسم مادر بود. هم در منطق و علم و هم در محبت و عشق.

روزی میهمانی به خانه امیرمومنان آمد، علی پرسید: غذایی در خانه داریم؟ فاطمه پاسخ داد جز یک قرص نان نیست که آن را هم برای زینب گذاشته ام. زینب که حدود پنج سال داشت بیدار بود و سخنان را شنید و گفت نان مرا به میهمان بدهید من صبر خواهم کرد. او از همان کودکی آموخت که باید در این دنیا تدبیر کرد و صبری از سر اختیار و اقتدار. مثل صبر پیامبر در مقابل اذیت و آزارها. و صبر فاطمه پس از رحلت پدر و بی وفایی ها. و صبر علی پس از فاطمه و تحمل پیمان شکنی ها. و صبر غریبانه حسن تنهایی ها و مثل صبر حسین در تحمل مصیبتها. تا در نهایت این صبرها بتواند کربلا را تاب بیاورد. آن زمان که فرزندانش شهید شدند از خیمه بیرون نیامد تا مبادا حسین که امام زمانش بود شرمنده شود. ولی وقتی که علی اکبر قطعه قطعه در خون غلتید، زودتر از برادر به بالینش حاضر شد تا تسلی خاطر برادرش باشد و همه اینها را تا آنجا به پیش برد که در گودال قتلگاه وقتی با دو دست خواهرانه پیکر از هم جدا شده برادر را بلند کرد فرمود خدایا این قربانی کم را از ما بپذیر. و زینب در کربلای پربلا و پرمصیبت، جز زیبایی چیزی نمی دید.

زینب برای بانوان درس تفسیر می گفت و ابن عباس از وی با عبارت «بانوی خردمند ما زینب»سخن و حدیث نقل می کند. او در بنی هاشم به«عقیله» یعنی بانوی خردمند و بزرگوار معروف بود. امام حسین(ع) در هنگام وداع به او فرمود: خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش. امام سجاد(ع) هم خطاب به زینب(س) فرمود: ای عمه تو بحمدالله ناخوانده دانایی و نیاموخته خردمند. و از این سخن برداشت کرده اند که او محدثه بوده یعنی به او الهام می شده است و عمل او از علم لدنی و آثار باطنی می باشد. و در جای دیگر فرمود: عمه ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود رابه جای می آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده، زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می دادند و عمه ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه ها می داد.

ای مادر مصائب نمی توان حتی در ولادتت برای تو روضه نخواند. تو از همان کودکی مصیبت دیدی تا در کربلا پرچم اسلام را به دست برگیری. هر چند که فرمودند لایوم کیومک یا اباعبداه ولی روزگار تو نیز کم از برادرتان ندارد و روزگاری مانند روزگار شما نیز نیست و ثابت کردید که اگر زن، زینب یا زهرا باشد در کسب ملکات و فتح فضایل تفاوتی با مردان معصوم خدا ندارد. که دیدن تشنگی و گرسنگی کودکان، تکه تکه شدن یک یک عزیزان، داغ آب آور عطشان، شهادت سالار شهیدان، سرپرستی بیوگان شهدا و یتیمان، پرستاری از بازماندگان، مراقبت از سیدساجدان و رسوا نمودن یزیدیان و ظالمان و تداوم نهضت عاشوراییان همه و همه این نکته را به ما می آموزد که زینب زینب است برای تمام تاریخ و نه تنها زینت پدر است که زینت بشریت و خلقت است. و گویی خدا با دیدن شما ای بانو فرمود؛ «انّما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب»  مزد صابران بی حساب و کامل ادا می شود(سوره زمر10)

تو در همان زمان که عقیله ای در اوج عاطفه ای و احساس مادرانه ات ما را به یاد مادرمان فاطمه می اندازد. هم قرص نان خود را به کودکان یتیمان و اسیران کربلا دادی و هم با ذوالفقار زبانت که گویی شیرژیان نفس در گلو می چرخاند و می غرد طاغوت یزید را چون مرحب به خاک مذلت و نابودی افکندی و نگذاشتی جوشش خون حسین از خروش بیفتد و داغی آن به سردی گراید. مرا ببخشای که در روز میلادت که چشم جهان را روشن کردی دوباره از مصائبت نوشتم. نوشتم تا دوستان بدانند که چرا دشمنان ناپاک از تو این همه کینه به دل دارند و هنوز هم از تو و قبر مطهرت می ترسند از رقیه ات می ترسند از زائرانت می ترسند از زنانی که تو الگوی آنانی می ترسند و از هرچه منتسب به خانواده شماست می ترسند و از چادر زنان مسلمان می ترسند و از عباس تو ترسان و گریزانند. ای خواهر مهربان حسین اگر بپذیری «کُلُّنا عبّاسُکِ یا زینب».

                                                                                                   روزنامه کیهان – نوشته محمدهادیصحرایی

حضرت زینب(س) و مدیریت جنگ نرم

قیام امام حسین(ع) آغاز یک مبارزه تمام عیار بود، ادامه این مبارزه و هدایت آن در مسیر واقعی اش مرهون حضرت زینب(س) است، برای حفظ ماهیت یک قیام ،پشتوانه ای قوی و برانگیزنده لازم است و سفیر کربلا سعی کرد مبارزاتش را بر اصولی تغییرناپذیر که از مبانی قرآن و سنت نبوی سرچشمه می گرفت، مبتنی سازد. قیام عاشورا حرکتی اتفاقی و متعلق به یک زمان و مکان نبود، بلکه با مقدمه ای روشن، از زمان رسول خدا(ص) و بخصوص بعد از رحلت پیامبر(ص) و اعلام جانشینی حضرت علی (ع) و بعد از آن با اسارت حضرت زینب(س)، قیام مختار و بیان امامان دیگر درباره علل و انگیز ههای انقاب حسینی، ادامه پیدا کرد و همچنان تداوم داشت.

 وارث تمام خوبیها

زینب(س)دختر امیرالمومنین علی(ع) است، او شجاعت پدر، عفت مادر غیرت برادران را در وجود مطهر خویش یک جا دارد و عاشورا محملی است برای آنکه نیروهای بی حد و حصر زینب کبری)(س) آزاد شود، شیرزن کربلا رسالت نبوی را ادامه دهد و پیام عاشورا را به گوش جهانیان برساند.

این قهرمان، خطبه کوبنده و غرایی ایراد کرد که کل دنیا را در طول تاریخ تحت تاثیر قرار داد، این انسان بی نظیر تاریخ را نباید صرفا فردی که در روز عاشورا به ناگاه زینب(س) شد دانست، مطمئنا پرورش او عقبه و متاخره ای دارد که سبب می شود زینب(س)، زینب(س) شود، او ثمره همان خانواده نمونه است که برای خلق حادثه عظیم و بزرگ عاشورا تربیت شده است، آنگاه که در مجلس ابن زیاد در کوفه، خطبه کوبنده و غرایی ایراد کرد، در نظر دوست و دشمن، گویی امام علی(ع) در وجود او حلول کرده بود و به راستی آیا کسی در آن بحبوحه غیر از زینب کبری می توانست چنین خطابه هایی آتشین و متقنی در رد خافت خلفای جور و تائید اهل بیت (علیهم السلام) بگوید؟

روز عاشورا رزمندگان سپاه امام حسین(ع) یک به یک فدای ولایت شدند و حالا پس از عاشورا زمان مدیریت جریان با زینب کبری(س) است. بی شک او به همه مصیبت هایی که در روز عاشورا بر امام حسین(ع) رفت، مبتلا شد، اما او در ورای این مصیبت ها وظایف سنگینی به دوش داشت که به زیباترین صورت به منصه ظهور رساند و اجازه نداد تا تبلیغات منفی امویان درباره خط سرخ حسینی اثرگذار باشد و تمام این توطئه های دشمن را خنثی کرد.

او پس از نبرد، واقعه کربلا را منزل به منزل برای اهالی هر منطقه تشریح می کرد و اسرار عاشورا را بر ملا ساخت و به حق جنگ نرمی را علیه امویان و دشمنان اهل بیت پیامبر(ص) مدیریت کرد که نام او به عنوان مدیر نمونه جنگ نرم در تاریخ جاودانه مانده است، عقیله بنی هاشم، حضرت زینب کبری(س) از محدثان اسلام بوده (ریاحین الشریعه، ج3 - ص 72 و ص 73) و از مادر و پدر خود روایت کرده است. (المجدی، ص 18).

سخنور آموزگار ندیده

آنچنان از حافظه قوی برخوردار بود که خطبه های مادر و پدر را با یکبار شنیدن حفظ می کرد، او حدیث مفصل(ام ایمن) را به پدر عرضه کرد (کامل الزیارات، ص262)، خطابه های کوفه و شام نشانگر جلوه ای از فصاحت این بانو است که بدون سابقه فکری و با آن همه رنج و مصیبتی که دیده با آرامش کامل ایراد کرده است.

آری! هر خطیبی بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتی، باید بارها تمرین عملی انجام دهد، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانی و جسمانی کاملاً آماده باشد تا بتواند خطبه ای فصیح و بلیغ ادا کند و مستمعان باید با او هماهنگ باشند وگرنه یارای سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به اینکه فصیح و بلیغ بگوید.

زینب بدون آنکه دوره دیده و یا تمرین خطابه کرده باشد و در حال تشنگی، گرسنگی، خستگی اسارت و از نظر روانی داغدار، آواره و تحقیر شده با کسانی سخن می گوید که نه تنها با او هماهنگ نیستند بلکه حتی سنگ و خاکروبه بر سر او ریخته اند، با این حال صدای زینب بلند می شود که «ای مردم کوفه! ای نیرنگبازان و بی وفایان ...» سخنان زینب علیهاالسلام چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.

«خزیم اسدی» می گوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنی را که سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران تر از او ندیدم، گویی زینب از زبان علی علیه السلام سخن می گفت.

وی ادامه می دهد؛ پیرمردی را در کنار خود دیدم که بر اثر گریه محاسنش غرق اشک شده بود و می گفت: «پدر و مادرم فدای شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوانها و زنان شما نیکوترین زنان هستند، نسل شما بهترین نسلی است که نه خوار می شود و نه شکست می پذیرد.»

نکته ظریف در دعوت و سیره تبلیغی حضرت زینب(س) و در خطبه ها و سخنان ایشان آن است که همواره آنها را به صورت سلسله وار ذکر می کند، یعنی محتوا و مضمون سخنان خود را علاوه بر بیان شیوا و رسا، اولا به آیات کتاب خدا، سپس احادیث جدش پیامبر(ص) و پدرش امام علی(ع) و پس از آن به وقایع تاریخی مستند می کند، در خطبه ها، خطاب به شاهان و سران دستگاه یزید به آیه قرآن استناد می کند.

حضرت زینب(س) به طور دقیق از آیات قرآن کریم، به سنتهای حتمی و قطعی خداوند در آفرینش و در باب نبرد حق و باطل به سنت الهی » پیروزی نهایی حق بر باطل «اشاره می کند که چگونه علیرغم همه دسیسه ها و خدعه ها، حقیقت در نهایت پیروز و ماندگار خواهد شد، حضرت زینب (س) خطبهای را هم در شام و در مجلس یزید و در بین کارگزاران حکومتی او ایراد کرد، در این خطبه بر خلاف خطبه کوفه که مخاطب آن به طور مستقیم مردم بودند، به یزید حمله می کند و تصویری از نبرد حق و باطل و رویارویی خاندان نبوت با خاندان اموی ارائه می کند، زینب کبری(س) در این خطبه نهضت حسینی را به کمال رساند و اصول مبارزاتی و انقلابی قیام عاشورا را برای جهانیان تبیین کرد، خطبه ای که در واقع متمم نهضت امام حسین(ع) است.

                                                                        برگرفته از روزنامه کیهان_ 5 اسفند 93

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146