کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

مناسبت- شب عاشورا

یا حسین میدان مرو تا من ببوسم حنجرت     وقت میدان رفتنت قرآن بگیرم بر سرت

در حرم غوغا شده     شور غم بر پا شده

یک وصیت کرده زهرا با من خونین جگر       تا ببوسم حنجرت را جای او با چشم تر

یا اخا آهسته رو زینب شود قربان تو     از حرم آید به سوی دختر نالان تو

من ندارم طاقت هجران رویت یا حسین     می شوی صد پاره تن از نیزه و تیغ و سنین

من چه سازم با یتیمانت در این دشت بلا    گر هجوم آور شود لشکر به سوی خیمه ها

در حرم غوغا شده     شور غم بر پا شده

وا اخا دم از وداع روز عاشورا مزن     بیش از این آتش به قلب حیدر زهرا مزن

خاطرات کربلا از پیش چشمانم گذشت     تا برآمد صوت قرآنت ز روی نیزه ها

آمدی با سر به دیدارم که برگردد حسین     دیده مردم ز محملها به سوی نیزه ها

از فراق اکبرت قلب رقیه آب شد     کاش این دختر نگردد روبروی نیزه ها

ای موید تا بیابم آن سر ببریده را      می روم با پای دل در جستجوی نیزه ها

*********************************

مناسبت- شب عاشورا

فردا به دشت کربلا زینب ای زینب      گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب

چون شود فردا، می روم میدان    می شوم اندر، خاک و خون غلطان

می سپارم من، بر تو این طفلان     کن نگهداری، خواهر از ایشان

از غم مکن شیون فزا زینب ای زینب      با ناله و شور و نوا زینب ای زینب

فردا به دشت کربلا زینب ای زینب      گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب

سیر بنگر بر، این رخ گلگون     چون شود فردا، غرق اندر خون

چون مهیا بر، این جهادم من    سر به فرمان، حق نهادم من

می شوم کشته به همه یاران      جسمها پر خون، بی کفن عریان

از خیمه گه بیرون بیا، زینب ای زینب     کن صبر و طاقت در بلا زینب ای زینب

فردا به دشت کربلا زینب ای زینب      گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب

شیرزن خواهر، عصمت صغری     خورده ای شیر از، سینه زهرا

یک وصیت ای، مهربان دارم       کشته چون گشتم، خواهر زارم

روز عاشورا، محشر کبری است    هر طرف بانگ، آه و واویلاست

ای مهربان ای با وفا زینب ای زینب     باید نمایم جان فدا زینب ای زینب

*********************************

مناسبت 11 محرم شام غریبان

سبک "اگر مرا رها کنی..."

می روم و نمی رود، از سر کوی تو دلم        زنده به ظاهرم ولی، داغ تو گشته قاتلم

من به میان مقتل و، تو به کنار محملم        نعش تو روی سینه ام، رأس تو در مقابلم

دوش فقط تو بوده ای، حرف دل شکسته ام        شاهد گفته ام بوَد، نافلۀ نشسته ام

سینه، ریاض زخم تن، دل شده کربلای تو      روی به هر طرف کنم، می دوم از قفای تو

اشک روان من شده، مرهم زخمهای تو       خنده دشمنان به من، گریۀ من برای تو

حال که رفتم از برت، باش به یاد خواهرت      از ره دور میزنم، بوسه به زخم حنجرت

ای به لبان خشک من، جانِ به لب رسیده ات       مانده نشانِ بوسه ام، بر گلوی بریده ات

رفتم و مانده در برم، جسم به خون کشیده ات       نیست رفیق نیمه ره، خواهر داغ دیده ات

به دوری ات رضا شوم؟ نه، به خدا نمی شوم      من که به اختیار خود از تو جدا نمی شوم

خیز ز جا بهار من، از گل و بوستان بگو       از سم اسب و سینه و، زخم تن و سنان بگو

حال که می روم سفر، برای من اذان بگو       یا که به همرهم بیا، یا که به ساربان بگو

حال که قاتلت کند، با من خسته دل سفر      رحم کند به دخترت، تند مرانَد اینقدر

ای به گلوی خشک تو، درود من سلام من     رکوع من سجود من، قنوت من قیام من

مرهم زخم سینه ات، گریه صبح و شام من       منم منم مطیع تو، تویی تویی امام من

خدا کند به هر نفس، جان مرا فدای تو       گر تو اشارتی کنی، سر شکنم به پای تو

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

ارباب بی کفن به تن اطهرت سلام      بر جسم پاره پاره، تن بی سرت سلام

بر زخم لب گشوده پیشانی ات درود     بر رگ رگِ جدا شده حنجرت سلام

گل های تازه رُست ز خون جوان تو     بر قطره قطره خون علی اکبرت سلام

نگذاشتی که خون علی بر زمین رسد    بر احترام خون علی اصغرت سلام

این جا فضا ز آه دل زینبت گرفت      بر ناله شکسته دل خواهرت سلام

این جا شکست بغض گلوی سکینه ات      بر لحظه ای که سوخت دل دخترت سلام

این جا رقیه در دل آتش دویده است       بر اشک آن سه ساله گل پرپرت سلام

این جا ز آه فاطمه قاتل به لرزه شد        بر آه جانگداز دل مادرت سلام

از جمع کشتگان تو بوفاضلت جداست     بر آن شهید مانده جدا از برت سلام

بر دست و چشم و پیکر سقای تشنگان     بر خیمه های سوخته در آذرت سلام

بر جامه ای که رشته دست بتول بود       وان جامه را ربود عدو از برت سلام

بر کشتگان صحنه جانبازی ات درود        بر زائران روضه جان پرورت سلام

شاعر: سیدرضا موید

*********************************

سبک زمینه مناسب است

به یاد قتلگاهت، دارم آتیش می گیرم       اگه نیام کربلا، دق می کنم می میرم

علم و پرچماتو، بیرق روضه هاتو           تربت کربلاتو، نمی دم من به عالم

آرزومه فدات شم، فدای نیم نگات شم      یه دهه ی محرم، زائر نینوات شم

ارباب، آبرو می خری یا نه؟ ما رو، کربلا می بری یا نه؟

ارباب، ارباب آبرو بخر ارباب     ما رو، ما رو کربلا ببر ارباب

رنگ فرات گرفته، اشک چشای خیسم      تو آسمون قلبم، اسم تو می نویسم

با نگاه ملیحت، با چشای مسیحت       در کنار ضریحت، شدم ای آقا مجنون

تو که نعم الامیری، تو جوونی و پیری     دستامونو می گیری، با خاک پات آقاجون

ارباب، ارباب آبرو بخر ارباب     ما رو، ما رو کربلا ببر ارباب

دلم آروم نمی شه، نبینم کربلاتو     تا که بغل نگیرم ،شش گوش با صفاتو

مث باغ گل یاس، مث یاقوت و الماس      با کرامات عباس، دلم قیمت می گیره

ای شهید محرم، زینب عرش اعظم       میگم اینو به عالم، حسین نعم الأمیره

ارباب، ارباب آبرو بخر ارباب     ما رو، ما رو کربلا ببر ارباب

شاعر: ناشناس

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

از عرش و فرشِ سفره احسانت ای حسین      سر سوده هر چه هست به سامانت ای حسین

مهمان کربلا! که شدی تشنه لب شهید      عالم شدند ریزه خور خوانت ای حسین

ای جسم غرق خون که شُدت بوریا کفن     هر دم سلام بر تن عریانت ای حسین

لب تشنه فراتم و چشمم شود فرات     آرم چو یاد از لب عطشانت ای حسین

داغ جوان و سوز عطش با دلت چه کرد؟      سوزد دلم بر آن دل سوزانت ای حسین

ای سربلند بر سر نی، تا ابد مرا         کوته مباد دست ز دامانت ای حسین

فرمان بده که راه حریمت کنند باز     ای کائنات بنده فرمانت ای حسین

عمرم گذشت بر سر خوان عنایتت      هستیم گرچه یک شبه مهمانت ای حسین

آیا شود دوباره بیایم به کربلا؟       تا رخ نهم به سجده، در ایوانت ای حسین

شاعر: سیدرضا موید

*********************************

سبک واحد تند مناسب است

ای غریبی که تو را در دل عالم وطن است      هر کجا انجمنی هست ز داغت سخن است

انبیا را ز لب خشک تو دل آب شده است     اولیا را سخن تشنگی ات بر دهن است

بی کفن گر تن صد چاک تو بر خاک بماند     پرده پرده دل عشاق تو را پیرهن است

به کسانی که فکندند به بالای تو سنگ     کعبه و سعی و صفا، حِلّ و حرم، ریگ زن است

تو کریمی و کریمان همه مسکین درت      تو حسینی و صفاتت حَسن اندر حَسن است

دشمنان سعی به خاموشی نورت دارند      بی خبر زین که همین نام تو دشمن شکن است

این حدیث است که در حشر بود اهل بهشت      هر که را ذرّه ای از تربت تو در کفن است

دل هر ذره چو خورشید ز داغت سوزان    وز عطش در دل هر قطره غمت موج زن است

بنوشته است به هر برگ گلت وای حسین     ز آن همه لاله صدبرگ که در این چمن است

پنج تن اشرف خلقند و فروغ تو حسین       نقطه دایره مرحمت پنج تن است

سر دور از بدنت سرور سرها و هنوز          آفتاب آینه آن سر دور از وطن است

کشته اشکی و من اشک فشانم همه روز     زآن که گفتند به زخم تو دوا اشک من است

هر شب جمعه زیارت کنمت در هر جا      که شب جمعه خدا زائر آن عرش تن است

چون موید به تو من انس گرفتم آنسان       که مرا نام تو در هر نفس و هر سخن است

شاعر: سیدرضا موید

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

کربلا لبریز عطر یاس شد      نوبت جانبازی عباس شد

بازوانش مرگ را بی تاب کرد     تیغ های تشنه را سیراب کرد

تا به حال عباس ها رادیده  ای؟     بوسه ای از دست آنها چیده ای؟

بنگر این مستان آتش خورده را      بازوان تیر و ترکش خورده را

شیعه یعنی دست بیعت با غدیر     بارش ابر کرامت بر کویر

زینب آیا سر به محمل میزند؟     کاروان را زخمه بر دل می زند

ای پرستار پرستوهای من    مرحم زخم تکاپوهای من

ای زبان صدق و تصدیق و صفا    اولین بیمار چشمت مصطفی

عصمت زهرا عزیز مرتضی   در کجایی رستخیز مرتضی

عصر عاشورا علم دردست توست    کرسی و لوح و قلم دردست توست

غنچه ها را گرچه پر پر کرده اند   کوله بارت راسبک تر کرده اند

شیعه یعنی هفت وادی اضطراب    شیعه یعنی تشنگی در شط آب

آب گفتم سینه ها بی تاب شد    خیمه ها ازآه و آتش آب شد

آب گفتم تشنگی بیداد کرد    کودکم بی تاب شد فریاد کرد

بر زبانش شعله ی آه و عطش    شد ز تیر کین گلویش آبکش

*********************************

کربلا بیت الحرامی دیگر است    حاجیانش را مقامی دیگر است

نیتش ترک سر و پا گفتن است    در پی اش تکبیر در خون خفتن است

از حرم تا قتلگه سعی صفاست    رد پای اهل بیت مصطفاست

عید اضحی ذبح اکبر را ببین    کعبه ی در خون شناور را ببین

ای جوانان بنی هاشم چرا     بر نمی دارید تابوت مرا

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

آفتاب از روی زین افتاده است    مشک آبش بر زمین افتاده است

کیست این ساقی که بی دست آمده است    کز سبوی تیغ سر مست آمده است

کیست این ساقی که در خون پا نهاد    تیرها را دید  پیشانی گشاد

کیست این ساقی  که بر خود پا گذاشت    آب را در حسرت لبها گذاشت

مشک کن لبریز آب و آبرو است     چشم من با خیمه ها در گفتگو است

ای خدا این مشک را از من مگیر    گر گرفتی اشک را از من مگیر

شیعه ی بی اشک شمع مرده است    کز غم بی آتشی افسرده است

نسبتی باهم دارند آب و گل        اشک می شوید غبار از چشم دل

اشک ای عجز ای ثبوت بندگی     چشمه ی جوشان آب زندگی

اشک ای تسبیح احمد در حرا    غرق در خون کن تماشای مرا

اشک ای سر تسلای علی     ای سکوت آلوده فریاد جلی

اشک ای آیینه ی بی تار و پود     همدم زهرا به شبهای کبود

اشک ای آرام جان بی قرار      در رکاب ناقه ی زینب ببار

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

ای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معک      کشتۀ راه خدا، یا لَیتَنا کُنامَعَک

ای به موج خون زده در پیش چشم فاطمه      زیر خنجر دست و پا، یا لیتنا کنا معک

ای که از دریای خون تا خیمه گه زینب تو را       ناله کرد و زد صدا، یا لیتنا کنا معک

آب، مهر فاطمه، فرزند او را تشنه لب     سر بریدند از قفا، یا لیتنا کنا معک

زیر تیغ از حنجر خشک تو می جوشد خون      کردی امت را دعا، یا لیتنا کنا معک

ای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معک      کشتۀ راه خدا، یا لَیتَنا کُنامَعَک

میهمان اهل کوفه بودی و سنگت زدند    در زمین کربلا، یا لیتنا کنا معک

مصحف خونین زهرائی و از سُّم ستور        پیکرت شد توتیا، یا لیتنا کنا معک

ای سرت مهمان خولی از چه دیگر ساربان     کرده دستت را جدا، یا لیتنا کنا معک

می رسد از قتلگاهت تا قیامت بر فلک      نالۀ واغربتا، یا لیتنا کنا معک

ای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معک      کشتۀ راه خدا، یا لَیتَنا کُنامَعَک

عترتت در خیمه بود و خیمه را آتش زدند     از ره جور و جفا، یا لیتنا کنا معک

دامن دردانه ات آتش گرفت و می دوید      در بیابان بلا، یا لیتنا کنا معک

دست دشمن در هوای گوشواره پاره کرد     گوش اطفال تو را، یا لیتنا کنا معک

هم تو کعبه هم تو زمزم هم تو مروه هم صفا     هم تو مشعر هم منی، یا لیتنا کنا معک

با دهان تشنه قرآن خواندی و سنگت زدند     بر فراز نیزه ها، یا لیتنا کنا معک

کیست تا محرم شود مثل تو در میقات عشق     حّج خون آرد بجا، یا لیتنا کنا معک

کو سلیمان تا ببیند می کنی در موج خون     دست و انگشتر عطا، یا لیتنا کنا معک

هر کجا یاد تو کردم ای عزیز فاطمه     سوختم سر تا به پا، یا لیتنا کنا معک

می کند با اشک خود «میثم» جهنّم را خموش    چون بگرید بر شما، یا لیتنا کنا معک

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

*********************************

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146