کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

1-     متن شعر و روضه عبدالله ابن حسن - کریمی

یا صاحب الزمان ...

سر در آور ز کاری که بزرگان کردند     دل پریشان شد از آن مو که پریشان کرده اند

درد چو جمله از آن درد  که درمان کردند    عقبت فاش شد آن راز که پنهان کردند

فاش شد خرد و کلان جمله ذبیح اند همه      همه مصلوب تجلی مسیح اند همه

از بلندی دل گودال تماشایی بود   گوشه ای بود که صد پرده دل آرایی بود

قامتی بود که چون محشر غوغایی بود    چون تماشای حق آغاز تمنایی بود

دید زیر سم مرکب چو جمال رب را    مرکبش شوق شد و کرد رها زینب را

وقتی سر شب فهمید همه کشته میشند، به هر کی می رسید می گفت من فردا میرم... از اول صبح هی به عمو گفت من هم میرم عمو نگاهش می کرد، این بچه یک سالش بوده تو دامن عمو بزرگ شده... به حسین هم عمو می گفت هم بابا می گفت... حسین می رفت تو معرکه بدنی رو بیاره، این هم میرفت. همین طوری دنبال حسین بود... علی اکبر رو میرفت بیاره حسین، دستش به عبای حسین بود... فقط علقمه با حسین نرفت...(اگه میرفت بر نمی گشت چون رو عمو عباسش هم خیلی حساس بود...) دائما ابی عبدالله به زینب می فرمود مراقب این بچه باش... آخرش رفت، لحظه ای که حسین تو گودال بود رفت...

*****************************************

.... مرکبش شوق شد و کرد رها زینب را     

از حرم تا دل گودال تماما دل شد        رای مردان زد و در طفلی خود کامل شد   

گاه شد راه و گهی شوق و گهی منزل شد       روبرو بر سر شهر با نفس قاتل شد

دید از جلوه پیدا رخ پنهان دارد     این حسین است و صد حاجب و دربان دارد

گفت با قاتل کین زلف رها کن از کف    در شب قدر رهت نیست مکن عمر تلف

مده تاب این همه این سلسله هر سو یه طرف   می کنم شکوه اگر راه من افتد به نجف

کای علی گفتم و قاتل به سخن گوش نکرد   سر این سلسله را برد و به من گوش نکرد

دست برداشت که بردارد از آقا شمشیر   گفت یا دست ز من می شکند یا شمشیر

برد قاتل به هوای سر مولا شمشیر    چرخ می زد به سر عالم بالا شمشیر

طفلکی دست دعا را سر محراب گرفت    دست خود را سر آیینه چونان قاب گرفت

دستش از پوست چو آویز به دامان حسین    اولیا جمله شدند از قبل گریان حسین  

ضربان دل عبداله و شریان حسین     هر دو یک نبض شدند از سر ایمان حسین

خون سرخ حسن و خون حسین است یکی     کثرت مست دروغ است بود مست یکی

معنی این مقتل پر رعش ز جنس دگر است      مقتل طفل حسن از همه کس خوبتر است

(دو نفر تو بغل اباعبدالله جان دادند... این دو تا بچه...)

همه بدنها رو به خیمه آورد اما بدن این نازدانه تو بغل حسین موند... سیدها ببخشند، موقعی که اسبها اومدند هم بدن تو بغل حسین بود...

دست و پا زد به محیطی که دل است و جگر است    دست و پا زد به محیطی که ز حق با خبر است

دست و پا زد به محیطی که نبی لب می زد     مصطفی بوسه بر این سینه مودب می زد

 

لشکر، ابی عبدالله رو محاصره کرده، عبدالله ابن حسن از پیش اهل خیام فرار کرد به طرف خیمه ها... خانم حضرت زینب دوید نگهش داره... نشد...نتونست(آخه خانم زینب 54 سالشه...) صدا زد والله لا مفارق عمی... بخدا از عموم جدا نمیشم، من باید برم

خودش رو رسوند به عمو جانش، دیدی آدم زخم میبینه حول می کنه، سریع یه پارچه ای چیزی بر می داره دور زخم ببنده... پارچه نباشه یه آستینی، یه تکه پیراهنی... زخمها اینقدر زیاد بود، کدوم زخم رو ببنده؟

ملعونی ( به نام بحر بن کعب) ضربت شمشیری به طرف آقا امام حسین رها کرد... عبدالله ابن حسن 5 ساله صدا زد "یابن الخبیثه أأقتل عمی؟" آی زنا زاده عموی منو می خوای بکشی؟ دست خودش رو سپر کرد که شمشیر به عمو نخوره... دست قطع شد ولی به پوست آویزان... صدای این طفل بلند شد "وا عماه..." حسین بغلش کرد، فرمود عزیز دلم صبر کن بر این بلا، به زودی خدا به بابات ملحقت میکنه... حسین دست به آسمان برداشت... صدا زد خدا باران رحمتت رو از اینها بگیر، برکتت رو از زمینهای اینها بگیر، اجتماعشون رو متفرق کن، به حاکم ظالم دچارشون کن... اینها ما را دعوت کردند یاری کنند حالا دارند اینجوری ما رو می کشند...

ابوالفتح میگه حرمله اومد کنار ابی عبدالله... از فاصله نزدیک سینه عبدالله ابن حسن رو هدف گرفت... همچین که بچه نفسش بند اومد سرش افتاد شروع کردند به حسین ضربه زدن... حسین برای اینکه این بچه ضربه نخوره خودش رو خم کرد رو بدن بچه... هر چی ضربه اومد خورد به بدن حسین... ای حسین

دیگه چه ندید با عموش چه کردند، فقط زینب دید...

آن دم بریدم من از حسین دل   کامد به مقتل شمر سیه دل

او می دوید و من می دویدم    او سوی مقتل من سوی قاتل

او می نشست و من می نشستم    او روی سینه من در مقابل

او می کشید و من می کشیدم    او از کم تیغ من ناله از دل

او می برید و من می بریدم     او از حسین سر... ولی من از حسین دل نبریدم

گفت حسین:

تو را با خشکی لب ذبح کردند     آه، تو را چه نامرتب ذبح کردند

به پیش چشم زینب ذبح کردند   

 با خنجر شکستۀ در دست قاتلش     معلوم بود ذبح سرش طول می کشد

*****************************************

2-     متن شعر سینه زنی زمینه – کریمی

ای همه دین من، ای شه بی کفن       من هلاک تو و، تو همه عشق من(2)

من حسین ی ام و کربلایم وطن   

ای شهید خدا، کشته گریه ها   مرحم سینه ها ، با همه سینه زن

یابن خیرالنساء، زاده مرتضی    سبط پاک نبی، روح و جان حسن

حسین حسین...

ای همه دین من، ای شه بی کفن       من هلاک تو و، تو همه عشق من(2)

ای شهیدان تو، جمله عیسی دم و    جای جولان تو، عرصه عالم و

مهر تو تا ابد، مهر آدم شدن

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین(2)

سلام بر تو و به نازنین پیکرت     سلام ما بر تو و به اصغر و اکبرت

سلام ما بر تو به خواهر مضطرت    سلام ما بر تو و امیر آب آورت

بیا و دریاب مرا، امیر و سلطان من    تویی تو ارباب من، تو یی تو مهتاب من

تویی می ناب من  به عشق تو می شوم با جهان تن به تن

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین(2)

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این گوهر جانی است این       این ذکر ربانی است این

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این جان جانانی است این     آیات قرآنی است این

بسم اله ای خون خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

بسم اله ای روح خدا        بسم اله ای شهد بلا

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

یا حسین یا حسین

*****************************************

3-     متن سینه زنی زمینه

((شکر خدا را که در پناه حسینم    عالم از این خوبتر پناه ندارم))

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا       تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا(3)

عموی توی میدون، تموم تنش خون     بذار برم ای عمه، کنار عمو جون

می میرم اگه کاری ازم بر نیاد      می میرم اگه عمرم الان سر نیاد

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا       تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

دیگه جون نداره، تنش پاره پاره      کاشکی یکی پیدا شه، براش آب بیاره

من میرم، تا سپر بشه سینه ام براش     من میرم، تا بیفته دو دستم به پاش

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

دیگه کارش تمومه، بین گودال عمومه     عمه جون این صدای، ناله یه مظلومه

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

چقدر زخم شمشیر، چقدر نیزه و تیر     منو سپر کن تو این، جدال نفس گیر

افتاده، توی آغوش تو بال من      می بینی، حسن اومده دنبال من

با چه وضع و چه حالی، اومدم دست خالی    اومدم اما دیدم، تو میون گودالی

حسن، حسن، حسن...

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

عموی توی میدون، تموم تنش خون     بذار برم ای عمه، کنار عمو جون

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

(می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        عشق تو توی این دل، باز میام به کربلا)

عمو حسین، عمو حسین...

*****************************************

4-     متن شعر سینه زنی واحد سنگین- محمد کریمی

رها کن دستم عمه جانم      ببوسم پایت مهربانم

از آن می ترسم وا بمانم، واویلا

یتیمم قلبم را مسوزان    علی اصغر هم رفته میدان

فقط من ماندم دیده گریان، واویلا

رها کن دستم عمه جانم      ببوسم پایت مهربانم

از آن می ترسم وا بمانم، واویلا

یتیمم قلبم را مسوزان    علی اصغر هم رفته میدان

فقط من ماندم دیده گریان، واویلا

واویلا، عمویم شده بی کس و بی یاور    زده حلقه گرد عمویم لشکر،

مزن عمه بر سر

من از تبار، شاه مدینه ام     عقده کوچه مانده به سینه ام

به خیمه آیم ای بی قرینه ام

یابن زهرا مظلوم کربلا...

به بالای تل قد کشیدن     صدای آهت را شنیدن

ز خیمه تا مقتل دویدن، واویلا

مسیر گودالت شلوغ است    دگر چشمانم بی فروغ است

که گفته این روضه دروغ است، واویلا

واویلا، چرا گیسویت دست این و آن است      به زیر لگد آیه قرآن است

ز تن خون روان است

ز سینه آه، هل من معین مکش    میان قتل، آهی حزین مکش

محاسنت را روی زمین مکش

یابن زهرا مظلوم کربلا...

*****************************************

5-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- صمیمی

یادگار حسن تشنه لب عبداله ام    جان نثار ره مکتب ثاراله ام

 در هوای عمو، جان فدای عمو

وا شهیدا  وا غریبا

یا حسن یا حسین، یا حسن و حسین

وا شهیدا  وا غریبا

می شوم من فدا به راه دین خدا    نشوم لحظه ای من ز عمویم جدا

این من و جان من، عهد و پیمان من

وا شهیدا  وا غریبا

جای بابا بکش دست نوازش سرم    که دلم خون شده ز دوری دلبرم

خسرو عالمین، ای عمو جان حسین

وا شهیدا  وا غریبا

یا حسن یا حسین، یا حسن و حسین

وا شهیدا  وا غریبا

*****************************************

6-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- کریمی

 

سر می نهد تمام فلک زیر پای او    دل می برد ز اهل حرم جلوه های او

عبداله است و ایل و تباری کریم داشت      با این حساب عالم و آدم گدای او

انگار قاب کوچکی از عکس مجتبی     هر لحظه می تپد دل زینب برای او

او حس نمی کند که یتیم است و خون جگر     تا با حسین می گذرد لحظه های او

بالاتر از تمامی افلاک می نشست    وقتی که بود شانه عباس جای او

نیمش حسن و نیمه دیگر حسین بود    بوی مدینه می رسد از کربلای او

مثل رقیه روح و روان حسین بود     او همچو عمه دل نگران حسین بود

اگر شرم از خیر البشر دارید    از محشر کبری خبر دارید

دست از سر عموم بردارید

این که دارید تشنه می کشید عمومه    رهاش کنید مُثله کشته حرومه

کار عموم با همین زخما تمومه

رو زمین غرق خون و بی جونه     بدنش زیر زخمها پنهونه

بخدا که زنده نمی مونه

چیکار کنم کاریه تموم زخمهاش   چیکار کنم این نفسها بی دوومه

کار عموم با همین زخما تمومه

زیر سر نیزه ها و شمشیره    تموم جوشنش پر از تیره

نمی بینید که داره می میره

این خسته پر شکسته رو ببینید     این کشتی غرق در خون روبرومه

کار عموم با همین زخما تمومه

 *****************************************

7-     متن  شعر سینه زنی شور- کریمی

روزهای دفاع چه روزایی بود     شب حمله ها چه هوایی بود

دلهای همه کربلایی بود

حالا اگه یادمون بره اون روزها رو بی دردیه     حالا اگه بی خیال بشیم فتنه ها رو نامردیه(2)

یادش بخیر، دفاع با عزت ما / رشادت ملت ما / راه امام و شهدا / مسافرای کربلا

سپاهی ها، ارتشی ها / بسیجی های باوفا / مردای نوجوون ما

هرکسی بود بی ادعا

روزهای دفاع چه روزایی بود     شب حمله ها چه هوایی بود

دلهای همه کربلایی بود(2)

یادش بخیر، داغدیده ها، سینه سوخته ها / رزمنده ها، خط شکنها / سنگر سازها، شب شکنها

امدادگرها، دیده بانها / حیدری ها، حسینی ها / با ادبا، با مرامها

زمزمه نماز شبها / سینه زدن تو جبهه ها

حالا اگه یادمون بره اون خون ها رو بی دردیه     حالا اگه بی خیال بشیم فتنه ها رو نامردیه(2)

روزهای دفاع چه روزایی بود     شب حمله ها چه هوایی بود

دلهای همه کربلایی بود(2)

یادش بخیر، بی سیم چی ها، تیربارچی ها / یادش بخیر تدارکات، تخریب چی ها

لباس خاکی تن بسیجی ها / که روش نوشته بود حسین، کرب و بلا

یه دنیا دشمن همه روبروی ما / ولی خرید فاطمه آبروی ما(2)

حالا اگه هر کی تو این راه بمونه با حیدره      دعای مولا همیشه پشت و پناهه رهبره- با رهبره

روزهای دفاع چه روزایی بود     شب حمله ها چه هوایی بود

دلهای همه کربلایی بود(2)

حسین حسین ...

ابالفضل ...

تویی حسن که اولین لاله باغ حیدری    تو اولین سلاله فاطمه مطهری

به یاد مظلومی تو رسیده بر لب جان جهان     که سایه ات بر جهان و بود قبر تو بی سایبان

ای فدای غربتت کی شکسته حرمتت    کی نشیند بر سرم گرد و خاک تربتت

*****************************************

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146