کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٢/٢/۱٢

 *بازخوانی گزارش قرآن از سیره پیامبر(ص) در زندگی شخصی و اجتماعی 
محمد (ص)الگوئی تمام عیار برای حال و آینده*

پیامبر(ص) مظهر اتم و اکمل الوهیت و ربوبیت الهی است، از این رو حقیقت وجودی ایشان بر همه هستی، فرشتگان، پیامبران و کتب آسمانی دیگر هیمنه دارد و از سوی خداوند به عنوان سرمشق نیکو و صراط مستقیم رسیدن به این مقامات بلند انسانی معرفی شده است.

بقیه در ادامه مطلب


*بازخوانی گزارش قرآن از سیره پیامبر(ص) در زندگی شخصی و اجتماعی 
محمد (ص)الگوئی تمام عیار برای حال و آینده*

پیامبر(ص) مظهر اتم و اکمل الوهیت و ربوبیت الهی است، از این رو حقیقت وجودی ایشان بر همه هستی، فرشتگان، پیامبران و کتب آسمانی دیگر هیمنه دارد و از سوی خداوند به عنوان سرمشق نیکو و صراط مستقیم رسیدن به این مقامات بلند انسانی معرفی شده است.
بنابراین، شناخت آن حضرت(ص) و آشنایی با افکار، اندیشه ها، کنش ها و واکنش های ایشان، به عنوان سبک زندگی کامل و درست، ضروری است. بهترین منبع شناختی که هیچ شک و تردیدی در صحت آن راه نمی یابد، قرآن است که از سوی خداوند وحی شده است. پس مراجعه به قرآن برای شناخت سیره آن حضرت(ع) و پیروی و عمل مبتنی بر آن، امری شایسته و بلکه بایسته است.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به قرآن، گزارشی کوتاه از برخی ویژگی های آن حضرت(ص) در حوزه شخصی و اجتماعی ارائه دهد.
هیمنه پیامبر(ص) بر هستی
بی گمان پیامبر(ص) در اوج انسانیت قرار دارد؛ چرا که او در مقام تدنی و قرب الهی تا آنجا پیش رفته که در مقام تدلی، قاب قوسین او ادنی (نجم، آیات 8 و 9) قرار گرفته به گونه ای که هیچ کس در مقام مظهر الوهیت و ربوبیت، این گونه متاله و ربانی نشده است. بر همین اساس خداوند او را سرمشق و اسوه نیک و کامل بشریت قرار داده و از همگان خواسته تا از وی پیروی کنند (احزاب، آیه 21) تا در مسیر بازگشت در دایره از اویی به سوی اویی (بقره، آیه 156) رجعت خویش را با پروردگاری او (علق، آیه 8) در چارچوب حبی و اطاعتی ایشان بروند (آل عمران، آیه 31؛ انفال، آیه 1 و آیات دیگر) و منتهای سیر خویش را در هستی با مظاهر ربوبیت او طی کنند. (نجم، آیه 42)
بنابراین، آن حضرت(ص) در کمالیت و فعلیت بخشی به تمام اسمای سرشته در ذات خویش (بقره، آیه 31) به تمامیت رسیده و متاله و ربانی تمام می باشد که فراتر و برتر از آن قابل تصور نیست. از این روست که به مقام بلند «عبده» ستوده می شود و سیر زمینی و آسمانی، زمانی و مکانی را طی می کند (اسراء، آیه 1) و با کدح و تلاش خویش و عنایت الهی به ملاقات خداوندی در مقام فنای صفاتی و اسمایی می رسد (انشقاق، آیه 6) و با ذات هو پیوند می خورد. (اسراء، آیه 1 و نجم، آیه 9)
بر این اساس، وجود او در همه هستی، اتم و اکمل مظهر الهی است و خود او و کتابی که آورده مهیمن بر همه هستی بوده و از هیمنه سلطه، شهود، رقابت و حفاظت برخوردار می باشد؛ چرا که میهمن واژه ای است که به معنای شاهد از ریشه «امن» و قلب همزه به هاء (لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه) یا با ریشه « هیمن» به معنای سلطه در حفظ، مراقبت و تصرف در چیزی (ترجمه تفسیر المیزان، ج 5، ص 570) یا حافظ، شاهد، مراقب، امین و نگاهداری کننده چیزی (تفسیر نمونه، ج 4، ص 400) است. بنابراین، پیامبر(ص) به عنوان خلیفه اتم و اکمل الهی (بقره، آیه 30) بر همه هستی افزون بر تسخیر تکوینی دارای هیمنه تکوینی و تشریعی بوده و همه موجودات می بایست بر ایشان سجده اطاعت و خلافت برند تا بتوانند تحت هیمنه او به کمال برسند، چنان که آیات پیش گفته از جمله 31 سوره آل عمران و آیه نخست سوره انفال به صراحت بر آن دلالت دارد و فرمان الهی در آیه 21 سوره احزاب بر اسوه حسنه قرار گرفته ایشان تأکید دارد.
خداوند در قرآن به صراحت از هیمنه قرآن سخن به میان آورده و می فرماید: و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه؛ ما این کتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم، درحالی که کتب پیشین را تصدیق می کند و مهیمن، مسلط، شاهد، حافظ و نگهبان آنهاست.(مائده، آیه48)
براین اساس، همان گونه که پیامبر(ص) مصداق اسم الهی مهیمن و مظهر اتم و اکمل آن است، (حشر، آیه23) قرآن ایشان نیز مهیمن بر همه کتاب الهی است. (مائده، آیه48) خداوند در آیاتی درباره هیمنه آن حضرت سخن به میان آورده است؛ از جمله درباره شهادت و گواهی آن حضرت(ص) حتی نسبت به پیامبران دیگر می فرماید که اگر پیامبران، شاهدان و گواهان امت خویش هستند، پیامبر(ص) شاهد شاهدان و گواه بر این پیامبران است.(نحل، آیه89)
به هرحال، هیمنه پیامبر(ص) و قرآن بر همگان حتی پیامبران و کتب آسمانی آنان امری بدیهی براساس آموزه های قرآنی است. پس آن حضرت(ص) همان گونه که بر آنان شاهد و گواه است و او شهید بر آنان می باشد و همه هستی برای او از باب علم شهودی، حضور دارد، همچنین مراقب است تا ایشان براساس اهداف آفرینش حرکت کرده و براساس آن در آنان تصرف ربوبی می کند تا آنها را به مقام بایسته و شایسته کمالی شان برساند.
سیره شخصی پیامبر(ص)
پیامبر(ص) به سبب آنچه به عنوان هیمنه آن حضرت(ص) گفته شده، نه تنها عروه الوثقی الهی(بقره، آیه256؛ لقمان، آیه22) و حبل الله (آل عمران، آیات103و 112) و صراط مستقیم خداوندی است که انسان را به خدا می رساند، بلکه بهترین و کامل ترین و نیکوترین سرمشق و اسوه ای است که خداوند برای ربانی شدن در میان بشر قرار داده و برانگیخته است.
بر این اساس، کسی که بخواهد متاله و ربانی و محبوب خداوند شود، (آل عمران، آیه31؛ طه، آیه90) می بایست سیره شخصی و اجتماعی پیامبر(ص) را همانند بینش ها و نگرش های آن حضرت(ص) مدنظر قرار داده و براساس آن سبک زندگی خویش را سامان دهد.(احزاب، آیه21)
از جمله نکات مهم در زندگی شخصی آن حضرت(ص) می توان به مسأله عبادت های آن حضرت(ص) به عنوان ذکرالله اشاره کرد؛ چرا که نماز به معنای کامل ترین و زیباترین نماد و شیوه عبادت از سوی خداوند در قرآن معرفی شده است. از این رو اهتمام آن حضرت(ص) به این ذکر الهی بسیار دایمی بود.
آن حضرت(ص) از سوی خداوند مأمور می شود تا نماز را برپا دارد (هود، آیه114؛ اسراء، آیه78؛ عنکبوت، آیه2)
نمازهای آن حضرت(ص) به نمازهای یومیه در اوقات مقرر خود (همان؛ مجمع البیان، ج5 و 6، ص306) و نمازهای واجب شب(اسراء، آیه79) و نمازهای مستحب(همان) تقسیم می شد. آن حضرت(ص) نمازهای خویش را با مراعات تمام آداب و شرایط به جا می آورد و مراعات جهر و اخفات را نیز می کرد.(اسراء، آیه10)
با آنکه مخالفان تلاش می کردند تا از اقامه نماز در مراکز عمومی و عبادتگاهی چون کعبه و مسجدالحرام جلوگیری کنند، ولی آن حضرت به نحو مستمر و مکرر نمازهایش را در حضور و در برابر مخالفان و دشمنان خویش اقامه می کرد و از نهی و ممانعت آنان نمی هراسید. (علق، آیات9 و 10؛ مجمع البیان، ج9و 10، ص782)
ایشان تا زمانی که مأمور بود به طرف بیت المقدس نماز گزارد، به این فرمان عمل می کرد و زمانی که تغییر قبله به سوی کعبه و مسجدالحرام از سوی خداوند ابلاغ شد، ایشان با همه تعریض ها و نکوهش ها، بر حکم خداوند عمل کرد و از هیچ هیاهو و جنگ روانی نهراسید و از حقیقت ابلاغی گامی عقب نشینی نکرد. (بقره، آیات 142تا144)
اهداف و آثاری که پیامبر(ص) برای نماز قایل بود، موجب می شود که ایشان و امام باقر(ع) نماز را به عنوان عمود و عماد یعنی ستون دین و تکیه گاه آن معرفی کنند. (فروع کافی، محدث کلینی، ج 3، ص 266؛ کنزالعمال، الهندی، حدیث 18869)
نماز برای پیامبر(ص) زمینه ساز دریافت وحی (مزمل، آیات 2 تا 6) و برای دیگران بسترساز دریافت الهام و وحی غیرتشریعی می شود؛ زیرا آثار آن در انسان های دیگر به شکل عمومی ظهور خواهد یافت؛ چرا که وحی اگر به صورت تشریعی پس از پیامبر(ص) تمام می شود، (احزاب، آیه 40) ولی نبوت عامه و وحی غیرتشریعی همواره بوده و ادامه خواهد یافت؛ چنان که پیش از این نیز به افرادی از جمله حضرت مریم(ص) و مادر موسی(ع) وحی غیرتشریعی نازل شده است (سوره مریم و نیز قصص، آیه 7) و الهامات تقوایی از سوی خداوند همواره ادامه داشته و خواهد داشت. (شمس، آیه 8)
نماز همچنین موجب دستیابی پیامبر (ص) به مقام شفاعت و مقام محمود شده است (اسراء، آیه 79) و برای دیگران نیز چنین خواهد بود. نماز موجب دوری انسان از ناپسندها، فحشاء و منکرات می شود (عنکبوت، آیه 45) و مهمترین ذکر الهی می باشد. (همان؛ المیزان، ج 16، ص 142)
پیامبر(ص) خود همواره بر حفظ آداب نماز توجه و اهتمام ویژه ای داشت. از این رو خداوند بیان می کند که او در هنگام تکبیرات نماز، دست های خویش را بالا می برد تا این ادب نماز را به درستی به جا آورد. (کوثر، آیه 2؛ مجمع البیان، ج 9 و 10، ص 837)
اقامه نماز جماعت حتی در میدان جنگ و در حالت خوف به امامت خود آن حضرت(ص)، بیانگر توجه و ارزش و جایگاه نماز جماعت از دیدگاه آن حضرت(ص) و تاثیر فردی و اجتماعی آن دارد. (نساء، آیه 102)
ایشان به نماز جمعه نیز بسیار اهمیت می داد (جمعه، آیات 9 و 11) چنان که به نمازهای عید قربان و عیدفطر توجه داشت (کوثر، آیه 1؛ مجمع البیان، 9 و 10، ص 837)
بر جنازه مومنان حاضر شده و نماز میت را اقامه می کرد و نسبت به منافقان از نمازگزاری بر جسدشان خودداری می کرد. (توبه، آیه 84)
در روایات داستان های بسیاری درباره سیره آن حضرت در مسئله نمازگزاری ایشان نقل شده است که از ذکر آن در اینجا خودداری می شود و خوانندگان گرامی را به منابع روایی و تاریخی ارجاع می دهیم.
در آیات قرآنی درباره سیره های شخصی دیگر چون خواب (انفال، آیه 43؛ مزمل، آیات 1و 2)، خوراک (انبیاء، آیات 7 و 8؛ فرقان، آیات 7 و 9)، لباس و پوشش (مدثر، آیه 4)، همسرگزینی و ازدواج (رعد، آیه 38؛ احزاب، آیات 6 و 28 و 29) و امور دیگر نیز پرداخته شده است که در این جا به ذکر آنها نمی پردازیم.
سیره اجتماعی پیامبر (ص)
اما درباره سیره اجتماعی باید گفت که مجموعه آیات بسیاری از سبک زندگی اجتماعی آن حضرت (ص) گزارش داده است که در اینجا به برخی از سیره اجتماعی آن حضرت در برخورد با دیگران اشاره می شود.
اصولا پیامبر(ص) براساس فطرت و عقل، انسان معتدلی بود و هرگز راه افراط و تفریط را طی نمی کرد. ایشان را می توان الگوی تمام و کمال عدالت و اعتدال و میانه روی معرفی کرد؛ زیرا افزون بر فطرت و عقل، به حکم امضایی خداوند مامور بود که این گونه عمل کند (اسراء، آیه 29) تا نشان دهد دین اسلام جز دین فطرت و عقل نیست. (روم، آیه 30) از این رو در انفاق و احسان به دیگران همواره راه اعتدال را در پیش می گرفت. (اسراء، آیه 29) در برابر حق خاضع و در مقابل باطل مقاوم بود و هیچ کوتاه نمی آمد. لذا بر حقانیت راهی که به او وحی شده اعتماد داشته (کهف، آیات 25 تا 27) با استقامت و صبر تمام به ابلاغ دین و گسترش آن اقدام می کرد. (هود، آیه 112، شوری، آیه 15)
مردم را به کارهای معروف و پسندیده دعوت و از کارهای زشت و منکر باز می داشت، چنان که خود عامل به معروف و تارک منکر بود. (اعراف، آیات 157 و 199 و آیات دیگر)
نسبت به مخالفان از در مدارا و مماشات وارد می شد تا ایشان را به سوی حق دعوت کند و با پناهندگی به آنان اجازه می داد تا سخن حق را بشنوند (توبه، آیه 6)
گاه از طریق مبارزه منفی با مخالفان و دشمنان و بی اعتنایی به شبهات و دروغ پردازی های آنان (انعام، آیات 70 و 112 و 137، حجر، آیات2 و3) و گاه با به کارگیری بهترین روش ها یعنی نیکی به جای بدی (مومنون، آیات 92 و 96) و گاه با موضع گیری های سخت گیرانه و حتی جهاد علیه آنان می کوشید(توبه، آیه 73) تا راه حق را برای مردم باز کند و سلطه دشمنان را از گرده مردم بردارد. (اعراف، آیه 157)
هدف آن حضرت(ص) بیدار کردن فطرت و توجه دادن انسانها به توحید و راه و روش خدایی و متاله و ربانی شدن و قرار گرفتن در موقعیت خلافت الهی بود. (انعام، آیات 40 تا 46 و نیز 63 و 64 و آیات بسیار دیگر)
آن حضرت(ص) خود را موظف به پاسخ گویی نسبت به همه پرسش های منطقی و معقول مردم می دانست و با گشاده رویی به همه پرسش ها پاسخ می داد و تلاش می کرد تا ایشان را به سوی حق و راه آن رهنمون سازد. (بقره، آیات 189 و 215 و 219 و 220 و آیات دیگر)
آن حضرت(ص) همواره در پی حق بود و برای او زمانی اکثریت معنا و مفهوم داشت که در این مسیر گام بردارند، بنابراین به صرف اکثریت و یا اقلیت بودن از چیزی پیروی یا مقابله نمی کرد. و آنچه ملاک و معیار بود حق و حقانیت بود نه اکثریت یا اقلیت (انعام، آیات 114 و 116)
بر همین اساس، از حق هر جا یافت می شد پیروی می کرد و با باطل در هر جایی که باشد مبارزه می کرد حتی اگر باطل در میان خویشان و همسران و فرزندان ایشان نمود می یافت و از کفر و نفاق و شرک و دیگر مظاهر باطل به شدت پرهیز و با آنها و مظاهرش مبارزه می کرد. (انعام، آیات 56 و 150 و احزاب، آیات 1 و 48 و آیات دیگر)
چنان که گفته شد، فطرت سالم و عقل سلیم همواره به حق دعوت می کند و هواهای نفسانی به باطل می خواند. از این رو ایشان با هواهای نفسانی و خواسته های آن مبارزه می کرد و هرگز پیروی از هواهای نفسانی را نمی پذیرفت. (نجم، آیات 3 و 4)
از طلاق پرهیز داشت و با آن که مجاز بود، به آن اقدام نمی کرد (احزاب، آیه 52 و آیات دیگر) به خانواده و همسر احترام می گذاشت و آنان را تکریم می کرد با آنکه گاه موجبات اذیت و آزار او را به شدت فراهم می کردند و اسرار خانوادگی را افشا می نمودند. (سوره تحریم)
نسبت به مال و منال دیگران چشم نداشت و به زندگی و امکانات مادی و رفاهی بی توجه بود (حجر آیه 88، طه، آیه 131) مردم را به تزکیه نفس دعوت می کرد و خود در این راه پیشگام بود و مردم را آموزش می داد و تربیت می کرد. (جمعه، آیه2، بقره، آیه 129 و 151، آل عمران، آیه 164)
اهل تفکر و تدبر بود و مردمان را نیز بدان می خواند (یونس، آیه 101) با برگزیده برترین روش ها در مباحثه و مناظره مسایل اعتقادی، راه و روش حق را بیان می کرد. (نحل، آیه 125، کهف، آیات 9 و 22)
اهل عفو و گذشت بود (مائده، آیات 12 و 13) ولی به حمایت از ظالم و خائن نمی پرداخت. (نساء، آیه 107) مصلحت اندیش بود ولی هرگز این مصلحت اندیشی جز برای رفاه و آسایش و حل و فصل امور اجتماعی مردم نبود (نور، آیه 62) نه آنکه با این مصلحت اندیشی احکام صریح خداوند چون متعه و قصاص و مانند آن را تعطیل کند و برخلاف احکام الهی برای رضایت ملت ها و دولت های بیگانه عمل کند و از آنان پیروی نماید. (بقره، آیه 120)
با نگاهی گذار به گوشه هایی از سیره شخصی و اجتماعی پیامبر(ص) به سادگی می توان دریافت که ایشان به عنوان رحمت برای جهانیان (انبیاء، آیه 107) براساس آموزه های فطری و عقلانی، فطرت مردم را بیدار و عقل ایشان را فعال می ساخت تا زنجیرهای بردگی و بندگی دیگران را از گرده خویش بردارند (اعراف، آیه 157) و خود را از ظلم نفس و دیگران رهایی بخشند و حیات و زندگی سعادتمند را در دنیا و آخرت تجربه کنند و از حیات طیب و پاک برخوردار شوند. (نحل، آیه 97) بنابراین، ایشان با نگاهی انسانی با ایثار هستی خویش (شعراء، آیه 3) بر آن بود تا انسانیت را از رنج دایمی رهایی بخشد. پس سیره ما نیز در زندگی شخصی و اجتماعی می بایست این گونه باشد تا اگر محمد(ص) نشدیم دست کم محمدی شویم.به هر حال، این ها گوشه هایی از سیره شخصی و اجتماعی پیامبر بود که در قرآن گزارش شده است. بیان همه آنها در این مقال کوتاه نمی گنجد و به همین مقدار در اینجا بسنده می شود.




*نسیمی از آموزه های امام صادق(ع)*

آنچه در پی می آید برگزیده ای از معارف بلند امام ششم حضرت جعفر صادق(ع) است که پیرامون مسائل اخلاقی و اجتماعی بیان شده است.
ولادت حضرت صادق جعفربن محمدبن علی بن الحسین(ع) در 17 ربیع الاول سال 83 (هـ ق) در شهر مدینه بود و در ماه شوال سال 148 (هـ ق) در سن 65 سالگی از دنیا رفت و در قبرستان بقیع در کنار پدر و مزار اجداد بزرگوارش به خاک سپرده شد. مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمدبن ابی بکر است. مدت امامت آن حضرت 43 سال بوده است.(ارشاد ج2 ص253)
درباره عفو و کرم آن حضرت نقل است که:
مردی خدمت آن جناب رسید و گفت: فلان کس را که دیدار کردم همه اش از شما بد گفت و ناسزا نثار کرد. حضرت کنیز خود را فرمود که آب وضو برایش حاضر کند. بعد از وضو داخل نماز شد. راوی گفت: من در دلم گفتم که حضرت نفرین خواهد کرد. امام پس از دو رکعت نماز گفت: ای پروردگار من، این حق من بود که بخشیدم او را. تو جود و کرمت از من بیشتر است پس او را ببخش و به عمل بد او او را موأخذه نفرما. حضرت پیوسته برایش دعا می کرد و من از نحوه برخورد امام تعجب کردم. (منتهی الامال ج2 ص 200)
آموزه اول: حسن ظن
امام صادق(ع) فرمودند: حسن ظن و گمان نیک از ایمان خوب و قلب سالم ناشی می شود. به طوری که به هر چه می نگرد جز خوبی و خیر نمی بیند. زیرا خدای متعال در ذات و فطرت بشر ویژگیهایی مانند «حیا، امانت، صیانت، صدق» نهاده است که مقتضای آنها حسن ظن داشتن و خوش گمانی به همه امور از جمله رفتار انسانهاست.(مصباح الشریعه ص 515) مثلا با وجود احتمال خوب بودن اعمال بندگان، تفسیر آنها به رفتار بد، با صفت حیا سازگاری ندارد و یا مثلا ندیدن خوبی ها و صرفا دیدن بدی ها با صفت امانت نمی سازد.
پیامبر(ص) فرمود: نسبت به برادران مومن خود خوش گمان باشید. زیرا خوش گمانی موجب صفای دل و پاکی باطن شما خواهد شد. در مقابل، سوءظن، کدورت دل و تیرگی باطن را در پی دارد. ابی بن کعب از دانشمندان بزرگ می گوید: اگر رفتار و صفت ناخوشایندی در برادرتان دیدید باید تا هفتاد بار هم که شده آن را توجیه کرده و حمل به صحت کنید و اگر نتوانستید خود را به خاطر سوءظن ملامت نمایید. (همان/517)
رسول خدا(ص) به کعبه نگاهی کرد و فرمود: مرحبا به تو ای خانه، چقدر با عظمتی و چه قدر احترام داری. به خدا سوگند که حرمت مؤمن نزد خدا از حرمت تو بیشتر است. زیرا خداوند نسبت به تو یک چیز را حرام کرده است اما از مؤمن سه چیز را حرام است. خون، مال و بدگمانی به او را. (مجموعه ورام ج1 ص 115)
آموزه دوم:ورع
امام جعفر صادق(ع) فرمود: اورع الناس من وقف عندالشبهه، یعنی باورع ترین و پارساترین انسان کسی است که از امور شبهه ناک و مشکوک اجتناب کند.(خصال ج1 ص07) به قول مرحوم شیخ عباس قمی، ورع از مکارم اخلاق و از مهم ترین صفات محسوب می شود. زیرا مقتضای آن علاوه بر دوری از محرمات بلکه ترک امور مباح نیز هست و این مرتبه ای است که در دسترس هر کس نمی تواند باشد. صفوان بن یحیی از یاران خاص امام کاظم و امام رضا(ع) عازم سفر از مکه به کوفه بود. یکی از همسایگان دو دینار به او داد تا آن را در کوفه به کسی تحویل دهد. صفوان گفت: من این شتر را کرایه کرده ام و آن وقت که کرایه کردم دو دینار شما جزء اسباب من نبود. پس اجازه بده تا از صاحب شتر برای حمل دو دینار شما اجازه بگیرم.
همچنین نقل می کنند: عبدالله بن مبارک در شام قلمی را امانت گرفت. بعد از آن سفری برایش پیش آمد. وقتی به انطاکیه (در ترکیه) رسید یادش آمد که قلم امانت نزد او مانده، پس پیاده به شام برگشت و قلم را به صاحبش پس داده و سپس به انطاکیه مراجعت نمود.
از علی(ع) پرسیدند عامل ثبات و پایداری ایمان چیست؟ فرمود: ورع. عرض کردند عامل زوال ایمان چیست؟ فرمود: طمع. (منتهی الامال ج2 ص216- 217)
آموزه سوم: پرهیز از غضب
امام ششم(ع) فرمود: الغضب مفتاح کل شر. خشم کلید همه بدیهاست.
(خصال ج1 ص66)
حواریون حضرت عیسی(ع) چون پروانه به دور شمع وجود او حلقه زده بودند. در میان صحبتها از آن حضرت پرسیدند: ای آموزگار سعادت به ما بیاموز که چه چیزی سخت ترین و دشوارترین چیزهاست؟
عیسی(ع) فرمود: سخت ترین امور، خشم خداست. پرسیدند: چگونه از غضب خدا دور گردیم و مشمول آن نشویم؟ فرمود: نسبت به یکدیگر غضب نکنید. پرسیدند: علت غضب چیست؛ فرمود: علت غضب تکبر و خود محوری و کوچک شمردن مردم است. (داستان دوستان ج1 ص265)
گفت عیسی را یکی هشیار سر
چیست در هستی زجمله صعب تر؟
گفتش: ای جان صعب تر خشم خدا
که از آن دوزخ همی لرزد چو ما
گفت: از این خشم خدا چه بود امان؟
گفت ترک خشم خویش اندر زمان
(مثنوی دفتر4- 114- 113- 112)
از شیخ رجبعلی خیاط نقل شده است که: شبی حوالی غروب از نزدیک مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور می کردم. برای درک فضیلت نماز اول وقت وارد مسجد شدم. دیدم شخصی مشغول نماز است و هاله ای از نور اطراف سر او را گرفته. پیش خود فکر کردم که بعد از نماز با او مأنوس شوم و ببینم چه خصوصیاتی دارد که چنین حالتی در نماز برایش پیدا شده. پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم. نزدیک در مسجد با خادم مسجد بگومگویی کرد و به او پرخاش کرد و به راه خود ادامه داد. پس از عصبانیت دیدم آن هاله نور از دور سرش محو شد. (کیمیای محبت ص222)
آموزه چهارم: نشانه های منافق
حضرت فرمود: ثلاث من کن فیه فهو منافق و ان صام و صلی: من اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان.
سه صفت است که در هر کس باشد نشانه منافق بودن اوست، گرچه نماز می خواند و روزه می گیرد.
1) وقتی صحبت می کند دروغ می گوید 2)به وعده های خود وفا نمی کند 3)در امانت خیانت می کند (تحف العقول ص329)
آن منافق مشک بر تن می نهد
روح را در قعر گلخن می نهد
بر زبان، نام حق و در جان او
گندها از فکر بی ایمان او
(مثنوی، دفتر2- 269-268)
امام صادق(ع) همچنین فرمودند: از کارهایی که مجبور می شوید عذرخواهی کنید بپرهیزید زیرا مومن سخنی نمی گوید و یا عملی مرتکب نمی شود که ناچار شود عذر بخواهد. اما منافق هر روز رفتار بدی انجام می دهد و مجبور است عذرخواهی کند. (نصایح لقمان ص 160)
و در فراز دیگری فرمودند: منافق سه نشانه دارد. زبان او و گفته هایش با دلش، دلش با عملش و ظاهرش با باطنش سازگاری ندارد.(همان ص281)
آموزه پنجم: عدم وابستگی به دنیا
امام صادق(ع) فرمود: ما بلا الله العباد بشیء اشد علیهم من اخراج الدرهم. خدای متعال بندگان را به چیزی سخت تر از پول دادن آزمایش نکرده است. (خصال ج1 ص66)
آن حضرت از قول پدر گرامیشان فرمود: خدای تبارک و تعالی به موسی وحی فرستاد که به فراوانی مال خرسند مباش و یاد مرا در هیچ حال وامگذار، زیرا مال و ثروت فراوان موجب فراموشی گناهان می شود و ترک کردن ذکر و یاد من، دلها را سخت می کند (همان ص28)
نیز فرمودند: دوگرسنه هرگز سیر نمی شوند، گرسنه علم و گرسنه مال (همان ص 29)
در فرمایش دیگری دارند: سه خصلت است که مردم طاقت تحمل آن را ندارند: گذشت از خطاهای مردم، همراهی برادر دینی خود در مال (انفاق) و بسیار یاد خدا بودن (همان ص 146)
مرحوم مجتهدی تهرانی می گفتند: از علامت های اهل بهشت، دستی است که بخشش می کند. ثروتمندی که در عمرش به فقیر کمک نکرده و خمس نداده، انفاقی نداشته است، این آدم اهل بهشت نیست.
دانی که چرا خدا تو را داده دو دست
من معتقدم که اندر آن سری هست
با یک دست به کار خویشتن پردازی
با دست دگر زدیگران گیری دست
(طریق وصل ص29)
آن درم دادن سخی را لایق است
جان سپردن خود سخای عاشق است
نان دهی از بهر حق نانت دهند
جان دهی از بهر حق جانت دهند
(مثنوی، دفتر 1- 2236-2235)
گفت پیغمبر که دائم بهر پند
دو فرشته خوش منادی می کنند
کای خدایا منفقان را سیردار
هر درمشان را عوض ده صدهزار
ای خدایا ممسکان را در جهان
تو مده الا زیان اندر زیان
(همان، دفتر1- 2225-2223)
آموزه ششم: محبت دنیا
امام جعفر صادق(ع) فرمود: حب الدنیا رأس کل خطیئه . دلبستگی و دوستی دنیا سرچشمه همه خطاهاست. (خصال ج1 ص57). حضرت در جای دیگر می فرمایند: هرکس دلش به دنیا وابسته شد به سه گرفتاری دچار می شود. 1) غم و اندوه بی پایان 2-آرزوی بی حاصل 3) امید دست نیافتنی (همان ص411). امام علی(ع) عوامل اولیه و اصلی گناه و معصیت را در شش مسئله معرفی می نمایند که اولین آنها حب دنیاست. پنج عامل دیگر عبارتند از حب ریاست، حب خوراک، حب خواب، حب زنان، حب آسایش و راحتی. (همان ص392)
شیخ رجبعلی خیاط که با دیده بصیرت باطن مردم را می دید و از دنیا به پیرزنه تعبیر می کرد، درباره تصویر باطنی اهل دنیا چنین می گفت: کسانی که دنیا را از راه حرام بدست آورند باطنشان سگ است و آنها که آخرت را می خواهند، باطنشان خنثی است و آنانی که خدا را بخواهند باطنشان مرد است.
کسی نیست که افتاده آن زلف دو تا نیست
در رهگذر کیست که این دام بلا نیست. (حافظ)
(کیمیای محبت ص351- 451)
مرحوم حاج اسماعیل دولابی می گفتند: علی(ع) می فرمایند: دنیا و آخرت دو دشمن ناهمگون و دو راه مختلفند. پس هرکس که دنیا را دوست بدارد کینه آخرت را در دل می گیرد و آن را دشمن می دارد. دنیا و آخرت بسان مشرق و مغرب هستند.
کسی که بین آندو راه می پیماید هرچه به یکی نزدیک می شود از آن دیگری دور خواهد شد.
لذا امام سجاد(ع) فرمودند: بعد از معرفت خدا و رسولش هیچ عملی برتر از بغض و دشمنی دنیا نیست.(مصباح الهدی ص251)
آموزه هفتم: ملاک دوست خوب
حضرت فرمود: دو صفت است که در هرکس بود خوب است والا از آن دوری کن و این عبارت را سه بار تکرار فرمودند: دور شو، دور شو، دور شو. پرسیدند آندو صفت چیست؟ فرمود: الصلوه فی مواقیتها و المحافظه علیها المواساه ، یعنی نماز خواندن در وقت خود و محافظت بر نمازها و دوم همدردی و کمک به گرفتاران. (خصال ص78)
منظور این است که با کسی رفاقت و معاشرت باید کرد که هم دیندار و هم اخلاق مدار باشد.
علامت دینداری، نماز خواندن به وقت است و علامت حسن اخلاق کمک به مردم محتاج و دستگیری از آنان است.
شرف مرد به جود است و سخاوت بسجود
هرکه این هر دو ندارد عدمش به ز وجود
(همان ص88)
به عبارت دیگر شخصی که به بالاترین محبوب عالم بی اعتنایی کند و در بندگی او کوتاهی نماید و نماز که مهم ترین نشانه شکرگزاری و توجه به نعمت دهنده است برایش مهم نباشد و نیز به داد مردم گرفتار نمی رسد و نسبت به مشکلات آنان بی اعتناست قدر مسلم برای من نیز دوست خوبی نخواهد بود.
مرحوم علامه طباطبایی و آیه الله بهجت از استادشان آقای سیدعلی قاضی(ره) نقل می کنند که:
«اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند»(عطش ص103)
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط می فرمود: با خداوند انسی داشتم التماس کردم که بدانم سر خلقت چیست؟
به من فهماندند که سر خلقت «احسان به خلق» است. و از قول پیامبر(ص) نقل است که: بهترین مردم کسی است که مردم از او بهره مند شوند.(کیمیای محبت ص 322)
آموزه هشتم: راهکارهای مقابله با شیطان
امام ششم (ع) فرمود: شیطان می گوید با اینکه همه مردم در زیر دست من هستند اما درعین حال 5 گروه هستند که درباره آنها چاره ای به نظر نمی رسد تا برآنان مسلط شوم. آن 5 گروه عبارتند از:
1) کسی که از روی نیت صادق (دل پاک) به خدا پناه می برد و درتمام کارهایش به او اعتماد می کند.
2) کسی که روزها و شب ها خدای خویش را بسیار تسبیح می گوید.
3) کسی که هرچه برای خود می پسندد برای برادر مؤمنش نیز همان را می پسندد.
4) کسی که هنگام مصیبت و بلا بی تابی و جزع نمی کند.
5) کسی که به داده های خدا راضی است وغم روزی خود را نمی خورد. (خصال ج 1 ص 952)
مرحوم علامه طباطبایی می گفتند: درایام تحصیل که در نجف بودم، علاوه بر هوای بسیار گرم آنجا به خاطر قطع ارتباط با ایران دچار مشکلات مالی شدید شدم. به ناچار مشکلاتم را به استاد خویش مرحوم سید علی قاضی بیان کردم. ایشان نصایحی فرمود.بعد از مراجعت گویی آنچنان سبک بارشدم که در زندگی هیچ ملالی ندارم.مضمون پند ایشان را به شعر درآوردم.
دراینجا فقط به بخشهایی از آن اشاره می شود:
پیرخردپیشه و نورانی ام
برد زدل زنگ پریشانی ام
گفت که درزندگی آزاد باش
هان گذران است جهان، شاد باش
رو به خودت نسبت هستی مده
دل به چنین هستی و پستی مده
ز آنچه نداری زچه افسرده ای
و زغم و اندوه دل آزرده ای؟
گر ببرد ور بدهد دست دوست
ور ببرد ور بنهد ملک اوست
وربکشی یا بکشی دیو غم
کج نشود دست قضا را قلم
آنچه خدا خواست همان می شود
و آنچه دلت خواست نه آن می شود
(زمهرافروخته ص 831)
آموزه نهم: دل، حرم خدا
امام صادق (ع) فرمود: القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله. دل حرم خداست پس جز خدا را درحرم خدا جای مده (میزان الحکمه ج 1 ص 722) درجای دیگر فرمود: به خدا سوگند، کسی که دنیا را دوست بدارد و محبت غیرما را به دل بگیرد، خداوند را دوست ندارد. (همان ص 922)
خیمه زد چون در دست سلطان عشق
ملک دل گردید شهرستان عشق
هم هوا زان جاگریزد هم هوس
جز یکی آن جا نیابی هیچ کس
آنچه او خواهد همی خواهی و بس
نی هوا باشد تو را و نی هوس
بلکه خواهش از تو بگریزد چنان
کانچه تو خواهی نخواهی خواهد آن
گیرد اندر بزم اطمینان مقام
فادخلی فی جنتی آمد پیام
(مثنوی طاقدیس)
امام کاظم (ع) فرمود: خدای متعال به داود (ع) وحی کرد: یاران خود را از شهوت پرستی برحذر دار و بیم بده. زیرا کسانی که دل هایشان آمیخته به شهوت دنیاست، دلهایشان از من درپرده است. (میزان الحکمه ج 2 ص 158)
آموزه دهم: پندهای جاودانه
شخصی خدمت امام صادق(ع) آمد و عرض کرد پدر و مادرم قربانت مرا
نصیحت فرما.
امام(ع) فرمود:
1- وقتی که خداوند کفیل روزی تو است چرا غم روزی می خوری؟
2- وقتی که روزی و رزق قسمت معینی دارد چرا حرص می خوری؟
3- وقتی که حساب (قیامت) حق است، چرا در فکر اندوختن و جمع مال هستی؟
4- وقتی که خداوند در ازا ی چیزهایی که بخشیده ای جایگزین می کند پس چرا بخل می ورزی؟
5-وقتی که مرگ حق است، چرا اینقدر شادمانی می کنی؟
6- وقتی که همه کارها در دید و منظر خداست چرا مکر و حیله می کنی؟
7- وقتی که مجازات و آتش جهنم حق است چرا گناه و معصیت می کنی؟
8- وقتی که عبور از پل صراط حق است چرا عجب و خودپسندی در خود راه می دهی؟
9- وقتی که همه چیز به قضا و قدر الهی است چرا اندوه و ناراحتی داری؟
01- وقتی که دنیا فانی و از بین رفتنی است چرا به آن اطمینان و اعتماد داری؟
(خصال ج 2 ص 712)
منابع
1- ارشاد، شیخ مفید، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
2- منتهی الامال، شیخ عباس قمی، نشر پیام آزادی
3- مصباح الشریعه ، عبدالرزاق گیلانی، تنظیم رضامرندی، نشر پیام حق
4- خصال، شیخ صدوق، ترجمه کمره ای، نشر اسلامیه
5- تحف العقول، شعبه الحرانی، ترجمه علی اکبر غفاری، نشر اسلامیه
6- مجموعه ورام، ابوالحسین ورام بن ابی فراس، ترجمه محمدرضا عطائی، آستان قدس
7- منتخب میزان الحکمه ، محمدی ری شهری، دارالحدیث
8- مثنوی معنوی، مولوی، مولی
9- کیمیای محبت، محمدی ری شهری، دارالحدیث
01- داستان دوستان، محمد مهدی اشتهاردی، دفتر تبلیغات اسلامی
11- نصایح لقمان حکیم، سید هبت الله مسترحمی، نشر اسلامیه
21- طریق وصل، مجتهدی تهرانی، صیام
31- مصباح الهدی، مهدی طیب، نشر سفینه
41- عطش، وصف حال سیدعلی قاضی، نشر شمس الشموس
51- مثنوی طاقدیس، ملا احمد نراقی، تحقیق علی افراسیابی، نشر نهاوندی
61- زمهر افروخته ، به همت سید علی تهرانی ، نشر سروش

برگرفته از روزنامه کیهان 19 بهمن 1390

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146