کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

 1-     شعر روضه فرزندان حضرت زینب- کریمی

مایل نمی شوم که ز من راه کج کنی      ما را امامزاده کنی، میل حج کنی

یک بار رو زدم به تو این است پاسخ ات        حیف از تو نیست که با من دلخسته لج کنی

 زینب بساط کرده، تو چیزی از او بخر      بهتر که رفتی این همه عذر(عسر) و حرج کنی

آه ضعیف زود اثر می کند بترس       با رد من چگونه به کارت فرج کنی

(دل منو نشکن داداش...)

انصاف ده... (بچه های داداش حسن بروند، بچه های تو بروند، بچه های عقیل و مسلم بروند...)

انصاف ده کدام یک از ما شکسته تریم    من حاضرم معاینه رج به رج کنیم

من با تو در مذاکره داخل نمی شوم     کوشش نکن به غیر تو مایل نمی شوم

حرف از شدن مگویی که دیگر نمی شوم    بی دل تر از توام که مقرر نمی شوم

پنجاه و چهار سال بزرگت نموده ام      انصاف ده برای تو مادر نمی شوم

خواهر نبوده ای که ببینی چه می کشم      حال مرا نپرس که بهتر نمی شوم

گر زندگی دوباره بیابم به دهر دون     سوگند بر برادر خواهر نمی شوم

من هر چه هست دختر زهرای اطهرم    با من نگو به نجمه برابر نمی شوم

من در نیابت از جگر اخضرم هنوز     (نجمه نایب امام حسن نیست من نایب حسن جگر پاره ام)

یادت بماند این که تو را مادرم هنوز

من ذوالفقار دارم و حیدر شمایلم     یه دل دو نیم بود تیغ کامه ام

با دست رد به سینه زینب مزن حسین      من نامه نیستم که زنی مهر باطلم

داداش جان؛ قاسمم نامه آورد، قبول کردی ... من خودم اومدم قبول نمی کنی...

جعفر(جعفر طیار، پدر بزرگ بچه های حضرت زینب)

جعفر اگر دو بال فضیلت گشوده است    من با دو بال خویش یه اوج فضایلم

اصلا چرا به روزه شک دار رو کنیم    میدان نرفته ذبح کن اینجا مقابلم

این مسئله برای دو مجهول مطرح است    پس حل کن این معادله را در مسائلم

من بهر تو دو بحر مطهر کشیده ام    یعنی دو بار جام تو را سر کشیده ام

----------------------------------

من زینبم که بر جگرم هست آذرم    من از خلیل در صف قربان جلوترم

موسایم و چو سینه سیناست سینه ام    مو، سایم و جبین به سر و پای دلبرم

بر چادرم ز کشته هر کس نشانه ایست       از اکبر و ز قاسم و هم عون و هم جعفرم

اما ز خون  این دو نبندم به سر خضاب    تا فکر رویشان رود از دیده و سرم

بر زینبت ببخش اگر بی بضاعت است   شرمنده ام که نیست به بر طفل دیگرم

رفتند بچه های زینب، بالاخره اجازه رو گرفت...

چند بار بین لشکر دشمن اختلاف افتاد، یه موقع یه عده گفتند ما داریم با پسر پیغمبر می جنگیم، دو دستگی افتاد اما باز یکی شدند. یه وقت دیگه هم بین لشکر فاصله و جدایی افتاد برای اینکه بیشتر ضربه بزنند.

نوک دو نیزه دو پهلو دو سینه را وا کرد    رسید حرمله انگار قصد چیدن داشت

دو دسته شد همه لشکر که بیشتر بزنند     که کهنه تیغ روی زخمها کشیدن داشت

بگو به این همه قاتل به این همه شمشیر     بگو دو پیکر زخمی مگر دریدن داشت

چه خوب شد که نیامد ندید مادرشان...

می گن مادرشون زینب از خیمه بیرون نیومد، نکنه حسین(ع) خجالت بکشه شرمنده بشه... اما از یه جهت دیگه هم خوب شد نیومد ببینه...

چه خوب شد که نیامد ندید مادرشان     چرا که تیر سنان قصد سر بریدن داشت

چه خوب شد که نیامد ولی غروبش دید      سر دو تازه جوان روی نیزه دیدن داشت

ای حسین...

 کربلا لا زلت کرباً و بلا     ما لقی عندک آل المصطفی

ای سرزمین اندوه و غم، کربلا    در تو به آل پیغمبر چه گذشت

کم علی تُربک لمّا صرّعوا     من دم سال و من دمع جری

چه بسیار روی خاک تو اشکها ریخته شده... یکیش همین اشک خداحافظی بچه های زینب با اباعبدالله هست. چقدر خون جاری شده روی خاک تو...

و ضیوف لفلاة قفرة    نزلوا فیها علی غیر قری

مهمون دعوت کردی یه جایی که اصلا هیچ گیاهی در نیامد...

لم یذوقوا الماء حتی اجتمعوا    بحد السیف علی ورد الردی

آب بهشون ندادند... تا اینکه همه را از دم تیغ گذراندند

تکسف الشمس شموس منهم و لا تدانیها علوا و ضیاء

چه خورشیدهایی تو کربلا بود... خورشید اسمان بهشون نگاه می کرد نورش کم میشد، خجالت می کشید...

و وجوه کالمصابیح فمن قمر غاب و من نجم هوی

صورتهای نورانی مثل ماه (یا قمر بنی هاشم) صورتها روی خاک افتاد خون روی صورتها رو گرفت

ستاره ها روی زمین افتادند

غیرتهن الیالی و غداة جائرالحکم علیهن البلاد

چه بدنهایی که از گرما و نور آفتاب کباب شد

سه روز تو بیابون گرم کربلا... بمیرم برا بدن شش ماهه... این عبارتها یعنی صورتها و بدنها رو تغیر داد... چرا؟ آخه فقط بدن حسین رو برهنه نکردند...

یا رسول الله لو عاینتهم و هم ما بین قتل و سبا

یا رسول خدا اگر می دیدی، یه عده از بچه هاتون رو کشتند، یه عده رو اسیر کردند

من رمیع یمنع الضل و من عاطش یسقی انابیب القناة

کشته ها رو بهشون نذاشتند آب برسه، اسرا هم نذاشتند زیر سایه بروند، (هر چند اگه جازه هم می دادند یک نفر تو آفتاب می موند... آی رباب... بالای قبر طفل شش ماه اش که حسین پشت خیمه ها دفنش کرد...

جزّروا جزر الاضاحی نسلهُ        ثم ساقوا أهلهُ سَوقَ الإمَا

آه... نسل حسین رو مثل گوسفند قربانی سر بریدند، اهل بیتش رو از این شهر به اون شهر مثل کنیزها بردند، ای حسین...

قتلوه بعد علم منهم انه خامس اصحاب الکساء

حتی با وجود اینکه می دونستند حسین پنجمین از اهل کساء است اون رو کشتند

میت تبکی له فاطمة و ابوها و علی ذوالعُلی

کشته ای که فاطمه براش گریه میکنه، علی براش ناله می زنه، همه مصیبتها یه طرف اما اون مصیبتی که تو کربلا زینب رو آب کرد این بود... وقتی دنبال بدن برادر تو قتلگاه می گشت دید یه بدن پاره پاره...(بالا سر بچه هاش نیومد...) صدا زد أأنت أخی؟ آیا تو برادر منی، وابن امی؟ آیا تو پسر مادر منی؟ حسین...

همه دیدند زینب خم شد لبها رو گذاشت به رگهای بریده حسین...

اگر تو حسینی پس چرا سر در بدن نداری... یه گوشه میدان دعوا شده بر سر حسین

سر قیمت سرها چونه میزنند...( آی رفقا یه جایی خوندم خولی به ابن زیاد ملعون تر از خودش بدهکار بود، بابت بدهی اش سر پسر پیمبر رو ببره...)

*****************************************

2-     متن شعر سینه زنی زمینه – کریمی

الا یا ایها الساقی، جوابی خواهش من را   

بده از جام مشتاقی، شراب مر افکن را

بریز از گوشه صهبا، شرابی از خم بالا   

که با یک جرعه اش از پا، بیاندازد تهمتن را

تو خورشیدی و من کورم، تو نزدیکی و من دورم   

 بیا و با نگاه خویش درمان کن ندیدن را

چو چشم خویش وا کردم، هوای کربلا کردم 

به گوشم با اذان گفتند، تکلیف معین را

خدا را شکر یا مولا، شده تقسیم بین ما

ز تو منت گذاری و، ز من منت کشیدن را

من بیچاره مدیون امیر المومنین هستم     دخیل بند نعلین یل ام البنین هستم

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین(2)

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این گوهر جانی است این       این ذکر ربانی است این

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این جان جانانی است این     آیات قرآنی است این

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

بسم اله ای خون خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

بسم اله ای روح خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

یا حسین یا حسین

*****************************************

3-     متن سینه زنی زمینه – کریمی

تو غم این حرم و داری      غربت مادرم و داری

من غم رفتنت و دارم      اختیار سرم و داری

حسین، حسین...

وای می بینم پریشونی    من رو قابل نمی دونی

که دارم دو قربونی    تنها تنها تو میدونی

ارباب، گلهای من، شدند بیتاب    برادر جان، منو دریاب

من تو عشقت سهیمم    پای عشق قدیمم

آه ای دار و ندارم    ای سلطان کریمم

تو غم این حرم و داری      غربت مادرم و داری

من غم رفتنت و دارم      اختیار سرم و داری

ما می افتیم به پای تو    ما می گیریم هوای تو

ما می میریم برای تو    جون عالم فدای تو

بستم، دخیل این، دل خستم    به دامانت توی دستم

بی قرار دل من، ای دلدار دل من    بر من فرمان بده ای فرماندار دل من

تو غم لشکرت و دیدی   رفتن اکبرت و دیدی

اذن بدی تا خود قیامت   آبروی منو خریدی

ارباب، گلهای من، شدند بیتاب    برادر جان، منو دریاب

تو غم این حرم و داری      غربت مادرم و داری

من غم رفتنت و دارم      اختیار سرم و داری

ما، لب تشنه تو دریایی     ما مجنون و تو لیلایی

ما، هستیم و تو تنهایی   ماییم، بنده، تو آقایی

دیر شد، سپاه تو، زمین گیر شد   ببین زینب، چقدر پیر شد

آه مگه خواهر تو، رفته از خاطر تو    چی میشه سهم زینب، از هل من ناصر تو

من غم دخترت و دارم     غصه حنجرت و دارم

اضطراب غریبی اون    لحظه آخرت و دارم

لحظه آخر دید والشمر و جالس علی صدره...

 تو غم این حرم و داری      غربت مادرم و داری

من غم رفتنت و دارم      اختیار سرم و داری

*****************************************

4-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- رحیمی

آب و گلم سرشته شد به عشق تو زینب     با دست حق روی دلم نوشته شد زینب

بنت الجلالی تو، اخت الوقاری تو    کی گفته زن مرد آفرینه، روزگاری تو

آب و گلم سرشته شد به عشق تو زینب     با دست حق روی دلم نوشته شد زینب

خاک کف پای تمام زینبیون ام    غم ندارم تا نوکر رقیه خاتونم

ماه شب تاره، عشق علمداره    خوشا کسی که مثل ما رقیه رو داره

برا جواز کربلا، عاشق دیوانه    حاضره جونش رو بده بابت ببیعانه

عبد یدالله ام، اگر چه گمراهم   شکر خدا یه عمر که نوکر اربابم

زینبی یا زینب...

*****************************************

5-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- صمیمی

گرفته بوی تو را پیکرم، تمام تنم     دو چشم و سینه من، هر دو دست سینه زنم    

برای روضه تو زندگی زندگی کنم آقا     دلیل زندگی ام، بودنم نفس زدنم

شناسنامه من صادره ز کرب و بلاست    به تربت تو گشودند کام من، دهنم

من اهل شهر شمایم دلیل هم دارم    گرفته لهجه روضه زبان من، سخنم

نماز در حرمت کامل است یعنی که     دیار کرب و بلا، بوده از ازل وطنم

همیشه خادم این آستانه می مانم    حسین امیری و نعم الامیر می خوانم

منم عار او، او بود یار من      ز لطف و کرامت خریدار من

نبودم که او بوده دلدار من   غمش شد انیس دل زار من

از آن دم که مادر به من داده شیر   امیری حسین و نعم المیر

*****************************************

6-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- کریمی

ستر ناموس نبوت، چون حجاب زینب است     محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب است

ای حسین عشق منی، حسین عشق منی، حسین عشق منی

دانش آموز علی، خواهر ناموس دین    کی دهد معجر ز سر، قرآن کتاب زینب است

ای حسین عشق منی، حسین عشق منی، حسین عشق منی

از میان تربتش بوی حسین آید برون    کهنه پیراهن گمانم در مزار زینب است

ای حسین عشق منی، حسین عشق منی، حسین عشق منی

پرچمت چون گر سرنگون شد، من نگه می دارمش   غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است

ملجا اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود    شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است

مدعی دیگر مزن بیهوده لاف عاشقی     گر حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

*****************************************

7-     متن  شعر سینه زنی تک(عربی)- کریمی

 کربلا یا کربلا یا کربلا...

کربلا لا زلت کرباً و بلا آه آه      ما لقی عندک آل المصطفی آه آه

کم علی تربک لما صُرّعوا آه آه     من دم صال و من دمع جری آه آه    

و ضیوف لفلاة قفرة آه آه   نزلوا فیها علی غیر قری آه آه

کربلا یا کربلا یا کربلا...

کربلا لا زلت کرب و بلا آه آه      ما لقی عندک آل المصطفی آه آه

لم یذوق الماء حتی اجتمعوا آه آه   بحد السیف علی ورد الردی آه آه  

تکسف الشمس شموس منهم و آه آه      لا تدانیها علوا و ضیاء آه آه  

کربلا یا کربلا یا کربلا...

تکسف الشمس شموس منهم و آه آه      لا تدانیها علوا و ضیاء آه آه

و وجوه کالمصابیح فمن آه آه       قمر غاب و من نجم هوی آه آه     

غیرتهن الیالی و غداة  آه آه       جائرالحکم علیهن البلاد آه آه     

کربلا یا کربلا یا کربلا...

یا رسول الله لو عاینتهم       و هم ما بین قتل و سوی

من رمیع یمنع الضل و من     عاطش یسقی انابیب القناة

کربلا یا کربلا یا کربلا...

جزّروا جزر الاضاحی نسلهُ        ثُم سَاقُوا أهلهُ سَوقَ الإمَا

قتلوه بعد علم منهم و     انه خامس اصحاب الکساء

میتً تبکی له فاطمة    و ابوها و علی ذوالعلی

کربلا یا کربلا یا کربلا...

ستر ناموس نبوت، چون حجاب زینب است     محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب است

دانش آموز علی و خواهر ناموس دین    کی دهد معجر ز سر قرآن کتاب زینب است

از مزارش گر صدای سوز و سازی بشنوی    آن صدای سوزش قلب کباب زینب است

*****************************************

8-     متن  شعر سینه زنی تک-شور(عربی)- کریمی

الا حسین مولانا

ابکی قتیلا بکربلا     یبرّج الجسم بالدماء

الا حسین مولانا

ابکی قتیلا بکی علیه     من ساکن الارض والسماء

الا حسین مولانا

بک عهدوا واستحلوا  ما حرم الله فی الدما

 *****************************************

9-     متن شعر سینه زنی شور- کریمی

حسین ، حسین ...

بی تو خشکم، خاکم، خرابم      بی تو هیچم، سردم، سرابم

با تو خوبم، خیلم، ثوابم    بی تو آهم، دردم، عذابم

بی تو خرابم، مولانا حسین ، حسین...

بی تو خشکم، خاکم، خرابم      بی تو هیچم، سردم، سرابم

با تو خوبم، خیلم، ثوابم    بی تو آهم، دردم، عذابم

بی تو خرابم، مولانا حسین ، حسین...

بی تو، دنیا، معنا، نداره    بی تو، عالم، آقا، نداره

آقا هر کس بی تو بمونه   عشق و دین و دنیا نداره

مولانا حسین ، حسین...

با تو، شورم، سوزم، گدازم    با تو، معنا، داره، نمازم

آقا، هرجا، تنها، شدم من    با تو، گفتم، راز و، نیازم

مولانا حسین ، حسین...

واویلا حسین...

به سوی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند   نمی روم ولی مرا به تازیانه می برند

سر تو را به نیزه ای نشانده دشمن علی   نمی روم ولی مرا به این بهانه می برند

با یک نفس تمام جهنم شود بهشت    گویند اگر جهنمیان یکصدا حسین

حسین حسین...

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146