کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

 1-     مناجات با امام زمان - کریمی

روزها بی قراری، شبها گریه داری     بمیرم برات که کسی رو نداری

سرت رو رو شونش بذاری

روزها بی قرارم، شبها گریه کارم     برا دیدن تو لیاقت ندارم

سرم رو کف پات بذارم

اگه کور کورم، اگه از تو دورم     می خوام امشبی که تو دریای نورم

دلم رو با اشکهام بشورم

تو آقای مایی، می دونم میایی     شهیدامون امشب، با تو کربلایی

میایی تو صاحب عزایی

امام زمان...

نوایی نوایی، امون از جدایی

بریم خرابه...

نوایی نوایی، امون از جدایی      چشام تاره تاره، بابا(آقا) جون کجایی

خرابه شده کربلایی

*******************************************

2-     شعر روضه حضرت رقیه – کریمی

نوایی نوایی، امون از جدایی      چشام تاره تاره، بابا جون کجایی

خرابه شده کربلایی

آی بابا بابا...

دلم خونه خونه، دلم تنگه تنگه    هنوز داره یک شهر با بچت می جنگه

تو موهام پر از خرده سنگه

بابا یه شب بزرگترها بچه هاشون آوردند... دامن هاشون رو پر سنگ کردند، یه عده هم چوب دستشون بود، بزرگترها براشون کف می زدند، ریختند تو خرابه... اینقدر بچه های ما رو زدند، هممون پشت هم سنگر گرفتیم ... راه فرار نبود، عمه هم زخمی شد... 

وقتی سر تو بروی یک نیزه جا گرفت     شلاق هم سراغ من و عمه را گرفت

آن نیزه ای که زیر سر تو نشسته است     آخر تو را زدست من و عمه ها رفت

از شمر سهم مادری ام را گرفتم       یک پهلوی شکسته توان مرا گرفت

بابا بابا امان از محله یهودی...

از بین نیزه پیرزنی گیسوی مرا        با بغض چند ساله تو بی هوا گرفت

بچه داشت میرفت، خودش ندید، بی هوا گرفت، بی هوا زدند...

بابا، با خطبه های عمه دلم قرص شد پدر     باید دهان عمه مان را طلا گرفت

چشم عمو به داد من و معجرم رسید    اما، حیف از دو گوشواره که یک بی حیا گرفت

دستش رو گرفت گفت نکش خودم در میارم گوشواره رو...

از سنگ پشت بام سرم درد می کند      از ضجه های بی اثر من صدا گرفت

گفتم دعا کنم کمر ذجر بشکند      با یک دل شکسته چه دیدی دعا گرفت

من هر چقدر ناله زدم بیشتر زدند       از من نفس عدوی تو با ضرب پا گرفت

ای حسین...

مجنون شبیه طفل تو شیدا نمی شود   خواهم ببوسم از لبت اما نمی شود

حالا اومدی که من نمی تونم جلوت بلند بشم...  باشه کنج تنور و تشت طلا رفتی، خونه ما نیومدی...

*******************************************

3-     متن شعر سینه زنی زمینه – کریمی

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

یا حسین یا حسین

پوشیده چون جان می روی    اندر میان جان من

سرو خرامان منی          ای رونق بستان من

چون می روی بی من مرو     ای جان جان از تن مرو

بر چشم من بیرون مشو    ای مشعل تابان من

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

*******************************************

4-     متن سینه زنی زمینه – کریمی

وای وای، وقتی که، می دیدم، عمه ام رو، زیر تازیونه ها

وای وای، وقتی که، رو نیزه، سنگ خوردی، از رو بوم خونه ها

وای وای وقتی از، رو نیزه، افتادی رو خاک ها

وای وای وقتی از، رو نیزه، دیدی منو بابا

وای وای تا اسم تو رو بردم    وای وای سیلی و لگد خوردم

وای وای با هر قدم مردم(2)

وای وای ذره ذره جون دادم      وای وای از رو ناقه افتادم

وای وای اسمم رفته از یادم (2)

وای وای، وقتی که، لرزیدم، از شرم،اون چشمای بی حیا

وای وای، وقتی که، می دیدم، می بندند سرها رو، رو نیزه ها

وای وای  از دست نامردها تو کوچه و بازار

وای وای از سیل اشکهای این گریه زار زار

وای وای تا اسم تو رو بردم    وای وای سیلی و لگد خوردم

وای وای با هر قدم مردم

وای وای ذره ذره جون دادم      وای وای از رو ناقه افتادم

وای وای اسمم رفته از یادم (2)

وای وای، وقتی که، می پیچید، زنجیرم، دور این گلوی من

وای وای، وقتی که، سر نیزه، سرخ می شد، با خون عموی من

وای وای، پیرم کرد، درد این، زنجیر رو دوشم

وای وای، از درد، سیلی و، زخم روی گوشم

وای وای این چشمها دیگه تاره     وای وای از زخمای گوشواره

وای وای از این معجر پاره

وای حسین...

*******************************************

5-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- رحیمی

عمه بیا قراره دل بی قرارم اومد(3)         تو اوج فصل پاییزه عمرم بهارم اومد(2)

عمه بیا کمک کن که دیگه رمق ندارم      این سر غرق در خون و رو دامنم بذارم

بیا که نور چشام اومد       بیا که ماه شبام اومد(2)

بیار عمه معجری واسم    بیا عمه جون بابام اومد

اباالمظلوم ای حسین من...

رمق نداشتم و با حضور تو جون گرفتم    از ترس دشمنت بود که لکنت زبان گرفتم(2)

به من بگو چرا روی لبهات خون لخته بسته    سنگ کدوم حرومی سر پاکت و شکسته

چرا اینقدر زخمی سر تو      بمیره برای تو دختر تو

از این دنیا سیر شدم بابا(2)

اباالمظلوم ای حسین من...

قسم می دم تو رو من به حق عمه مضطر      تا ببری منو با خودت پیش علی اصغر

سه سالمه ولی مثل زهرا غم کرده پیرم    از خدا خواستم امشب برات دق کنم بمیرم

شده ابری آسمون دلم    منم مثل عمه خونه دلم

دلم تنگه یک نوازش تو      تو این حسرت می مونه دلم

اباالمظلوم ای حسین من...

*******************************************

6-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- صمیمی

عمه جان کن نظر آمده میهمان    برده از قلب من صبر و تاب و توان

کنج ویرانه ام از رخش با صفاست   ابتا یا حسین ابتا یا حسین

تازیانه زده دشمنم بر تنم     مادرت فاطمه آمده دیدنم

بین که دردانه ات از ستم در نواست    ابتا یا حسین ابتا یا حسین

بار این سلسله قد من را خمید     من بی حوصله من گیسو سپید

می کشاند مرا از کجا تا کجا     ابتا یا حسین ابتا یا حسین

همه جا کربلا همه جا نینوا      تو حسین منی نور عین منی

یا حبیبی حسین  یا حبیبی حسین

*******************************************

7-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- کریمی

می دونی چرا صورت من شده کبود،  عمو نبود(3)

می دونی چرا موهام گرفته بوی دود، عمو نبود(2)

می دونی چرا رمق تو زانوهام نبود، عمو نبود(2)

می دونی چرا رفتم محله یهود، عمو نبود(2)

عمو نبود، عمو نبود، عمو نبود...

بخدا که آتیش روی چادرم نبود، عمو که بود

یه دونه موی سفید روی سرم نبود، عمو که بود

بخدا که دستی پی معجرم نبود، عمو که بود

کسی توی صحرا پی گوشوارم نبود، عمو که بود

عمو نبود، عمو نبود، عمو نبود...

حالا که سرم رو خاک این خرابه هاست، عمو کجاست(2)

حالا که روی لبم همش خدا خداست، عمو کجاست

حالا که حرم توی زدهام دشمناست، عمو کجاست

حالا که همش رقیه زیر دست و پاست، عمو کجاست

عمو کجاست، عمو کجاست، عمو کجاست...

بی تو همه افتادند به این روز سیاه، عمو بیا

بی تو منم و محله یهودی ها، عمو بیا

داره میکشه منو نگاه شامی ها، عمو بیا

غرور منو شکسته دست بی حیا، عمو بیا

عمو بیا، عمو بیا، عمو بیا...

*******************************************

8-     متن  شعر سینه زنی تک(عربی)- کریمی

اخ المظلوم یحسین ...

اخ المظلوم ، اخ المظلوم ، اخ المظلوم...

ایا حصنی و یا ذخری و فخری آه آه     فقدتک یا ملاذی و رجائی آه آه

اخی یابن الرسول عذاب جسمی آه آه   حلولک فی التراب بلا وداعی آه آه

ایا حصنی و یا ذخری و فخری       فقدتک یا ملاذی و رجائی  

اخی یابن الرسول عذاب جسمی      حلولک فی التراب بلا وداعی  

اخ المظلوم ، اخ المظلوم ، اخ المظلوم...

تدوس الخیل منک قفاک حتی آه آه   و غبن الصدر ظلماً بافترائی آه آه

الا یا سیدی امسیت ابکی  آه آه    و یصعدنی الهوام علی البکایی آه آه

 اخ المظلوم ، اخ المظلوم ، اخ المظلوم...

الا یا سیدی امسیت ابکی        و یصعدنی الهوام علی البکایی

...

*******************************************

10-  متن شعر سینه زنی شور- کریمی

تو جان من هستی، جانان من هستی    من بی سر و پا تو، سامان من هستی

یا خامس آل الله ، مولا ابا عبدالله         ذکر ذرات عالم ، لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

تو جان من هستی، جانان من هستی    من بی سر و پا تو، سامان من هستی

یا خامس آل الله ، مولا ابا عبدالله         ذکر ذرات عالم ، لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

من بی تو بی تابم، بی تابم من     دلتنگ و بی تاب مهتابم من

تویی که دریایی، دریایی تو    من بی تو مردابم، مردابم من

علمت علمت ، حرمت حرم الله    یا سیدنا المظلوم، لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

هوا هوای تو، زندم برای تو    عالم همه عبده، دولتسرای تو

مهمان تو هستم با، شهیدان و روح الله   یا سیدالشهداء، لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

چه عالمی داره، این شیدایی    من مست و مجنون و تو لیلایی

میون دربارت ناچیزم من   عالم همه عبد و ، تو آقایی

من بی تو هرگز هرگز   من بی تو معاذ الله

من بیعت کردم با تو        لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

*******************************************

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146