کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٦/٢٦

متن روضه شهادت امام جواد (ع)

السَّلامُ علیکَ یا اَبا جَعْفَرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ، اَیهَا التَّقِىُّ الْجَوادُ یا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلى‏ خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَى اللَّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَىْ حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللَّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ

بمیرم برای مظلومیتت یا جوادالائمه... بمیرم برای غریبی ات آقا جان...
دو تا از ائمه ما خیلی غریب اند، حتی در خانه هم یار و محرمی ندارند... یکی امام حسن مجتبی(علیه السلام) و یکی هم امام جواد(علیه السلام) ... این دو امام بزرگوار توسط همسرانشون مسموم شدند و به شهادت رسیدند...
آه امشب برای غربت امام جواد گریه کنید ناله کنید... همون آقایی که در جوانی در سن 25 سالگی به شهادت رسید... یا امام رضا تو رو به جان جوادت قسم می دهیم ... به جوونی ما رحم کن ... دست ما رو تو این دوره وانفسا بگیر...
بعد از مسمومیت (روایت امام جواد روزه بود ام فضل با آب مسموم از حضرت پذیرایی کرد) اون نانجیب درب خانه را به روی حضرت بست ... امام جواد از شدت مسمومیت به خودش می پیچید، هی ناله می زد جگرم می سوزه... هی مادرش فاطمه رو صدا می زد...صدا می زد یا زهرا(س)...  شما هم صدا بزن یا زهرا(س)... اما ام فضل دستور داد، زنان و کنیزان کف بزنند، هلهله کنند تا صدای جوادالائمه رو کسی نشنود...
آه بمیرم امام جواد در غربت و مظلومیت جان سپرد... اما کار به همین جا ختم نشد، اون زن ملعونه دستور داد بدن مبارک امام جواد(ع) رو بالای پشت بام ببرند... سه روز و سه شب جنازه بروی پشت بام بود... روزها مردم یه صحنه ای رو می دیدند همه با تعجب می گفتند چیه... چه خبره اونجا.. یه دسته ای از کبوترها میان بالای پشت بام بال زنان می ایستند... آره می اومدند سایه بروی جسم پاک آن حضرت می انداختند... (بعداً همه فهمیدند چه خبره ، بدن مطهر امام جواد رو بردند با احترام در کنار جدش امام موسی کاظم (علیه السلام) به خاک سپردند...)

پایان(1) اینجا یه بدن سه روز و سه شب بروی پشت بام بود... کبوترها سایه انداختند... اما بدن حسین فاطمه سه شبانه روز روی خاکهای گرم کربلا ...  ای حسین... حسین...   روضه هرکی رو بخونیم آخرش می رسه به روضه امام حسین(ع)   حسین...

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست         خار و خاشاک زمین محفل و ماوای تو نیست
من ز طفلی بر سر دوش نبی دیدم تو را           از چه بگرفتی کنون بالای نی منزل حسین

 پایان(2) اما بدن نازنین جد غریبش حسین(ع) بی سر میون قتلگاه افتاده... یه وقت اون ملعون صدا زد کیا حاضرند بدن ها رو با اسب پایمال کنند... راوی میگه ده نامرد داوطلب شدند، نعل تازه به سم اسبها زدند ... بدن جگر گوشه فاطمه زیر سم اسبها تکه تکه شد، کاری کردند که وقتی عمه سادات اومد تو گودی قتلگاه نشناخت... هی این طرف و آن طرف رو نگاه می کرد... یه وقت چشمش افتاد به یک جسم بی سر، متعجبانه ناله زد... أأنت اخی؟ آیا تو حسین منی ... ای حسین...

کی می رود ز یادم، گودال پر زخون بود        رگهای حنجر تو، از گردنت برون بود
آن سینه شکسته، کی می رود ز یادم        بر حلق خون فشانت با گریه بوسه دادم
کی می رود زیادم لبخند آخر تو            در پیش دیدگانم بریده شد سر تو
ای بی کفن برادر، بر حال من نظاره      جان می دهم به یاد، آن جسم پاره پاره

**************************************

متن شعر سینه زنی شهادت امام جواد(ع)_کریمی:

جوون امام رضا می خونه / کجایی مادر من      روی خاک حجره غریبونه / می سوزه پیکر من(3)

چشام، گریونه        دلم ، پرخونه        لبام، روضه می خونه

ای خدا خون شده دل دلبر رضا     از عطش خم شده گل پرپر رضا

دست و پا  می زنه علی اکبر رضا / واویلا(4)

جوون امام رضا می خونه / کجایی مادر من     روی خاک حجره غریبونه / می سوزه پیکر من(3)

چشمام، گریونه      دلم ، پرخونه         لبام، می خونه

ای خدا خون شده دل دلبر رضا     از عطش خم شده گل پرپر رضا

دست و پا  می زنه علی اکبر رضا / واویلا

کبوترا تو آسمون با هم / پرها رو وا می کنند      یه سایبونی رو تن آقا / میان به پا می کنند

/ پرها رو وا می کنند

توی، آفتاب       دلش، بی تابه        هنوز، تشنه آبه

آسمون، محو دیدن روی ماهشه     عمریه، درد بی کسی تو نگاهشه

وای من، خونه خودش قتلگاهشه

ای خدا خون شده دل دلبر رضا     از عطش خم شده گل پرپر رضا

دست و پا  می زنه علی اکبر رضا / واویلا

سبک روضه دشتی:

من پای خود ز سوز عطش بر زمین زدم     او هم به پای کوبی خود افتخار کرد

من از شراره جگرم ناله می زدم        او می شنید و خنده دیوانه وار زد

....

می مونه بی غسل و کفن اینجا / سه روز اگه بدنش    شبیه حسین نمیشه غارت / انگشتر و پیرهنش(2)

داره می میره        عزا میگیره       دلش کربلا میره

افتاد از، بام خونه تا پیکر آقا      شادی کرد، تو کوچه چقدر، همسر آقا

اما کی رفته رو نوک نی سر آغا

سر حسین به نیزه ها...(شور)

**************************************

سیرم از زندگانی یا زهرا یا زهرا یا زهرا      دیدم نا مهربانی یا زهرا یا زهرا یا زهرا

مثل تو با دلی خون یا زهرا یا زهرا یا زهرا     می میرم در جوانی یا زهرا یا زهرا یا زهرا

غمخانه شد دل من، می سوزد حاصل من       به آه غربت من، می خندد قاتل من

غمخانه شد دل من یا زهرا یا زهرا یا زهرا         می سوزد حاصل من یا زهرا یا زهرا یا زهرا       

به آه غربت من یا زهرا یا زهرا یا زهرا       می خندد قاتل من یا زهرا یا زهرا یا زهرا 

سیرم از زندگانی  ...  دیدم نا مهربانی

مثل تو با دلی خون  ... می میرم در جوانی

امیر عالمینم، مظلوم کاظمینم      اما با اشک سرخم، در ذکر یا حسینم

من خاموش از ترانه، خصم من ناکسانه    بعد از مرگم کشاند، جسمم بر بام خانه

سیرم از زندگانی یا زهرا یا زهرا یا زهرا      دیدم نا مهربانی یا زهرا یا زهرا یا زهرا

مثل تو با دلی خون یا زهرا یا زهرا یا زهرا     می میرم در جوانی یا زهرا یا زهرا یا زهرا

مظلوم وا اماما... مسموم وا اماما      غریب وا اماما... شهید وا اماما

**************************************

متن شعر سینه زنی شهادت امام جواد(ع)_طاهری:

آه و واویلا ...  آه و واویلا.... (4)       

تک و تنها ، توی غمها            میون یک حجره ی بسته

 دلشکسته ، زار و خسته            چشم براه بابا نشسته

 می چکد خون از/  گوشه ی لبها      زیر لب گوید / مادرم زهرا

 آه و واویلا ...  آه و واویلا.... (4)       

تن بی تاب ، تشنه ی آب        ناله می زد او جگرم سوخت

 یه ثوابی ، جرعه آبی        ببینید از پا تا سرم سوخت

بر رویم درب/ حجره می بندید        اشک من دیدید / از چه می خندید

 آه و واویلا ...  آه و واویلا.... (4)       

گل پرپر ، با چش تر       می خونه از یک یاس پرپر

دم آخر ، میشه مضطر          تا می خونه روضه ی مادر

روضه خواند از /  خانه ی پر دود         مادر ما  در/ بین آتش بود

 آه و واویلا ...  آه و واویلا.... (4)       

(زبان حال امام حسن مجتبی)

تک و تنها ، نیمه شبها        می بینم یک کوچه تو کابوس

 خواب یک درد ، خواب نامرد              خواب دستی بر رخ مادر

جان دهم صد بار / می شوم زنده          خنده ی دشمن / قلبم و کنده

آه و واویلا ...  آه و واویلا.... (4)       

**************************************

متن شعر سینه زنی شهادت امام جواد (ع) - سنگین

از تب زهر ز پا تا به سرم می سوزد       در غمم اشک به چشمان ترم می سوزد

 قفسم حجره ی دربسته و یارم صیاد      شادمان است که من بال و پرم می سوزد

 با کنیزان به من تشنه ز کین می خندد      دوست دارد که ببینم جگرم می سوزد

 لاله چین زخم زبان بر من پژمرده زند       ز آتش طعنه ی او برگ و برم می سوزد

 دم آخر که به خاک است سرم از غربت       دل من از غم هجر پسرم می سوزد

 من که یک عمر اسیر غم مادر بودم       یاد آن کوچه ز پا تا به سرم می سوزد

**************************************

بر خاک حجره  سر می گذارم         تنهای تنها  جان می سپارم

قاتل مرا کشت ، با کام عطشان    بابا رضا جان، بابا رضا جان

 در را به رویم از کینه بستند       در انتظار مرگم نشستند

 او می زند کف ، من می دهم جان       بابا رضا جان، بابا رضا جان

آب خوش من اشک روان بود      قوت و غذایم زخم زبان بود

 رحمی نکردند، بر من پدر جان       بابا رضا جان، بابا رضا جان

**************************************

یوسف فاطمه تنها و دل شکسته        لب تشنه جان داده، در حجره ی در بسته

 میگرید چشم همه بر جواد الائمه

 ام الفضل میخندد بر گریه ی همسرش        فاطمه میگرید در ماتم پسرش

میگرید چشم همه بر جواد الائمه

 پیکر اطهر آن حجّت یگانه      عین آفتاب است بالای بام خانه

میگرید چشم همه بر جواد الائمه

خون ریزد از چشم هر شیعه ی آزاده      کان تن نازنین در کوچه ها اُفتاده

 میگرید چشم همه بر جواد الائمه

مرغان بر روی بام پرهای خود وا کردند      سایبان بر جسم یوسف زهرا کردند

میگرید چشم همه بر جواد الائمه

 یا الله یا الله عاشق کاظمینم       مشتاق تربت آن زاده ی حسینم

میگرید چشم همه بر جواد الائمه

                                                                                                       شاعر: حاج غلامرضا سازگار

**************************************

خون شد از غم دل من/ سوخته حاصل من        با که گویم که شده/ یار من قاتل من

 ای خدا مظلومم(3)

ای پدر کن نگهم / خانه شد قتلگهم     چون تو تنها و غریب / چهره بر خاک نهم        

 ای خدا مظلومم(3)

 جگر سنگ بسوزد به شرار دل من      جان بابا تو بگو کف نزند قاتل من

 ای خدا مظلومم(3)

رفته طاقت ز تنم / جان رود از بدنم       نتوانم که دگر/ دست و پایی بزنم  

ای خدا مظلومم(3)

یار سنگین دل من / بر تنم تاب نداد     جگرم سوخت و یک قطره به من آب نداد

ای خدا مظلومم(3)

 از نفس افتادم/ در قفس جان دادم          از چه خود صیادم نکند آزادم

ای خدا مظلومم(3)

ای پدر مشکل تو مشکل من گردیده        دختر قاتل تو قاتل من گردیده

ای خدا مظلومم(3)

                                                                                                    شاعر: حاج غلامرضا سازگار

**************************************

متن شعر سینه زنی شهادت امام جواد(ع)_طاهری:

وا غریبا  وا اماما ... (5)

با دلی خسته / بی کس و تنها     بر غم غربت مبتلایم

در جوانی از / فتنه یارم     کشته زهر کینه هایم (3)

وا غریبا  وا اماما ...

لحظه آخر مانوس آهم     از عطش رفته نور نگاهم

گوشه حجره شد قتلگاهم     با دلی سوزان جان می سپارم(3)

وا غریبا  وا اماما ...

**************************************

متن شعر سینه زنی شهادت امام جواد(ع)_کریمی:

یا جواد الائمه... یا جواد الائمه...

آغایی /گل بهار رضایی        مسمومه/ آتیش زهر جفایی

مولایی/ وارث حضرت زهرا      مظلومی/ پسر خون خدایی

جواد/ شان نزول کوثر       می ری / سوی آغوش مادر

با این / زهری که زد بر قلبت/ شرر

می درخشه اشک ستاره       تو سینۀ تاره امشب

بیرق عزا رو بیارید        رضا عزاداره امشب (3)

یا جواد الائمه... یا جواد الائمه...

گم میشه / میون شعله آهش      اشکی که / میچکه از تو نگاهش

می سوزند / تموم بال و پرش رو    چون عشق / فاطمه بوده گناهش

رضا/ پسر تنهای تو    شده/ وارث دردای تو

میای/ که بگیره دستای تو(2)

چشم به راه مرگ جوونی       که میرسه جونش بر لب

بیرق عزا رو بیارید        رضا عزاداره امشب

می درخشه اشک ستاره      تو سینۀ تاره امشب

بیرق عزا رو بیارید       رضا عزاداره امشب (3)

وقتی که / بدنی روی زمینه      خورشیده / که مث شعله می مونه

ابری از / سایه بال کبوتر   روی این / کسی که روضه می خونه

حسین / ای گل سرخ خونین     حسین / خفته صحرا بالین

حسین / بی کفن افتاده بر زمین

روضه جوادالائمه        روضه سالار زینب

بیرق عزا رو بیارید        رضا عزاداره امشب

می درخشه اشک ستاره      تو سینۀ تاره امشب

بیرق عزا رو بیارید       رضا عزاداره امشب (3)

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146