کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٤/۱٩

متن شعر و روضه ویژه شب 19رمضان:

ای تیغ، زمان، زمانه نیرنگ است        ای تیغ بیا که دیده ام خونرنگ است

 یکبار نشد که سیر رویش بینم      بشتاب، دلم برای محسن تنگ است

عمری است که دیده را ترش ساخته ام        خود را خجل از برادرش ساخته ام

 با تخته گهواره او نیمه شب          تابوت برای مادرش ساخته ام

ای تیغ نجات بخش حیدر بودی         از تیغ زبان خصم بهتر بودی

هر چند شکافتی سرم را اما      صد مرتبه مهربانتر از میخ در بودی

ای تیغ اگر چه زهر آبم کرده          تا سینه شراره اش کبابم کرده 

ای کاش علاج جگرم می کردی         پیش از تو غمی خانه خرابم کرده

عمری است که هر لحظه عذابم دادند           ای وای که رنج بی حسابم دادند

کشتند کسی را که سلامم می کرد (زهرا رو کشتند... کی ها؟)       آنان که به دشنام جوابم دادند

بی خود نبود بعد از ضربت خوردن فرمود «فزت و رب الکعبه» بس که دل آقا رو خون کردند...
تو این شبهای آخر هر شب مهمان یکی از فرزندانش بود، شب نوزدهم روایته مهمان دخترش ام کلثوم بود. برای افطار سفره رو پهن کرد، نان و نمک و شیر، حضرت فرمود دخترم کجا دیدی بابای تو سر یک سفره دو نوع غذا بخوره، اومد نمک رو برداره، فرمود شیر رو بردار، چند لقمه ای نان و نمک خورد و مشغول نماز و عبادت شد. اما امشب انگار حال مولا فرق می کنه، مدام به آسمان خیره میشه، اضطراب در چهره مولا نمایانه... ام کلثوم صدا زد بابا چرا حالت امشب پریشانه...
فرمود دخترم؛ من تمام عمر را در صحنه های کارزار و معرکه های سخت گذرانده ام. با پهلوانان و مبارزان بزرگ عرب مبارزه کردم، یک تنه به صف دشمن حمله می بردم. دشمن رو به خاک و خون کشانده ام، اما امشب دیدار حق نزدیکه، بخدا قسم امشب همون شبی که به من وعده داده شده، بالاخره آن شب هولناک به پایان رسید، نزدیک سحر مولا روانه مسجد شد. ام کلثوم از گفتار حضرت پریشان شد و صدا زد پس خوبه تنها نروی ...
آقا فرمود اگه بلای زمینی باشه به تنهایی بر دفع آن قادرم، اما اگر قضای آسمانی و خواسته خدا باشه تسلیم آن هستم...
رفت به مسجد بالای ماذنه اذان صبح را گفت، آخرین اذانش... الله اکبر ... قربون اذون گفتنت یا علی ...

ابن ملجم ملعون با شمشیر زهر آلود در مسجد خوابیده بود. آقا امیرالمومنین از ماذنه پایین آمد و رفت مشغول نماز نافله شد... همچین که سر از سجده اول برداشت اون نانجیب ضربتی با شمشیر بر فرق آقا زد، ضربه به همون جایی خورد که در جنگ احزاب عمروبن عبدود ضربتی به سر آقا زده بود، اما این بار ضربه کاری تر بود، شمشیر زهرآلود بود، فرق امیر المومنین تا پیشانی شکافت و خون محاسن آقا رو خضاب کرد...
آه یه وقت صدای امیرالمومنین بلند شد: بسم الله و بالله علی ملة رسول الله ... فُزتُ و ربَّ الکعبه ... بخدای کعبه قسم که رستگار شدم ... آه دیگه راحت شدم... آخ علی علی علی... 
صدای ناله جبرئیل در آسمانها پیچید «تَهَمَّدَت والله ارکان الهدی، وَانطَمَسَت اعلامَ التُّقی، وَانضَمَّت عروة الوثقی... الا یا اهل العالم قد قتل المرتضی.» بخدا علی کشته شد...
همهمه ای در شهر کوفه به پا شد، مردم سراسیمه به مسجد اومدند، امیرالمومنین فرمود حسنم این ضربت خوردن من نباید مانع نماز بشه، پاشو نماز رو اقامه کن. محراب غرق خون، امیرالمومنین نشسته بروی یک بوریا نماز خواند، حسن در کنار پدر ایستاد... الله اکبر تکبیرةالاحرام ... نماز شروع شد، اما همه چشمها پر از اشک... نماز که تموم شد امیرالمومنین را داخل بوریا گذاشتند به سمت خانه بردند، نزدیک درب خانه که رسیدند فرمود حسنم حسینم صبر کنید، زیر بغلهام رو بگیرید بلند بشم، آخه اگه زینب منو اینجوری ببینه دق میکنه...
آه بمیرم برای دل همیشه داغدار زینب(س)... آخه این مصیبت آخر نیست هنوز مصیبت برادرش حسن مونده... هنوز داغ کربلا و مصیبت شام مونده...
عرض کنیم یا امیرالمومنین شما نخواستی دخترت زینب شما رو با اون حال و فرق شکسته ببینه، اما کربلا نبودی... آه امان از آن لحظه ای که زینب کبری به گودی قتلگاه رفت، بدن حسین ارباً اربا ... سر در بدن نیست ... با تعجب صدا زد هل انت اخی؟ آیا تو حسین منی... یه وقت خم شد لبها رو بروی رگهای بریده گلوی حسین...

به فرق شکافته مولا امیرالمومنین ناله بزن الهی العفو... شب قدره...
(حالا هر جا نشستی انشاء الله تو دنیا و آخرت دستت رو مولا علی بگیره صدا بزن یا علی...)

«تَهَمَّدَت والله ارکان الهدی، وَانطَمَسَت اعلامَ التُّقی، وَانضَمَّت عروة الوثقی... قُتلَ ابنُ عمِّ المصطفی، قُتلَ علیٍ المرتضی، قَتَلَهُ اَشقَی الاشقیاء»

ارکان هدایت ویران شد، نشانه های تقوی تاریک شد، عروة الوثقی از هم گسیخته شد ...

***********************************************

متن شعر روضه مخصوص شب 21 رمضان؛

صاحب عزا کجایی گویم سرت سلامت    کی می شود بیایی گویم سرت سلامت(2)

ای آفتاب زهرا، کی شام تار ما را     چون صبح دم نمایی، گویم سرت سلامت

یابن الحسن کجایی، ما اومدیم گدایی 
شب قدر شب شهادت امام علی (ع) اومدی صدا میزنی، خوب دل بده

کی می شود بیایی، در صبح آشنایی     ای جلوه خدایی، گویم سرت سلامت

در ماتم عزای مولا علی نشستی    ای یار کربلایی گویم سرت سلامت

یابن الحسن کجایی، داد از غم جدایی

بریم در خونه امام علی (علیه السلام)، امشب کوفه چه خبره، جلوی خانه مولا علی همه جمعند...
همه اومدند ببینند چی میشه ، حال آقا امیر المومنین بهتر شده یا نه...

روی دستای یتیما کاسه های پر شیره   
از نگاهشون میشه فهمید باباشون داره می میره

یکی شون با گریه می گفت دیگه هم بازی نداریم    
بی تو امشب روی خاک ها غریبونه سر می ذاریم

با بچه یتیمها بازی می کرد... مرکب میشد رو پشت آقا سوار میشدند... چه آقای مهربونی بود

هر کی اومده عیادت رو لبش امن یجیبه    دیگه خوب نمیشه مولا، آخرین حرف طبیبه

کنار بستر مولا صدای گریه بلنده      حسنش با دست لرزون داره زخمش و می بنده

همه بی تابند و اما امون از گریه دختر    مرحم زخم باباشه چادر خاکی مادر

قطره اشک حسین و وقتی که بابا می ببینه

حسین تو دیگه گریه نکن، من طاقت گریه تو رو ندارم، آخه وقتی حسین گریه میکرد، مادرش هم گریه میکرد، پیغمبر هم گریه می کرد... اصلا همه عالم گریه میکرد

قطره اشک حسین و وقتی که بابا می ببینه    همه حرف و نگاهش با یل ام البنینه(2)

عباسم تو کربلا جان تو و جان حسین... یادت نره هواش رو داشته باش

طبق سفارش آقا امیرالمومنین علی علیه السلام اومدند یه کاسه شیر برای ابن ملجم ملعون بردند...
خانم زینب خطاب به اون نانجیب گفت انشاء الله بابام خوب میشه تو رو به سزای عملت می رسونه
گفت حالا که اینجوریه بذار بگم دلت بسوزه، من اون شمشیر رو به هزار درهم خریدم، هزار درهم دادم تیزش کردند، هزار درهم دادم زهرش دادند... چه زهری اگه تو دریا بریزی ماهی ها همه می میرند... برو دیگه بابات خوب نمیشه... ای مظلوم عالم علی علی...

اما مثل امشب امام علی وصیت هاش رو به بچه هاش گفت، نیمه شب جنازه من رو روی تابوت بذارید، عقب تابوت رو بگیرید جلوی تابوت خودش بلند میشه (جبرئیل و میکاییل، ملائکه های مقرب خدا تابوت علی رو به دوش میکشند) دنبال تابوت برید هر جا فرود آمد شما هم زمین بگذارید، همونجا بر من نماز بخونید، بعد همون جا رو حفر کنید. اونجا همون جایی که پدرم نوح 700 سال قبل از طوفان برای من حفر کرده...

به ناله های نیمه شب امام علی ... الهی العفو

***********************************************

متن شعر روضه مخصوص شب 23 رمضان

دیر شد امشب برایم نان نیاوردی علی      ظرف های شیر را پنهان نیاوردی علی

تو رو خدا خوب گوش بده... حواست اینجا باشه...

چاه می گوید که دریا می شدم هر شب     اشک هایت کو چرا طوفان نیاوردی علی

می رسی از راه امشب سفره ات پهن است باز     مثل هر شب با خودت مهمان نیاوردی علی

هر شب از  راه می اومد  با خودش یه فقیر یه بدبخت بیچاره می آورد خونه...

نان و ظرف شیر را هرگز نمی خواهم بگو    پس چرا امشب برایم جان نیاوردی علی

وقتی نیمه های شب بچه های علی از تشییع جنازه مولا علی بر می گشتند، متوجه شدند تو یه خرابه انگار صدای یه ناله ای میاد... امام حسن جلوتر رفت وارد خرابه شد دید یه پیرمرد نابینا هی صدا می زنه... ای آقای مهربون چرا نیامدی ... چرا به فریادم نمی رسی... امام مجتبی صدا زد آی پیرمرد چی شده چرا ناله می کنی... گقت هر شب یه آقای مهربونی برای من آب و غذا می آورد... دستم و می گرفت کمکم می کرد... الان دو شبه که نمی دونم چرا نیومد...
امام حسن(ع) گفت اون آقا بابای ما علیِ... ما الان داریم از تشییع جنازه همون آقا بر می گردیم... وقتی داستان ضربت خوردن و شهادت و خاکسپاری رو براش تعریف کرد، میگن اون پیرمرد نابینا آنقدر ناله زد و ضجه زد تا همون جا جان داد... گفت ای دنیا خاک بر سر تو ... که این آقای به این خوبی رو نخواستی...

به مظلومیت مولا علی ناله بزن ... الهی العفو

***********************************************

متن شعر مناجات شب قدر

شب قدر است و من قدری ندارم    خدایا توشه قبری ندارم

مبادا لیلة القدرم سر آید    گنه بر نامه ام افزونتر آید

مبادا ماه تو پایان پذیرد    ولی این بنده ات سامان نگیرد

اعوذ بجلال وجهک الکریم ان ینقضی عنّی شهر رمضان او یطلع الفجر من لیلتی هذه و لک قبلی تبعة او ذنب تعذّبنی علیه

الهی العفو...

سحر خیز مدینه کی میایی      امیر بی قرینه کی میایی

عزیزم مادرت چشم انتظاره     دوای درد سینه کی میایی

آخ کشم از سینه ناله کی میایی   امید فاطمه پس کی میایی

... یا امام زمان تو این شب قدر کجایی ، آقا جان امشب یه نظری به جمع ما کن، این رفقا چند شبه میان تو مجلس جد مظلومتون علی، شب زنده داری، دعا خوندند، ناله کردند... امشب شبه مزد گرفتنه
آقا جان شرمندتم، از همه روسیاه تر منم، از همه خرابتر پرونده منه، امشب پرونده اعمال من رو میارند پیش شما مولا جان..
تو سالی که گذشت چقدر دل شما رو شکستم، گوش به حرف شما ندادم،چقدر دست منو گرفتی اما من نیومدم، دستم رو کشیدم... آقا جان امشب برای ما دعا کن... امشب کجایی امام زمان
کجا قرآن بر سر گرفتی و گریه می کنی

یا اباصالح التماس دعا هر کجا هستی یاد ما هم باش   
نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر و مادرت زهرا     
به دیدار قبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

اباصالح التماس دعا ، التماس دعا ، التماس دعا...

شب قدری کربلا رفتی یاد ما هم کن چون زدی بوسه   
کنار قبر ابالفضل باوفا رفتی یاد ما هم باش

اباصالح التماس دعا ، التماس دعا ، التماس دعا

***********************************************

متن شعر مناجات شب قدر

{یار قدیمی، دورم ز اهدنا الصراط المستقیمی     خوش به حال اونی که باش هستی صمیمی

بی تو نشسته بر سرم گرد یتیمی، یار قدیمی}(2)

من چه بی دردم، من که برای فرجت کاری نکردم     من که برای فرجت دعا نکردم

یه سیلی باید بزنم من به خودم، چونکه بی دردم، آره بی دردم

یا امام زمان من برای تو هیچ کاری نکردم، هیچ تلاشی نکردم، فقط سربار تو بودم، آقا جان تو هرشب دعا کردی برا من عاصی، من گناه کردم و شما توبه کردی، دعا کردی خدا منو عذاب نکنه، اما من آبرو تو بردم... ای غریب امام زمان

کوله بارم از گناهه، روم سیاهه روم سیاهه     از تو ای عزیز زهرا خواهشم یه نیم نگاهه

من بی آبرو آقا، گوش به حرف تو ندادم    آرزوم اینه که آقا، روی ماه تو ببینم

یا صاحب الزمان... الغوث و الامان...

***********************************************

شعر پایانی مراسم شهادت امام علی علیه السلام

دنیا چو آن گداست که نان از کفت گرفت     نشناخت قدر و عزت و جاه تو را علی

بالله قسم در کل عالم وجود         مثل تو کس ندیده و ندید جفا علی

ای اول مظلوم عالم... وقتی خبر ضربت خوردن امام علی در مسجد کوفه در بین مردم پیچید، خیلی ها با تعجب گفتند علی تو مسجد چکار می کرد، مگه علی نماز می خوند! معاویه لعنة الله 70 هزار منبر بر علیه امام مظلوم شیعیان به پا کرد، چه تهمت ها و حدیث های جعلی که نساختند... آی بچه هیئتی گول تبلیغات دشمن رو نباید بخوری، نکنه پشت رهبرت رو خالی کنی...

بالله قسم در کل عالم وجود         مثل تو کس ندیده و ندید جفا علی

خون مطهر تو ز پیشانی ات چو ریخت    بخشید تا به ابد به شهادت بها علی

فهمید داغ تو را نیست التیام    شمشیر داد زخم دلت را شفا علی...

اعوذ بالله... امن یجیب المضطر اذا دعاه...

خدایا به فرق شکافته مولا امیرالمومنین فرج امام زمان رو برسان...

به دل داغدار امام زمان در این شبهای قدر بهترین تقدیرها رو برای ما رقم بزن

ما را عاقبت به خیر بگردان... ما را لایق شهادت در راه خودت بگردان

مرضای اسلام و مسلمین شفا ببخش

از سر تقصیرات ما و پدران و مادرانمان بگذر

***********************************

شعر پایانی مراسم  شهادت امام علی علیه السلام:

رها ز درد و غم بی شمار شدم             قسم به خالق کعبه که رستگار شدم

همین که خون سرم ریخت روی سجاده          برای دیدن زهرا امیدوار شدم

به پیش اشک یتیمان ازآن تنم لرزید       که خودبه فصل جوانی یتیم دار شدم

اعوذ بالله ...

امن یجیب ...

***********************************

ادامه اشعار سینه زنی شهادت امام علی ع 1

اشعار سینه زنی شهادت امام علی ع  2

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146