کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٧/۱٦

لاله ی پرپرم، قاسم ابن الحسن           نور چشم ترم، قاسم ابن الحسن

تشنه جان دادی بر لب دریا         آه و واویلا، آه و واویلا (2)

*****

زیر خنجر عمو، را صدا می‌زنی         پیش چشم عمو دست و پا می‌زنی

می‌روی نزد مادرم زهرا       آه و واویلا، آه و واویلا (2)

*****

آب غسل تو خون، زرهت پیرهن      پاره پاره شدی، مثل قلب حسن

حجله‌گاهت شد دامن صحرا     آه و واویلا، آه و واویلا (2)

*****

سوره ی کوچکم شده نقش زمین     آیه آیه شده از یسار و یمین

گشته پامال لشکر اعدا     آه و واویلا، آه و واویلا (2)

*****

با لب تشنه‌ات، پیش چشم عمو       عسلت در دهن، شده خون گلو

تو شدی کشته، من شدم تنها       آه و واویلا، آه و واویلا (2)

*****

نخل سبز حسن، گل سرخ حسین      خون تو در گلو، اشک من در دوعین

با لب عطشان، رفتی از دنیا     آه و واویلا، آه و واویلا (2)

*****

ای لب تشنه‌ات، مانده از زمزمه      بر تو آورده آب، مادرم فاطمه

بهر دیدارت، آمـده بـابـا         آه و واویلا، آه و واویلا (2)

*****

شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار

******************************************************

ای گل لاله ی من، سیزده ساله ی من     می روی و برود، بر فلک ناله ی من

آسمان ابری و اشک، دل من باران ست     در کف مادر تو آینه و قرآن ست

آفرین قاسم من (2)

*****

هم تو امید منی، هم یتیم حسنی     از چه با رفتن خود، دل من می شکنی

مرو ای گل که خزان موسم گل ریزان ست    در کف مادر تو آینه و قرآن ست

آفرین قاسم من(2)

*****

هم زیاد است عدو، هم غریب ست عمو       گل من لب بگشا، به خسان رو تو بگو

پسر فاطمه آخر به شما مهمان ست        در کف مادر تو آینه و قرآن ست

آفرین قاسم من(2)

*****

شاعر؛ حاج علی انسانی

******************************************************

این تن غرقه به خون مصحف پامال من است    این عزیز دل زهرا و حسین و حسن است

اربا اربا شده مثل علی اکبر، پسرم    پیرهن از تن و تن پاره تر از پیرهن است

 

خون سر آب وضو، سنگ عدو مهر نماز     اشک در دیده و خون جگرش در دهن است

زخم شمشیر کجا، جای سم اسب کجا؟     اسب ها از چه نگفتید که این قلب من است؟

 

کاش یک بار دگر اسم عمو را می برد    حیف کز خون دو لبش بسته، خموش از سخن است

اشک می ریزم و با دیده ی خود می نگرم    که گلم دستخوش باد خزان در چمن است

 

سیزده ساله ی من، ماه شب چاردهم     از چه دور بدنت این همه شمشیرزن است

بر تن پاک تو ای حجله نشین یم خون     پیرهن جامه ی خونین شده، خلعت کفن است

 

بزم دامادی تو دامن صحرای بلاست     خون رخساره حنا، شاخه ی گل زخم تن است

«میثم» آتش به شرار جگرت ریخته اند     آه جانسوز تو سوز دل هر مرد و زن است

 

شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار

******************************************************

دل بی تو عمو جان تنگ است      رخسار من از خون رنگ است

نقلی که به سویم آید        از نیزه و تیر و سنگ است

در موج خون افتاده قاسم، به عشق تو جان داده قاسم

بیا به سویم ای عمو جان

عمو حسین عمو حسین جان(3)

*****

من دیده به راهت بستم    مست رخ ماهت هستم

یک لحظه نظر کن سویم     محتاج نگاهت هستم

به لب رسیده جان قاسم ، شکسته استخوان قاسم

جان می دهم با کام عطشان

عمو حسین عمو حسین جان(3)

*****

از پشت فرس افتادم     دور از همه کس افتادم

از بسکه صدایت کردم    آخر ز نفس افتادم

ببین که در تاب و تبم من ، به زیر پای مرکبم من

شد حجله ام از خون چراغان

عمو حسین عمو حسین جان(3)

*****

در چشم تو من ای دلبر     هستم چو علی اکبر

جان و تن من قربان    یک موی علی اصغر

عازم به جنات النعیمم ، عمو بیا که من یتیمم

ماه حسین شد تیرباران

عمو حسین عمو حسین جان(3)

*****

شاعر؛ سید محسن حسینی

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٦/٢۳

السلام علیک یا مسلم ابن عقیل و رحمت الله و برکاته

 این تن خسته ی من اشک پیوسته ی من      این لب پاره و این فرق بشکسته من  

همه از زخم زبان بر جگرم چنگ زدند       کوفیان بر سر هر کوچه مرا سنگ زدند 

یا اباعبدالله   یا اباعبدالله  یا اباعبدالله

جگرم تفتیده دو لبم خشکیده      عوض آب آتش به سرم باریده  

بنویسید به یاد عطش رهبر من       با لب تشنه جدا می‌شود از تن سر من  

یا اباعبدالله   یا اباعبدالله  یا اباعبدالله 

ای خدا یار کجاست کوی دلدار کجاست        آتش و سنگ کم است چوبه ی دار کجاست

دست من بسته ولی با سر و جان یار توام      فکر بی‌دستی عباس علمدار توام  

یا اباعبدالله   یا اباعبدالله  یا اباعبدالله 

عمر من گشت تمام زیر تیغ و لب بام       به تو و زینب تو گویم از دور سلام  

نام تو بود به لب تا نفس آخر من        تو بکش دست نوازش به سر دختر من  

یا اباعبدالله   یا اباعبدالله  یا اباعبدالله 

زخم من زیب تنم واحسینا سخنم      می‌رود یاد سرت کوچه کوچه بدنم  

در همین کوچه که بر خاک مرا غلطانند      کوفیان بر سر نی رأس تو را گردانند  

یا اباعبدالله   یا اباعبدالله  یا اباعبدالله 

 شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٦/۱٩

من باقر ابن زین العبادم        دست خدایم کز پا فتادم (2)

 یادم نرفته، لبهای عطشان          بر خاک صحرا، سلطان خوبان

یادم نرفته، دستهای بسته       تنها و بی سر، جدم حسین جان

از گوشه مقتل زنی میگفت حسین جان (4)

واویلا حسین یا جدا...  واویلا حسین یا جدا...

 من باقر ابن زین العبادم         دست خدایم کز پا فتادم (2)

دیدم که خورشید خدا شد پر ستاره      دیدم لب خشک و گلوی پاره پاره(2)

از گوشه مقتل زنی میگفت حسین جان (4)

واویلا حسین یا جدا...    واویلا حسین یا جدا...

 

در خاطراتم پر از غریبی است       ارثیه ما، غربت نصیبی است(2)

آتش گرفته، قلبم ز کینه     می سوزد آهم، در کنج سینه

 پر میکشم، دل خسته ام، قلبم شکسته

من میروم، از شهر غربت، از مدینه

هر روز و شب با این دل سرشاره دردم      بر روضه های عمه خود گریه کردم(2)

...آخ مادر... این کوچه مدینه رو می دیدم یاد مصیبتهای مادرم می افتادم...

الهی بشکنه دست مغیره     میون کوچه ها بی مادرم کرد...

 واویلا حسین یا جدا...    واویلا حسین یا جدا...

...همین روزها سفیر امام حسین رو بالای دارالاماره سر از تنش جدا میکنند میاندازند پایین... آه بمیرم گفت بردارید یه نامه بنویسید آقام نیاد. زن و بچش رو نیاره. یکی به حسین بگه اینها بالای خونه هاشون سنگ جمع کردن...

بهش گفتند چیه داری گریه میکنی. از مرگ ترسیدی... گفت نه بخدا، دلم برا آقام حسین میسوزه... دلم برا خانم زینب میسوزه... برا رقیه... ای حسین

واویلا حسین یا جدا...   واویلا حسین یا جدا...

ظهر عطش در، صحرای غوغا      من آب خوردم از دست سقا

یادم نرفته موی پریشان      حال و فرار و قلب هراسان

 من شیر شمشیر خورده را دیدم به میدان

من دست عباس دیده ام در کنج میدان

من یادگار آخر کرب و بلایم     من شاهد شور شهیدان خدایم(2)

(هر که این قصه شنیده است ولی من دیده ام

خون دل خوردم و بر خود لرزیده ام

-شنیدن کی بود مانند دیدن-

هستی ما همه در کرب و بلا رفت به باد     چه به روز دل زینب که نیامد ای داد...

واویلا حسین یا جدا... واویلا حسین یا جدا...

من آخرین بازمانده دشت بلایم      من شاهد داغ اسیران ره شام سیاهم

من راه شام و غربت و طعم اسارت را چشیدم

من طعن دشمن، خنده ها را خود شنیدم

من خیمه های سوخته را با چشم دیدم

من شیون اهل حرم را خود شنیدم(2)

بروی نیزه راس آقایم رو دیدم    من ماتم و غصه ی عمه ها رو دیدم

 من خود صدای العطش را سر دادم    من انتظار آب و عمویم کشیدم

من خاطرات جانگداز دشت خونم    من ذاکر انا الیه راجعونم

 دیدم پرستوهای دین را پر بریدند

در قتلگه جدم حسین را سر بریدند(2)

واویلا حسین یا جدا... واویلا حسین یا جدا...

 

 

دانلود فایل صوتی با صدای حاج محمود کریمی  از سرور پایگاه شهید آوینی

http://dl.aviny.com/voice/marsieh/emam_bagher/karimi-03.mp3

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٥/٢۳

متن شعر مقدمه ولادت امام رضا علیه السلام

کیستم من شمع جمع آل خیر المرسلینم      کیستم من قبله دل کعبه اهل یقینم
کیستم من یوسف زهرا امام هشتمینم       کیستم من کوثر و طاها و نور و یا و سینم
کیستم من ملجأ خلق سماوات و زمینم      من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
کیستم من بضعه پیغمبر اکرم رضایم      کیستم من نجل زهرا و علی مرتضایم
کیستم من چارده معصوم را شمس الضحایم      کیستم من حجت حق ضامن خلق خدایم
کیستم من نور چشم رحمت للعالمینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
من در آغوش خراسان کعبه بیت الحرامم      من پناه مرد و زن من دستگیر خاص و  عامم
من رکوعم من سجودم من قیامم من قعودم    من چراغ و چشم نه معصوم و باب سه امامم
من امام کل خلق اولین و آخرینم    من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
خضر باشد تشنه کام جام سقاخانه من    مرغ روح قدسیان مشتاق دام و دانه من
آسمان و آفتاب و ماه او پروانه من    کوثر علم و کمال و فضل ، از پیمانه من
عارفان را جام نور از چشمه علم الیقینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
علم و فقه و حکمت و عرفان زبان از من گرفته      ملک هستی تا ابد مهد امان از من گرفته
آنچه در دامن گرفته آسمان از من گرفته     آفرینش ز امر حق خط امان از من گرفته
چرخ گردون را امانم ملک هستی را امینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
من مه ذیقعده را از مهر رویم نور دادم      من به خیل دوستان خویش ، شوق و شور دادم
من سلام زائرینم را جواب از دور دادم     من به گلزار جنان با زائر خود همنشینم
من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم 
*****

گه به دوش نجمه چون ماه درخشان می درخشم      گه به دست موسی جعفر چو قرآن می درخشم
گه به قلب اهل ایمان همچو ایمان می درخشم     گاه بر جان وجود از قلب ایران می درخشم
گه فقیران گاه محرومان عالم را معینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
ای گنهکاران ، من از رحمت شما را می پذیرم      از عطای خویشتن اهل خطا را می پذیرم
هر که هستی باش ، من شاه و گدا را می پذیرم     دوست و دشمن ، غریب و آشنا را می پذیرم
در نمی بندم به روی هیچکس آری من اینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
اهل ایران ، من به شهر طوس مهمان شمایم     در دل این خاک خورشید خراسان شمایم
هم نگهبان شما هم کعبه جان شمایم     مهر تابان شما و مهر ایمان شمایم
هان طواف آرید اینک دور قبر نازنینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
 
من صفا و شوق و شور اهل ایران را چو دیدم     از کنار تربت جدم محمد پا کشیدم
آمدم صحرا به صحرا تا در این وادی رسیدم     همچو جان در سینه خاک خراسان آرمیدم
گشته ایران حلقه انگشتر و من چون نگینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
زائرین قبر من من در دو دنیا با شمایم     عهد کردم تا سه نوبت دیدن هر یک بیایم
دستگیر عالمی از رحمت بی منتهایم     «میثم» آلوده را هم از کرم یاری نمایم
دم به دم در نظم او مضمون نو می آفرینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

***********************************

 متن شعر سرود میلاد امام رضا علیه السلام

همه جا غرق صفا شد شب میلاد رضا
پر طراوت همه جا شد شب میلاد رضا

همه جا آینه بندان همه جا آینه وار
محشر آینه ها شد شب میلاد رضا

آسمانها به زمین خیره که این توده ی خاک
مرکز نور خدا شد شب میلاد رضا

شب میلاد کرامت شب میلاد کرم
شب میلاد وفا شد شب میلاد رضا

یا رئوف است رئوف نغمه ی قدسی نفسان
شب تسبیح و دعا شد شب میلاد رضا

بارش رحمت و رأفت همه جاری است مگر
شب میلاد رضا شد شب میلاد رضا

خانه ی نجمه بود قبله ی دلها و بر آن
کعبه هم قبله نما شد شب میلاد رضا

همه لطف و همه فیض و همه شور و همه نور
شب قدر آمده یا شد شب میلاد رضا

عالم آل محمد به جهان جلوه نمود
علم علم بپا شد شب میلاد رضا

دومین بضعه منی که پیمبر فرمود
بود نشناخته تا شد شب میلاد رضا

بعد موسی که بود رهبر معصوم بشر؟
حل شد این مسأله تا شد شب میلاد رضا

هشتمین حجت حق پرده ز رخسار گرفت
حاجت شیعه روا شد شب میلاد رضا

بعد ده قرن که بگذشته از آن لیله ی قدر
مشهدش غرق صفا شد شب میلاد رضا

نور زهرا و محمد ز فروغ ازلی
روشنی بخش فضا شد شب میلاد رضا

بهتر از هر چه که خورشید بر او می تابد
باز بر خلق عطا شد شب میلاد رضا

به تماشای بهشت حرم او ز بهشت
هر در و پنجره وا شد شب میلاد رضا

ما محبان رضائیم و چو ما اهل رضاست
هر که پیوسته به ما شد شب میلاد رضا

ذکر زوار جگر سوخته گرد حرمش
یا معین الضعفا شد شب میلاد رضا

قلم صنع خداوند مگر بنگارد
دردهایی که دوا شد شب میلاد رضا

رسدش نامه ی آزادی محشر هر کس
که در این خانه گدا شد شب میلاد رضا

بهره از ذوق شفق برد «مؤید» که سرود
شب میلاد رضا شد شب میلاد رضا

شاعر: سید رضا مؤید

***********************************

ما شیعه ی توئیم و بر این ادعا خوشیم
در روضه ها به گریه برای شما خوشیم

گاهی به مشهدیم و زمانی به کربلا
یکدم به یا حسین و دمی با رضا خوشیم

منبع: گلواژه های محرم 16

***********************************

 دل من اسیر نگاته ، مسافر صحن و سراته
دیوونه ی ایوون طلاته (2)
یا رضا، یا رضا، یا رضا، یا رضا
*****
برای وصالت یه عمریه که بیقرارم
همه زندگیمو صدقه سریه تو دارم
سلطان علی موسی الرضا (3)
*****
سرخی دلم چون عقیقه، با ناز نگاهت رفیقه
آواره ی صحن عتیقه(2)
آسمون، کهکشون، با منه، همزبون
اگه خاک صحنت بشینه رو سر کار تمومه
آتیش جهنم به زائرای تو حرومه
سلطان علی موسی الرضا(3)
*****
آبروی این سر زمینی، مثل امیرالمؤمنینی
عرش خدا روی زمینی(2)
خونتو، در زدم، تا نجف، پر زدم
شدم نوکر تو به یه دعای مادر تو
از اول شدم من غلام تو و خواهر تو
سلطان علی موسی الرضا(3)
*****
پاییز دل ما بهاره، ستاره از آسمون می باره
دوباره سینه ها بیقراره، بیقرار قدوم نگاره

سلطان علی موسی الرضا(3)

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٤/۱٠

مراسم احیای شبهای قدر در شبهای نوزدهم و بسیت و یکم و بیست و سوم در مسجد صاحب الزمان(عج) شهر کنارتخته از ساعت 22:30 آغاز شد و تا حدود ساعت 3 بامداد ادامه داشت. این مراسم شامل قرائت قرآن، قرائت دعای جوشن کبیر، سخنرانی، روضه و سینه زنی به مناسبت شهادت حضرت علی (ع)، و قرآن به سر بود.

تصاویری از این مراسمات

مطالب قديمي تر » « مطالب جديدتر
کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146