کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @

جمعه ها گذشت و نگار من نیامد        دل به جان رسید و دلدار من نیامد

 مردم از جدایی         یابن الحسن کجایی

 کی شود که من با، دو چشم پر ستاره       ماه عالم آرا، تو را کنم نظاره

ای نهان ز چشمم، تو دادی، دو چشم خونفشان مرا      
 گه به کوه و گاهی، به صحرا، کردی تو سرگردان مرا

 ای دل آرا بیا ، یوسف ما بیا        وای از این غم جدایی

بی تو ای بهارم چو برگ خشک و زردم       با دل شکسته دنبال تو بگردم

 مردم از جدایی        یابن الحسن کجایی

بی تو ای مسیحا، نمانده، به سینه من یک نفس          
کن مرا نگاهی، که من را، یک گوشه چشم تو بس

ای دل آرا بیا، یوسف ما بیا         وای از این غم جدایی

*******************************************

ای آنکه گل به نازی روی تو ناز نیست      با یاد روی تو به بهشتم نیاز نیست

 بر سر در حریم عبادت نوشته اند      با ا... نماز بی گل رویت نماز نیست

 در ندبه خوانده ام که به جز باب تو دریسدالابواب الابابه)    بر روی سائلان تهی دست باز نیست

 وقتی که دست من به گدائی شود بلند       جز بر در تو بر در دیگر دراز نیست

در جلوه نازتر ز بهشتی ، ولی به جود      دست کریم تو، به گدایان به ناز نیست

*******************************************

بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا اباصالح        بتاب ای آفتاب عالم آرا یا اباصالح

 بیا ای وارث حیدر که زخم سینه ی زهرا       ز شمشیر تو می گردد مداوا یا ابا صالح

در و دیوار بیت وحی می گوید با تو پیوسته       که اینجا مادرت افتاده از پا یا اباصالح

 میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا        بگو آندم چه حالی داشت مولا یا اباصالح

 چرا مخفی است قبر فاطمه در شهر پیغمبر      بیا و پرده از این راز بگشا یا اباصالح

*******************************************

به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو، سپیده دم آیم، مگر ترا جویم، بگو کجایی

 نشان تو، گه از زمین گاهی، ز آسمان جویم، ببین که بی پروا، ره تو می پویم، بگو کجایی

کی، رود رخ ماهت از نظرم        به غیر نامت، کی نام دگر ببرم

 اگر ترا جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی       به دست تو دادم، دل پریشانم، بگو کجایی

روزی صدبار،اگه گناه کردم،دل تورو لرزوندم،چشاتو گریوندم،ولی دوستت دارم،خودت میدونی

 مولا مولا ،تو رو به پهلوی، شکستۀ مادر، ز تقصیرم بگذر، تو دل گدا تو نمی سوزونی

 آه غم تو آتش زد بر دل من دل من        خودت از این دوری خسته تری گل من گل من

*******************************************

متن شعر امام زمان سبک سینه زنی:

دل پریشونم پریشونم که اربابم نیومد         بعد عمری عاشقی حتی یه شب خوابم نیومد

مادر تو دل غمینه   خون جدت رو زمینه

 العجل یا حجت الله ، العجل بقیه الله

 میون گریه شنیدم صدای پای خروشت       به سر عمامه احمد عبای علی بدوشت

 می کشی به دیده تر       چادر خاکی مادر

 العجل یا حجت الله ، العجل بقیه الله

 همه دل شکسته ها چشم انتظار ذوالفقارند      شعیه ها تا تو نیایی سر و سامونی ندارند

 عشق ما مهدی نیومد         عشق ما مهدی نیومد

العجل یا حجت الله ، العجل بقیه الله

*******************************************

دیگر دل از هستی گسستم تا بیایی        امشب سر راهت نشستم تا بیایی

 بیچاره و درمانده ام هر جائیم من      هر چند ناچیزم ولی زهرائیم من

 در انتظارت ناله ها آید ز سینه       ای عشق زهرا ای سحر خیز مدینه

 زهرا برایت پشت در ، در خون دعا کرد      ای وارث درد علی برگرد بر گرد

*******************************************

متن شعر امام زمان سبک سینه زنی:

گل نرگس قرار منه، گل نرگس بهار منه          گل نرگس تموم دار و ندار منه

 ای نگار بی قرینه، آرزوی دل همینه     تا که چشمای منِ زار، رخ ماهت رو ببینه

گدای بی خونتم من، عاشق میخونتم من         افتخارم اینه مولا، دیوونۀ دیوونتم من

 یه شبی منو صدا کن، حاجت دلم و روا کن       کنار وجود نازت، نصیبم کرببلا کن

ای حبیب نازنینم، خوب و بد آقا همینم     دعوتم نما به خیمه، تا که روبروت بشینم

من کیم صیدی به دامت، نوکر و عبد و غلامت         چکنم چاره ندارم مستی می کنم به نامت

 هیبت عالم هستی پیش مهدی هیچ هیچه       عطر سیب شب جمعه توی کربلا می پیچه

 بین خوشکلای عالم پسر فاطمه غوغاست        یوسفم خودش خراب یه نگاه مهدی ماست

 خیلی وقته آره آقا دیده بر راه تو بستیم       ندبه بر لب هر سحرگه سر راه تو نشستیم

 آقا جونم کی میایی کسی اینو نمی دونه         وعده امروز و فردا دل ما رو می سوزونه

جمعه ها پشت سر هم یک به یک گذشته اما       نشده پیدا هنوزم اثری از گل زهرا

 بیا که مادر خسته هنوزم چشم انتظاره         سینه حسین زهرا بیقراره بیقراره

 پای عشق ابوفاضل آقامون به شور و شینه       آخه اونم مثل ماها گیر عباس حسینه

هر کجا اسم ابوالفضل توی روضه ها میادش        گریه کن ها چشم براهند مهدی زهرا بیادش

*******************************************

متن شعر امام زمان سبک سینه زنی:

گل نرگس گل خوشبوی کوثر       گل زیبای زهرا و پیمبر

گل نرگس تویی مهر مدینه     به دریای ولا هستی سفینه

 گل نرگس تویی آرام جانم       ز هجرت شد برون صبر و توانم

 گل نرگس به کویت سائلم کن       به دیدارت همیشه نائلم کن

گل نرگس تویی غمدیده و زار       که بهر مادرت هستی عزادار

گل نرگس بخوان یکدم غلامم       رسان بر مادرت زهرا سلامم

مرا قربانی چشم ترت کن      مرا مهمان شهر مادرت کن

همان شهری که آتش شعله ور بود        گل یاس علی در پشت در بود

 همان شهری که هر شب ناله داری      غم زهرای هجده ساله داری

 همان شهری که حرمت را شکستند       همه پیمان یاری را گسستند

همان شهری که خون شد قلب زهرا      شکستند از جفا پهلوی او را

همان شهری که سیلی زد ستمگر        ز کینه بر رخ زهرای اطهر

 همان شهری که بعد از داغ زهرا      علی خندان نشد یک لحظه حتی

*******************************************

رها کنید دگر صحبت مداوا را       فراغ گر نکشد وصل می کشد ما را

 تمام عمر، تو ما را نظاره کردی     و ما ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

قسم به عشق که یک موی یار را ندهم       اگر دهند به دستم تمام دنیا را

 نسیم صبح ز راهی که آمدی بر گرد     ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را

*******************************************

دارم دلی نثار تو یا صاحب الزمان        هر لحظه بیقرار تو یا صاحب الزمان

 بر لب رسیده جان و تحمل نمانده است        از درد انتظار تو یا صاحب الزمان

 باشد تمام آرزویم یک نوازشت        از دست غمگسار تو یا صاحب الزمان

 در سایه سار مهر تو عمری نشسته ام      در باغ شوق خار تو یا صاحب الزمان

هر دم به شوق آمدنت بوسه می دهم        بر خاک رهگذار تو یا صاحب الزمان

 گرم گناه بوده و شرمی نکرده ام         از چشم اشکبار تو یا صاحب الزمان

با این همه گناه من امّید بسته ام              بر عفو بی شمار تو یا صاحب الزمان

آیا شود نصیب که شب را سحر کنم      قرآن به سر کنار تو یا صاحب الزمان

*******************************************

بخوان دعای فرج را که یار می آید       نسیم رحمت پروردگار می آید

 بخوان دعای فرج را که ماه منتظران      چو مهر از افق انتظار می آید

 بخوان دعای فرج را که می دهند نوید        به دلشدگان شهریار می آید

 بخوان دعای فرج را که با سپیدۀ صبح         اُمید مردم اُمّیدوار می آید

 بخوان دعای فرج را که یادگار علی      گرفته بر کف خود ذوالفقار می آید

 بخوان دعای فرج را که در خزان فراق     نسیم روح فزای بهار می آید

 بخوان دعای فرج را که آفتاب حرم       طلوع کرده و از کوهسار می آید

بخوان دعای فرج را که صبح دولت وصل     زند سپیده و گوید که یار می آید

بخوان دعای فرج را که آرزوی حسین       ز کعبه با جگر داغدار می آید

 بخوان دعای فرج را بخوان بخوان «میثم»       که آن قرار دل بیقرار می آید

                                                                            حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

طی شد دوباره جمعه ی دیگر نیامدی         معنای ناب سوره ی کوثر نیامدی

گویند می رسی تو به وقت اذان ظهر       در روز جمعه، ای همه باور نیامدی

 آقا ببین گناه شده نان سفره مان        مائیم و این گناه سراسر نیامدی

چشم انتظار جمعۀ دیگر نشسته ایم      این هفته هم گذشت و تو آخر نیامدی

*******************************************

نگار من به کجایی دلم گرفته بهانه        بده بده به گدایت ز خانه ات تو نشانه

 بیا بیا تو امیدم به خوبی تو ندیدم      ز غیر تو چو بریدم شدم گدای شبانه

 به اذن فاطمه از رب بیا بیا گل زینب       بیا بیا تو به کعبه تویی تو صاحب خانه

 به موی خاکی مادر به زلف خونی اکبر      به دست ساقی لشکر بده به من تو اعانه

به اشک دیدۀ غمگین به آن محاسن خونین       ز پشت پردۀ غیبت دگر بیا به میانه

*******************************************

بیا ای ما سوی چشم انتظارت        همه خلق خدا چشم انتظارت

 شود تفسیر تا آیات قرآن       تمام سوره ها چشم انتظارت

 کنی تا عدل حیدر را نمایان      علی مرتضی چشم انتظارت

 میان شعله های درب و دیوار       بود خیر النساء چشم انتظارت

 گلوی نازک شش ماهه اصغر     بود ای با وفا چشم انتظارت

کنار علقمه یک مشک پاره      به سوز و التجا چشم انتظارت

سه ساله دختری کنج خرابه      به امید شفا چشم انتظارت

به مقتل با لب زخمی و تشنه      شهید سر جدا چشم انتظارت

به تل زینبیه عمه ی تو        بود در کربلا چشم انتظارت

*******************************************

قسم به یاس شکسته بیا بیا مهدی     به جان بانوی خسته بیا بیا مهدی

 به آن منادی نامت در آستانۀ در      که دیده سوی تو بسته بیا بیا مهدی

به سرخی در و دیوار بیت وحی خدا      به دست بی کس بسته بیا بیا مهدی

 به انحنای هلال کبود کوچۀ تنگ      به گوشوار شکسته بیا بیا مهدی

 به آن مدافع زخمی که در مسیر اجل      به انتظار نشسته بیا بیا مهدی

 به اولین گل یاسی که چون شقایق شد     به شاخه های شکسته بیا بیا مهدی

*******************************************

خون مظلوم تو را می خواند       اشک معصوم تو را می خواند

 آه مظلوم تو را می خواند     سوز محروم تو را می خواند

 تو گشایندۀ مشکلهایی     تو گواه بر همۀ دلهایی

 خون رخسار رسول دو سرا         فرق بشکافتۀ شیر خدا

 ناله های شب تار زهرا        پرچم سرخ شه کرببلا

 همه گویند بیا مهدی جان     بشنو ناله ی ما مهدی جان

خیز با نغمه ی مادر مادر      روی کن در حرم پیغمبر

 از دل خاک تن آن دو نفر      به در آر و بگو از خون جگر

 که شما از چه به هم پیوستید      پهلوی مادر من بشکستید

*******************************************

یک عمر انتظار کشیدم نیامدی       دل از حیات خویش بریدم نیامدی

 پشتم شکست و پای ز ره ماند و قد خمید          کوه فراق بردم و دیدم نیامدی

 مانند یک نهال که در باد خم شود       از درد انتظار خمیدم نیامدی

 از صبر و بردباری و از طاقت و توان      چیزی نمانده غیر امیدم نیامدی

 در چنگ احتضار فتادم ز انتظار      زخم زبان ز هر که شنیدم نیامدی

طاقت ز دست دادم و صبرم، تمام شد     دل را به جای جامه دریدم نیامدی

 گفتی بسوز، سوختم از آتش فراق       گفتی بنال، ناله کشیدم نیامدی

دیگر میان خانه به دوشان عَلَم شدم      از بس که در قفات دویدم نیامدی

 دندان نهاده بر جگر و صبر کرده ام      پیوسته پشت دست گزیدم نیامدی

 من «میثمم» که مانده ز درد فراق تو      روز سیاه و موی سفیدم نیامدی

                                                                                   حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

ماه شعبان رفت و آن محبوب بی همتا نیامد      ماه دیگر آمد و آن ماه خوش سیما نیامد

 سالها شد دل به شوق دیدن رویش روانه     خسته شد این دل و لی آن دلبر دلها نیامد

 جان من در انتظار آن مسیحا دم برون شد      از برای زنده کردن یک دم از عیسی نیامد

 کور شد چشمان یعقوب دلم از هجر رویش       بر شفای چشم دل یک پیرهن اما نیامد

 تشنگان دیدنش چشم انتظار جام وصلش       لیکن آن ساقی مستان با می و صهبا نیامد

جان به لب آمد ز دوری نگار ما و لیکن      یادگار آل طه یوسف زهرا نیامد

*******************************************

عمری به انتظار نشستم نیامدی      چشم از همه بغیر تو بستم نیامدی  

ای مایه امید بشر، حضرت کرم      از هرکسی بجز تو گسستم نیامدی

ای خضر راه گمشدگان در مسیر عشق      چشم انتظار هرچه نشستم نیامدی

 ای سرو سرفراز گلستان زندگی      دیدی مگر حقیرم و پستم نیامدی

 گفتی دل شکسته بود جای من فقط      این دل به خاطر تو شکستم نیامدی

 عمری در آرزوی تو آخر شد و هنوز     در آرزوی روی تو هستم نیامدی

مست گناه، مرد حقیقت نمی شود      دیدی همیشه غافل و مستم نیامدی

 زندان تن کلید ندارد بغیر مرگ     چون از رگ حیات نرستم نیامدی

*******************************************

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن      یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن

حک شد به روی بال قنوت نمازمان     این خواهش قدیمی، آقا ظهور کن

 چشم انتظار قایق صیاد مانده ام        محض خدا بیا و مرا صید تور کن

 من را که دور مانده ام از خاک کربلا      مولا بیا و همسفر بال نور کن

 یک شب بیا میان حسینیه ی عزا       یادی ز روضه های کنار تنور کن

*******************************************

غمت به سینه نهان است یا اباصالح       بهار بی تو خزان است یا اباصالح

برای آمدنت روز و شب دعای فرج      سرود منتظران است یا اباصالح

 تو هم بیا و دعا کن برای آمدنت      که عالمی نگران است یا اباصالح

 خوشم به وعده ی دیدار کی باز آیی؟       مرا امید به آن است یا اباصالح

 به قلب عاشق من نام دلربای تو      قتشنگترین ضربان است یا اباصالح

کنار گوشه ی قلبم همیشه صحبت توست      بیا که بر تو عیان است یا اباصالح

*******************************************

بیا طبیب دلم عقده از دلم وا کن       بیا و درد من خسته را مداوا کن

 بیا و با نگهت ای زلال پاکی ها      مرا که گم شده ام در گناه، پیدا کن

 بگیر دست مرا ای همیشه جاری عشق       ببر چو قطره مرا متصل به دریا کن

توئی که بردن نامت کلید هر قفل است      بیا و قفل لبم را به نام خود وا کن

*******************************************

طالب خون خدا متی ترانا و نراک        یابن مصباح الهدی متی ترانا و نراک

 چه شود با تو کنم گریه سر قبر حسین      در مزار شهدا متی ترانا و نراک

صبح جمعه ناله ام أین معز الاولیاست        می زنم تو را صدا متی ترانا و نراک

نیمه های دل شب کنار دیوار بقیع     دهم آهسته ندا متی ترانا و نراک

 می زند تو را صدا از سر نیزه ها هنوز      سر از بدن جدا متی ترانا و نراک

چه شود ببینمت کنار بین الحرمین         سر و جان کنم فدا متی ترانا و نراک

 زخم قلب پسر فاطمه را مرهم نیست       بی ظهورت اَبدا متی ترانا و نراک

چه شود از گل رویت بدهی یک صدقه      سر راهی به گدا متی ترانا و نراک

 چهره بگشا و ز آیینه ی خونین دلم        زنگ محنت بزدا متی ترانا و نراک

«میثم» از خون خدا با تو سخن گفت بیا       پسر خون خدا متی ترانا و نراک

                                                                                   حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

دلم از انتظار آب مکن           با فراقت مرا کباب مکن

 گر جوابم نمی دهی دیگر         از در خانه ات جواب مکن

 گر چه لایق نیَم تو ای مولا        جز غلامت مرا خطاب مکن

 گنه بی حساب آوردم             تو کرامت کن و حساب مکن

 گر چه من خود حجاب وصل توأم         تو دگر چهره در حجاب مکن

*******************************************

جمعه یعنی شوق یعنی انتظار       جمعه یعنی طاق ابروی نگار

جمعه یعنی یک غروب غصه دار     جمعه یعنی مهدی چشم انتظار

 جمعه یعنی زانوی غم در بغل       بر سر سجاده های العجل

جمعه یعنی اشکهای انتظار      جمعه یعنی شکوه از هجران یار

 جمعه یعنی آه الغوث الامان      در فراق مهدی صاحب زمان

  جمعه یعنی روز موعود ظهور        جمعه یعنی دیدن موسی به طور

جمعه یعنی دیده طوفانی شدن        جمعه یعنی باز عرفانی شدن

جمعه یعنی یک سبد گل پیشواز       جمعه یعنی تا مصلی و نماز

جمعه یعنی عاشق دلبر شدن     جمعه یعنی در رهش بی سر شدن

 جمعه یعنی شادمانی و سرور      دیدن خورشید هنگام ظهور

*******************************************

ای بیقرار یار دعای فرج بخوان      با چشم اشکبار دعای فرج بخوان

 عجّل علی ظهورک و یابن الحسن بگو      پنهان و آشکار دعای فرج بخوان

 تا پای جان مکِش دمی از انتظار دست       حتی در احتضار دعای فرج بخوان

 خون جگر بنوش ز هجران روی یار     اشک از بصر ببار دعای فرج بخوان

 با دوست عهد بستی و خواندی دعای عهد      تا جان کنی نثار دعای فرج بخوان

 غافل مباش لحظه ای از آن عزیز جان       در لیل و در نهار دعای فرج بخوان

 بشکن جبین صبر و بزن ناله از جگر       پیوسته بی قرار دعای فرج بخوان

 یابن الحسن زیارت مادر که می روی      بر گِرد آن مزار دعای فرج بخوان

ای داغ سید الشهدا بر دلت مدام        با قلب داغدار دعای فرج بخوان

 آمین نشسته چشم به راه دعای تو       دست دعا بر آر دعای فرج بخوان

*******************************************

هر لحظه در حال و هوایت پر گرفتیم         تنها خیالی از تو را در بر گرفتیم

هر شب ز داغ دوریت مُردیم و هر صبح        با شوق رویت زندگی از سر گرفتیم

 بر جاده های انتظارت خیره ماندیم            عکس فراقت را به چشم تر گرفتیم

 آن قدر شیرین است پیش تو نشستن        امشب به یادت محفلی دیگر گرفتیم

 سوگند بر شرمندگی های ابوالفضل           آقا بیا که روضه ی اصغر گرفتیم

*******************************************

پروانه وار سوزم و پروا نمی کنم           جز دور شمع روی تو پر، وا نمی کنم

 باشد تمام هستیم این چند قطره اشک        با این گهر نگاه به دریا نمی کنم

گمگشته ی سراسر عمرم بیا بیا              بنمای رخ که مثل تو پیدا نمی کنم

 صد آسمان ستاره اگر آیدم به چشم          جز ماه عارض تو تماشا نمی کنم

 آنی اگر کنم قد و بالات را نگاه           عمری نگه به عالم بالا نمی کنم

 گر صد هزار دست تمنا بر آورم            غیر تو را من از تو تمنا نمی کنم

 جان رشته ی کلاف و دلم گشته مشتری       من ترک عشق یوسف زهرا نمی کنم

*******************************************

دارد زمان آمدنت دیر می شود      دارد جوان سینه زنت پیر می شود

وقتی به نامه ی عملم خیره می شوی       اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود

کی این دل رمیده ی منهم زهیر وار      در دام چشم های تو تسخیر می شود

 این کشتی شکسته ی طوفان معصیت      با ذوق دست توست که تعمیر می شود

 بر قطره های اشک قنوت شب شما        عکس ضریح گمشده تکثیر می شود

 تقصیر گریه های غریبانه ی شماست        دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود

*******************************************

کجایی غصه پیرم کرده آقا      بیا دنیا اسیرم کرده آقا

 به قرآن لحظه ای آروم ندارم      صبوری تا بکی دل بیقرارم

 با این دستای لرزون، با این چشمای خیسم        برات هر جمعه آقا، عریضه می نویسم

 گل نرگس(2) کجایی

 تمام آرزوی من همینه     که روزی چشمم آقامو ببینه

بخوانم ندبه را شاید که آید       گره از مشکل عالم گشاید

 پیام ندبه آهی است، که پر از شور و شین است       گهی گریه به مهدی، گهی بهر حسین است

گل نرگس(2) کجایی

بخوانم ندبه را با شور و احساس        که گیرد بزم ما بوی گل یاس

 یقین دارم ببینی اشک ما را       اگر خوانده شود روضه ی عباس

 دعا کن تا کنم حس، کنار خود حضورت     بیا با ما دعا کن، تو هم بهر ظهورت

 گل نرگس(2) کجایی

*******************************************

ز گریه چشم حرم زمزم است تا تو بیایی       قسم به سایه ات! ای آفتاب کعبه! کجایی؟

 زند کبوتر دل پر به جانب عرفاتم        که چشمی از جبل الرّحمه، سوی من بگشایی

 اگر رخ تو نبینم چه حاصل از عرفاتم       اگر وقوف تو نبود، چه مشعری؟ چه منایی؟

 اگر چه خانه به دوشی به کوه و دشت و بیابان       تو هر کجا که کنی روی، شمع محفل مایی

 گمان کنم شدی از شهر مکّه، راهی صحرا        بسان سایه به دنبال سیّدالشّهدایی

 بیا که مثل علی بشکنی بتان حرم را       حرامیان حرم را ز کعبه دور نمایی

صفا و مروه به حجّاج خوش بود که ببینند        تو سایه گستر مروه، تو آفتاب صفایی

 کمال حجّ من این است، سیّدی! که ببینم       تو بین حِجر و حَجر در کنار بیت خدایی

 گهی مقیم مقامی و گه مسافر گودال       کنار کعبه نشسته به یاد کرب و بلایی

 دعای «میثم» دل خسته ذکر توست هماره     تو باب حاجت خلقی، تو قبله ای، تو دعایی

                                                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

دو بیتی و تک بیتی های زیبای درباره امام زمان (عج):

قطعه ی گم شده ای از پر پرواز کم است        یازده بار شمردیم یکی باز کم است

 این همه آب که جاری است نه اقیانوس است       عرق شرم زمین است که سرباز کم است

*****

امیر بی قرینه کی می آیی؟         سحر خیز مدینه کی می آیی؟

عزیزم مادرت چشم انتظاره        شفای زخم سینه کی می آیی؟

*****

عمری است که از حضور او جا ماندیم      در غربت سرد خویش تنها ماندیم

 او منتظر است ما به خود برگردیم      مائیم که در غیبت کبری ماندیم

*****

عشق تو مرا ألَستَ مِنکُم بِبَعید           هجر تو مرا اِنَّ عَذابی لَشَدید

 بر کنج لبت نوشته یُحیی وَ یُمیت        مَن مَاتَ مِنَ العِشق فَقَد مَاتَ شَهید

*****

مست عشقم مست شوقم مست دوست        مست آن دلبر که عالم مست اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش       آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست        

 *****

مانده ام با غم هجران نگارم چکنم        عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چکنم

 چشم آلوده کجا دیدن دلدار کجا      چشم دیدار رخ دوست ندارم چکنم

*****

یا این دل شکسته ی ما را صبور کن      یا لا اقل بخاطر زینب ظهور کن

*****

هر شب که انتظار تو را می برم به روز     شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز

*****

  تو که یک گوشه نگاهت غم عالم ببرد        حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

 *****

 فرقی نمی کند که زمستان و یا بهار      تقویم بی تو هیچ زمانی قشنگ نیست

 *****

 ای که دستت می رسد بر زلف یار              در حضورش نام ما را هم بیار

*****

ای شمع روی انجمن کی رخ نمایان می کنی      کی عاشقان خویش را خورسند و خندان می کنی

*****

 یوسف از جرم زلیخا مدتی زندان برفت          مهدی از اعمال ما حبس ابد گردیده است

*****

گذشته سنّ حضورت ز سنّ نوح       ولی شمار مردم کشتی نکرده تغییری

*****

 باشد ندای روز و شب جمع عاشقان    عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

*****

 ما جمعه را به عشق تو تعطیل کرده ایم           ای روز بازگشت تو آغاز عید ها

*****

  این جمعه هم نیومدی قسمتشو کی می دونه     تا جمعه ای که تو بیای کی میره و کی میمونه

*****

 این جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند     حالا چقدر دلخورم از عصر جمعه ها

*****

 گفتند صبح جمعه بیاید امام عصر      تا لنگ ظهر ما همه خوابیم جمعه ها

*****

 با ناخنم به سنگ نوشتم بیا بیا       ز آن پیش تر که پاک شود یادگاریم

*****

 باید از خویش بپرسیم چرا حجت حق       خیمه را امن تر از خانه ی ما می داند

*****

 دلم قرار ندارد بیا و کاری کن      که عاقبت سفری با تو کربلا باشم

*******************************************

ای شهریار ارض و سما در زمین بیا       ای وارث پیمبر و قرآن و دین، بیا

 تنها تویی امید همه ناامیدها       ای در ائمه از همه تنهاترین بیا

 ای در میان جامعه تنهاتر از همه      در دیده اشک غربت ما را ببین، بیا

 خانه به دوش فاطمه در شهر و کوه و دشت        باشد هنوز جد تو خانه نشین بیا

 تا چند تیر عایشه در پیکر حسن؟        تا چند خون در آن گلوی نازنین؟ بیا

 تا کی سر حسین به بالای نیزه ها؟     تا چند جسم بی سر او بر زمین؟ بیا

 تا چند تیغ خشم خداوند در غلاف؟        تا چند دست عدل تو در آستین؟  بیا

 تا چند عمه های تو در شهرها اسیر؟       نامحرمانشان ز یسار و یمین، بیا

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان       «میثم« دعا کند، تو بگو آمّین، بیا

                                                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

خیال سیر جمالت، طواف حُسن خداست         ندیده هم، مه رویت، چراغ دیدة ماست

قسم به صبح ظهور و به لحظۀ فرجت      که طول غیبتت از شوق ما نخواهد کاست

تو غایبی و همه خلق در حضور تواَند       کنار یار صدا می زنند یار کجاست

به دیده ای که نبیند به غیر روی تو را       چراغ عارضت از صد نقاب هم پیداست

 بیا که لشکر فتح آیدت به استقبال        بیا که فاطمه را در قفات، دست دعاست

بیا که کعبه به دور سرت طواف کند          بیا که دیدة زمزم ز خون دل دریاست

 بیا که تا تو نیایی، علی است، خانه نشین        بیا که فاطمه در طول غیبتت تنهاست

 به گریه ای که ز هجر تو می کنیم قسم        که اشک ما همه از خون سیدالشهداست؟

 هزار سال فزون صبح جمعه هر هفته       صدای ناله" اَینَ الحسین"  ما به سماست

 بیا بیا که ببینیم باز هم علمت      به روی دست علمدار دشت کرببلاست

دعای ندبه و عهد و فرج بسی خواندیم       هنوز نالۀ اَمّن یُجیبمان برپاست

بیا که بی تو همه عیدها عزا گشتند            بیا که بی تو زمان لحظه لحظه عاشوراست

به لحظه فرجت می خورد قسم، «میثم»         که صبح روز ظهور تو، صبح عید خداست

                                                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

بهار بی تو ندارد بهار یا مهدی      قرار بی تو نگیرد قرار یا مهدی

به انتظار قسم ای امام منتظران!      ز مرگ سختتر است انتظار یا مهدی

مسیح آل محمد! بیا که بی تو شده           تمام زندگی ام احتضار یا مهدی

 بیا که خاک رهت را به خون دل شستند      هزار عاشق شب زنده دار یا مهدی

 بیا و پاک کن ای دست حق به جای علی        سرشک فاطمه را از عذار یا مهدی

 بیا که منتظر فتح خیبری دگر است     به دست حیدری ات ذوالفقار یا مهدی

هزار سال فزون چشمت از برای حسین بوَد       به صبح و مسا اشکبار یا مهدی

 قسم به عزت شیعه بیا بیا مگذار       که شیعیان تو گردند خار، یا مهدی

هنوز پرچم سرخ حسین میگوید:         کجاست حجت پروردگار؟ یا مهدی

 تو دست شیعه در این پرتگاه فتنه بگیر         تو پا به دیده «میثم» گذار، یا مهدی

                                                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

ای پاسخ گرامی أمن یجیب ها       تعجیل کن به خاطر ما نا شکیب ها

چشم جهان به چشمه دستان سبز توست        جاری شو از ورای فراز و نشیب ها

برخیز و بزم شب زدگان را به هم بریز      ای آشنا به ندبه و اشک غریب ها

*******************************************

کیم که با تو کنم گفتگو عزیز دلم       عنایت تو به من داده رو عزیز دلم

سیاه روتر و بی آبروتر از من نیست       مگر دهی تو به من آبرو عزیز دلم

بسوز و آب کن و آتشم بزن که کنم     چو شمع، گریه ی بی های و هو عزیز دلم

 اگر عزیز دل خود تو را صدا نزنم          چه خوانمت؟ چه بگویم؟ بگو، عزیز دلم!

توان گفتن یا بن الحسن نمانده دگر       که گریه عقده شده در گلو، عزیز دلم

کنار قبر علی، یا کنار قبر حسین        بگو کجات کنم جستجو عزیز دلم؟

گرفتم آنکه بیایی بدین سیه رویی       چگونه با تو شوم رو به رو عزیز دلم؟

بیا که فاطمه بعد از هزار سال هنوز         کند ظهور تو را آرزو، عزیز دلم

هنوز یاد لب تشنگان کرب و بلا         نگاه توست به دست عمو، عزیز دلم

به یاد حنجر خشکی که نهر خون گردید        رود ز دیده سرشکم چو جو، عزیز دلم

 به جستجوی تو «میثم» روا بود که چو باد        تمام عمر رود کو به کو عزیز دلم

                                                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی       چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

 خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن        خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

 برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم، نه!              ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام               دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیامدی

*******************************************

از همه سو می دمد نور تجلّای تو        غایبی و عالمی است، محو تماشای

 تو تا که نهم از شرف، پا به سر آسمان       کاش که می شد سرم، خاک کف پای تو

روی به هر سو کنی، پای به هر جا نهی        در سر ما شور توست، در دل ما جای تو

 سروقدان قائمند تا تو قیامت کنی        ای نگه فاطمه بر قد و بالای تو

خیز و بر آر از جگر بانگ «اَنَاالمنتقم»          تا همگان بشنوند از حرم، آوای تو

 زنده شود از دمت، روح هزاران مسیح        دل ببرد از کلیم، نطق دل آرای تو

 از حرم فاطمه تا صف کرببلاست       چشم دو شش ماهه بر قامت رعنای تو

 موسی سینای جان، چهره عیان کن عیان        تا که شود عالمی طور تجلّای تو

 آرزوی فاطمه بانگ «اَنَاالمهدی ات»        عقده گشای علی، دست توانای تو

آینه بگشا دمی تا که کند هر دمی            چارده آیینه نور، جلوه ز سیمای تو

 «میثم» اگر می چکد، از نفسش شهد جان        میوه ی نخلش بود، شاخه ی خرمای تو

                                                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

آمد دوباره جمعه نیامد نگار من       امروز هم شکست دل داغدار من

 ای منتظَر به منتظِر خسته ات بگو       کی می شود به صبح شب انتظار من

کی می شود سوار به مرکب صدا زنی       با ابرو گره زده کو ذوالفقار من؟

من کیستم که از تو وصال آرزو کنم       آنهم به اینهمه گنه کوله بار من

 من هر چه دارم از کرم گوشه چشم توست

*******************************************

ای یادگار عترت و قرآن بیا بیا         جانها به لب رسیده ز هجران بیا بیا

بشنو صدای ناله ی مولا درونِ چاه        تا چند چشم فاطمه گریان بیا بیا

 تا کی سر حسین به بالای نیزه ها؟       تا کی به خاک آن تن عریان بیا بیا

 تا کی کبود قامت زینب ز کعب نی؟        تا کی غریب عترت و قرآن بیا بیا

 تا چند دستهای عمویت به روی خاک       تا چند عمه هات پریشان بیا بیا

 سقای سر بریده ی صحرای کربلا        گوید هماره با لب عطشان بیا بیا

گر بی تو صبح عید برآید به چشم ماست         دلگیر تو ز شام غریبان بیا بیا

روز فراق باغ و گلستان برای ما            باشد سیه تر از شب زندان بیا بیا

اشعار این گدات شده فریاد انتظار         تا عمر او نیافته پایان بیا بیا

                                                            حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

لال است آن زبان که نگوید ثنای تو         کور است دیده ای که ببیند سوای تو

پر است از تو و خالی است جای تو     همچون کبوتری که پرد در هوای تو

شب های جمعه ناحیه خوانند انبیا      در صحن سیّدالشّهدا با صدای تو

 ای کاش در کنار حرم، صبح جمعه ای       تو بر حسین گریه کنی، ما برای تو

هر نیمه شب که بهر ظهورت، دعا کنی       آمین فاطمه است، جواب دعای تو

 دارند التماس دعا از تو دوستان          هر لحظه در زیارت کرببلای تو

 بگذار ما به جای تو گرییم بر حسین        تبدیل تا به خون نشود، اشک های تو

                                                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

ای آفتاب زهرا عَجّل علی ظهورک          تنهای شهر و صحرا، عجّل علی ظهورک

گم گشته ی وجودی، هم غیب و هم شهودی      در دیده و دل ما، عجّل علی ظهورک

 بی تو غریب، قرآن، بی تو اسیر، عترت         بی تو علی است، تنها، عجّل علی ظهورک

 نه طاقتی نه صبری، تا چند پشت ابری؟        ای مهر عالم آرا عجّل علی ظهورک

 دنیا در انتظار است، خون قلب روزگار است      پا در رکاب بنما، عجّل علی ظهورک

 حیدر کند دعایت، زهرا زند صدایت       الغوث یابن زهرا! عجّل علی ظهورک

زخمِ به خون نشسته، پیشانیِ شکسته      دارند با تو نجوا، عجّل علی ظهورک

خون دو دیده گوید، دست بریده گوید        بر انتقام بازآ، عجّل علی ظهورک

 هم عمّه ها پریشان، هم جدّ توست عطشان         هم چشم ماست دریا، عجّل علی ظهورک

بر «میثمت» نگاهی، از لطف گاه گاهی       ای چشم حق تعالی! عجّل علی ظهورک

                                                                                         حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

بی تو غروب جمعه چه دلگیر می شود        سیلاب غم ز کوه سرازیر می شود

 ماه فلک ستاره فشاند ز چشم خویش      خورشید پشت کوه، زمینگیر می شود

 دل مرده گشته مدّعی معجز مسیح        روباه در نبودن تو، شیر می شود

 بس پیر در فراق تو مُرد و بسی جوان      در انتظار آمدنت، پیر می شود

 تا ما نمرده ایم، تو پا در رکاب کن       تعجیل کن عزیز دلم! دیر می شود

 بی تو تسلّی دل ما، ای عزیز جان!         فریاد و اشک و سینه و زنجیر می شود

 تنها به خواب، روی تو دیدیم، سیّدی!        این خواب کی به وصل تو تعبیر می شود؟

(حتی به خواب، روی تو ندیدیم، سیّدی!        این عقدۀ فراق کی به وصل تبدیل می شود؟)

 بازآ که با تو ناله تنهایی علی        از چاه کوفه سرزده، تکبیر می شود

 بگشای رخ که در ورق مصحف رخت       آیات فتح فاطمه تفسیر می شود

وقتی تو ذوالفقار بگیری به دست خویش       فریاد ما به قلب عدو، تیر می شود

 بر فرق دشمنان تو با نطق دوستان        اشعار «میثم» است که شمشیر می شود

                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

دلم گرفته خدایا در انتظار فرج       دو دیده ام شده دریا در انتظار فرج

 هنوز می رسد از کوچه های شهر حجاز      صدای گریه زهرا در انتظار فرج

 هنوز در همه عالم میان دشمن و دوست        علی است بی کس و تنها در انتظار فرج

 هنوز می رسد از چاه های کوفه به گوش       صدای ناله مولا در انتظار فرج

هنوز ناله کشد از جگر امام حسن        گشوده دست دعا را در انتظار فرج

 هنوز پرچم سرخ حسین منتظر است        گشوده چشم به صحرا در انتظار فرج

 هنوز می رسد آوای دلربای حسین         بروی نیزۀ اعدا در انتظار فرج

 هنوز تشنه لبان اشکشان بود جاری        کنار کُشته سقا در انتظار فرج

 هنوز خون شهیدان کربلا جاری است       ز چشم زینب کبرا در انتظار فرج

هنوز ناله «میثم» رسد به گوش که هست        چو چشم فاطمه، دنیا در انتظار فرج

                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟      جگرها شعله های نار شد، آیا نمی آیی؟

 پناه مؤمنین! از مؤمنین حالی نمی پرسی؟     امام شیعه! شیعه خوار شد، آیا نمی آیی؟

 علی از چاه های کوفه هم گردیده تنها تر       هزاران غصّه با او یار شد، آیا نمی آیی؟

 جهان گردیده پر از عمرو عاص و از معاویّه       علی بی مالک و عمّار شد، آیا نمی آیی؟

 به جرم شیعه بودن، ای بسا بی پا و دست و سر      هزاران میثم تمّار شد، آیا نمی آیی؟

جهانّ کفر از بابی و از صهیون و وهّابی        فقط با شیعه در پیکار شد، آیا نمی آیی؟

چه سرها که یزیدی ها بریدند از حسینی ها       دوباره کربلا تکرار شد، آیا نمی آیی؟

 به شیعه چارده قرن آنچه شد تا دامن محشر      میان آن در و دیوار شد، آیا نمی آیی؟

 فزون از برگ های نخل ها و ریگ صحراها        ستم با حیدر کرّار شد، آیا نمی آیی؟

 تو می دانی چرا در روز روشن بین آن کوچه       جهان در چشم زهرا تار شد، آیا نمی آیی؟

پس از قتل شه آزاد مردان، عمّه ات زینب       اسیر کوچه و بازار شد، آیا نمی آیی؟

 به دشواری غم های علی از فتنۀ امّت        به شیعه زندگی دشوار شد، آیا نمی آیی؟

 به قرآن چارده قرن است از آل ابوسفیان        به آل فاطمه آزار شد، آیا نمی آیی؟

 شُریحانی دگر، فتوای قتل شیعه را دادند       قلم ها، چوبه های دار شد، آیا نمی آیی؟

 شرار آه «میثم» از دل ابیات جانسوزش       به پا تا گنبد دوّار شد، آیا نمی آیی؟

                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

ای قبله ی نماز گزاران آسمان      ای خلق عالمت به سر سفره میهمان

هجر تو کرده قامت اسلام را کمان       الغوث یابن فاطمه الغوث الامان

 عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

ای روح دین حقیقت ایمان بیا بیا        ای جان جان و مصلح دوران بیا بیا

 تنها امید عترت و قران بیا بیا       خورشید تا بکی به پس ابرها نهان     

 عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

 ای غایب از نگاه و چراغ دل همه      داغ فراق تو شده داغ دل همه

 گل کرده این شراره به باغ دل همه        آه از جگر برآمده آتش گرفته جان

عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

 ای پر ز اشک چشم تو صحرا بیا بیا        ای سینه سوز ناله ی زهرا بیا بیا

 ای آرزوی زینب کبری بیا بیا     تا چند سرو قامت دخت علی کمان

عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

 مولا کنار چاه صدا می زند تو را      زهرا به سوز و آه صدا می زند تو را

زینب به قتلگاه صدا می زند تو را         زخم عزیز فاطمه گوید به صد زبان

 عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

از قلب داغدیده ندا می رسد بیا       از ناله ی کشیده ندا می رسد بیا

 از حنجر بریده ندا می رسد بیا        ای داغدار لعل لب و چوب خیزران

عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

تا کی ز دیده اشک فشانیم سیدی       تا کی در انتظار بمانیم سیدی

 تا کی دعای ندبه بخوانیم سیدی        تا کی سر بریده ی جدّ تو بر سنان

 عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

 یاران دعا کنید که دلدار می رسد         خورشید از درون شب تار می رسد

صبح ظهور وصل رخ یار می رسد         «میثم» بریز اشک و دعای فرج بخوان

عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

                                                                                 حاج غلامرضا سازگار

*******************************************

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146