کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @

دعای ندبه

 

اَلْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَآلِهِ، وَسَلَّمَ تَسْلیماً،

ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درود خدا بر آقاى ما محمد پیامبرش و بر آل او و سلام کاملى بر ایشان باد

اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلى ما جَرى بِهِ قَضآئُکَ فى اَوْلِیآئِکَ، الَّذینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَدینِکَ،

خدایا از آن تو است ستایش بر آنچه جارى شد بدان قضا و قدر تو درباره بندگان مقربت؛ آنانکه خالص گردانیدى آنان را براى خود و دین خود،

اِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزیلَ ما عِنْدَکَ مِنَ النَّعیمِ الْمُقیمِ، الَّذى لا زَوالَ لَهُ وَلاَ اضْمِحْلالَ،

چون انتخاب کردى براى آنها آن نعمت شایان و پایدارى که نزد تو است آن نعمتى که زوال و نابودى برایش نیست،

بَعْدَ اَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فى دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها، فَشَرَطُوا لَکَ ذلِکَ،

(و این) پس از آنى (بود که) با آنها شرط کردى تا کناره گیرند از درجات (و ریاستهاى) این دنیاى پست و از زیب و زیورش و آنها نیز این شرط تو را پذیرفتند

وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفآءَ بِهِ، فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ، وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِىَّ، وَالثَّنآءَ الْجَلِىَّ،

و تو نیز وفاى آنان را به این شرط دانستى و پذیرفتیشان و مقرب درگاهشان کردى و مقرر داشتى از پیش براى ایشان نامى بلند و ثنائى آشکار

وَاَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلآئِکَتَکَ، وَکَرَّمْتَهُمْ‏بِوَحْیِکَ، وَرَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ، وَجَعَلْتَهُمُ الذَّریعَةَ اِلَیْکَ، وَالْوَسیلَةَ اِلى رِضْوانِکَ،

و فرو فرستادى برایشان فرشتگانت را و گرامى داشتى آنان را به وحى خود و یاریشان کردى به علم خود و قرارشان دادى واسطه درگاهت و وسیله‏اى بسوى خوشنودیت

فَبَعْضٌ اَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ اِلى اَنْ اَخْرَجْتَهُ مِنْها، وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فى فُلْکِکَ وَنَجَّیْتَهُ وَمَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَکَةِ بِرَحْمَتِکَ،

پس برخى را در بهشت جا دادى تا آنگاه که از آنجا بیرونش آوردى و برخى را در کشتى خود سوار کردى و او و همراهانش را که ایمان آورده بودند به مهر خود از هلاکت نجات دادى

وَبَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلیلاً، وَسَئَلَکَ لِسانَ صِدْقٍ فِى الْأخِرینَ فَاَجَبْتَهُ، وَجَعَلْتَ ذلِکَ عَلِیّاً،

و برخى را براى خود خلیل گرفتى و او از تو درخواست کرد نام نیک را در امتهاى آینده و تو اجابت کردى و نام او را بلند گرداندى

وَبَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَکْلیماً، وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ اَخیهِ رِدْءاً وَوَزیراً، وَبَعْضٌ اَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیْرِ اَبٍ، وَآتَیْتَهُ الْبَیِّناتِ،

و با برخى از میان درخت بطور مخصوصى سخن گفتى و براى او برادرش را یاور و وزیر گردانیدى و برخى را بدون پدر بوجود آوردى و نشانه‏هاى آشکارى به او دادى

وَاَیَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ، وَکُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَریعَةً، وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً، وَتَخَیَّرْتَ لَهُ اَوْصِیآءَ

و به روح القدس (جبرئیل) یارى فرمودى و براى همه آنها دین و قانونى مقرر داشتى و برایش طریقه و برنامه‏اى قرار دادى و اوصیائى براى او انتخاب کردى

مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ مُدَّةٍ اِلى مُدَّةٍ، اِقامَةً لِدینِکَ، وَحُجَّةً عَلى عِبادِکَ، وَلِئَلاَّ یَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّه، وَیَغْلِبَ الْباطِلُ عَلى اَهْلِهِ،

تا یکى پس ازدیگرى نگهبان باشد از زمانى تا زمانى تا برپا ماند دین تو وحجتى باشند بربندگانت و تا زائل نگردد (دین) حق ازجاى خود وتا پیروز نگردد باطل بر اهل حق

وَلا یَقُولَ اَحَدٌ لَوْلا اَرْسَلْتَ اِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً، وَاَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً، فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَذِلَّ وَنَخْزى،

و کسى نگوید چرا نفرستادى بسوى ما پیامبرى که ما را بترساند و چرا بپا نداشتى پرچمى راهنما تا پیروى کنیم از آیات تو پیش ازآنکه خوار و رسوا گردیم

اِلى اَنِ انْتَهَیْتَ بِالْأَمْرِ اِلى حَبیبِکَ وَنَجیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، فَکانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ‏خَلَقْتَهُ،

تا اینکه رساندى کار را بدست حبیب خود و برگزیده‏ات (حضرت) محمد صلى اللّه علیه و آله و او چنان بود که او را برگزیدى بزرگِ آفریدگانت

وَصَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَیْتَهُ، وَاَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ، وَاَکْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ، قَدَّمْتَهُ عَلى اَنْبِیآئِکَ، وَبَعَثْتَهُ اِلَى الثَّقَلَیْنِ مِنْ عِبادِکَ،

و برگزیده برگزیدگانت و برترین انتخاب شدگانت و گرامى‏ترین معتمدین تو بود و او را بر پیمبرانت مقدم داشتى و بسوى جن و انس از بندگانت مبعوث فرمودى

وَاَوْطَاْتَهُ مَشارِقَکَ وَمَغارِبَکَ، وَسَخَّرْتَ لَهُ الْبُراقَ، وَعَرَجْتَ بِرُوْحِهِ [بِهِ] اِلى سَمآئِکَ،

و مشرقها و مغربهاى عالم را زیر پایش گذاردى و براق را مسخر او گرداندى و به آسمان خود او را بالا بردى

وَاَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما کانَ وَما یَکُونُ اِلَى انْقِضآءِ خَلْقِکَ، ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ، وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئیلَ وَمیکآئیلَ، وَالْمُسَوِّمینَ مِنْ مَلآئِکَتِکَ،

و علم گذشته و آینده را تا هنگام پایان آفرینش به اوسپردى آنگاه او را بوسیله ترس و رعب (در دل‏دشمنش) یارى کردى و گرداگردش جبرئیل و میکائیل و فرشتگان نشاندارت را واداشتى

وَوَعَدْتَهُ اَنْ تُظْهِرَ دینَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِه الْمُشْرِکُونَ، وَذلِکَ بَعْدَ اَنْ بَوَّئْتَهُ مُبَوَّءَ صِدْقٍ مِنْ اَهْلِهِ،

و به اووعده دادى که دینش را برهمه دینها پیروزگردانى اگرچه مشرکان خوش نداشته باشند، واین جریان پس ازآنى بودکه جایگیرش کردى درجایگاه راستى ازخاندانش(یعنى آنان رابراى حفظ دینش معین کردى)

وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ اَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ، لَلَّذى بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَهُدىً لِلْعالَمینَ،

و قرار دادى براى او و خاندانش نخستین خانه‏اى را که براى مردم بنا شد که مکه است و مایه برکت و موجب راهنمایى جهانیان است

فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ، مَقامُ اِبْراهیمَ، وَمَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً، وَقُلْتَ «اِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»،

و درآن نشانه‏هاى آشکارى است چون مقام ابراهیم و هر که در آن درآید ایمن است، و فرمودى: «جز این نیست که خدا اراده فرموده تا دور کند از شما خاندان پلیدى را و بخوبى شما را پاک گرداند»

ثُمَّ جَعَلْتَ اَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فى کِتابِکَ، فَقُلْتَ «قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى»،

آنگاه مزد محمد را - که درودهاى تو بر او و آلش باد - درکتاب خود دوستى و مودت ایشان قراردادى و فرمودى: «بگو من از شما براى رسالت مزدى نخواهم جز دوستى خویشانم»

وَقُلْتَ ما سَئَلْتُکُمْ مِنْ اَجْرٍ فَهُوَلَکُمْ وَقُلْتَ ما اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلاَّ مَنْ‏شآءَ اَنْ یَتَّخِذَ اِلى رَبِّهِ سَبیلاً،

و فرمودى: «آنچه مزد از شما خواستم آن هم بسود شما است» و فرمودى: «من از شما براى رسالت مزدى نخواهم مگر کسى که بخواهد بسوى پروردگار خویش راهى پیش گیرد»

فَکانُوا هُمُ السَّبیلَ اِلَیْکَ، وَالْمَسْلَکَ اِلى رِضْوانِکَ، فَلَمَّا انْقَضَتْ اَیَّامُهُ، اَقامَ وَلِیَّهُ عَلِىَّ بْنَ اَبیطالِبٍ،

و اینها بودند آن راه بسوى تو و طریقه سلوک بسوى خوشنودیت و چون روزگار آن حضرت سپرى شد برگماشت على بن ابیطالب را - که درودهاى تو بر هر دوى آنها و بر آلشان باد -

صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَآلِهِما هادِیاً، اِذْ کانَ هُوَ الْمُنْذِرَ، وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ، فَقالَ وَالْمَلَأُ اَمامَهُ

براى راهنمائى زیرا که آن جناب بیم‏دهنده و راهنماى هر ملتى بود، و در همین باره در برابر مردمى که ‏نزدش حاضربودند فرمود:

مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ

هر که من مولا و سرپرست اویم على مولا و سرپرست او است خدایا دوست دار هر که دوستش دارد و دشمن دار هر که دشمنش باشد

وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، وَقالَ مَنْ کُنْتُ اَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِىٌّ اَمیرُهُ،

و یارى کن هر که یاریش کند و خوار کن هر که دست از یاریش بردارد، و فرمود: هر که من پیامبر او هستم على امیر و فرمانرواى او است،

وَ قالَ اَنَا وَعَلِىٌّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ، وَسائِرُالنَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّى،

و فرمود: من و على هر دو از یک درخت هستیم و سایر مردم از درختهاى متفرقى هستند،

وَ اَحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِنْ مُوسى، فَقال لَهُ اَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى،

و رتبه او را نسبت به خود چون رتبه هارون نسبت به موسى قرار داد و بدو فرمود: مقام تو در پیش من مانند مقام هارون است از موسى

اِلاَّ اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى، وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَةَ نِسآءِ الْعالَمینَ، وَاَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ،

جز اینکه پیامبرى پس از من نیست و تزویج کرد به او دخترش بانوى زنان جهانیان را وحلال‏کرد براى او از مسجدش آنچه براى خود او حلال بود،

وَسَدَّ الْأَبْوابَ اِلاَّ بابَهُ، ثُمَّ اَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِکْمَتَهُ، فَقالَ اَنَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِىٌّ بابُها،

و ببست درهاى مسجد را جزدرخانه على را، سپس علم و حکمت خود را به او سپرد و فرمود: من شهر علمم و على دَرِ آن شهر است

فَمَنْ اَرادَ الْمَدینَةَ وَ الْحِکْمَةَ فَلْیَاْتِها مِنْ بابِها، ثُمَّ قالَ اَنْتَ اَخى وَ وَصِیّى وَ وارِثى،

پس هر که خواهد بدین شهر درآید و حکمت خواهد باید از دَرِ آن درآید، سپس فرمود: توئى برادر من و وصى من و وارث من

لَحْمُکَ مِنْ لَحْمى، وَدَمُکَ مِنْ دَمى، وَسِلْمُکَ سِلْمى، وَحَرْبُکَ حَرْبى،

گوشتت از گوشت من و خونت از خون من است صلح تو صلح من و جنگ تو جنگ من است

وَالْأیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ وَدَمَکَ، کَما خالَطَ لَحْمى وَدَمى، وَاَنْتَ غَداً عَلَى الْحَوْضِ خَلیفَتى

و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته شده چنانچه با گوشت و خون من آمیخته و تو در فرداى محشر بر سر حوض (کوثر) جانشین منى

وَاَنْتَ تَقْضى دَیْنى، وَتُنْجِزُ عِداتى، وَشیعَتُکَ عَلى مَنابِرَ مِنْ نُورٍ، مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلى فِى‏الْجَنَّةِ، وَهُمْ جیرانى،

و تو مى‏پردازى قرض مرا و وفا مى‏کنى به وعده‏هاى من و شیعیانت بر منبرهائى از نور با روهاى (نورانى و) سفید در بهشت اطراف منند و آنها همسایگان منند

وَلَوْلا اَنْتَ یا عَلِىُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدى، وَکانَ بَعْدَهُ هُدىً مِنَ الضَّلالِ، وَنُوراً مِنَ الْعَمى، وَحَبْلَ اللَّهِ الْمَتینَ،

و اگر تو نبودى - اى على - مؤمنان پس از من شناخته نمى‏شدند، و آن جناب پس از رسول خدا راهنماى گمراهى و روشنائى از کورى جهالت و رشته محکم خدا

وَصِراطَهُ الْمُسْتَقیمَ، لا یُسْبَقُ بِقَرابَةٍ فى رَحِمٍ، وَلا بِسابِقَةٍ فى دینٍ، وَلا یُلْحَقُ فى مَنْقَبَةٍ مِنْ مَناقِبِهِ،

و راه راست او بود، کسى پیشى نگرفت بر او در نزدیکى خویشاوندى به رسول خدا و نه از نظر سابقه در دین و نه کسى توانست در یکى از منقبتها به او برسد،

یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِما وَآلِهِما، وَیُقاتِلُ عَلَى التَّاْویلِ، وَلا تَاْخُذُهُ فِى اللَّهِ لَوْمَةُ لآئِمٍ،

همانند رسول خدا بود - که درود خدا بر هر دوى ایشان باد - و او بود که بر طبق تأویل و باطن قرآن مى‏جنگید و درباره خدا باکى از سرزنش ملامت‏کنندگان نداشت

قَدْ وَتَرَ فیهِ صَنادیدَ الْعَرَبِ، وَقَتَلَ اَبْطالَهُمْ، وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ، فَاَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ اَحْقاداً، بَدْرِیَّةً وَخَیْبَرِیَّةً وَحُنَیْنِیَّةً وَغَیْرَهُنَّ،

در راه خدا خون بزرگان عرب را به خاک ریخت و دلاورانشان را بکشت و با گرگانشان در افتاد وهمین سبب شد دردلهاى ایشان کینه‏ها بگذاردکینه‏هاى جنگ بدر وخیبر وحنین وغیر آنها

فَاَضَبَّتْ عَلى عَداوَتِهِ، وَاَکَبَّتْ عَلى مُنابَذَتِهِ، حَتّى قَتَلَ النَّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ،

پس دشمنى او را به دل گرفتند و به جنگ ومخالفت با او برخاستند تاکشتارکرد با پیمان شکنان(طلحه وزبیر وهمراهان) و زورگویان(معاویه وهمدستانش) و ازدین بیرون رفتگان(اصحاب نهروان)

وَلَمَّا قَضى نَحْبَهُ، وَقَتَلَهُ اَشْقَى الْأخِرینَ یَتْبَعُ اَشْقَى الْأَوَّلینَ، لَمْ یُمْتَثَلْ اَمْرُرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ

و چون درگذشت و شقى‏ترین مردم پسینیان که پیروى کرد از شقى ترین پیشینیان او را کشت امتثال نشد از دستور رسول خدا صلى اللّه علیه و آله

فِى الْهادینَ بَعْدَ الْهادینَ، وَالْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلى مَقْتِهِ، مُجْتَمِعَةٌ عَلى قَطیعَةِ رَحِمِهِ،

که در باره راهنمایان دین یکى پس از دیگرى فرموده بود و امت پافشارى بر دشمنى آن حضرت کردند و گرد آمدند براى قطع رحم او

وَ اِقْصآءِ وُلْدِهِ، اِلَّا الْقَلیلَ مِمَّنْ وَفى لِرِعایَةِ الْحَقِّ فیهِمْ، فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَسُبِىَ مَنْ سُبِى، وَاُقْصِىَ مَنْ اُقْصِىَ،

وتبعیدکردن(و آواره ساختن) فرزندانش جز اندکى ازکسانى که وفا کردند در رعایت کردن حق در ایشان و در نتیجه جمعى کشته و گروهى اسیر و دسته‏اى از وطن آواره گشتند

وَجَرَى الْقَضآءُ لَهُمْ بِمایُرْجى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ، اِذْ کانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشآءُ مِنْ عِبادِهِ،

و قلم تقدیر و قضا طورى بر ایشان جارى شد که امید پاداش نیک در آن مى‏رود زیرا (کره) زمین از آن خدا است و به هر که از بندگانش که بخواهد آن را ارث دهد و بدو واگذارد

وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ وَسُبْحانَ رَبِّنا اِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً، وَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَهُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ،

و سرانجام از آنِ پرهیزکاران است و منزه است پروردگار ما که حتماً وعده پروردگارمان انجام شدنى است و خدا خلف وعده نمى‏کند و او است نیرومند فرزانه

فَعَلَى الْأَطائِبِ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِما وَآلِهِما فَلْیَبْکِ الْباکُونَ، وَاِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ،

پس بر پاکیزگان از خاندان محمد و على - درود خدا بر هر دو ایشان و آلشان باد - باید گریه کنندگان بگریند و بر آنها باید زارى کنندگان زارى کنند

وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوعُ، وَلْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ، وَیَضِجُّ الضَّآجُّونَ، وَیَعِجَّ الْعآجُّوَن،

و براى امثال آنها باید اشکها روان گردد و فریاد زنندگان فریاد زنند و شیون کنندگان شیون کنند و خروش کنندگان خروش سر دهند

اَیْنَ الْحَسَنُ اَیْنَ الْحُسَیْنُ، اَیْنَ اَبْنآءُ الْحُسَیْنِ، صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَصادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ،

کجاست حسن؟ و کجاست حسین؟ و کجایند فرزندان حسین؟ شایسته‏اى پس از شایسته دیگر و راستگوئى پس از راستگوى دیگر

اَیْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ، اَیْنَ الْخِیَرَةُ بَعْدَ الْخِیَرَةِ، اَیْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ، اَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَةُ،

کجاست آن راه حق پس از راه دیگر؟ کجایند برگزیدگان (خدائى) هر یک پس از دیگرى؟ کجایند خورشیدهاى تابان؟ کجایند ماههاى نور افشان؟

اَیْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ، اَیْنَ اَعْلامُ الدّینِ وَقَواعِدُ الْعِلْمِ، اَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتى لا تَخْلوُ مِنَ الْعِتْرَةِ الْهادِیَةِ

کجایند اختران فروزان؟ کجایند بزرگان دین و پایه‏هاى دانش؟ کجا است بجامانده خدا که بیرون از خاندان عترت راهنما(ى رسول خدا) نیست؟

اَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ، اَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَاْلعِوَجِ، اَیْنَ الْمُرْتَجى لِأِزالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ،

کجاست آنکه‏آماده‏شده براى ریشه‏کن ساختن ستمگران؟ کجاست آنکه چشم براهش هستند براى راست کردن نادرستیها و کجیها؟ کجاست آن مایه امید براى ازبین بردن ستم وتجاوز؟

اَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدیدِ الْفَرآئِضِ و َالسُّنَنِ، اَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِأِعادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّریعَةِ،

کجاست آنکه ذخیره شده براى نو کردن فریضه‏ها و سنتهاى دین؟ کجاست آن کس که انتخاب گشته براى برگرداندن کیش و آئین؟

اَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِأِحْیآءِ الْکِتابِ وَحُدُودِهِ، اَیْنَ مُحْیى مَعالِمِ‏الدّینِ وَاَهْلِهِ،

کجاست آنکه آرزویش داریم براى زنده کردن قرآن و حدود آن؟ کجاست زنده کننده آثار دین و اهل دین؟

 اَیْنَ قاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدینَ، اَیْنَ هادِمُ اَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَالنِّفاقِ، اَیْنَ مُبیدُ اَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْیانِ وَالطُّغْیانِ،

کجاست درهم شکننده شوکت زورگویان؟ کجاست ویران کننده بناهاى شرک و دو روئى؟ کجاست نابود کننده اهل فسق و گناه و طغیان؟

اَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَىِّ وَالشِّقاقِ، اَیْنَ طامِسُ آثارِ الزَّیْغِ وَالْأَهْوآءِ، اَیْنَ قاطِعُ حَبآئِلِ الْکِذْبِ وَالْأِفْتِرآءِ،

کجاست آنکه شاخه‏هاى گمراهى و اختلاف را ببرد؟ کجاست محو کننده آثار کجروى و هوا و هوسها؟ کجاست پاره کننده دامهاى دروغ و بهتان؟

اَیْنَ مُبیدُ الْعُتاةِ وَالْمَرَدَةِ، اَیْنَ مُسْتَاْصِلُ اَهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْلیلِ وَالْأِلْحادِ،

کجاست نابود کننده سرکشان و متمردان؟ کجاست ریشه کن کننده ستیزه جویان و گمراهان و بى‏دینان؟

اَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیآءِ وَمُذِلُّ الْأَ عْدآءِ، اَیْنَ جامِعُ الْکَلِمَةِ عَلَى‏التَّقْوى، اَیْنَ بابُ اللَّهِ الَّذى مِنْهُ یُؤْتى،

کجاست عزت بخش دوستان و خوار کننده دشمنان؟ کجاست گردآورنده سخنان بر پرهیزکارى؟ کجاست آن درگاه خداوند که از آنجا بسوى خدا روند؟

 اَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذى اِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیآءُ، اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَالسَّمآءِ،

کجاست آن آئینه خدائى که بسویش توجه کنند اولیاء؟ کجاست آن سبب خدائى که پیوست است میان زمین و آسمان؟

اَیْنَ صاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَناشِرُ رایَةِ الْهُدى، اَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا،

کجاست آن فرمانرواى روز فتح و پیروزى و برافرازنده پرچم هدایت و راهنمائى؟ کجاست گردآورنده شایستگى و خوشنودى (حق)؟

اَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیآءِ وَاَبْنآءِ الْأَنْبِیآءِ، اَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلآءَ،

کجاست خواهنده خون پیمبران و فرزندان پیمبران؟ کجاست خواهنده خون کشته کربلا؟

اَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلى مَنِ اعْتَدى عَلَیْهِ وَافْتَرى، اَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذى یُجابُ اِذا دَعى،

کجاست آن یارى شده و پیروزمند بر کسانى‏که بر او ستم کردند و دروغ بستند؟ کجاست آن درمانده‏اى که چون دعا کند به اجابت رسد

اَیْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُوالْبِرِّ وَالتَّقْوى، اَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى، وَابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى، وَابْنُ خَدیجَةَ الْغَرَّآءِ، وَابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى،

کجاست صدر مخلوقات عالم آن نیکوکار با تقوى؟ کجاست فرزند پیامبر برگزیده و فرزند على مرتضى و فرزند خدیجه روشن سیما و فرزند فاطمه کبرى؟

بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى وَنَفْسى لَکَ‏الْوِقآءُ وَالْحِمى، یَا بْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبینَ، یَا بْنَ النُّجَبآءِ الْأَکْرَمینَ، یَا بْنَ الْهُداةِ الْمَهْدِیّینَ،

پدر و مادرم بفدایت و خودم بلاگردان و سپر پیش روى تو باشم اى فرزند بزرگان مقرب درگاه حق اى فرزند نجیبان گرامى اى فرزند راهنمایان راه یافته

یَا بْنَ الْخِیَرَةِ الْمُهَذَّبینَ یَا بْنَ الْغَطارِفَةِ الْأَنْجَبینَ، یَا بْنَ الْأَطآئِبِ الْمُطَهَّرینَ، یَا بْنَ الْخَضارِمَةِ الْمُنْتَجَبینَ،

اى فرزند نیکان پاکیزه اى فرزند گرامیان برگزیده اى فرزند پاکان پاکیزه اى فرزند جوانمردان پرجود برگزیده

یَا بْنَ الْقَماقِمَةِ الْأَکْرَمینَ، یَا بْنَ الْبُدُورِ الْمُنیرَةِ، یَا بْنَ السُّرُجِ الْمُضیئَةِ، یَا بْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ یَا بْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ،

اى فرزند دریاهاى بخشش و عطاى گرامى اى فرزند ماههاى نور افشان اى فرزند چراغهاى تابان اى فرزند ستارگان فروزان اى فرزند اختران درخشان

یَا بْنَ السُّبُلِ الْواضِحَةِ، یَا بْنَ الْأَعْلامِ الّلآئِحَةِ، یَا بْنَ‏الْعُلُومِ الْکامِلَةِ، یَا بْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ، یَا بْنَ الْمَعالِمِ الْمَأثُورَةِ،

اى فرزند راههاى روشن اى فرزند نشانه‏هاى آشکار اى فرزند دانشهاى کامل اى فرزند آئینهاى معروف و مشهور اى فرزند آثار و معالم رسیده (از خدا و انبیاء)

یَا بْنَ الْمُعْجِزاتِ الْمَوْجُودَةِ، یَا بْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ، یَا بْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ، یَا بْنَ النَّبَأِ الْعَظیمِ،

اى فرزند معجزات موجود اى فرزند دلیلهاى آشکار اى فرزند راه مستقیم اى فرزند آن خبر بسیار بزرگ

یَا بْنَ مَنْ هُوَ فى اُمِّ الْکِتابِ لَدَى اللَّهِ عَلِىٌّ حَکیمٌ، یَا بْنَ الْأیاتِ وَالْبَیِّناتِ، یَا بْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِراتِ، یَا بْنَ الْبَراهینِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ،

اى فرزند کسى که در دفتر اصلى نزد خدا «على» (والا) و فرزانه است اى فرزند آیات و نشانه‏هاى آشکار اى فرزند دلیلهاى هویدا اى فرزند برهانهاى نمایان روشن

یَا بْنَ الْحُجَجِ الْبالِغاتِ، یَا بْنَ النِّعَمِ السَّابِغاتِ، یَا بْنَ طه وَالْمُحْکَماتِ، یَا بْنَ یس وَالذَّارِیاتِ، یَا بْنَ الطُّورِ وَالْعادِیاتِ،

اى فرزند حجتهاى رسا اى فرزند نعمتهاى شایان و فراوان اى فرزند طه و آیات محکم قرآن اى فرزند سوره یس و ذاریات اى فرزند سوره طور والعادیات

یَا بْنَ مَنْ دَنى، فَتَدَلّى فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنى، دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ الْعَلِىِّ الْأَعْلى،

اى فرزند کسى که (در شب معراج) نزدیک شد و نزدیک‏تر شد به فاصله دو کمان یا نزدیکتر، در نزدیکى و قرب نسبت به خداى والاى اعلى،

لَیْتَ شِعْرى، اَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوى، بَلْ اَىُّ اَرْضٍ تُقِلُّکَ اَوْ ثَرى، اَبِرَضْوى اَوْ غَیْرِها اَمْ ذى طُوى،

اى کاش مى‏دانستم در چه جائى منزل گرفته‏اى و چه سرزمین و مکانى تو را بر خود نگهداشته آیا در کوه رضوائى یا غیر آن یا در ذى طوى،

عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ اَرَى الْخَلْقَ‏وَلا تُرى، وَلا اَسْمَعُ لَکَ حَسیساً وَلا نَجْوى،

گران است بر من که مردم را ببینم ولى تو دیده نشوى و نشنوم از تو صدا و نه رازى،

عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ تُحیطَ بِکَ دُونِىَ الْبَلْوى، وَلا یَنالُکَ مِنّى ضَجیجٌ وَلا شَکْوى،

گران است بر من که بى من بر تو تنها بلا احاطه کند، و صداى زارى و شکوه من به تو نرسد،

بِنَفْسى اَنْتَ‏مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنَّا،

جانم به قربانت اى پنهانى که از میان ما بیرون نیستى جانم به قربانت اى دور از نظرى که از ما دور نیست

بِنَفْسى اَنْتَ اُمْنِیَّةُ شائِقٍ یَتَمَنّى، مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَکَرا فَحَنَّا،

جانم به قربانت اى آرمان هر مشتاقى که آزویت کنند از مردان و زنان با ایمانى که به یاد تو ناله از دل کشند

بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ عَقیدِ عِزٍّ لایُسامى، بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ اَثیلِ مَجْدٍلا یُجارى،

جانم به قربانت اى بسته به عزتى که کسى برتو برترى نگیرد جانم به قربانت اى مجد و شوکت ریشه‏دارى که همطراز ندارد

بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاهى، بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ نَصیفِ شَرَفٍ لا یُساوى،

جانم به قربانت اى نعمت دیرینه‏اى که شبیه ندارد و جانم به قربانت اى قرین شرف و بزرگوارى که برابر ندارد،

اِلى مَتى اَحارُ فیکَ یا مَوْلاىَ، وَاِلى مَتى وَاَىَّ خِطابٍ اَصِفُ فیکَ وَاَىَّ نَجْوى،

تا کى سرگردان تو باشم اى مولاى من؟ و تا کى و به چه زبانى وصف تو گویم و راز دل کنم

عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ اُجابَ دُونَکَ وَاُناغى، عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ اَبْکِیَکَ وَیَخْذُلَکَ الْوَرى،

گران و ناگوار است بر من که پاسخ از دیگرى جز تو بشنوم و گفتگو کنم، گران است بر من که بر تو بگریم ولى مردم تو را واگذارند،

عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ یَجْرِىَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ ما جَرى، هَلْ مِنْ مُعینٍ فَاُطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُکآءَ،

گران است بر من که بر تو بگذرد آنچه مى‏گذرد نه بر دیگران، آیا کمک‏کارى هست که با او فریاد و گریه را طولانى کنم

هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَاُساعِدَ جَزَعَهُ اِذا خَلا، هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنى عَلَى الْقَذى،

آیا بى‏تابى (چون من) هست که چون به خلوت رود در زارى و جزع کمکش کنم آیا چشمى هست که خار فراق در آن خلیده و گریان باشد تا چشم پرخار من نیز یاریش دهد،

هَلْ اِلَیْکَ یَا بْنَ اَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقى، هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنا مِنْکَ بِعِدَةٍ فَنَحْظى،

آیا اى پسر احمد بسویت راهى هست تا دیدارت کنم آیا روز جدائى ما به وعده تو پیوست مى‏شود تا بهره‏مند گردیم؟

مَتى نَرِدُ مَنا هِلَکَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوى، مَتى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مآئِکَ فَقَدْ طالَ الصَّدى

کى مى‏شود که به سرچشمه‏هاى پرآبت درآئیم و سیراب شویم، کى مى‏شود که سیراب گردیم از آب وصل تو که تنشگى ما بداراز کشید

مَتى نُغادیکَ وَنُراوِحُکَ، فَنُقِرَّ عَیْناً، مَتى تَرانا وَنَریکَ وَقَدْ نَشَرْتَ لِوآءَ النَّصْرِ تُرى،

کى مى‏شود که صبح و شام را با تو بسر بریم و دیده روشن کنیم، کى مى شود که تو ما را ببینى و ما تو را بینیم و پرچم نصرتت را برافراشته باشى و مردم آن را مشاهده کنند،

اَتَرانا نَحُفُّ بِکَ وَاَنْتَ تَاُمّ‏الْمَلَأَ، وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَاَذَقْتَ اَعْدآئَکَ هَواناً وَعِقاباً،

آیا مى‏شود که ما ببینیم آن روزى که ما گرداگردت را گرفته و تو رهبر مردم باشى و زمین را پر از عدل و داد کنى و بچشانى به دشمنانت خوارى و کیفر را

وَ اَبَرْتَ الْعُتاةَ وَجَحَدَةَ الْحَقِّ، وَقَطَعْتَ دابِرَ الْمُتَکَبِّرینَ، وَاجْتَثَثْتَ اُصُولَ الظَّالِمینَ، وَنَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعالَمینَ،

و نابود کنى سرکشان و منکران حق را و بزنى ریشه گردنکشان را و برکنى اساس ستمکاران را و ما بگوئیم؛ ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است

اَللّهُمَّ اَنْتَ کَشَّافُ ْالکُرَبِ وَالْبَلْوى وَاِلَیْکَ اَسْتَعْدى فَعِنْدَکَ الْعَدْوى، وَاَنْتَ رَبّ‏الْأخِرَةِ  وَالدُّنْیا، [الْأوُلى]

خدایا توئى برطرف کننده گرفتاریها و بلا و از تو دادرسى و یارى جویم که در نزد تو است دادخواهى و یارى و توئى پروردگار آخرت و دنیا

فَاَغِثْ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، عُبَیْدَکَ الْمُبْتَلى، وَاَرِهِ سَیِّدَهُ یا شَدیدَ الْقُوى، وَاَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسى وَالْجَوى،

پس فریاد رسى کن اى فریادرس درماندگان از بنده خرد گرفتارت، و بنمایان به او آقایش را اى سخت نیرو و زائل کن به دیدار آن حضرت از او اندوه و سوز دلش را

وَبَرِّدْ غَلیلَهُ یا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى، وَمَنْ اِلَیْهِ الرُّجْعى وَالْمُنْتَهى،

و فرو نشان سوز عطشش را اى که بر عرش استوارى و اى که بسوى او است بازگشت و سر منزل هر چیز

اَللّهُمَّ وَنَحْنُ عَبیدُکَ التَّآئِقُونَ اِلى وَلِیِّکَ الْمُذَکِّرِ بِکَ وَبِنَبِیِّکَ، خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَمَلاذاً،

خدایا و مائیم بندگان تو که شیفته دیدار نماینده‏ات هستیم آنکه مردم را به یاد تو و به یاد پیامبرت اندازد و تو او را آفریدى که نگهدار و پشتیبان ما باشد

وَاَقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَمَعاذاً، وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنینَ مِنَّا اِماماً، فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِیَّةً وَسَلاماً،

و برپایش داشتى تا قوام و پناهگاه ما باشد و او را پیشواى مؤمنین از ما گردانى پس برسان به آن جناب از طرف ما تحیت و سلامى

وَزِدْنابِذلِکَ یارَبِّ اِکْراماً، وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَمُقاماً، وَاَتْمِمْ نِعْمَتَکَ بِتَقْدیمِکَ اِیَّاهُ اَمامَنا،

و بیفزا بدینوسیله اى پروردگار ما برکرامت ومقام ما وجایگاه اورا جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده وکامل کن نعمتت را برما به مقدم داشتن آن بزرگوار را در پیش روى ما

حَتّى تُورِدَنا جَنانَکَ، وَمُرافَقَةَ الشُّهَدآءِ مِنْ خُلَصآئِکَ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

تا ما را به بهشتهاى تو درآورد و به رفاقت(و هم نشینى) شهیدان از بندگان خالصت برساند خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و درود فرست

وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَرَسُولِکَ السَّیِّدِالأَکْبَرِ، وَعَلى[عَلِىٍّ] اَبیهِ‏السَّیِّدِ الأَصْغَرِ، وَجَدَّتِهِ الصِّدّیقَةِ الْکُبْرى، فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ،

بر محمد جد بزرگوار او و رسول تو آن آقاى بزرگ و بر على پدر بزرگوارش آن آقاى کوچکتر و بر جده‏اش صدیقه کبرى فاطمه دختر محمد

وَعَلى مَنِ اصْطَفَیْتَ مِنْ آبآئِهِ الْبَرَرَةِ، وَعَلَیْهِ اَفْضَلَ وَاَکْمَلَ وَاَتَمَّ وَاَدْوَمَ وَاَکْثَرَ وَاَوْفَرَ مَا صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَصْفِیآئِکَ، وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ

و به برگزیدگان نیک رفتار از پدران آن حضرت و بر خود آن جناب فزونترین و کاملترین و تمامترین و مدام‏ترین و بیشترین و فراوانترین درودى که بفرستى بر یکى از برگزیدگان و نیکان از خلق خود

وَصَلِّ عَلَیْهِ صَلوةً لاغایَةَ لِعَدَدِها، وَلانِهایَةَ لِمَدَدِها، وَلا نَفادَ لِأَمَدِها، اَللّهُمَّ وَاَقِمْ بِهِ الْحَق، وَاَدْحِضْ بِهِ الْباطِلَ،

و درود فرست بر آن جناب درودى که شماره‏اش بى حد و مدتش بى نهایت و تمام نشدنى باشد خدایا حق را بوسیله آن حضرت برپا دار و باطل را بدو نابود گردان

وَاَدِلْ بِهِ اَوْلِیآئَکَ، وَاَذْلِلْ بِهِ اَعْدآئَکَ، وَصِلِ اللَّهُمَّ بَیْنَنا وَبَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدّى اِلى مُرافَقَةِ سَلَفِهِ،

و دوستانت را بوسیله‏اش به دولت رسان و دشمنانت را بدست او خوار گردان و پیوند کن خدایا میان ما و او را به پیوندى که برساند ما را به رفاقت پدران گذشته او

وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یَاْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَیَمْکُثُ فى ظِلِّهِمْ، وَاَعِنَّا عَلى تَاْدِیَةِ حُقُوقِهِ اِلَیْهِ، وَالْأِجْتِهادِ فى طاعَتِهِ، وَاجْتِنابِ مَعْصِیَتِهِ،

و بگردان ما را از کسانى‏که دامن آنها را بگیرند و در سایه لطف آنها بایستند و کمکمان کن بر اداى حقوق آن حضرت و سعى وکوشش در فرمانبرداریش و دورى از نافرمانیش

وَامْنُنْ عَلَیْنا بِرِضاهُ، وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعآئَهُ وَخَیْرَهُ، مانَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ، وَفَوْزاً عِنْدَکَ،

و منت نه بر ما به خوشنودیش و ببخش بر ما رأفت و مهربانى و دعا و خیر آن حضرت را بدان حد که برسیم بدانوسیله به رحمت وسیع تو و به کامیابى از نزد تو

وَاجْعَلْ صَلوتَنا بِهِ مَقبُولَةً، وَذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً وَدُعآئَنا بِهِ مُسْتَجاباً، وَاجْعَلْ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً،

و بگردان نمازهاى ما را بوسیله او پذیرفته و گناهانمان را آمرزیده و دعاهایمان را مستجاب شده و قرار ده روزیهاى ما را بدان حضرت گسترده

وَهُمُومَنا بِهِ مَکْفِیَّةً، وَحَوآئِجَنابِهِ مَقْضِیَّةً، وَاَقْبِلْ اِلَیْنا بِوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا اِلَیْکَ،

و اندوههاى ما را بوسیله‏اش برطرف شده و حاجتهایمان را روا شده و رو کن بسوى ما (پروردگارا) بدان روى بزرگوارت و بپذیر تقرب جوئى ما را بدرگاهت

وَانْظُرْ اِلَیْنا نَظْرَةً رَحیمَةً، نَسْتَکْمِلُ بِهَا الْکَرامَةَ عِنْدَکَ، ثُمَّ لا تَصْرِفْها عَنَّا بِجُودِکَ،

و بنگر بسوى ما به نگاهى مهربانانه تا بدانوسیله بتوانیم مقام خود را در پیش تو به کمال رسانیم، و دیگر آن مقام را از ما بازنگردان به جود خودت

وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِکَاْسِهِ وَبِیَدِهِ، رَیّاً رَوِیّاً هَنیئاً سآئِغاً، لا ظَمَاَ بَعْدَهُ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

وسیرابمان کن ازحوض جدش -که درودخدا براو و آلش باد- ازجام او و بدست آن جناب وسیر وسیراب وگوارا وخوش که تنشگى پس از آن نباشد اى مهربانترین مهربانان

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146