کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @

دعاى کمیل بن زیاد رحمة الله

 وآن از ادعیه معروفه است وعلامه مجلسى(ره) فرموده که آن بهترین دعاها است و آن دعاى خضرعلیه السلام است حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آنرا تعلیم کمیل که از خواصّ اصحاب آن حضرت است فرموده در شبهاى نیمه شعبان و در هر شب جمعه خوانده مى‏شود و براى کفایت از شرّ اعداء و فتح باب رزق و آمرزش گناهان نافع است و شیخ و سیّد آنرا نقل نموده‏اند و من آنرا از مصباح المتهجّد نقل مى‏کنم و آن دعاء شریف این است:

 اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ‏بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْ‏ءٍ، وَبِقُوَّتِکَ الَّتى  قَهَرْتَ بِها کُلَّشَىْ‏ءٍ،

خدایا من از تو مى‏خواهم‏بحق آن رحمتت که همه چیز را فرا گرفته و به آن نیرویت که همه چیز را بوسیله آن مقهور خویش کردى

وَخَضَعَ لَها کُلُّ شَىْ‏ءٍ، وَذَلَّ لَها کُلُّ شَىْ‏ءٍ، وَبِجَبَرُوتِکَ الَّتى غَلَبْتَ بِها کُلَّ شَىْ‏ءٍ،

و همه چیز در برابر آن خاضع و همه در پیش آن خوار است و به جبروت تو که بوسیله آن چیره گشتى بر هر چیز

وَبِعِزَّتِکَ الَّتى لا یَقُومُ لَها شَىْ‏ءٌ، وَبِعَظَمَتِکَ الَّتى مَلَأَتْ کُلَّ شَىْ‏ءٍ،

و به عزتت که چیزى در برابرش نه ‏ایستد و به آن عظمت و بزرگیت که پرکرده هر

وَبِسُلْطانِکَ الَّذى عَلا کُلَّشَىْ‏ءٍ، وَبِوَجْهِکَ الْباقى بَعْدَ فَنآءِ کُلِّشَىْ‏ءٍ،

چیز را و به آن سلطنت و پادشاهیت که بر هر چیز برترى گرفته و به ذات پاکت که پس از نابودى هر چیز

وَبِأَسْمائِکَ الَّتى مَلَأَتْ اَرْکانَ کُلِّشَىْ‏ءٍ، وَبِعِلْمِکَ الَّذى اَحاطَ بِکُلِّشَىْ‏ءٍ،

باقى است و به نامهاى مقدست که اساس هر موجودى را پرکرده و به آن علم و دانشت که احاطه یافته به هر چیز

وَبِنُورِ وَجْهِکَ الَّذى اَضآءَ لَهُ کُلُّشىْ‏ءٍ، یا نُورُ یا قُدُّوسُ، یا اَوَّلَ الْأَوَّلِینَ، وَیا اخِرَ الْأخِرینَ،

و به نور ذاتت که روشن شد در پرتوش هر چیز اى نور حقیقى و اى منزه از هر عیب اى آغاز موجودات اولین و اى پایان آخرین

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ،

خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که پرده‏ها را بدرد خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که عقاب و کیفرها را فرو ریزد

اَللّهُمَّ اغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعآءَ،

خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که نعمت‏ها را تغییر دهد خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که از (اجابت) دعا جلوگیرى کند

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاءَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْلى کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَکُلَّ خَطیئَةٍ اَخْطَاْتُها،

خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که بلا نازل کند خدایا بیامرز برایم هر گناهى که کرده‏ام و هر خطایى که از من سر زده

اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِذِکْرِکَ، وَاَسْتَشْفِعُ بِکَ اِلى نَفْسِکَ، وَاَسْئَلُکَ بِجُودِکَ اَنْ تُدْنِیَنى مِنْ‏قُرْبِکَ،

خدایا من به سوى تو تقرب جویم بوسیله ذکر تو و شفیع آورم بدرگاهت خودت را و به جود و کرمت از تو مى‏خواهم که مرا به مقام قرب خویش نزدیک سازى

وَاَنْ تُوزِعَنى شُکْرَکَ، وَاَنْ تُلْهِمَنى ذِکْرَکَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ سُؤالَ خاضِع ٍ مُتَذَلِّل ٍ خاشِع ٍ،

و شکر و سپاسگذاریت را بر من روزى کنى و ذکر خود را به من الهام کنى خدایا از تو درخواست‏مى‏کنم‏درخواست‏شخص‏ خاشع وترسان‏

اَنْ تُسامِحَنى وَتَرْحَمَنى، وَتَجْعَلَنى بِقَِسْمِکَ راضِیاً قانِعاً، وَفى جَمیعِ الْأَحْوالِ مُتَواضِعاً،

که‏بر من آسان‏گیرى وبه‏من‏رحم‏کنى‏ومرابه‏آنچه‏برایم‏قسمت کرده‏اى راضى و قانعم سازى و در تمام حالات فروتنم کنى

اَللّهُمَّ وَاَسْئَلُکَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ، وَاَنْزَلَ بِکَ عِنْدَ الشَّدآئِدِ حاجَتَهُ، وَعَظُمَ فیما عِنْدَکَ رَغْبَتُهُ،

خدایا ازتو درخواست کنم درخواست کسى که سخت فقیر و بى‏چیز شده وخواسته‏اش را هنگام سختیها پیش تو آورده وامیدش بدانچه نزد توست بسیار بزرگ است

اَللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُکَ، وَعَلا مَکانُکَ، وَخَفِىَ مَکْرُکَ، وَظَهَرَ اَمْرُکَ، وَغَلَبَ قَهْرُکَ، وَجَرَتْ قُدْرَتُکَ،

خدایا سلطنت و پادشاهیت بس بزرگ و مقامت بسى بلند است مکر و تدبیرت درکارها پنهان وامر وفرمانت آشکار است قهرت غالب وقدرت ونیرویت نافذ است

وَلا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ، اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبى غافِراً، وَلالِقَبائِحى ساتِراً،

و گریز از تحت حکومت تو ممکن نیست خدایا نیابم براى گناهانم آمرزنده‏اى و نه براى کارهاى زشتم پرده ‏پوشى

وَلالِشَىْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبیحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَیْرَکَ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، سُبْحانَکَ وَبِحَمْدِکَ ظَلَمْتُ نَفْسى،

و نه کسى را که عمل زشت مرا به کار نیک تبدیل کند جز تو، نیست معبودى جز تو منزهى تو و به حمد تو مشغولم من به خویشتن ستم کردم

 

 

وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلى، وَسَکَنْتُ اِلى قَدیمِ ذِکْرِکَ لى، وَمَنِّکَ عَلَىَّ،

و در اثر نادانیم دلیرى کردم و به اینکه همیشه از قدیم به یاد من بوده وبر من لطف و بخشش داشتى آسوده خاطرنشستم

اَللّهُمَّ مَوْلاىَ کَمْ مِنْ قَبیحٍ سَتَرْتَهُ، وَکَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ اَقَلْتَهُ، وَکَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَیْتَهُ،

اى خدا اى مولاى من چه بسیار زشتیها که ازمن ‏پوشاندى وچه بسیار بلاهاى سنگین که ازمن بازگرداندى وچه بسیار لغزشها که ازآن نگهم داشتى

وَکَمْ مِنْ مَکْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَکَمْ مِنْ ثَنآءٍ جَمیلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ،

و چه بسیار ناراحتیها که از من دور کردى و چه بسیار مدح و ثناى خوبى که‏ من ‏شایسته‏اش‏ نبودم ‏و تو آن را منتشر ساختى

اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلائى، وَاَفْرَطَ بى سُوءُ حالى، وَقَصُرَتْ بى اَعْمالى، وَقَعَدَتْ بى اَغْلالى،

خدایا بلاى من بسى بزرگ است و بدى حالم از حد گذشته و اعمالم نارسا است و زنجیرهاى علایق مرا خانه‏نشین

وَحَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى، وَخَدَعَتْنِى الدُّنْیا بِغُرُورِها، وَنَفْسى بِجِنایَتِها وَمِطالى،

و آرزوهاى دور و دراز مرا از رسیدن به منافعم بازداشته و دنیا با ظواهر فریبنده‏اش مرا گول زد و نفسم بوسیله جنایتش و به مسامحه گذراندم

یا سَیِّدى فَاَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ اَنْ لا یَحْجُبَ عَنْکَ دُعآئى، سُوءُ عَمَلى وَفِعالى،

اى آقاى من پس از تو مى‏خواهم به عزتت که بدى رفتار و کردار من دعایم را از اجابتت جلوگیرى نکند

وَلا تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنْ سِرّى، وَلا تُعاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى،

و رسوا نکنى مرا به آنچه از اسرار پنهانى من اطلاع دارى و شتاب نکنى در عقوبتم براى رفتار بد و کارهاى بدى که در خلوت انجام دادم

مِنْ سُوءِ فِعْل وَاِسآئَتى، وَدَوامِ تَفْریطى وَجَهالَتى، وَکَثْرَةِ شَهَواتى وَغَفْلَتى، وَ کُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِکَ لى فى کُلِّ الْأَحْوالِ رَؤُفاً،

و ادامه دادنم به تقصیر و نادانى و زیادى شهوت‏رانى و بى‏خبریم و خدایا به عزتت سوگند که در تمام احوال نسبت به من مهربان باش

وَعَلَىَّ فى جَمیعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً، اِلهى وَرَبّى مَنْ لى غَیْرُکَ، اَسْئَلُهُ کَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى اَمْرى،

و در تمام امور برمن عطوفت فرما اى معبود من و اى پروردگار من جز تو که را دارم که رفع گرفتارى و توجه درکارم را از او درخواست کنم

اِلهى وَمَوْلاىَ اَجْرَیْتَ عَلَىَّ حُکْماً اِتَّبَعْتُ فیهِ هَوى نَفْسى، وَلَمْ اَحْتَرِسْ فیهِ مِنْ تَزْیینِ عَدُوّى،

اى خداى من و اى مولاى من تو برمن حکمى را مقرر داشتى که در اجراى آن پیروى هواى نفسم را کردم و از فریبکارى دشمنم دراین باره نهراسیدم

فَغَرَّنى بِما اَهْوى، وَاَسْعَدَهُ عَلى ذلِکَ الْقَضآءُ، فَتَجاوَزْتُ بِما جَرى،

پس او هم طبق دلخواه خویش گولم زد و قضا (و قدر) هم با او کمک‏کردودراثر همین ماجراى شومى که بر سرم آمد

عَلَىَّ مِنْ ذلِکَ بَعْضَ حُدُودِکَ، وَخالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِکَ، فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَمیعِ ذلِکَ،

نسبت به پاره‏اى از حدود و احکامت تجاوز کردم و در برخى از دستوراتت راه مخالفت را پیمودم پس در تمام آنچه پیش آمده تو را ستایش مى‏کنم

وَلا حُجَّةَ لى فیما جَرى عَلَىَّ فیهِ قَضآؤُکَ، وَاَلْزَمَنى حُکْمُکَ وَبَلآؤُکَ،

و اکنون از حکمى که درباره کیفر من جارى گشته و قضا و آزمایش تو مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانى ندارم

وَقَدْ اَتَیْتُکَ یا اِلهى بَعْدَ تَقْصیرى وَاِسْرافى عَلى نَفْسى،

و اینک اى معبود من در حالى به درگاهت آمده‏ام که درباره‏ات کوتاهى کرده و بر خود زیاده ‏روى‏ نموده‏

مُعْتَذِراً نادِماً مُنْکَسِراً مُسْتَقیلاً، مُسْتَغْفِراً مُنیباً، مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً،

و عذرخواه و پشیمان و دل‏شکسته و پوزش‏جو و آمرزش طلب و بازگشت کنان و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعتراف دارم

لااَجِدُ مَفَرّاًمِمَّا کانَ مِنّى، وَلا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَیْهِ فى اَمْرى، غَیْرَ قَبُولِکَ عُذْرى، وَاِدْخالِکَ اِیَّاىَ فى سَعَةِ رَحْمَتِکَ،

و راه گریزى از آنچه از من سر زده نیابم و پناهگاهى که بدان رو آورم در کار خویش ندارم جز اینکه تو عذرم بپذیرى و مرا در فراخناى رحمتت درآورى

اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى، وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى، وَفُکَّنى مِنْ شَدِّ وَثاقى،

پس اى خداى من عذرم بپذیر و بر سخت‏پریشانیم رحم کن و از بند سخت گناهانم رهائیم ده

 یارَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى، وَرِقَّةَ جِلْدى، وَدِقَّةَ عَظْمى،

اى پروردگار من بر ناتوانى بدنم و نازکى پوست تنم و باریکى استخوانم رحم کن

یا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَذِکْرى، وَتَرْبِیَتى وَبِرّى وَتَغْذِیَتى، هَبْنى لِابْتِدآءِ کَرَمِکَ، وَسالِفِ بِرِّکَ بى،

اى کسى که آغاز کردى به آفرینش من ‏وبه‏یاد من‏ وبپرورشم‏ وبه ‏احسان ‏وخوراک دادنم اکنون به همان بزرگوارى نخستت وسابقه احسانى که به من داشتى مرا ببخش

یا اِلهى وَسَیِّدى وَرَبّى، اَتُراکَ مُعَذِّبى بِنارِکَ بَعْدَ تَوْحیدِکَ،

کرم اى معبود من و اى آقاى من و اى پروردگارم آیا تو به راستى چنانى که مرا به آتش عذاب کنى

وَبَعْدَ مَا انْطَوى عَلَیْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِکَ، وَلَهِجَ بِهِ لِسانى مِنْ ذِکْرِکَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمیرى مِنْ حُبِّکَ،

پس از اینکه به یگانگیت اقرار دارم و دلم به نور معرفتت آباد گشته و زبانم به ذکر تو گویا شده و نهادم به دوستى تو پیوند شده

وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافى وَدُعآئى خاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِکَ، هَیْهاتَ اَنْتَ اَکْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ،

وپس از اعتراف صادقانه ودعاى خاضعانه‏ام به مقام بنده‏پرورى و ربوبیتت؟ بسیار دور است! توبزرگوارتر ازآنى که ازنظر دور دارى کسى راکه خود پروریده‏اى

اَوْ تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَیْتَهُ، اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَیْتَهُ، اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلآءِ مَنْ کَفَیْتَهُ وَرَحِمْتَهُ،

یا دور گردانى کسى را که خود نزدیکش کرده یا تسلیم بلا و گرفتارى کنى کسى را که خود سرپرستى کرده و به لطف پروریده‏اى

وَلَیْتَ شِعْرى یا سَیِّدى وَاِلهى وَمَوْلاىَ، اَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ ساجِدَةً،

و کاش مى‏دانستم اى آقا و معبود و مولایم آیا چیره مى‏کنى آتش دوزخ را بر چهره‏هایى که در برابر عظمتت به سجده افتاده

وَعَلى اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحیدِکَ صادِقَةً، وَبِشُکْرِکَ مادِحَةً، وَعَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِیَّتِکَ مُحَقِّقَةً،

و بر زبانهایى که صادقانه به یگانگیت گویا شده و سپاسگزارانه به شکرت باز شده و بر دلهایى که از روى یقین به خدائیت اعتراف کرده‏اند

وَعَلى ضَمآئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِکَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً، وَعَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِکَ طآئِعَةً،

و بر نهادهایى که علم و معرفتت آنها را فرا گرفته تا به جایى که در برابرت خاشع گشته و بر اعضاء و جوارحى که مشتاقانه به پرستشگاهایت شتافته

وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِکَ مُذْعِنَةً، ما هکَذَا الظَّنُّ بِکَ، وَلا اُخْبِرْنا بِفَضْلِکَ عَنْکَ یا کَریمُ یا رَبِّ،

و با حال اقرار به گناه جویاى آمرزش تو هستند چنین گمانى به تو نیست و از فضل تو چنین خبرى به ما نرسیده اى خداى کریم اى پروردگار من

وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَلیلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْیا وَعُقُوباتِها، وَمایَجْرى فیها مِنَ الْمَکارِهِ عَلى اَهْلِها،

و تو ناتوانى مرا در مقابل اندکى از بلاى دنیا و کیفرهاى ناچیز آن و ناملایماتى که معمولاً بر اهل آن مى‏رسد مى‏دانى

عَلى اَنَّ ذلِکَ بَلاءٌ وَمَکْرُوهٌ قَلیلٌ مَکْثُهُ، یَسیرٌ بَقآئُهُ، قَصیرٌ مُدَّتُهُ، فَکَیْفَ احْتِمالى لِبَلاءِ الْاخِرَةِ،

در صورتى‏که این بلا و ناراحتى دوامش کم است و دورانش اندک و مدتش کوتاه است پس چگونه است بلای آخرت

وَجَلیلِ وُقُوعِ الْمَکارِهِ فیها، وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَیَدُومُ مَقامُهُ، وَلا یُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ،

و آن ناملایمات بزرگ را در آنجا دارم در صورتى‏که آن بلا مدتش طولانى و دوامش همیشگى است و تخفیفى براى مبتلایان به آن نیست

لِأَنَّهُ لا یَکُونُ اِلاَّ عَنْ غَضَبِکَ وَاْنتِقامِکَ وَسَخَطِکَ، وَهذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالْاَرْضُ،

زیرا آن بلا از خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته و آن هم چیزى است که آسمانها و زمین تاب تحمل آن را ندارند

یا سَیِّدِى، فَکَیْفَ لى وَاَنَا عَبْدُکَ الضَّعیفُ الذَّلیلُ الْحَقیرُ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ،

اى آقاى من تا چه رسد به من بنده ناتوان خوار ناچیز مستمند بیچاره!

یا اِلهى وَرَبّى وَسَیِّدِى وَمَوْلاىَ لِأَىِّ الْأُمُورِ اِلَیْکَ اَشْکُو، وَلِما مِنْها اَضِجُّ وَاَبْکى،

اى معبود و پروردگار و آقا و مولاى من آیا براى کدامیک از گرفتاریهایم به تو شکایت کنم و براى کدامیک از آنها شیون و گریه‏کنم؟

لِأَلیمِ‏الْعَذابِ وَشِدَّتِهِ، اَمْ لِطُولِ الْبَلاءِ وَمُدَّتِهِ، فَلَئِنْ صَیَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِکَ،

آیا براى عذاب دردناک و سخت یا براى بلاى طولانى و مدید پس اگر بنا شود مرا بخاطر کیفرهایم در زمره دشمنانت اندازى

وَجَمَعْتَ بَیْنى وَبَیْنَ اَهْلِ بَلائِکَ، وَفَرَّقْتَ‏ بَیْنى وَ بَیْنَ ‏اَحِبَّآئِکَ وَ اَوْلیآئِکَ،

و مرا با گرفتاران در بلا و عذابت در یکجا گردآورى و میان من و دوستانت جدایى اندازى

فَهَبْنى یا اِلهى وَسَیِّدِى وَمَوْلاىَ وَرَبّى، صَبَرْتُ عَلى عَذابِکَ، فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِکَ،

گیرم که اى معبود و آقا و مولا و پروردگارم من بر عذاب تو صبر کنم اما چگونه بر دورى از تو طاقت آورم

وَهَبْنى صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِکَ فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى کَرامَتِکَ،

و گیرم که اى معبود من حرارت آتشت را تحمل کنم اما چگونه چشم پوشیدن از بزرگواریت را بر خود هموار سازم

اَمْ کَیْفَ اَسْکُنُ فِى النَّارِ وَرَجآئى عَفْوُکَ، فَبِعِزَّتِکَ یا سَیِّدى وَمَوْلاىَ اُقْسِمُ صادِقاً، لَئِنْ تَرَکْتَنى ناطِقاً،

یا چگونه در میان آتش بمانم با اینکه امید عفو تو را دارم پس به عزتت سوگند اى آقا و مولاى من براستى سوگند مى‏خورم که اگر زبانم را در آنجا بازبگذارى

لَأَضِجَّنَّ اِلَیْکَ بَیْنَ اَهْلِها ضَجیجَ الْأمِلینَ، وَلَأَصْرُخَنَّ اِلَیْکَ صُراخَ الْمَسْتَصْرِخینَ،

حتماً در میان دوزخیان شیون را بسویت سر دهم شیون اشخاص آرزومند و مسلماً چون فریادرس خواهان

وَلَاَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بُکآءَ الْفاقِدینَ، وَلَأُنادِیَنَّکَ اَیْنَ کُنْتَ یا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ،

به درگاهت فریاد برآرم و قطعاً مانند عزیز گمگشتگان بر دورى تو گریه و زارى کنم و با صداى بلند تو را مى‏خوانم و مى‏گویم کجایى اى یار و نگهدار مؤمنان

یا غایَةَ امالِ الْعارِفینَ، یاغِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یا حَبیبَ قُلُوبِ‏الصَّادِقینَ، وَیا اِلهَ الْعالَمینَ،

اى منتهاى آرمان عارفان اى فریادرس درماندگان اى محبوب دل راستگویان و اى حیران کننده عالمیان

اَفَتُراکَ سُبْحانَکَ یا اِلهى وَبِحَمْدِکَ، تَسْمَعُ فیها صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فیها بِمُخالَفَتِهِ،

آیا براستى چنان مى‏بینى اى منزه و معبودم که به ستایشت مشغولم که بشنوى در آن آتش صداى بنده مسلمانى را که در اثر مخالفتش در آنجا زندانى شده

وَذاقَ طَعْمَ عَذابِها بِمَعْصِیَتِهِ، وَحُبِسَ بَیْنَ‏اَطْباقِهابِجُرْمِهِ وَجَریرَتِهِ،

و مزه عذاب آتش را به خاطر نافرمانیش چشیده و در میان طبقات دوزخ به واسطه جرم و جنایتش گرفتار شده

وَهُوَ یَضِجُّ اِلَیْکَ ضَجیجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِکَ، وَیُنادیکَ بِلِسانِ اَهْلِ تَوْحیدِکَ،

و در آن حال به درگاهت شیون کند شیون شخصى که آرزومند رحمت تو است و به زبان یگانه‏پرستان تو را فریاد زند

وَیَتَوَسَّلُ اِلَیْکَ بِرُبُوبِیَّتِکَ،یا مَوْلاىَ فَکَیْفَ یَبْقى فِى الْعَذابِ وَهُوَ یَرْجُوا ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِکَ،

و به بنده پروریت متوسل گردد اى مولاى من پس چگونه در عذاب بماند با اینکه به بردبارى سابقه دارت چشم امید دارد

اَمْ کَیْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَهُوَ یَأْمَلُ فَضْلَکَ وَرَحْمَتَکَ،

یا چگونه آتش او را بیازارد با اینکه آرزوى فضل و رحمت تو را دارد

اَمْ کَیْفَ یُحْرِقُهُ لَهیبُها وَ اَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرى مَکانَهُ،

یا چگونه شعله آتش او را بسوزاند با اینکه تو صدایش را بشنوى و جایش را ببینى

اَمْ کَیْفَ یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ زَفیرُها وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ،

یا چگونه شراره‏هاى آتش او را دربرگیرد با اینکه تو ناتوانیش دانى

اَمْ کَیْفَ یَتَقَلْقَلُ بَیْنَ اَطْباقِها وَاَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ،

یا چگونه در میان طبقات آتش دست و پا زند با اینکه تو صدق و راستگوئیش را دانى

اَمْ کَیْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِیَتُها وَ هُوَ یُنادیکَ یا رَبَّهُ،

یاچگونه موکلان دوزخ اورا با تندى ‏برانند با اینکه تورا به پروردگارى‏بخواند

اَمْ کَیْفَ یَرْجُو فَضْلَکَ فى عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُکُهُ فیها،

یاچگونه‏ممکن‏است‏که‏امیدفضل‏تورادرآزادى‏خویش‏داشته باشد ولى تو اورا به حال خود واگذارى

هَیْهاتَ ما ذلِکَ الظَّنُ ‏بِکَ، وَلَا الْمَعْرُوفُ‏ مِنْ‏ فَضْلِکَ،

چه بسیار از تو دور است و چنین گمانى به تو نیست و فضل تو اینسان معروف نیست

وَلا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدینَ مِنْ بِرِّکَ وَاِحْسانِکَ،

و نه شباهت با رفتار تو نسبت به یگانه‏پرستان دارد با آن نیکى و احسانت که نسبت بدانها دارى

فَبِالْیَقینِ اَقْطَعُ لَوْ لا ما حَکَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذیبِ جاحِدیکَ،

و من بطور قطع مى‏دانم که اگر فرمان تو در معذب ساختن منکرانت صادر نشده بود

وَقَضَیْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ مُعانِدیکَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ کُلَّها بَرْداً وَسَلاماً،

و حکم تو به همیشه ماندن در عذاب براى دشمنانت در کار نبود حتماً آتش دوزخ را هر چه بود به تمامى سرد و سالم مى‏کردى

وَما کانَ لِأَحَدٍ فیها مَقَرّاً وَلا مُقاماً، لکِنَّکَ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُکَ،

و هیچکس در آن منزل و مأوا نداشت ولى تو اى خدایى که تمام نامهایت مقدس است

اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلَأَها مِنَ الْکافِرینَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ اَجْمَعینَ، وَ اَنْ تُخَلِّدَ فیهَا الْمُعانِدینَ،

سوگند یاد کرده‏اى که دوزخ را از کافران از پریان و آدمیان پرکنى و دشمنانت را براى همیشه در آن جا دهى

وَاَنْتَ جَلَّ ثَناؤُکَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعامِ مُتَکَرِّماً،

و تو که حمد ثنایت برجسته است در ابتداء بدون سابقه فرمودى و به این انعام از روى بزرگوارى تفضل کردى

«اَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً، لا یَسْتَوُونَ»

(که فرمودى) «آیا کسى‏که مؤمن است مانند کسى است که فاسق است؟ نه یکسان نیستند»

اِلهى وَسَیِّدى فَاَسْئَلُکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى قَدَّرْتَها، وَبِالْقَضِیَّةِ الَّتى حَتَمْتَها وَحَکَمْتَها،

اى معبود من و اى آقاى من بحق آن نیرویى که مقدرش کردى و به فرمانى که مسلمش کردى و صادر فرمودى

وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَیْهِ اَجْرَیْتَها، اَنْ تَهَبَ لى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ وَفى هذِهِ السَّاعَةِ،

و بر هر کس آن را اجرا کردى مسلط گشتى از تو مى‏خواهم که ببخشى بر من در این شب و در این ساعت

کُلَّ جُرْمٍ اَجْرَمْتُهُ، وَکُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَکُلَّ قَبِیحٍ اَسْرَرْتُهُ، وَکُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ،

هر جرمى را که مرتکب شده‏ام و هر گناهى را که از من سرزده و هر کار زشتى را که پنهان کرده‏ام و هر نادانى که کردم

کَتَمْتُهُ اَوْ اَعْلَنْتُهُ اَخْفَیْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ، وَکُلَّ سَیِّئَةٍ اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْکِرامَ الْکاتِبینَ،

چه کتمان کردم و چه آشکار چه پنهان کردم و چه در عیان و هر کار بدى را که به نویسندگان گرامیت دستور یادداشت کردنش را دادى

الَّذینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما یَکُونُ مِنّى، وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى،

همان نویسندگانى که آنها را موکل بر ثبت اعمال من کردى و آنها را به ضمیمه اعضاء و جوارحم گواه بر من کردى

وَکُنْتَ اَنْتَ الرَّقیبَ عَلَىَّ مِنْ وَرآئِهِمْ، وَالشَّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ،

و اضافه بر آنها خودت نیز مراقب من بودى و گواه اعمالى بودى که از ایشان پنهان مى‏ماند

وَبِرَحْمَتِکَ اَخْفَیْتَهُ وَبِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ، وَاَنْ تُوَفِّرَ حَظّى مِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَنْزَلْتَهُ،

والبته‏به‏واسطه‏رحمتت بود که آنها را پنهان داشتى و از روى فضل خود پوشاندى و نیز خواهم که بهره‏ام را وافر و سرشار گردانى‏ ازهرخیرى‏که ‏فروریزى

اَوْ اِحْسانٍ فَضَّلْتَهُ، اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ، اَوْرِزْقٍ بَسَطْتَهُ، اَوْذَنْبٍ تَغْفِرُهُ، اَوْخَطَأٍتَسْتُرُهُ، یا رَبِّ یارَبِّ یارَبِّ،

یا احسانى که بفرمائى یا نیکیهایى که پخش کنى یا رزقى که بگسترانى یا گناهى که بیامرزى یا خطایى که بپوشانى پروردگارا پروردگارا پروردگارا

یااِلهى وَسَیِّدى وَمَوْلاىَ وَمالِکَ رِقّى،یامَنْ‏بِیَدِهِ ناصِیَتى، یاعَلیماً بِضُرّى وَمَسْکَنَتى،

اى معبود من اى آقا و مولایم و اى مالک من اى کسى‏که اختیارم بدست او است اى داناى بر پریشانى و بى‏نوائیم

یاخَبیراً بِفَقْرى وَفاقَتى، یارَبِّ یارَبِّ یا رَبِّ، اَسْئَلُکَ بِحَقِّکَ وَقُدْسِکَ،

اى آگه از بى‏چیزى و نداریم پروردگارا، پروردگارا پروردگارا از تو مى‏خواهم به حق خودت و به ذات مقدست

وَاَعْظَمِ صِفاتِکَ وَاَسْمآئِکَ، اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ بِذِکْرِکَ مَعْمُورَةً،

و به بزرگترین صفات و اسمائت که اوقاتم را در شب و روز به یاد خودت معمور و آباد گردانى

وَبِخِدْمَتِکَ مَوْصُولَةً، وَاَعْمالى عِنْدَکَ مَقْبُولَةً، حَتّى تَکُونَ اَعْمالى وَ اَوْرادى کُلُّها وِرْداً واحِداً،

و به خدمتت پیوسته دارى و اعمالم را مقبول درگاهت گردانى تا اعمال و گفتارم همه یک جهت براى تو باشد

وَحالى فى خِدْمَتِکَ سَرْمَداً، یا سَیِّدى یا مَنْ عَلَیْهِ مُعَوَّلى، یا مَنْ اِلَیْهِ شَکَوْتُ اَحْوالى،

و حالم همیشه در خدمت تو مصروف گردد اى آقاى من اى کسى که تکیه‏گاهم او است اى کسى‏که شکایت احوال خویش به درگاه او برم

یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ، قَوِّ عَلى خِدْمَتِکَ جَوارِحى، وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزیمَةِ جَوانِحى،

پروردگارا پروردگارا پروردگارا نیرو ده بر انجام خدمتت اعضاى مرا و دلم را براى عزیمت به سویت محکم گردان

وَهَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْیَتِکَ، وَالدَّوامَ فِى الْإِتِّصالِ بِخِدْمَتِکَ،

و به من جدیت در خشوع و بندگی و مداومت در خدمتگزاری عطا فرما

حَتّى اَسْرَحَ اِلَیْکَ‏ فى مَیادینِ السَّابِقینَ، وَاُسْرِعَ اِلَیْکَ فِى الْبارِزینَ،

تا آنجا که تن و جان را در میدانهاى پیشتازان بسویت برانم و در زمره شتابندگان بسویت بشتابم

وَاَشْتاقَ اِلى قُرْبِکَ فِى الْمُشْتاقینَ، وَاَدْنُوَ مِنْکَ دُنُوَّ الْمُخْلِصینَ، وَاَخافَکَ مَخافَةَ الْمُوقِنینَ،

و در صف مشتاقان اشتیاق تقربت را جویم و چون نزدیک شدن مخلصان به تو نزدیک گردم و چون یقین کنندگان از تو بترسم

وَاَجْتَمِعَ فى جِوارِکَ مَعَ الْمُؤْمِنینَ، اَللّهُمَّ وَمَنْ اَرادَنى بِسُوءٍ فَاَرِدْهُ،

و در جوار رحمتت با مؤمنان در یکجا گرد آیم خدایا هر که بد مرا خواهد بدش را بخواه

وَمَنْ کادَنى فَکِدْهُ وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبیدِکَ نَصیباً عِنْدَکَ،

و هر که به من مکر کند به مکر خویش دچارش کن و نصیبم را پیش خود بهتر از دیگر بندگانت قرار ده

وَاَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْکَ، وَاَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَیْکَ، فَاِنَّهُ لا یُنالُ ذلِکَ اِلاَّ بِفَضْلِکَ،

و منزلتم را نزد خود نزدیکتر از ایشان کن و رتبه‏ام را در پیشگاهت مخصوص‏تر از دیگران گردان که براستى جز به فضل تو

وَجُدْ لى بِجُودِکَ، وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِکَ، وَاحْفَظْنى بِرَحْمَتِکَ،

کسى به این مقام نرسد و به جود و بخشش خود به من جود کن و به مجد و بزرگوارى خود بر من توجه فرما و به رحمت خود مرا نگهدار

وَاجْعَلْ لِسانى بِذِکْرِکَ لَهِجاً، وَقَلْبى بِحُبِّکَ مُتَیَّماً، وَمُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ اِجابَتِکَ،

و قرار ده زبانم را به ذکرت گویا و دلم را به دوستیت بى‏قرار و شیدا و با اجابت نیکت بر من منت بنه

وَاَقِلْنى عَثْرَتى، وَاغْفِرْ زَلَّتى، فَاِنَّکَ قَضَیْتَ عَلى عِبادِکَ بِعِبادَتِکَ، وَ اَمَرْتَهُمْ بِدُعآئِکَ،

و لغزشم را نادیده گیر و گناهم را بیامرز زیرا که تو خود بندگانت را به پرستش خویش فرمان دادى و به دعا کردن به درگاهت مأمور ساختى

وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَةَ، فَاِلَیْکَ یارَبّ‏نَصَبْتُ‏وَجْهى،وَاِلَیْکَ یا رَبِّ مَدَدْتُ یَدى،

و اجابت دعایشان را ضمانت کردى پس اى پروردگار من به سوى تو روى خود بداشتم و به درگاه تو اى پروردگارم دست حاجت دراز کردم

فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لى دُعآئى، وَبَلِّغْنى مُناىَ، وَلا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجآئى،

پس به عزتت دعایم را مستجاب فرما و به آرزویم برسان و امیدم را از

وَاکْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ مِنْ اَعْدآئى، یا سَریعَ الرِّضا،

فضل خویش قطع منما و شر دشمنانم را از جن و انس کفایت فرما اى خداى زودگذر

اِغْفِرْ لِمَنْ لایَمْلِکُ اِلَّا الدُّعآءَ، فَاِنَّکَ فَعَّالٌ لِما تَشآءُ، یا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ، وَذِکْرُهُ شِفآءٌ،

بیامرز کسى را که جز دعا چیزى ندارد که براستى تو هر چه را بخواهى انجام دهى اى کسى که نامش دوا است و یادش شفاء است

وَطاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ‏مالِهِ‏الرَّجآءُ وَسِلاحُهُ الْبُکآءُ،

و طاعتش توانگرى است ترحم فرما بر کسى‏که سرمایه‏اش امید و ساز و برگش گریه و زارى است

یا سابِغَ النِّعَمِ، یادافِعَ‏النِّقَمِ، یانُورَالْمُسْتَوْحِشینَ فِى الظُّلَمِ، یاعالِماً لایُعَلَّمُ،

اى تمام دهنده نعمتها و اى برطرف کننده گرفتاریها اى روشنى وحشت‏زدگان در تاریکیها اى داناى بى معلم

صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ،

درود فرست بر محمد و آل محمد و انجام ده درباره من آنچه را که تو شایسته آنى

وَصَلَّى اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ وَالْأَئِمَّةِ الْمَیامینَ مِنْ الِهِ(أهْلِه)، وَسَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً.

و درود خدا بر پیامبر و پیشوایان با برکت از خاندانش و سلام فراوان

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146