کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٢/٢٥

به مناسبت فرا رسیدن اعیاد شعبانیه «ولادت امام حسین علیه السلام، حضرت ابالفضل علیه السلام و امام سجاد علیه السلام» مراسم جشنی پنج شنبه شب مورخ 23 اردیبهشت 95 از طرف کانون فرهنگی و پایگاه مقاومت مسجد صاحب الزمان محله بنکی در پارک غدیر شهر کنارتخته (محله بنکی) برگزار شد.

این مراسم با استقبال گسترده شهروندان همراه شد و شامل سخنرانی حاج آقا عباسی و مولودی خوانی برادر جاسم عارفی و مسابقه برای حاضرین همراه بود.

در پایان هم از تعدادی از بسیجیان ممتاز و رزمندگان و مدافعان حرم که از شهر کنارتخته به جبهه سوریه اعزام شده بودند تقدیر و تشکر شد.

 تصاویری از این مراسم...

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٢/۱٥

نور  عترت  آمد  از   آیینه ام       کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد      سینه ام بوی محمد می دهد

من  سخن   گویم   ولی  من نیستم      این  منم  یا او   ندانم کیستم
جبرئیل امشب دمد در نای من        قدسیان  خوانند  با آوای من

ای   بتان   کعبه در هم بشکنید      با من امشب از محمد دم زنید
از هوا   گلبانگ  تهلیل آمده      دیده   بگشائید   جبریل   آمده

مکه   تا  کی  مرکز نا اهل هاست      پایمال چکمه    بو جهل هاست
مکه   دریای   فروغ  وحی شد        بت پرستان بتپرستی نهی شد

روز روز مرگ ظلم و ظالم است      بانگ نفرت مرد اقرأ حاکم  است
یا   محمد   منجی  عالم توئی        این مبارک نامه را خاتم توئی

انبیا   مشعل ز  تو  افروختند      وز  دمت  پیغمبری   آموختند
غیرت و مردانگی آئین توست        عزت زن در حجاب دین توست

بر همه اعلام کن زن برده نیست       برده مردان تن پرورده   نیست
خاتم   توحید   در  انگشت  تو     حق به پیش روی و حیدر پشت تو

ما تو را زهرای اطهر داده ایم      شیر مردی مثل حیدر داده ایم
ما   تو   را  دادیم  در بین همه      یک خدیجه،یک علی، یک فاطمه

******************************

ای آب حیات،یا محمد(ص)         کشتی نجات،یا محمد(ص)
از من به شما،تا قیامت           هر دم صلوات،یا محمد(ص)

مهربان ترین،بنده ی حق        اصل برکات،یا محمد(ص)
بر اهل زمین،چهارده بار        دادی ثمرات،یا محمد(ص)

ای یاور من،ای پناهم           بین خطرات،یا محمد(ص)
باران خدا،پای بوست        با هر قطرات،یا محمد(ص)

برگزیده ای،بر تو دادند          اوج درجات،یا محمد(ص)
لبیک به تو،لحظه لحظه       راز عرفات،یا محمد(ص)

من منتظرم،تا بیایی         هنگام ممات،یا محمد(ص)
با هر نفسم،هدیه بر تو          ذکر صلوات،یا محمد(ص)
                                                       شاعر: هادی همتی
 *****************************

بعثت ختم رسل آمد و دل غرق سُرور
شده نازل به شب جاهلیت، سوره ی نور

سیّد و سَروَر یا احمد          یا احمد
شافع محشر یا  احمد          یا احمد
از سوی داور یا احمد         یا احمد
شدی پیمبر یا احمد            یا احمد

یا حبیبی یا محمد(ص)...مولا مولا یا مصطفی

 
مکه شد بادیه ی جلوه ی مستور خدا
در دل غار حرا جلوه شده نور خدا

تو مظهر رحمت هستی      یا احمد
تو اشرف خلقت هستی       یا احمد
تَبَلوُر عزّت هستی            یا احمد
پیمبر امّت هستی             یا احمد

یا حبیبی یا محمد(ص)...مولا مولا یا مصطفی

 
جان فدایت که بُوَد فِراق تو مشکل ما
ما مریض عشق تو ، تویی طبیب دل ما

بده به درد ما دوا            یا مولا
حاجت ما را کن روا        یا مولا
به سائلانت کن عطا         یا مولا
یک نجف و یک کربلا     یا مولا

یا حبیبی یا محمد(ص)...مولا مولا یا مصطفی

 

این لینک را هم دنبال کنید- بقیه اشعار

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٢/۱٤

السلام علیک یا ابالحسن یا موسی ابن جعفر ایها الکاظم یابن رسول الله یا حجت الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله. یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
متوسل شدیم به باب الحوائج موسی ابن جعفر...

 سلام من به امامی که صیدِ زندان شد      میان اوج بلا کوه صبر و ایمان شد
سلام من به نمازی که حلقه ی زنجیر     به جای دانه ی تسبیح، مونس آن شد

سلام من به نوایی که همچو آه علی      میان قعرِ سیه چالِ خصم پنهان شد
سلام من به مناجات و ذکر یا زهرا       که مَحرم دل سوزان او به زندان شد

السلام علی المعذّب فی قعر السّجون و ظُلَمِ المطامیر، ذی السّاق المرضوض بحلق القیود، و الجنازة المنادی علیها بالاستخفاف...
سلام بر آن آقایی که در قعر زندانها و تاریکیهای سیاهچال ها شکنجه شد...
سلام بر آن پاهایی که از صدمات غل و زنجیر مجروح شد...
سلام بر آن جنازه ای که با سبک شمردن برای تشییع آن جار زده شد...

...یک وقت دیدند در زندان باز شد و چهار غلام یک بدنی را از زندان بیرون می آورند. صدا زدند آی رافضی ها بیایید بدن امام تان را ببرید...
ای غریب عالم . امام مظلوم ...
دو تا از ائمه ما کارشون به جایی رسید که برای تعجیل در وفات خودشون دعا کردند. یکی مادر سادات حضرت فاطمه (س). یکی هم امام کاظم(ع) ...
کار به جایی رسید که تو قنوت نماز هی صدا می زد.

یَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَیْنِ رَمْلٍ وَ طِینٍ وَ مَاءٍ وَ یَا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ وَ یَا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَیْنِ مَشِیمَةٍ وَ رَحِمٍ وَ یَا مُخَلِّصَ النَّارِ مِنْ بَیْنِ الْحَدِیدِ وَ الْحَجَرِ وَ یَا مُخَلِّصَ الرُّوحِ مِنْ بَیْنِ الْأَحْشَاءِ وَ الْأَمْعَاءِ خَلِّصْنِی مِنْ یَدَیْ هَارُون...
  ای آزاد کننده (رویاننده) درخت از بین شن و خاک و آب. و ای آزاد کننده (جاری کننده) شیر از بین گوشت و خون و ای آزاد کننده (به دنیا آورنده) فرزند از بین رحم و ای آزاد کننده آتش از بین آهن و سنگ و ای آزاد کننده روح از بین احشا و اعضای بدن! مرا از دست هارون نجات عنایت فرما!

*******************************

روضه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام(مرحوم کوثری)

روضه 1 -
برگرفته از سایت بوریا
- السلام علی المعذب فی قعر السجون و ظلم المطامیر، ذی الساق المرضوض بحلق القیود، و الجنازة المنادی علیها بذل استخفاف، و الوارد علی جده المصطفی و أبیه المرتضی و امه سیدة النساء، بارث مغصوب، و ولاء مسلوب، و أمر مغلوب، و دم مطلوب و سم مشروب
عده ای رفته بودند، بلکه خدمت آقا امام موسی کاظم علیه السلام برسند، پشت در زندان جمع شدند. گفتند: چگونه می توانیم آقایمان را زیارت کنیم؟ یک وقت دیدند در زندان باز شد و چهار نفر یک بدنی را از زندان بیرون می آورند کالعرش حمل فوق اربع حامل نور الاله راه ذو الابصار ایامه مثل لیالی مظلمة و نجومه دمع کعین جاری - بی بی جان، حضرت معصومه! به خاطر شما امشب به یاد پدر بزرگوارت هستیم. نبودی ببینی. دختر به بابا خیلی علاقه دارد، اگر هم بودی نمی توانستی ببینی - اما قربان آن عزیز کرده ای که آمد کنار بدن پدر بزرگوارش، همانطور که حضرت زینب کبری علیها السلام کنار بدن امام حسین علیه السلام دارد: فحالت بینهما بی بی خم می شود تا این ناز دانه بدن خونین پدر را نبیند! صدا زد: عمتی هذا نعش من؟، عمه جان! این بدن مال کیه؟ فرمود: نعش ابیک الحسین، وقعت علیه؟
- به یاد همه علما و شهدا و محبین اهل بیت علیهم السلام - مگر برای بچه جدا کردن چند نفر لازم بود - یا ابا عبداللَّه!- از میان آن جمعیت بی رحم چند نفر آمدند، چنان با شلاق و تازیانه.... - حسین جان! مظلوم آقا!- حتی جرّوها عن جسد ابیها
ساربانا نبر این قافله غم زده را         آخر این قافله را قافله سالاری هست

روضه 2 -برگرفته از سایت بوریا
ان شاء اللَّه کنار حرمش بخوانیم السلام علی - المعذب فی قعر السجون و ظُلَمِ المطامیر، ذی الساق المرضوض بحلق القیود
اگر امشب شب شهادت آقا نبود معنا نمی کردم، «مطموره یا مطمیره» یک سیاه چال هایی بود میان زندان ها - بمیرم!- «و ظُلَمِ المطامیر ذی الساق المرضوض» پای نازنین، عرض بکنم یا نکنم، آنهایی که آمدند نزد ابن زیاد گفتند: نحن رضضنا الصدر بعد الظهر
 ما آن کسانی بودیم که استخوانهای سینه امام حسین علیه السلام را زیر سم اسبها.... ذی الساق المرضوض، یعنی ساقهای پای نازنینش شکسته شده بود!- ای مظلوم! آقا جان!- ایامه مثل لیالی مظلمة بی بی جان! حضرت معصومه علیها السلام آقایت را در مکانی جا داده بودند که شب و روزش یکسان بود. - ای آقا!- یک عده به بغداد رفته بودند بلکه بتوانند خدمت آقا برسند. فردا صبح جلوی درِ زندان جمع شدند. خدایا! چطور می توانیم آقایمان را ببینیم - یا اللَّه!- گفتند: نزدیک است که آقایتان را ببینید. یک وقت دیدند چهار نفر یک بدن را از زندان بیرون می آورند. خدایا! این بدن مال کیست؟ با این حال که می بردند صدایشان بلند شد: هذا امام الرافضة، فاعرفوه این بدن امام شیعیان موسی بن جعفر علیه السلام است.
یا حضرت معصومه سرت باد سلامت - دیدار تو افتاد به فردای قیامت
یا باب الحوائج الی اللَّه! آقا جان! باز هم عاقبت بدن مطهر شما را با کفنی که همه قرآن بر رویش نوشته شده بود. کفن کردند و دفن کردند. اما جدت امام حسین علیه السلام. - ای حسین جان!- پسر صاحب امشب امام رضا علیه السلام فرمود: یابن شبیب! کنت باکیا لشی ء فابک علی جدی الحسین علیه السلام.
 هر وقت خواستی در این دنیا گریه کنی، اول برای جدم حسین گریه کن!
اخی بلغ المختار منا سلاما - و قل زینب اذت تساق بذلة
برادر جان! سلام ما را به جدمان پیامبر برسان و بگو: یا رسول اللَّه! خبر داری از بچه هایت، زینب اسیر شده، ای مظلوم ابا عبداللَّه!

*******************************

السلام علیک یا مولای یا موسی ابن جعفر ایها الکاظم یابن رسول الله

آقا بیا که روضه موسی ابن جعفر است      ﭼﺸﻤﺎﻧﻤﺎﻥ ﺯ ﺩﺍﻍ ﻣﺼﻴﺒﺎﺗﺸﺎﻥ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺟﺎﻣﻪ ﺳﻴﺎﻩ ﺑﺮ ﺗﻦ ﻭ ﺑﺮ ﺟﺎﻥ ﺷﺮﺍﺭ ﺁﻩ           ﺩﻟﻬﺎ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﻏﺼﻪ ﺍﻭ ﭘﺮ ﺯ ﺁﺫﺭ ﺍﺳﺖ

ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ بی ﮐﺲ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ، ﻏﺮﻳﺐ ﻭﺍﺭ          ﻣﺮﺩی ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎمی ﺧﻠﻘﺖ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺳﺖ
ﻣﺮﺛﻴﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﮐﺎﻇﻢ ، ﺧﻮﺩ ﺧﺪﺍﺳﺖ       ﺑﺎنی ﺭﻭﺿﻪ، ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍی أﻃﻬﺮ ﺍﺳﺖ

ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﮕﻮ ، ﮐﻪ ﮔﺮﻡ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ         ﻏﺎﺭ ﺣﺮﺍء ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮسی ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﺍﺳﺖ
ﻣﺮغی ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ، ﻧﻔﺴﺶ ﺗﻨﮓ ﺁﻣﺪﻩ        ﺍﺯ ﻭی ﺑﻪ ﺟﺎی ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻓﻘﻂ ﻳﮏ ﺑﻐﻞ ﭘﺮ ﺍﺳﺖ

ﺍﺯ ﺗﺎﺯﻳﺎﻧﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﮕﻮ ﺩﮔﺮ         إﺭﺛﻴﻪ ﺍی ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺯﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭﺭﺩ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧﻔﺲ        ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻳﻬﻮﺩی بی ﺩﻳﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﻓﺮ ﺍﺳﺖ

ﺍی ﻣﻦ ﻓﺪﺍی ﺷﺎﻝ ﻋﺰﺍی ﺷﻤﺎ ﺷﻮﻡ             ﺁقا بیا که روضه موسی بن جعفر است

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٢/۱٢

متن شعر شهادت امام موسی کاظم علیه السلام 

واحد سنگین؛

ﺁﻩ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻏﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﮑﺮ ﺩﺍﺷﺖ         ﺑﺮ ﺗﻨﺶ ﺑﺎﻍ ﮔﻞ ﻻﻟﻪ ﻭ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﺩﺍﺷﺖ

ﻣﺜﻞ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﭼﺎﺭ ﮐﻤﯽ ﺟﺎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ      ﻓﺮﻗﺶ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﻓﻘﻂ ﺳﺎﯾﻪ ﯼ ﺑﺎﻻ ﺳﺮ ﺩﺍﺷﺖ

مظلوم وا اماما     غریب وا اماما

ﺯﺣﻤﺖ ﭼﮑﻤﻪ ﯼ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﮑﺸﯿﺪ      ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺎﻣﺎﻝ ﻧﺸﺪ ﺗﺎ ﻧﻔﺲ ﺁﺧﺮ ﺩﺍﺷﺖ

ﻟﻄﻒ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻧﺸﻮﺩ       ﻫﺮﭼﻪ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﭘﯿﺮﻫﻨﯽ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺖ

مظلوم وا اماما     غریب وا اماما

دﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺍﺵ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩ     ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﻭ ﻣﻌﺠﺮ ﺩﺍﺷﺖ

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻔﺖ ﮐﻔﻦ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ     ﭘﺎﺭﻩ ﻫﻢ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﮔﺮ، ﯾﮏ ﮐﻔﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺍﺷﺖ

مظلوم وا اماما     غریب وا اماما

ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﯼ ﺑﺪﻥ ﺑﯽ ﮐﻔﻦ ﮐﺮببلا
ﺳﻮﺭﻩ ﯼ ﯾﻮﺳﻒ ﺑﯽ ﭘﯿﺮﻫﻦ ﮐﺮببلا

علی اکبر لطفیان

*********************************

واحد شلاقی

قسم بر ناله‌‌های زخم و زنجیر        دلم را کرده‌ای از ماتمت پیر

قسم بر سجده‌های کنج زندان       غریبی‌ات شده در سینه چون تیر

از این زندان به آن زندان روانه         ز دست زندگی آخر شدی سیر

جهان کوچک به پیش غصه‌هایت      یکی درد تو را کی شرح و تصویر؟

شده چشمم به پشت اشک زندان       بیا دست من افتاده را گیر

ضریحت را ندیدم  وادریغا       کنم ناله از این احوال و تقدیر

بیا موسی بن جعفر از سر لطف      دلم را با نگاهی کن تو درگیر

دلم را بر ضریحت چون دخیلی       ببند و با ولایت کن تو تسخیر

*********************************

 
نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٢/٧
نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٢/٤

متن شعر شهادت حضرت زینب سلام الله علیها

هر دو عالم واله و مجنون نام زینب است       چشم گردون مات و مبهوت مرام زینب است

بعد عاشورا اگر یادی شود از کربلا       بی شک این مدیون اعجاز کلام زینب است

 

عشق و سوزی کز حسین بن علی در سینه هاست    این عنایت ریشه در اشک مدام زینب است

گریه و مداحی و سینه زدن برا هل بیت       جملگی لبیک گفتن بر پیام زینب است

 

کربلا کز عشق سرشار و پر از شور و نواست     این حریم دلنشین بیت الحرام زینب است

اینکه گویند کربلا از زینب کبری بگیر        این حکایت ناشی از اوج مقام زینب است

 

بر عزادار حسین بن علی گو این سخن      محفل اشک و عزا، دارالسلام زینب است

 **************************************

متن شعر سینه زنی حضرت زینب سلام الله علیها

 منو ببر به کربلا یا زینب یا زینب یا زینب        ببر کنار شهدا یا زینب یا زینب یا زینب

بگو مسافرت شوم یا زینب یا زینب یا زینب       غلام درگهت شوم یا زینب یا زینب یا زینب

*****

چه دیده ای در کربلا            "آخ" سر بریده رو نیزه ها

دل تو خون شد ز غصه ها

یا زینب   یا زینب   یا زینب

 

دیده ای داغ لاله ها   سر حسینت شده جدا

واویلا  واویلا  واویلا

آه و واویلا  ای خدا،  ای خدا  ای خدا  ای خدا (3)

بی بی جان زینب (4)

******

تو بانوی رشیده ای یا زینب یا زینب یا زینب

غریبه ی وحیده ای یا زینب یا زینب یا زینب

*****

به چشم خویش تو دیده ای      برادر بر خاک و خون فتاد

بگو چها کشیده ای

یا زینب یا زینب یا زینب

 

وقتی که عباست جان می داد

جان می داد   جان می داد   جان می داد زینب

بی بی جان زینب (4)

 

ای که ز غمها شدی تو پیر      هستی تو عالم تو بی نظیر

به حق زهرا دستم بگیر

دستم بگیر  دستم بگیر یا زینب

 

دیده ای داغ لاله ها      سر حسینت شده جدا

آه و واویلا  ای خدا،  ای خدا  ای خدا  ای خدا(3)

بی بی جان زینب(4)

منو ببر به کربلا یا زینب یا زینب یا زینب        ببر کنار شهدا یا زینب یا زینب یا زینب

بگو مسافرت شوم یا زینب یا زینب یا زینب       غلام درگهت شوم یا زینب یا زینب یا زینب

*****

چه دیده ای در کربلا            "آخ" سر بریده رو نیزه ها

دل تو خون شد ز غصه ها

یا زینب   یا زینب   یا زینب

راس حسین به نیزه ها  یا زینب یا زینب یا زینب

آتیش زدند به خیمه ها  یا زینب یا زینب یا زینب

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146