کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٤/۱٢/٢

یا فاطمه من عقده دل وا نکردم         گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم
چشم انتظارم، مهدی بیاید(2)
تا تربتت را، پیدا نماید
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم        گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم
چشم انتظارم، مهدی بیاید(2)
تا تربتت را، پیدا نماید
مادر چرا رنگ از رخ ماهت پریده        مادر چرا خون از گریبانت چکیده
مام دو عالم، مادر، خانه نیاز است        سجاده بگشا مادر،  وقت نماز است
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم        گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم
چشم انتظارم، مهدی بیاید(2)
تا تربتت را، پیدا نماید
در کودکی شد قسمت من خانه داری        هم خانه داری می کنم هم سوگواری
گریم برای، نور دو عینت        هر شب دهم آب، دست حسینت 
دیشب نشستی گیسویم را شانه کردی        امشب در آغوش لحد کاشانه کردی
دیشب گرفتی اشکم ز دیده        امشب ز داغت، مادر، رنگم پریده
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم        گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم
چشم انتظارم، مهدی بیاید(2)
تا تربتت را، پیدا نماید
دیشب دعا کردی اجل جانت بگیرد        امشب دعا کن دخترت زینب بمیرد
دیشب تو بودی، مادر کنارم        امشب به دیوار عزا سر میگذارم
ای مادر مادر، ناله بزن یا زهرا... 
×××××××××××××××××××××××××
ای بهشت قرب احمد، فاطمه
لیلةالقدر محمّد، فاطمه
ای خدا مشتاق یارب یاربت
ای سلام انبیا بر زینبت...

یا فاطمه من عقده دل وا نکردم
گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم
چشم انتظارم مهدی بیاید
تا تربتت را پیدا نماید
ای قبر نا پیدای تو شمع دل ما
ای با تولّایت عجین آب و گل ما
تا کی به یادت دلها پریشان
تا کی مزارت از دیده پنهان
کی گفته تو در دامنِ صحرا بسوزی
در بیت الاحزان یکّه و تنها بسوزی
جای تو نبوَد در دشت و صحرا
مظلومه زهرا مظلومه زهرا
شاعر: حاج غلامرضا سازگار
×××××××××××××××××××××××××××××
 بر مشامم می رسد بوی عزای فاطمه         می شوم آماده ی گریه برای فاطمه
هاتفی از آسمان ها می دهد امشب ندا        فاطمیّه آمده، ماه عزای فاطمه
فاطمیّه آمده ای فاطمیّون غیور        خانه ی دل را کنید امشب سرای فاطمه
در عزایش بر تنم دارم لباس نوکری        این لباس مشکی ام باشد عطای فاطمه
من کجا و گریه در بزم عزای او کجا ؟        اشک چشمانم بُوَد لطف خدای فاطمه
بر جراحات عمیق فاطمه مرهم نهد        هر کسی گرید میان روضه های فاطمه
هر کسی بر بام خانه پرچم زهرا زند        می شود ایمن ز غم تحت لوای فاطمه
مهر زهرا را خدا با طینتم کرده عجین        افتخارم این بُوَد هستم گدای فاطمه
در قنوت هر نمازم بر لبم دارم دعا        بارلاها جان من گردد فدای فاطمه
یاری زهرا نمودن با زبان است و عمل        ای که هستی در پی کسب رضای فاطمه
می رسد آوای یا مهدی هنوز از پشت در        ذکر تعجیل فرج باشد دعای فاطمه
کی می آیی تا بگیری انتقام مادرت ؟        مهدی زهرا بیا، ای دلربای فاطمه
شاعر:محمد فردوسی
×××××××××××××××××××××××××××××
 

ای فُلک عاشقی ز چه پهلو گرفته ای           ای بحر عشق از چه به غم خو گرفته ای
تاریک شد دو چشم علی بی طلوع تو           چندی ست از عزیز دلت رو گرفته ای
بهر سؤال نه، ز مدد یا علی بگو           ای همسری که دست به زانو گرفته ای
ترسم بگیرد از من دل سوخته تو را        زخمی که از غلاف به بازو گرفته ای
دیوار را رها کن و از دست من بگیر        ای آن که دست خویش به پهلو گرفته ای
گر چه کبود گشته ولی باز کن به من       آن چشم را که در خَم ابرو گرفته ای
آشفته است چون دل من موی زینبت       زان دم که شانه را ز سر او گرفته ای
موی تو محرم است و علی محرم تو نیست؟       از چیست چهره در پس گیسو گرفته ای؟
شاعر: محمد سهرابی
اول فدایی علی از چه خاموشی      حیدر سیه پوشیده و تو کفن پوشی

 ×××××××××××××××××××××××××××××

متن مناجات با امام زمان(عج) و روضه حضرت زهرا سلام الله علیها- حاج محمود کریمی

الا که صاحب عزای ِ تمام غم هایی        دوباره فاطمیه آمده، نمی آیی؟
به ما نگاه کن ای ساحل ِ نجات بشر           تو را طلب کند این دیده های ِ دریایی
کجا سیاه به تن کرده ای غریبانه          کجا به سینه ی خود می زنی به تنهایی
کجا شبیه ِ علی سر به چاه ِ غم بردی         کجا شبیه ِ علی روضه ِ خوان ِ زهرایی
برای گریه به غم های مادرت آقا         نه اینکه فکر کنم، مطمئنم اینجایی
شنیده ایم که گفتید روضه خوان باشید       به روی چشم هر آنچه شما به فرمایی
*فرمود:برای مادر ما آه بکشید،آه*
شنیده ایم زمین خورده است مادرتان       در آن دمی که به در خورد ضربه ی پایی

هزار بار شکستند رکن ِ مولا را         یکی نگفت چرا می‌زنید زهرا را
همین که فاطمه‌اش بر روی زمین افتاد     سیاه دید علی روی آسمان‌ها را
کسی که شیعه بود، مادرش بود زهرا       خدا گواست که کشتند مادر ما را
فراق فاطمه بر کشتن علی بس بود      روا نبود ببندند دست مولا را
هزار مرتبه نفرین بر آن ستمگر که     که کشت حامی تنها امام تنها را
*این روزها توی مدینه:*
برای مادر سادات گریه منع شده     که بهر گریه گرفته‌ است راه صحرا را
*یه روز علی دید فاطمه اش توی ِ بیت الاحزان، که یه سایه بانی درست کرده بود فاطمه بره اونجا بشینه گریه کنه،سایه بان رو هم خراب کردن، تبلیغات بر علیه اونها بود به ضرر اونها بود، علی دید فاطمه اش نیست، گشتن یه نفر گفت:آقا جان دارن از سمت اُحد میان، علی دوید،دید صورت حسنین از شدت آفتاب سوخته، مادر داره میآد، زیر بغل های مادرشون رو گرفتن، قدم قدم،هر یه قدم فاطمه یه آه میکشه، خانم جان اُحد رفتید چه کنید؟ میگم. تو راه رفتن که نمیتونه حرف بزنه،آمد خانه رو بستر آرام آرام خوابوندنش،علی جان، سایه بانم رو خراب کردن،رفتن سر ِ قبر عموم حمزه شروع کردم گریه کردن،بچه ها شما چرا اینطوری شدید؟ گفتند:بابا آفتاب خیلی سوزان بود، مادرم زیر ِ آفتاب داشت گریه می کرد، ماجلوی ِ آفتاب ایستادیم مادر اذیت نشه*
علی چگونه ببیند بر آن رخ نیلی       شرار تابش خورشید و سوز گرما را
کنار سایه ی نخلی در آفتاب گریست        شب از عناد بریدند نخل خرما را
رواست عالمیان جان دهند از این غصه       که جای پنجه ی دیو است روی حورا را
قسم به سوره ی یاسین و هل ‌اتی «میثم»      که پیش چشم علی می‌زدند طاها را
*صورتی که توی ِ آفتاب سوخته باشه حتماً دیدید، ابی عبدالله و امام مجتبی، با مادر آمدند،صورت ِ بچه ها تو آفتاب سوخته شد، یک بار اینجا صورت حسین... یک بار جلوی آفتاب ایستاد،آفتاب به زینب نتابه،یک بارم زینب صدا زد:عزیز ِ دل ِ برادر، علی جان، کشته های خودشون رو دفن کردن،بدن ِ امام زمان روی زمین،عریان،پاره پاره،سه روز و دو شب، توی بیابان کربلا،شب ها وحوش می آمدند،درندگان،چرندگان می آمدند، هیچ حیوانی به هم کار نداشت، همه می آمدند کنار بدن ِ پاره،پاره،آی رفقا قبل از ما اونها اومدن،سینه زدن،گریه کردن، تا روز سوم بنی اسد اومدن دیدن بدن ها روی زمین،خدایا اینها کی هستند؟بدن ها یا به لباس شناخته میشه یا به سر شناخته میشه، یا یه آثاری تو انگشت و بدن شناخته میشه، رسیدن کنار ِ یه بدنی که هزار و نهصد و پنجاه زخم،امام سجاد فرمود: این بدن ِ حجت ِ خدا حسین ِ...حسین...
×××××××××××××××××××××××××××××
 

مادر تو از این خانه رفتی چه غریبانه      پاشیده ز هم جمع شمع و گل و پروانه

مادر مادر مادر ای مظلومه مادر (2)

با چشم خودم مادر دیدم که تو را کشتند       جرم تو چه بود آخر بر گو که چرا کشتند

مادر مادر مادر ای مظلومه مادر (2)

تو اشک مرا دیدی من داغ تو را دیدم        تو پشت در افتادی من دور تو گردیدم

مادر مادر مادر ای مظلومه مادر (2)

امشب چه غریبانه با ناله سحر کردی        زخم جگر خود را پنهان ز پدر کردی

مادر مادر مادر ای مظلومه مادر (2)

کی می رود از یادم در گوشه این خانه       با بازوی بشکسته کردی سر من شانه

مادر مادر مادر ای مظلومه مادر (2)

در دیده ی خود هر شب خوناب جگر دارم       با گریه نگه باشد بر این در و دیوارم

مادر مادر مادر ای مظلومه مادر (2)

این خانه ی در بسته این گریه آهسته         پیوسته به من گویند از پهلوی بشکسته

مادر مادر مادر ای مظلومه مادر (2)

با چشم خودم مادر، دیدم که تو را بردند       تو اشک مرا دیدی، من داغ تو را دیدم
مادر مادر مادر، ای مظلومه مادر (2)
شبها چه غریبانه با ناله سحر کردی        زخم جگر خود را پنهان ز همه کردی

مادر مادر مادر ای مظلومه مادر (2)

*****
خداحافظ ای مادر مهربان
خداحافظ ای مادر قد کمان
خداحافظ ای مادر بی نشان
خداحافظ ای گریه بی امان

 
کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146