کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٤/۱٠/٢٤

 1-    شعر مناجات و روضه حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93 کریمی

دوباره بعد نماز و نوای روضه صبح     دلم دوباره گرفته برای روضه صبح

صدای زمزمه می آید و میان نسیم      صدای فاطمه در گریه های روضه صبح

من کیستم امام حسین مکررم     بر اهل بیت حضرت عباس دیگرم

مشهور گشته ام به علی اکبر حسین       نجل ولی ام و ز ولی الله اکبرم

زیباتر از تمام شهیدان کربلا    پرپرتر از تمامی گلهای پرپرم

پوشیده شد به خون جبین ماه عارضم      پاشیده شد چو دانه تسبیح پیکرم

قرآن شانه سه امام بزرگوار    از تیغ آیه آیه شده پای تا سرم

روزی که چشم خویش گشوده ام در این جهان      عشق حسین موج زد از شیر مادرم

لیلا هنوز شیر به کامم نریخته    گردان به دور یوسف زهرای اطهرم

آیینه محمّدم و جان سه ولی       نام مرا نهاده ولیّ خدا "علی"

خون من است آب گلستان کربلا    زخم من است لاله بستان کربلا

پیش از شب ولادت خود پر گشوده ام    معراج رفته ام ز بیابان کربلا

آن لحظه ای که از دهنم می چکید خون      لب بر لبم نهاد سلیمان کربلا

یوسف به تخت سلطنت مصر تکیه زد    در خون نشست یوسف کنعان کربلا

با خون حنجرم بنویسید روی خاک    پاشیده شد ز هم تن مهمان کربلا

از چشم آسمان ولایت ستاره ریخت      تا ماهش اوفتاد به میدان کربلا

یک ماه پاره با بدن پاره پاره اش      گم گشته است در دل طوفان کربلا

سروی که غرق بود به گل بوسه حسین     گردید نقش خاک بیابان کربلا

درد فراق من پدرم را غریب کرد     از اهل بیت غارت صبر و شکیب کرد

دامان قتلگه شده بیت الحرام من    سعی و صفا و مروه و کنار مقام من

رویم همیشه سوره نور حسین بود    پامال گشت حرمت من احترام من

کردند قطعه قطعه تنم را چو برگ گل    وقتی شناختند علی هست نام من

ای اهل کوفه عاطفه و رحمتان کجاست   کمتر کنید خنده به اشک امام من

کردم به اهل کوفه نصیحت هزار حیف    باران سنگ بود جواب کلام من

در موج خنده های عدو داد می زند     بابا رساند به گریه کنانم سلام من

دور حسین گشته و قربانی اش شوید     این است بر تمام جوانان پیام من

بابا همین که لب به لب من نهاد دید      خون گلوی من شده جاری ز کام من

زهرا نظر بر این تن صد چاک می کند      خون از لبم به چادر خود پاک می کند

-----------------------------------------

ای سینه شما همه جا نینوای من   مثل حسین گریه کنید از برای من

تا آخرین نگاه پسر را کند نگاه    خون پاک می کند پدر از چشم های من

بر زائرین تربت پاکم خبر دهید    پایین پای یوسف زهراست جای من

خواهم دوباره یا ابتا سر دهم ولی    خون گلو به حنجره بسته صدای من

تنها نه ای پدر بدنم در کنار توست     با توست همسفر سر از تن جدای من

مثل زره تمام تنم چشمه چشمه شد    از بس رسیده نیزه به سر تا پای من

هر جا که گشت نقش زمین سرو قامتی    یاد آورید از من و قد رسای من

تا مهدی انتقام نگیرد ز قاتلم      گرید هماره نسل جوان در عزای من

یا حسین...

*****************************************************

2-    متن شعر روضه حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93- کریمی

هر کس که روشن است چراغ بصیرتش    پشت سرش بود ز یم خون دعای من

من کشته بصیرت و عشق و ولایتم        ....

وقتی اون شب آخر ابی عبدالله فرمود همه کشته میشیم، فرمود بابا؛ اولصنا علی الحق؟ آیا ما بر حق هستیم؟

ابی فرمود آره بر حقّ هستیم ... یه لبخندی زد و فرمود به قول خودمون چه خیالیه... من از خدامه برا شما «امامم» کشته بشم تکه تکه بشم...

من کشته بصیرت و عشق و ولایتم           تا ابد هماره چراغ نور هدایتم

من اولین ذبیحِ، ذبیح خدا شدم     مانند برگ برگ گل از هم جدا شدم

می خواستم جامه بپوشم به زخم تن     یا رب هزار شکر که حاجت روا شدم

می خواستم که سر بگذارم به پای دوست      شکر خدا که دفن به پایین پا شدم

خون خدا نهاد روی خود به روی من     بر من رسید مژده که خون خدا شدم

تا زودتر حضور رسول خدا رسم   اول شهید هاشمی کربلا شدم

شب عاشورا همه اصحاب نشستند، حبیب ابن مظاهر شمشیر بر زانو نهاده به یاران ابی عبدالله سفارش میکنه مثل فردا نکنه یکی از ماها زنده باشیم و یکی از بنی هاشم یه زخم برداره... فردای قیامت جواب بانوی دو عالم رو چی بدیم... هیچ کس سرش و نمی تونه بالا بگیره همه ما باید فدایی بچه های فاطمه بشیم...اگه قراره کسی کشته بشه اول ما... چه یارانی داشت ابی عبدالله...

خلاصه روز عاشورا اصحاب همه رفتند میدان... کسی غیر از بنی هاشم نمونده... نفر اول از بنی هاشم علی اکبر اومد...آقا جان اجازه میدان می دهید... فرمود  بیا یه دعا برات بخونم، برو از اهل خیام خداحافظی کن... رفت به خیمه لباس رزم بر تن .. همه براش دعا خوندن... رفت.. روانه میدان شد...

شمشیر را بالا گرفت؛ انا علی ابن الحسین ابن علی...

لشکر دشمن همه سیراب ... علی اکبر لب تشنه... یکی یکی اومدند. اونقدر از دشمن به درک واصل کرد که اسب از روی جنازه ها باید می پرید... هی صدا می زد بعدی... یه چند لحظه ای کسی نیومد گفت برم یه سر بابام رو ببینم... صدا زد؛ العطشُ قد قتلنی... تشنگی داره من و میکشه...

ابی عبدالله صدا زد... برگرد پسرم ... زود به دست رسول خدا سیراب میشی...

از بس که نیزه بر بدنم آمده فرود     سر تا قدم به دشت بلا نی نوا شدم

بابا کشید قد روی اسب و نگاه کرد    من پاره پاره از دم شمشیرها شدم

آمد بالا سر علی اکبرش... چه آمدنی ... لشکر همه کنار رفتند... (یه حرفی بزنم گوش بده؛) جنگ و کشتن که کاری نداره... وقتی حسین اومد  می تونستند همون موقع حلقه بزنند حسین(ع) رو هم بکشند... فقط برای اینکه دل ارباب حسین رو بسوزونند... هلهله کردند... به حسین خندیدند...

برخیز ای موذن جانبخش خیمه ها     جانم فدای گفتن الله اکبرت

هی دست و پا نزن، نزنم بر سرم     پا بر زمین نکش، نکشم ناله در برت

ای علی  .. ای عزیز دل بابا

اشک من است جسم تو تکثیر کرده است     یا اینکه ریخته است به دور پدر پرت

خون لخته مانده بین گلویت نفس بکش   یک سرفه کن که باز شود راه هنجرت

با دست این لخته های خون رو از دهان علی خارج کرد ... علی حرف بزن...

تو بر عبا بخواب و برو  من و عمه ات     می آوریم خیمه بقایای پیکرت...

همه ناله بزنند ... صدای هلهله دشمن به خیمه ها نرسه... عمه سادات اومده میدون کنار پیکر علی اکبر...

بر خیز و  رو به هرمله بدگهر مده    پنجاه سال زحمت من را هدر مده

بالا بلند بابا، گیسو کمند بابا     اگه تو بری تو این زمونه، دل به کی ببنده بابا

ای ماهی غرق خونم، ای باغ گل خزونم  پاشو که منم مثل تو نیمه جونم 

(سبک دشتی؛ )

این بیابان جای خواب ناز نیست     ایمن از صیاد تیر انداز نیست

خیز بابا تا از این صحرا رویم    اینک به سوی خیمه لیلا رویم

پاشو عزیزم، ببین که دشمن    به گریه من، داره میخنده

پاشو عزیزم، بریم به خیمه      زخم سرت رو، عمه ببنده

ای حسین...

 ****************************************************

3-    متن شعر زمینه-شهادت حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93- کریمی

 یاحسین حسین حسین...

 یم فاطمی، دُر سرمدی        مه هاشمی / گل احمدی

ز سرادقات محمدی      طَلَعَت ظُهُورُ جَلالَتی

به ملک مطاع، به خدا مطیع          به مرض شفا، به جزا شفیع

چه مقام بندگی اش منیع     به چه طاعتی به اطاعتی

به سما قمر / به نبی ثمر    به فاطمه دُر / به علی گهر

به حسن جگر / به حسین پسر     چه نجابتی / چه اصالتی

خم زلف او / چه شکر شکن       به مثال عمره پاره تن

سپری و که به کفن فتن     به چه قامتی و قیامتی

زجلو نظر سوی قتلگه         ز قفا نظر سوی خیمه گه

که نموده شب به قدش نگه    به چه حسرتی و چه حالتی

ز قفا دو زن شده نوحه گر     یکی عمه گفت و یکی پسر

که نما به حالت ما نظر    به نظارتی به اشارتی

یم فاطمی، دُر سرمدی        مه هاشمی / گل احمدی

ز سرادقات محمدی      طَلَعَت ظُهُورُ جَلالَتی

این کیست این، این کیست این، این ذکر طوفانی است این

این عشق طوفانی است این، آیات قرآنی است این      

این نور ربانی است این، این گوهر جانی است این

بسم اله ای روح البقا،           بسم اله ای شیرین لقا   

بسم اله ای شمس الضحی،        بسم اله ای عین الیقین

                                         بسم اله  ای خون خدا          بسم اله ای شهد ولا

یا ساکن کرب و بلا         یابن امیرالمومنین 

بسم اله  ای خون خدا          بسم اله ای شهد ولا

شاه شهید کربلا           یابن امیرالمومنین

بسم اله ای روح البقا،           بسم اله ای شیرین لقا   

بسم اله ای شمس الضحی،        بسم اله ای عین الیقین

حسین حسین حسین...

می خواستم چراغ شبهام باشی    می خواستم همیشه همرام باشی

می خواستم عصای دستام باشی

ای حسین...

****************************************************

4-    متن شعر زمینه-شهادت حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93- کریمی

می خواستم چراغ شبهام باشی    می خواستم همیشه همرام باشی

می خواستم عصای دستام باشی     

ای علی اکبرم   وقتی رفتی از حرم   یادم اومد مادرم، قد و بالات و برم

حالا اومدم بالاسرت، چی شده گلم با پیکرت    منم و نفس نفس زدن، تو  و نفسهای آخرت

می خواستم یاره امامت باشی       ای یوسف عزیز امت باشی

فردا تو پناه عمّت باشی

پیر شدم با رفتنت ، لحظه افتادنت    پیش چشمم کشتنت، ارباً اربا شد تنت

وقتی به تو می رسم علی    می بینی که بی کسم علی

بیا و یه کم آروم بگیر    تو رو به خدا قسم علی

حالا اومدم بالاسرت، چی شده گلم با پیکرت    منم و نفس نفس زدن، تو  و نفسهای آخرت(3)

می خواستم برام پرو بال باشی      تا فردا برام کمک حال باشی

افتادم کنار گودال باشی

پاره پاره است این بدن    پیش چشمم جون نکن

دست و پا اینقدر نزن    دلبر رعنای من

پسرم و کشتن ای خدا        تموم تنش جدا جدا        

چه جوری بلند شم از زمین        تا ببرمش به خیمه ها

حالا اومدم بالاسرت، چی شده گلم با پیکرت    منم و نفس نفس زدن، تو  و نفسهای آخرت(3)

حسین حسین...

ای علی.... علی الدنیا بعدک العفا...

حسین... حسین...

با یک نفس تمام جهنم شود بهشت     گویند اگر جهنمیان یک صدا حسین

****************************************************

5-    متن شعر زمینه- هیئت ثارالله- شهادت حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93- کریمی

یا حسین... یا حسین

ای گل حرم بابا، رفتی از برم بابا       میری و منم یاد مادرم بابا(3)

ای جونم، بابا فدای تو    می خونم، دعا برای تو

می مونم، به تماشای تو    قد و بالای تو(2)

من با حسرت نگاه آخرت علی     گریه می کنم به جای مادرت علی(2)

می بینم توی نگات، شرم و از روی بابات     می میرم می میرم، برا صدات(3)

میوه دلم بابا، حل مشکلم بابا    داغ رفتنت، میشه قاتلم بابا

سر تا پا، خود پیمبری        بی همتا، شبیه حیدری

از خیمه، میری و با خودت، دلها رو میبری

میری و محاسنم سفید میشه علی     بی تو قلب عمه نا امید میشه علی

رفتی ای، امید من  ای سرو رشید من    ای عشق اصحاب شهید من

می بینم توی نگات، شرم و از روی بابات     می میرم می میرم، برا صدات...

غرق خون شدی بابا       نیمه جون شدی بابا

از رو مرکبت، سرنگون شدی بابا

رحمی کن به دل مضطرم     از خیمه اومده خواهرم

من تنهام پاشو دلاورم، پاشو بریم حرم

از غم تو اهل خیمه پیر میشن علی      بی تو فردا خواهرات اسیر میشن علی

افتادی روی زمین، حال بابا رو ببین       اشکام با خون تو شده عجین

می بینم توی نگات، شرم و از روی بابات     می میرم می میرم، برا صدات...

حسین حسین...

 ****************************************************

6-    متن شعر واحد- شهادت حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93- کریمی

گمان مدار که گفتم برو دل از تو بریدم       نفس شمرده زدم همرهت پیاده دویدم

محاسنم به کف دست بود و اشک به چشمم      گهی به خاک فتادم گهی زجای پریدم

دلم به پیش تو  جان در قفات دیده به قامت      خدای داند و دل شاهد است من چه کشیدم

دو چشم خود بگشا و سوال کن که بگویم      ز خیمه تا سر نعش تو من چگونه رسیدم

ز اشک دیده لبم تر شد آن زمان که به خیمه   زبان خشک تو را در دهان خویش مکیدم

نه تیغ شمر مرا میکشد نه نیزه خولی      زمانه کشت مرا لحظه ای که داغ تو دیدم علی

هنوز العطشت میزد آتشم که ز میدان     صدای یا ابتای تو را دوباره شنیدم

سزد به غربت من هر جوان و پیر بگرید     که شد به خون جوانم خضاب موی سپیدم

کشتی شکست خورده طوفان کربلا      بر  خاک و خون فتاده به میدان کربلا

گر چشم روزگار بر او فاش میگریست     خون می گذشت از سر ایوان کربلا

 ****************************************************

7-    متن شعر واحد سنگین-دودمه- شهادت حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93- کریمی

مظلوم ... حسین     غریب... حسین

تشنه...حسین      بی کس... حسین

ولدی یا ولدی      از جوان من علی  

ولدی یا ولدی        روح و روان من علی

ولدی یا ولدی    آرام جان  من علی

ولدی یا ولدی     شبیه مصطفی علی

 یا ابی عبدالله     یابن الحیدر

یا ابی عبدالله   زاده زهرا

یکه و تنها      یا ابی عبدالله

در دل صحرا    یا ابی عبدالله

عصر عاشورا    یا ابی عبدالله

یاری نما    رهبر ما     

رحمت نما     امام ما

ابی عبدالله    ابی عبدالله

نوح و گو تا که بیاید نگرد طوفان را         که کنار لب خشک تو شده ساحل من

بهر قتلم نگری نیزه و شمشیر چه ها     که همین داغ جگر سوز شود قاتل من

----------------------------

دودمه حضرت علی اکبر(ع)

احمد و حیدر و زهرا و حسن را دیده ام     علی اکبر پسرم

در عبایم همه آل عبا را دیده ام        علی اکبر پسرم

****************************************************

8-    متن شعر شور- شهادت حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93- حسین طاهری

حسین حسین...

الا یا اهل العالم، قال العابس     فی یومٍ عاشورا، فی ارض الکربلا

حب الحسین اجننی .... حب الحسین اجننی...

به نام نامی سر بسمه تعالی سر     بلند مرتبه پیکر بلند بالا سر

فقط به تربت اعلی سجده خواهم کرد     که بنده تو نخواهد گذاشت هر جا سر

حب الحسین اجننی .... حب الحسین اجننی...

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق      که پر شده است جهان از حسین سر تا سر

زهیر گفت حسینا بخواه از ما جان     حبیب گفت حبیبا بگیر از ما سر

حب الحسین اجننی .... حب الحسین اجننی...

نحن و مجانین الحسین...

حب الحسین اجننی .... حب الحسین اجننی...

سپس به معرکه عابس اجننی گویان     درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم امّ وهب را به پاره تن گفت        برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش به آرزوش رسید    گذاشت لحظه آخر به پای مولا سر

حب الحسین اجننی .... حب الحسین اجننی...

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلق شد     همان سری است که برده برای لیلا سر

سری که احمد و محمود بود سر تا پا       همان سری که خداوند بود پا تا سر

حب الحسین اجننی .... حب الحسین اجننی...

حب الحسین وسیلة السّعداء

سری که احمد و محمود بود سر تا پا       همان سری که خداوند بود پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد      پر از علی شود آغوش جنگ سر تا سر

حب الحسین اجننی .... حب الحسین اجننی...

دلم هوای حرم کرده است می دانی        دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

الا یا اهل العالم     قتل الحسین و بکربلا

قتلوه عطشانا...   ذبحوه عریانا...

حسین حسین...

 ****************************************************

9-    متن شعر شور- شهادت حضرت علی اکبر(ع)- شب هشتم محرم 93- کریمی

حسین  حسین...

با تو عاشق دارم،  محاله که دست از،  عشق تو بردارم(2)

با تو زندگی دارم،  تو که نباشی من،  بیمار بیمارم(2)

بی تو دریا ازم دوره، مرداب مردابم،

بی تو چشمای من کوره، بی تاب بی تابم

ای جانا  ای جانا  ای جانا ، جانا

ای یارا  ای یارا  ای یارا ، یارا(2)

شوریده و شیداتم،  شیرینی رویامی   من تا قیامت به پاتم، دین و من و دنیامی

ای جانا ای جانا ای جانا ، جانا

ای یارا  ای یارا  ای یارا ، یارا(2)

وقتی من  گرفتارم،  همیشه دستای تو رو،   بالا سرم دارم

بین این شب تارم،    توی دل تنگم،   شوق حرم دارم

روزها هوایی شوره،  این عشق شیرینم

شبها رویای من نوره، خوابت رو می بینم

ای جانا ای جانا ای جانا ، جانا

ای یارا  ای یارا  ای یارا ، یارا(2)

منم منم دلبسته، ذکرم امیری آقا    تویی تویی که دست، منو میگیری آقا

ای جانا ای جانا ای جانا ، جانا

ای یارا  ای یارا  ای یارا ، یارا(2)

بی تو، دل پریشونه    کسی به غیر از تو     برام نمی مونه

بی تو ،دنیا زندونه   همیشه می مونم     در همین خونه

ارباب   کی رو دارم جز تو    وقف توام آقا

ارباب   تا زنده ام از تو     دم می زنم آقا

ای جانا ای جانا ای جانا ، جانا

ای یارا  ای یارا  ای یارا ، یارا(2)

من که دلم شد زنده، با مکتب روح الله    روی سرم سربنده، حسین اباعبدالله

شوریده و شیداتم،  شیرینی رویامی   من تا قیامت به پاتم، دین و من و دنیامی

ای جانا ای جانا ای جانا ، جانا

ای یارا  ای یارا  ای یارا ، یارا(2)

ای جانا ای جانا       ای یارا  ای یارا

سلطان عشق      دریاب مارا

حسین حسین...

واعطشا...  به کربلا...

شب شهادت علی اکبر ذکر...   علی  علی علی...

هلاک این چند خطم .. هزار بار هم بشنوم

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج        افتاده ام به پای تو یا ثامن الحجج

از کار من گره نگشاید کسی مگر      دست گره گشای تو یا ثامن الحجج

بالله نمی روم در بیگانگان به عجز    تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند      هستند خاک پای تو یا ثامن الحجج

پایین کارنامه من نقش بسته است     امضای کربلای تو یا ثامن الحجج

یا امام رضا(ع)...

نويسنده: کانون - ۱۳٩٤/۱٠/۱٥

امروز برای شهدا وقت نداریم             ای داغ گل لاله تو را وقت نداریم

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است         ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

چون فرد مهمی شده نفس دغل ما        اندازه یک قبله دعا وقت نداریم

در کوفه تن، غیرت ما خانه نشین است       بهر سفر کرب و بلا وقت نداریم

تقویم گرفتاری ما پر شده از زرد        ای سرخ گل لاله، تو را وقت نداریم

هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم        خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

*********************************

ای جانباز

تویی که چون سروش حق، صلای عاشقانه زد    کبوتر دل تو پر، به اوج بیکرانه زد

گرفت خو بدان هوا، که یک نفس از آن فضا      نه سوی آب و دانه شد نه سر به آشیانه زد

غلام همت توام که بازوی بریده ات        لوای عزت و شرف به قله زمانه زد

درون آتش ستم اگر که سوخت پیکرت      چو شمع روشن از دلت فروغ حق زبانه زد

اگر به شیشه جفا تو را فتاد دست و پا     ولی شکوفه یقین ز خاطرت جوانه زد

اگر که خصم تیره دل، گرفت چشم روشنت      ز مشرق دل تو سر، فروغ جاودانه زد

اگر شکست پشت تو، سرای دین درست شد    شکوه و فرّ نام تو ، علم به بام خانه زد

چو مرغ عشق، روح تو گه نیایش و دعا     چه نغمه ها که تا سحر به پرده شبانه زد

به پای چرخت از شرف فلک به عجز سر نهاد    چه بوسه ها فرشته ات به خاک آستانه زد

درود ما نثار تو که عزکم استوار تو    به توسن فسردگی شرار تازیانه زد

شاعر: استاد محمود شاهرخی- در غبار کاروان

**********************************

پاره های دل

ز آه سینه سوزان ترانه می سازم      چو نی ز مایه جان این فسانه می سازم

به غمگساری یاران چو شمع می سوزم      برای اشک دمادم بهانه می سازم

پر نسیم به خوناب اشک می شویم     پیامی از دل خونین روانه میسازم

نمی کنم دل از این عرصه شقایق فام     کنار لاله رخان آشیانه می سازم

در آستان به خون خفتگان وادی عشق      برون ز عالم اسباب، خانه می سازم

چو شمع بر سر هر کشته می گُدازم جان      ز یک شراره هزاران زبانه می سازم

ز پاره های دل من شلمچه رنگین است      سخن چو بلبل از آن عاشقانه می سازم

سر و تن و دل و جان را به خاک می فکنم     برای تیر تو چندین نشانه می سازم

کشم به لجّه شوریدگی، بساط «امین»      کنون که رخت سفر بی کرانه می سازم

شاعر: حضرت آیت الله خامنه ای

*******************************

نويسنده: کانون - ۱۳٩٤/۱٠/۸

 

زمین به لرزه درآمد،شکست کنگره ها         رها شدند خلایق ز بند سیطره ها

 شبی که آتش آتشکده فروکش کرد        شبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها

 صدای همهمه ی موبدان زرتشتی        هنوز مانده به گوش تمام شب پره ها

 شب ولادت فرخنده ی بهاری سبز       شب وفات زمستان سرد دلهره ها

 دوباره نور و طراوت به خانه ها آمد        نسیم آمد و وا شد تمام پنجره ها

     جهان به یُمن حضورش، بهشتی از برکات

       نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

ستاره ها به نگاهی شدند سلمانش       منجمان ِ مسلمان ِ برق چشمانش

ز انبیاء الهی که رفته تا معراج؟      به غیر از او که ملائک شدند حیرانش

مقام بندگی اش را کسی نمی داند      پیمبران اولوالعزم مات ایمانش

بساط ذکر سماوات را به هم می ریخت     نماز نیمه شب و شور صوت قرآنش

اویس های قرن را ندیده عاشق کرد     تبسم لب ِ داوودی ِ غزل خوانش

شفیع روز جزا گشت وحضرت حق داد        به دست پاک محمد کلید رضوانش

 امیر و قافله سالار کاروان ِ نجات

 نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

 مسیح مکه شد و نبض مرده را جان داد        به مرگ دخترکان قبیله پایان داد

 خرافه های عرب را اسیر حکمت کرد      به جای تیغ جهالت، به عشق میدان داد

 نماز شکر سپیدارها چه دیدن داشت!      همان شبی که سپیده اذان باران داد

 نبی ست پیر خرابات و ساقی اش حیدر      در ابتدا به علی او شراب عرفان داد

 تبسمش به کسی چون بلال عزت داد      مسیراصلی دین را نشان انسان داد

 چه قدر فاصله مان تا بهشت کمتر شد!      برات مردم ری را به دست سلمان داد

 شب تجلی مهتاب روشن عرصات

 نثار مقدم پرخیر و برکتش صلوات

 کبوترم نشدم، تا کبوترش باشم       دخیل گنبد سبز و مطهرش باشم

 زمان نداد اجازه که مشق عشق کنم      غلام مسئله آموز منبرش باشم

 چه قدر دیر رسیدم سرقرار وصال!     چه شد؟ نخواست که عمار محضرش باشم

 قبول، شیعه خوبی نبوده ام اصلاً      نشد که حلقه به گوش برادرش باشم

 خدا کند که مرا از قلم نیندازد      بهشت مست ِ می جام کوثرش باشم

 به حال وروز خودم فکر می کنم، انگار       قرار بوده که گریان دخترش باشم

شب گرفتن حاجت، زیارت عتبات

نثار مقدم پرخیر و برکتش صلوات

شعر از سایت www.3saleh.com

***************************

سلام ذات خدای منان       سلام احمد سلام قرآن

سلام جنت سلام رضوان      سلام حوری سلام غلمان

سلام توحید سلام ایمان       سلام دانش سلام عرفان

سلام خلقت سلام خالق       به جان پاک امام صادق(ع)


امام آدم،  وصی خاتم       کتاب محکم خطاب مبرم

رئیس مذهب ولی عالم       به قدر اعلا ، به علم اعلم

هزار عیسی هزار مریم     به او مؤید به او مکرم

ششم ولی خدای سرمد     شریک قرآن وصی احمد


نسیم جنت وزان ز کویش     شراب کوثر روان ز جویش

نگاه خورشید به ماه رویش      دروداحمدبه خلق و خویش

نیاز دانش به گفتگویش          وجود بسته به تار مویش

سپهر فیضش پر از ستاره     پر از مفضل پر از زراره


کتاب عرفان رخ منیرش            هزار برهان به یک ضمیرش

بزرگواران همه حقیرش         زمامداران همه اسیرش

رجال دانش همه فقیرش       فقیر علم ابوبصیرش

جلال،خاک ره غلامش              حیات عرفان، دم هشامش

حیات دین از قیام علمش        رموز قرآن پیام علمش

ز وهم برتر مقام علمش        کلیم محو کلام علمش

عطای کوثر ز جام علمش          هماره جاوید نظام علمش

خرد، تفکر دو پایبندش        نماز، قرآن نیازمندش

کتاب و حکمت دو مستمندش          مسیح را جان ز نوشخندش


دُر سخن را دلش خزانه           سپاه دانش پیش روانه

چه در تکامل چه در زمانه         علوم بی او همه فسانه

به هر کتابت از او نشانه          به هر قرائت از او ترانه

به پور حیان دری گشوده             که دانشش را بشر ستوده

 

امام صادق که تا قیامت       به کل خلقت کند امامت

به مُلک دلها وُرا زعامت      به کشور جان کند اقامت

وجود دین را از او سلامت    ز ما توسل از او کرامت

فلک مطیع اشارت او    مَلَک مرید زیارت او

شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار (با کمی تغیر)

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146