کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٤/۳٠

نوحه امام حسین (سبک بوشهری)

الهی بهـر قربانی بـه درگاهت سر آوردم         نـه تنها سر برایت بلکه از سر بهتر آوردم

پی ابقای قد قامت بـه ظهر روز عاشورا            بـــرای گـفتن الله اکبر، اکبر آوردم

پــی آزادی نــسـل جـــوان از بـنـــد اسـتـبـداد         بـرادر زاده ای چـون قـاسـم فــرخ فـر آوردم

عـلی را در غدیر خم، نبی بگرفت روی دست       ولی مـن روی دست خود علیّ اصغر آوردم

عــلی انگشـتر خـود را بـه سائل داد، اما مـن           بــرای ساربان انگشت و بـا انـگـشتـر آوردم

بــرای آن کـه هم دردی کنم با مادرم زهرا           برای خوردن سیلی سه ساله دختر آوردم

برای کشتن دونان بـه دشت کربلا یـا رب         چو عـباس همایـون فـر امیر لشگـر آوردم

اگر با کشتن من دین تو جاوید می گردد         برای خنجر شمر ستمگر حنجر آوردم

به پاس حرمت بوسیدن لب های پیغمبر            لبانی تشنه یا رب بهر چوب خیزر آوردم

بــرای آن کـه قـرآنت، نگـردد پایمال اسـب        بــرای سُمّ مـرکب هـا خدایـا پیکـر آوردم

حسن را گر که از لخت جگر آکنده شد تشتی      مـن اینک سر برای زینت تـشت زر آوردم

من ژولیده می گویم حسین بن علی گفتا        خدایا بهر قربانی به درگاهت سر آوردم!

                                                                                             شاعر: مرحوم ژولیده  نیشابوری

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٤/۱٩

متن شعر سینه زنی سنگین:

ای تیغ گرچه خون به رخم هاله کرده ای     من را رها از این، غم سی ساله کرده ای

مولا علی ، یا علی یا علی جانم...

سی سال می شود که شده گریه قوت من      شوق وصال می چکد از هر قنوت من

سی سال می شود که فقط آه می کشم       با مشک اشک چشم خود از چاه می کشم

سی سال می شود که مرا پیر کرده اند      از زندگی و جان و جهان سیر کرده اند

سی سال می شود که دلم غم گرفته است      بعد از فراق فاطمه ماتم گرفته است

مولا علی ، یا علی یا علی جانم...

سی سال می شود که عزادار مانده ام       آری سیاه پوش غم یار مانده ام

سی سال استخوان به گلو گریه کرده ام      با چشم خار رفته فرو گریه کرده ام

سی سال روزگار مرا تیره کرده اند        چشم مرا به راه اجل خیره کرده اند

سی سال بار غربت دین را کشیده ام       آبی نخورده ام به جز آب دو دیده ام

مولا علی ، یا علی یا علی جانم...

سی سال مثل شمع سحر آب رفته ام    در روضه های فاطمه از تاب رفته ام

سی سال یاد آن گل صد برگ کرده ام     هر لحظه از خدا طلب مرگ کرده ام

سی سال وقت گریه بر روضه فدک     بر زخم بی کسی خودم ریختم نمک

سی سال روضه خوان غروب مدینه ام    گریه کن قدیمی بازو وسینه ام

سی سال پیش یار مرا بی هوا زدند    در کوچه تمام زندگی ام را به خاک زدند

ناله بزن یا زهرا ...

***********************************************

متن شعر روضه کریمی- شهادت امام علی(ع)

یک مرد تنهای غریبه     از دیگران طعنه شنیده

داغ غریبی را چشیده    یک عمر بی خوابی کشیده

دارد عجب شوقی برای دیدن روی شهیده

در شهر محنت زای کوفه      شبگرد خسته پای کوفه

در کوچه ها آقای کوفه     این رهبر تنهای کوفه

رد می شود از خواب شوم بی خیالی های کوفه

سی سال اشک و بی تبسم     سی سال درد و مرقدی گم

سی سال تنها بین مردم     سی سال مانده در تلاطم

سی سال بی زهرا نخورده آب سرد و نان گندم

این آخر عشق و عبادت    شبها به گریه کرده عادت

مرد میاندار رشادت      بسته کمر بهر شهادت

یا فاطمه یا فاطمه گویان رود سمت سعادت

با مردم از فردایشان گفت    از آخر آخرزمان گفت

از رازهای آسمان گفت     حرف خدا را بی امان گفت

آرام  بر بالای ماذنه رفت و اذان گفت

(الله اکبر الله اکبر... کوفه آروم آروم بیدار میشه... آه اذان آخر مولا علیه)

محراب آمد پیش منبر       نیت نمود الله اکبر

با تیغ برّان خصم کافر    آمد به سوی فرق حیدر

ناگه امیر لافتی شد در میان خون شناور

آه صدیقه پهلو شکسته     از آسمان بازو شکسته

فریاد می زد هو شکسته        شد جلوۀ یا هو شکسته

فرق امیرالمومنین تا اول ابرو شکسته

***********************************************

متن شعر سینه زنی(زمینه) کریمی- شهادت امام علی(ع)

غرق عزا و ماتم است امشب همه کاشانه حیدر / حیدر حیدر حیدر

عالم شده مانند کوفه باز ماتم خانه حیدر / حیدر حیدر حیدر

زینب به سینه می زند بهر عزای حضرت حیدر / حیدر حیدر حیدر

ایتام گریان هست و خسته پشت درب خانه حیدر / حیدر حیدر حیدر

دیگر نمی آید ز کوفه ناله های حضرت حیدر / حیدر حیدر حیدر

زینب کفن می آورد آخر برای حضرت حیدر / حیدر حیدر حیدر

کم کم شود آرام و بی جوهر صدای حضرت حیدر  / حیدر حیدر حیدر

دست دعا بالا گرفته عالمی بهر شفای حضرت حیدر / حیدر حیدر حیدر

در کوچه های کوفه مانده جای پای حضرت حیدر / حیدر حیدر حیدر

کاش گردم من خدا امشب فدای حضرت حیدر / حیدر حیدر حیدر

جمعند گرد بسترش بچه های حضرت حیدر / حیدر حیدر حیدر

با یاد زهرا گریه های های حضرت حیدر / حیدر حیدر حیدر

غرق عزا و ماتم است امشب همه کاشانه حیدر ....

حیدر حیدر... علی علی علی ...(شور)

{آتش گرفته خیمه گاه زاده حضرت حیدر

در علقمه جا مانده ماه زاده حضرت حیدر

تنها شده علمدار سپاه زاده حیدر

در بین آتش مانده طفل بی پناه زاده حیدر

خیره شده بر رأس بر نیزه نگاه زاده حیدر

اهل حرم لب تشنه و دیده به راه زاده حیر

آتش گرفته عالمی از آه آه زاده حیدر

خونین شده از سنگ ها زلف سیاه زاده حیدر

آسمان گشته تاریک در پیش نگاه زاده حیدر

آتش گرفته دامن طفل یتیم زاده حیدر

حیدر حیدر حیدر ... علی علی علی ...}

***********************************************

متن شعر سینه زنی کریمی- شهادت امام علی(ع)

الهی بک یا الله     الهی به رسول الله    الهی به ولی الله

یا علی علی علی علی ...(زمینه)

رو دوش زمین کوه غم، آسمون گرفته      آسمون چشم زینب، باز بارون گرفته (2)

زیر نور ماه کوفه، می ره یار چاه کوفه 

لحظه دیدار فاطمه شد، وا حیدر      ذکر اهالی ارض و سما شد، یا حیدر (2)

شب رسید و باز، اشکی از، دفن مخفیونه      روی شونه ها مولا رو می برند شبونه(2)

با تاب و تب، علی رو بردند      پیش زینب، علی رو بردند

مثل زهرا، غریب و تنها       نیمۀ شب، علی رو بردند(2)

قلب مجتبی، بی تابه       خون به دیدۀ اربابه

تازه شروع غریبی شونه، از امشب     کوفه نداره وفا بخدا، با زینب

زینب کرده هوای مادر    یاد اون گر،یه های مادر

بعد از سی سال، کنار بابا    امشب خالیِ، جای مادر

با تاب و تب، علی رو بردند      پیش زینب، علی رو بردند

مثل زهرا، غریب و تنها       نیمۀ شب، علی رو بردند(2)

علی علی علی... (شور)

***********************************************

متن شعر سینه زنی(زمینه) کریمی- شهادت امام علی(ع)

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را     که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین       به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

علی علی علی ...

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند     چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن     که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

علی علی علی ...

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من      چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به اسیر کن مدارا      به اسیر کن مدارا      به اسیر کن مدارا...

حسن حسن حسن...

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجاعب    که علم کند به عالم شهدای کربلا را

شهدای کربلا را     شهدای کربلا را      شهدای کربلا را ...

حسین حسین  حسین ...

***********************************************

انت المغموم یا ابالحسن    از حق محروم یا ابالحسن

اول مظلوم یا ابالحسن     شاه دل خون یا ابالحسن

مولا مولا یا ابالحسن...

امشب از غم، یا علی بگیم      بگیریم دم، یا علی بگیم

همه با هم یا علی بگیم          مولا مولا یا علی علی

دل محزونه، داغ حیدره        تو دریای، غم شناوره

که پاییزِ، عمر حیدره    

بیت الاحزان، کل عالمه    اون آقا و، سرورِ همه

امشب میره، پیش فاطمه

مولا مولا یا ابالحسن...

زینب موند و، سوز ناله هاش     چه سنگینه، غربت نگاش

داغ مادر، زنده شد براش

زنده شده، یاد کوچه ها     یاد دود و، یاد شعله ها

یاد موندن، زیر دست و پا

مولا مولا یا ابالحسن...

تو رفتی در، اوج غصه ها       ما هم میریم، با آل عبا

روزگاری، سوی کربلا

ظلم و جفا، می بینیم همه    جسارت ها ، می بینیم همه

سرِ جدا، می بینیم همه

***********************************************

متن شعر سینه زنی سنگین:

بارالها عاقبت شد، موسم دیدار زهرا    شد به پایان غصه های، دوری غم بار زهرا

کن نظر بر ناله من، موج خون شد هاله من     آمد استقبالم امشب، یار هجده ساله من

مولا مولا یا علی علی...

در سحر گاه وصالم ، می چکد اشکم ز دیده     آه بینم من چگونه، روی آن قامت خمیده

می روم رو سوی زهرا، من خجل از روی زهرا     کی بود طاقت مرا در، دیدن پهلوی زهرا

مولا مولا یا علی علی...

گرد بستر زینب من، گشته شمع خانه من    مرحم زخم دلم شد، در شب غم خانه من

پیش چشم زینبم من، در میان شور و شینم       باز با عباس گفتم، جان تو جان حسینم

مولا مولا یا علی علی...

گرچه سوزد پیکرم از، فرق از خون لاله گونم      سالها از هجر رویت، ای بهارم دیده خونم

بار خود را بسته ام من، بر رهت بنشسته ام من     دست خالی ام نبینی، با سر بشکسته ام من

.....

بازوی کردگار و علی بود و بس علی     سردار نامدار و علی بود و بس علی

آن کو که قاتلش به عنایات و رحمتش     بودی امیدوار و علی بود و بس علی

مردی که درب قلعه خیبر گرفت و کند    با دست اقتدار و علی بود و بس علی

وای علی علی ... یا علی علی ... (به سمت شور)

***********************************************

متن شعر سینه زنی کریمی(زمینه)- شهادت امام علی

اشهد انّک ولی الله علی / علی یا علی / یا علی یا علی

اول مظلوم علی/ علی یا علی     از حق محروم علی / علی یا علی

اشهد انّک ولی الله علی / ...     اشهد انّک اسد الله علی / ...

مجمع الحسناتی/ علی یا علی      تو صراط نجاتی/ علی یا علی

تو حیات و مماتی/ علی یا علی

الدّخیل و یا علی / علی یا علی      قدر و قرآن و غدیر / علی یا علی

منزل البرکاتی/ علی یا علی       تو تمامی ذاتی/ علی یا علی

تو جمع صفاتی/ علی یا علی

اشهد انّک ولی الله علی / ...     اشهد انّک اسد الله علی / ...

اول مظلوم علی/ علی یا علی     از حق محروم علی / علی یا علی

ای بهانه خلقت/ ای امیر قیامت          ای نهایت اعجاز و کرامت

ولی امامت/ امام امامت/مسیر سعادت       بسته زندگی من به نگاهت

ای امیر دل من / با غم تو سرشت آب و گل من     منم سر راهت/ غلام سیاهت

اعظم العظمایی/ علی یا علی      دلیل بقایی/ علی یا علی

تو نور خدایی/ علی یا علی

قدر و قرآن و غدیر/ علی یا علی

ای تو جلوه یزدان/ علی یا علی(2)      تجسم قرآن/ علی یا علی

نهایت عرفان/ علی یا علی    

اشهد انّک ولی الله علی / ...     اشهد انّک اسد الله علی / ...

اول مظلوم علی/ علی یا علی     از حق محروم علی / علی یا علی

پر زده دل مجنون به هوایت/ علی یا علی     پر کشیده به پایت/ علی یا علی

پر کشیده به آن صحن و سرایت/ علی یا علی     بهشت لقایت/ علی یا علی

تا شود به نگاهی/ علی یا علی     نقش کاشی ایوان طلایت/ علی یا علی

در بهشت خودت معتکفم کن/ علی یا علی     غرق در شعفم کن/ علی یا علی

غرق در شرفم کن/ علی یا علی     راهی نجفم کن/ علی یا علی (2)

ای تمام وجودم به فدایت/ علی یا علی     فدای غبار ملکوتی سرایت/ علی یا علی

پر کشیده دل من، سوی صحن وسرایت     سوی سعی و صفایت/ علی یا علی    

اشهد انّک ولی الله علی / ...     اشهد انّک اسد الله علی / ...

اول مظلوم علی/ علی یا علی     از حق محروم علی / علی یا علی

صاحب شهدایی / علی یا علی      این مقام فنایی / علی یا علی

ای تو سعی و صفایی / علی یا علی

منبع خیر کثیر/ علی یا علی     قدر و قرآن و غدیر/ علی یا علی

قبله حرمینی/ علی یا علی     ای تو نور دو عینی/ علی یا علی

ابالحسنینی/ علی یا علی

ای که قبله حق عرفایی        قبله گاه دعایی   

چشمه سار پر از آب بقایی        همنشین خدا و شهدایی

من که خسته و زارم    آرزو بجز عشق تو ندارم

بی تو و پسرانت(2) / علی یا علی       من چه بی کس و کارم

این دل از حرم تو (3) / علی یا علی    رفته پیش شهیدان خدایی

گشته کرب و بلایی (3) / حسین یا حسین

من اسیر حسینم/ حسین یا حسین      من کبوتر بین الحرمینم/ حسین یا حسین

کلیم اگر دعا کند/ حسین یا حسین    بی تو دعا نمی شود/ حسین یا حسین

مسیح اگر شفا دهد     بی تو شفا نمی شود

اگر جدایی اوفتد، میان جسم و جان من    قسم به جان تو دلم، از تو جدا نمی شود

حسین یا حسین

گرد حرم دویده ام، صفا و مروه دیده ام    هیچ کجا برای من، کرب و بلا نمی شود

حسین یا حسین

کسی که گشت گرد تو، گرد خطا نمی رود     پیرو خط کربلا، اهل خطا نمی شود

جز سر غرق خون تو، که شد چراغ قافله     رأس بریده بر کسی، راهنما نمی شود

حسین یا حسین

ای بدن تو غرق خون(2)، وی سر و روت لاله گون    با چه خضاب کرده ای، خون که حنا نمی شود

کرب و بلا و کوفه شد، سخت به عترتت ولی    هیچ کجا به سختی، شام بلا نمی شود

چوب به دست قاتلت، سوخت و گفت این سخن     جای سر بریده در، تشت طلا نمی شود

حسین، حسین...

***********************************************

ادامه اشعار سینه زنی

متن و شعر روضه امام علی علیه السلام

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٤/۱٩

متن شعر و روضه ویژه شب 19رمضان:

ای تیغ، زمان، زمانه نیرنگ است        ای تیغ بیا که دیده ام خونرنگ است

 یکبار نشد که سیر رویش بینم      بشتاب، دلم برای محسن تنگ است

عمری است که دیده را ترش ساخته ام        خود را خجل از برادرش ساخته ام

 با تخته گهواره او نیمه شب          تابوت برای مادرش ساخته ام

ای تیغ نجات بخش حیدر بودی         از تیغ زبان خصم بهتر بودی

هر چند شکافتی سرم را اما      صد مرتبه مهربانتر از میخ در بودی

ای تیغ اگر چه زهر آبم کرده          تا سینه شراره اش کبابم کرده 

ای کاش علاج جگرم می کردی         پیش از تو غمی خانه خرابم کرده

عمری است که هر لحظه عذابم دادند           ای وای که رنج بی حسابم دادند

کشتند کسی را که سلامم می کرد (زهرا رو کشتند... کی ها؟)       آنان که به دشنام جوابم دادند

بی خود نبود بعد از ضربت خوردن فرمود «فزت و رب الکعبه» بس که دل آقا رو خون کردند...
تو این شبهای آخر هر شب مهمان یکی از فرزندانش بود، شب نوزدهم روایته مهمان دخترش ام کلثوم بود. برای افطار سفره رو پهن کرد، نان و نمک و شیر، حضرت فرمود دخترم کجا دیدی بابای تو سر یک سفره دو نوع غذا بخوره، اومد نمک رو برداره، فرمود شیر رو بردار، چند لقمه ای نان و نمک خورد و مشغول نماز و عبادت شد. اما امشب انگار حال مولا فرق می کنه، مدام به آسمان خیره میشه، اضطراب در چهره مولا نمایانه... ام کلثوم صدا زد بابا چرا حالت امشب پریشانه...
فرمود دخترم؛ من تمام عمر را در صحنه های کارزار و معرکه های سخت گذرانده ام. با پهلوانان و مبارزان بزرگ عرب مبارزه کردم، یک تنه به صف دشمن حمله می بردم. دشمن رو به خاک و خون کشانده ام، اما امشب دیدار حق نزدیکه، بخدا قسم امشب همون شبی که به من وعده داده شده، بالاخره آن شب هولناک به پایان رسید، نزدیک سحر مولا روانه مسجد شد. ام کلثوم از گفتار حضرت پریشان شد و صدا زد پس خوبه تنها نروی ...
آقا فرمود اگه بلای زمینی باشه به تنهایی بر دفع آن قادرم، اما اگر قضای آسمانی و خواسته خدا باشه تسلیم آن هستم...
رفت به مسجد بالای ماذنه اذان صبح را گفت، آخرین اذانش... الله اکبر ... قربون اذون گفتنت یا علی ...

ابن ملجم ملعون با شمشیر زهر آلود در مسجد خوابیده بود. آقا امیرالمومنین از ماذنه پایین آمد و رفت مشغول نماز نافله شد... همچین که سر از سجده اول برداشت اون نانجیب ضربتی با شمشیر بر فرق آقا زد، ضربه به همون جایی خورد که در جنگ احزاب عمروبن عبدود ضربتی به سر آقا زده بود، اما این بار ضربه کاری تر بود، شمشیر زهرآلود بود، فرق امیر المومنین تا پیشانی شکافت و خون محاسن آقا رو خضاب کرد...
آه یه وقت صدای امیرالمومنین بلند شد: بسم الله و بالله علی ملة رسول الله ... فُزتُ و ربَّ الکعبه ... بخدای کعبه قسم که رستگار شدم ... آه دیگه راحت شدم... آخ علی علی علی... 
صدای ناله جبرئیل در آسمانها پیچید «تَهَمَّدَت والله ارکان الهدی، وَانطَمَسَت اعلامَ التُّقی، وَانضَمَّت عروة الوثقی... الا یا اهل العالم قد قتل المرتضی.» بخدا علی کشته شد...
همهمه ای در شهر کوفه به پا شد، مردم سراسیمه به مسجد اومدند، امیرالمومنین فرمود حسنم این ضربت خوردن من نباید مانع نماز بشه، پاشو نماز رو اقامه کن. محراب غرق خون، امیرالمومنین نشسته بروی یک بوریا نماز خواند، حسن در کنار پدر ایستاد... الله اکبر تکبیرةالاحرام ... نماز شروع شد، اما همه چشمها پر از اشک... نماز که تموم شد امیرالمومنین را داخل بوریا گذاشتند به سمت خانه بردند، نزدیک درب خانه که رسیدند فرمود حسنم حسینم صبر کنید، زیر بغلهام رو بگیرید بلند بشم، آخه اگه زینب منو اینجوری ببینه دق میکنه...
آه بمیرم برای دل همیشه داغدار زینب(س)... آخه این مصیبت آخر نیست هنوز مصیبت برادرش حسن مونده... هنوز داغ کربلا و مصیبت شام مونده...
عرض کنیم یا امیرالمومنین شما نخواستی دخترت زینب شما رو با اون حال و فرق شکسته ببینه، اما کربلا نبودی... آه امان از آن لحظه ای که زینب کبری به گودی قتلگاه رفت، بدن حسین ارباً اربا ... سر در بدن نیست ... با تعجب صدا زد هل انت اخی؟ آیا تو حسین منی... یه وقت خم شد لبها رو بروی رگهای بریده گلوی حسین...

به فرق شکافته مولا امیرالمومنین ناله بزن الهی العفو... شب قدره...
(حالا هر جا نشستی انشاء الله تو دنیا و آخرت دستت رو مولا علی بگیره صدا بزن یا علی...)

«تَهَمَّدَت والله ارکان الهدی، وَانطَمَسَت اعلامَ التُّقی، وَانضَمَّت عروة الوثقی... قُتلَ ابنُ عمِّ المصطفی، قُتلَ علیٍ المرتضی، قَتَلَهُ اَشقَی الاشقیاء»

ارکان هدایت ویران شد، نشانه های تقوی تاریک شد، عروة الوثقی از هم گسیخته شد ...

***********************************************

متن شعر روضه مخصوص شب 21 رمضان؛

صاحب عزا کجایی گویم سرت سلامت    کی می شود بیایی گویم سرت سلامت(2)

ای آفتاب زهرا، کی شام تار ما را     چون صبح دم نمایی، گویم سرت سلامت

یابن الحسن کجایی، ما اومدیم گدایی 
شب قدر شب شهادت امام علی (ع) اومدی صدا میزنی، خوب دل بده

کی می شود بیایی، در صبح آشنایی     ای جلوه خدایی، گویم سرت سلامت

در ماتم عزای مولا علی نشستی    ای یار کربلایی گویم سرت سلامت

یابن الحسن کجایی، داد از غم جدایی

بریم در خونه امام علی (علیه السلام)، امشب کوفه چه خبره، جلوی خانه مولا علی همه جمعند...
همه اومدند ببینند چی میشه ، حال آقا امیر المومنین بهتر شده یا نه...

روی دستای یتیما کاسه های پر شیره   
از نگاهشون میشه فهمید باباشون داره می میره

یکی شون با گریه می گفت دیگه هم بازی نداریم    
بی تو امشب روی خاک ها غریبونه سر می ذاریم

با بچه یتیمها بازی می کرد... مرکب میشد رو پشت آقا سوار میشدند... چه آقای مهربونی بود

هر کی اومده عیادت رو لبش امن یجیبه    دیگه خوب نمیشه مولا، آخرین حرف طبیبه

کنار بستر مولا صدای گریه بلنده      حسنش با دست لرزون داره زخمش و می بنده

همه بی تابند و اما امون از گریه دختر    مرحم زخم باباشه چادر خاکی مادر

قطره اشک حسین و وقتی که بابا می ببینه

حسین تو دیگه گریه نکن، من طاقت گریه تو رو ندارم، آخه وقتی حسین گریه میکرد، مادرش هم گریه میکرد، پیغمبر هم گریه می کرد... اصلا همه عالم گریه میکرد

قطره اشک حسین و وقتی که بابا می ببینه    همه حرف و نگاهش با یل ام البنینه(2)

عباسم تو کربلا جان تو و جان حسین... یادت نره هواش رو داشته باش

طبق سفارش آقا امیرالمومنین علی علیه السلام اومدند یه کاسه شیر برای ابن ملجم ملعون بردند...
خانم زینب خطاب به اون نانجیب گفت انشاء الله بابام خوب میشه تو رو به سزای عملت می رسونه
گفت حالا که اینجوریه بذار بگم دلت بسوزه، من اون شمشیر رو به هزار درهم خریدم، هزار درهم دادم تیزش کردند، هزار درهم دادم زهرش دادند... چه زهری اگه تو دریا بریزی ماهی ها همه می میرند... برو دیگه بابات خوب نمیشه... ای مظلوم عالم علی علی...

اما مثل امشب امام علی وصیت هاش رو به بچه هاش گفت، نیمه شب جنازه من رو روی تابوت بذارید، عقب تابوت رو بگیرید جلوی تابوت خودش بلند میشه (جبرئیل و میکاییل، ملائکه های مقرب خدا تابوت علی رو به دوش میکشند) دنبال تابوت برید هر جا فرود آمد شما هم زمین بگذارید، همونجا بر من نماز بخونید، بعد همون جا رو حفر کنید. اونجا همون جایی که پدرم نوح 700 سال قبل از طوفان برای من حفر کرده...

به ناله های نیمه شب امام علی ... الهی العفو

***********************************************

متن شعر روضه مخصوص شب 23 رمضان

دیر شد امشب برایم نان نیاوردی علی      ظرف های شیر را پنهان نیاوردی علی

تو رو خدا خوب گوش بده... حواست اینجا باشه...

چاه می گوید که دریا می شدم هر شب     اشک هایت کو چرا طوفان نیاوردی علی

می رسی از راه امشب سفره ات پهن است باز     مثل هر شب با خودت مهمان نیاوردی علی

هر شب از  راه می اومد  با خودش یه فقیر یه بدبخت بیچاره می آورد خونه...

نان و ظرف شیر را هرگز نمی خواهم بگو    پس چرا امشب برایم جان نیاوردی علی

وقتی نیمه های شب بچه های علی از تشییع جنازه مولا علی بر می گشتند، متوجه شدند تو یه خرابه انگار صدای یه ناله ای میاد... امام حسن جلوتر رفت وارد خرابه شد دید یه پیرمرد نابینا هی صدا می زنه... ای آقای مهربون چرا نیامدی ... چرا به فریادم نمی رسی... امام مجتبی صدا زد آی پیرمرد چی شده چرا ناله می کنی... گقت هر شب یه آقای مهربونی برای من آب و غذا می آورد... دستم و می گرفت کمکم می کرد... الان دو شبه که نمی دونم چرا نیومد...
امام حسن(ع) گفت اون آقا بابای ما علیِ... ما الان داریم از تشییع جنازه همون آقا بر می گردیم... وقتی داستان ضربت خوردن و شهادت و خاکسپاری رو براش تعریف کرد، میگن اون پیرمرد نابینا آنقدر ناله زد و ضجه زد تا همون جا جان داد... گفت ای دنیا خاک بر سر تو ... که این آقای به این خوبی رو نخواستی...

به مظلومیت مولا علی ناله بزن ... الهی العفو

***********************************************

متن شعر مناجات شب قدر

شب قدر است و من قدری ندارم    خدایا توشه قبری ندارم

مبادا لیلة القدرم سر آید    گنه بر نامه ام افزونتر آید

مبادا ماه تو پایان پذیرد    ولی این بنده ات سامان نگیرد

اعوذ بجلال وجهک الکریم ان ینقضی عنّی شهر رمضان او یطلع الفجر من لیلتی هذه و لک قبلی تبعة او ذنب تعذّبنی علیه

الهی العفو...

سحر خیز مدینه کی میایی      امیر بی قرینه کی میایی

عزیزم مادرت چشم انتظاره     دوای درد سینه کی میایی

آخ کشم از سینه ناله کی میایی   امید فاطمه پس کی میایی

... یا امام زمان تو این شب قدر کجایی ، آقا جان امشب یه نظری به جمع ما کن، این رفقا چند شبه میان تو مجلس جد مظلومتون علی، شب زنده داری، دعا خوندند، ناله کردند... امشب شبه مزد گرفتنه
آقا جان شرمندتم، از همه روسیاه تر منم، از همه خرابتر پرونده منه، امشب پرونده اعمال من رو میارند پیش شما مولا جان..
تو سالی که گذشت چقدر دل شما رو شکستم، گوش به حرف شما ندادم،چقدر دست منو گرفتی اما من نیومدم، دستم رو کشیدم... آقا جان امشب برای ما دعا کن... امشب کجایی امام زمان
کجا قرآن بر سر گرفتی و گریه می کنی

یا اباصالح التماس دعا هر کجا هستی یاد ما هم باش   
نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر و مادرت زهرا     
به دیدار قبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

اباصالح التماس دعا ، التماس دعا ، التماس دعا...

شب قدری کربلا رفتی یاد ما هم کن چون زدی بوسه   
کنار قبر ابالفضل باوفا رفتی یاد ما هم باش

اباصالح التماس دعا ، التماس دعا ، التماس دعا

***********************************************

متن شعر مناجات شب قدر

{یار قدیمی، دورم ز اهدنا الصراط المستقیمی     خوش به حال اونی که باش هستی صمیمی

بی تو نشسته بر سرم گرد یتیمی، یار قدیمی}(2)

من چه بی دردم، من که برای فرجت کاری نکردم     من که برای فرجت دعا نکردم

یه سیلی باید بزنم من به خودم، چونکه بی دردم، آره بی دردم

یا امام زمان من برای تو هیچ کاری نکردم، هیچ تلاشی نکردم، فقط سربار تو بودم، آقا جان تو هرشب دعا کردی برا من عاصی، من گناه کردم و شما توبه کردی، دعا کردی خدا منو عذاب نکنه، اما من آبرو تو بردم... ای غریب امام زمان

کوله بارم از گناهه، روم سیاهه روم سیاهه     از تو ای عزیز زهرا خواهشم یه نیم نگاهه

من بی آبرو آقا، گوش به حرف تو ندادم    آرزوم اینه که آقا، روی ماه تو ببینم

یا صاحب الزمان... الغوث و الامان...

***********************************************

شعر پایانی مراسم شهادت امام علی علیه السلام

دنیا چو آن گداست که نان از کفت گرفت     نشناخت قدر و عزت و جاه تو را علی

بالله قسم در کل عالم وجود         مثل تو کس ندیده و ندید جفا علی

ای اول مظلوم عالم... وقتی خبر ضربت خوردن امام علی در مسجد کوفه در بین مردم پیچید، خیلی ها با تعجب گفتند علی تو مسجد چکار می کرد، مگه علی نماز می خوند! معاویه لعنة الله 70 هزار منبر بر علیه امام مظلوم شیعیان به پا کرد، چه تهمت ها و حدیث های جعلی که نساختند... آی بچه هیئتی گول تبلیغات دشمن رو نباید بخوری، نکنه پشت رهبرت رو خالی کنی...

بالله قسم در کل عالم وجود         مثل تو کس ندیده و ندید جفا علی

خون مطهر تو ز پیشانی ات چو ریخت    بخشید تا به ابد به شهادت بها علی

فهمید داغ تو را نیست التیام    شمشیر داد زخم دلت را شفا علی...

اعوذ بالله... امن یجیب المضطر اذا دعاه...

خدایا به فرق شکافته مولا امیرالمومنین فرج امام زمان رو برسان...

به دل داغدار امام زمان در این شبهای قدر بهترین تقدیرها رو برای ما رقم بزن

ما را عاقبت به خیر بگردان... ما را لایق شهادت در راه خودت بگردان

مرضای اسلام و مسلمین شفا ببخش

از سر تقصیرات ما و پدران و مادرانمان بگذر

***********************************

شعر پایانی مراسم  شهادت امام علی علیه السلام:

رها ز درد و غم بی شمار شدم             قسم به خالق کعبه که رستگار شدم

همین که خون سرم ریخت روی سجاده          برای دیدن زهرا امیدوار شدم

به پیش اشک یتیمان ازآن تنم لرزید       که خودبه فصل جوانی یتیم دار شدم

اعوذ بالله ...

امن یجیب ...

***********************************

ادامه اشعار سینه زنی شهادت امام علی ع 1

اشعار سینه زنی شهادت امام علی ع  2

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٤/٤

امشب چه سینه سوز است بانگ اذان مولا       خیزد صدای تکبیر از عمق جان مولا

 از لحظه های افطار در شوق وصل دلدار     بر چهره می درخشید اشک روان مولا

 مولا گشوده آغوش بهر وصال جانان      قاتل به مسجد آید بر قصد جان مولا

 زهرا کنار محراب با ذکرِ واعلیّا     یا فاطمه است امشب ورد زبان مولا

 زخم سرعلی را دیدند اهل مسجد      دردا که نیست پیدا زخم نهان مولا

ای نخلها بگریید ای چاه ها بنالید        دیگر علی ندارید ای دوستان مولا

 حق علی ادا شد فرق علی دو تا شد        سرهایتان سلامت ای خاندان مولا

 ای دوستان بیایید با من به شهر کوفه       تا سر نهیم امشب بر آستان مولا

ریزید ای یتیمان در سفره های خالی      خون جگر به جای خرما و نان مولا

«میثم» (زینب) دگر امیدی در ماندن علی نیست      از دست رفته دیگر تاب و توان مولا

                                                             شاعر حاج غلامرضا سازگار

*************************************


ادامه مطلب ...
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٤/٤

ای تیغ، زمان، زمانه نیرنگ است        ای تیغ بیا که دیده ام خونرنگ است

 یکبار نشد که سیر رویش بینم      بشکاف ، دلم برای محسن تنگ است

عمری است که دیده را ترش ساخته ام        خود را خجل از برادرش ساخته ام

 با تخته گهواره او نیمه شب          تابوت برای مادرش ساخته ام

ای تیغ نجات بخش حیدر بودی         از تیغ زبان خصم بهتر بودی

هر چند شکافتی سرم را اما      صد مرتبه مهربانتر از در بودی

*************************************


ادامه مطلب ...
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/٤/٤

متن شعر ویژه مقدمه مراسم جشن میلاد امام حسن:

شب میلاد گل سرسبد گلشن طاهاست،      جهان محو تماشاست، زمین غرق تجلاست

 چه شوری و چه وجدی و چه غوغاست         که آمد به جهان نور دل حضرت زهرا

 ببینید رخ اشرف اولاد علی را، گل لم یزلی را        فروغ ازلی را،  نبیّ منجلی را،

 که مادر شده زهرا که بابا شده مولا

هله ای اهل ولا، دلشدگان حرم آل عبا            سوختگان مرتضی، امت آل مصطفی

 مژده که اینک ز سما آمده افواج ملائک        که صد یاس جنان در کف هر یک

 همه خنده به لب، لاله به کف، شوق به دل         نور به رخ، دور مدینه به طوافند،

 تجلی سه حرفند همه عین و همه شین و همه قاف،

 همه پشت در بیت رسولند، همه سائل درگاه بتولند   
 همه منتظر اذن دخولند، در این بزم قبولند،

 به لطف نبی و حیدر و زهرا

چه بزمی، چه صفایی، فروزان شده در بیت نبوت

 چه نور و چه ضیائی، ملائک همه حیران شده در پرتو انوار خدایی

 همه آمده در محضر پیغمبر اکرم، نبی اله اعظم      
 محمد که بود در همه اعصار و زمان افضل و اقدم

که ببینند جمال گل زهرا، که ببینند امید دل زهرا،  که ببیند به طوفان بلا ساحل زهرا

 ببینند خدای کرم و جود و سخا را، حسن حاکم اقلیم وفا را، حسن والی و سلطان صفا را

 حسن مجد خدا را، حسن پایه گذار نهضت کرببلا را      حسن نای و نوای نینوا را

 ملائک همه در محضر قدسیش مقیمند،  به درگاه ولایش همگان اهل ارادت ز قدیمند

 همه سائل درگاه کریمند، کریمی که کرم از کرم او شده معنا

 زمین در هیجان است، زمان در نوسان است     
به عشاق جهان مژده بده نیمه ی ماه رمضان است

 عجب لیله ی قدری، چه ماهی و چه بدری       
چه وجدی چه سُروری، چه نوری چه ظهوری

 اگر کرببلایی شده برپا ، ز تدبیر تو و صلح تو و صبر تو باشد

 چه غم اگر که به ظاهر حرمت بقعه ندارد،
به والله که خورشید تمام کهکشانهای جهان قبر تو باشد

 که گفته است غریبی، در ایران شب میلاد تو بنگر که چه جشنی است مهیا

                                                                                         منبع: زمزمه های ولایت

*************************************


ادامه مطلب ...
کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146