کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/۱٩

از امام علی علیه السلام نقل شده است که: یکی از پادشاهان عجم برده ای به پیامبر هدیه نمود، من به فاطمه گفتم نزد رسول خدا برو و خدمتگزاری برای خود درخواست کن، حضرت زهرا(س) نزد رسول خدا رفته و این موضوع را با ایشان در میان گذارد، پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
فاطمه جان! چیزی به تو دهم که برایت از خادم و آنچه در دنیاست بهتر باشد؛ بعد از نماز، ۳۴ بار الله اکبر، و ۳۳ مرتبه الحمد لله و ۳۳ بار سبحان الله بگو.

آنگاه این اذکار سه گانه را با «لا اله الا الله» پایان بخش، و این برای تو از آنچه خواسته ای و از دنیا و آنچه در دنیاست بهتر خواهد بود. (سید محمد کاظم قزوینی، فاطمة الزهراء از ولادت تا شهادت، ترجمه، دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، چاپ سوم،۱۳۶۵، ص ۲۲۴)
امام باقر علیه السلام فرمودند: هرکس تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام را به جا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار می گیرد، و آن تسبیح به زبان صد است، و در میزان (اعمال) هزار(ثواب) دارد، و شیطان را دور کرده، و خداى رحمان را خشنود و راضى می نماید.(وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۱۰۲۳ ، ح3)
ختم تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها با ذکر «لا اله الا الله» وارد شده است و همانطور که می دانید این ذکر از بزرگترین و با فضیلت ترین ذکرهاست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند عزّوجل به موسی بن عمران فرمود: ای موسی! اگر آسما نها و تمام ساکنینش و مجموع زمینهای هفت گانه را در پیشگاه من به یک طرف ترازو و «لا اله الا الله» را در طرف دیگر بگذارند به راستی که کفّه «لا اله الا الله» بر آن کفه ترجیح خواهد داشت. (وسائل الشیعه: 7/209، باب44، حدیث 9132؛ بحارالانوار: 90/196، باب5، حدیث 18)

بهترین هدیه عالم
ما اعتقاد داریم که حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) بهترین بنده خداوند متعال هستند. و همچنین اعتقاد داریم که حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، بهترین دختر، بهترین همسر و بهترین مادر هستند، پس وقتی بهترین پدر بخواهد به بهترین دختر هدیه ای دهد چیزی را به او می دهد که بهترین و بی نظیر باشد. امام باقر علیه السلام فرمودند:
خداوند به چیزی مانند تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) حمد و ستایش نشد. اگر چیزی بهتر از آن وجود داشت پیامبر صلی الله علیه وآله آن را به حضرت زهرا سلام الله علیها می بخشیدند. (الکافی، کلینی، دارالکتب الإسلامیة، ج ۳، ص ۳۴۳)

تسبیحات را چه زمانی بگوییم؟
معمولا برای ما اینگونه نهادینه شده است که بعد از نمازهای واجب تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را می گوییم، اما خوب است بدانیم این ذکر شریف فقط مختص اتمام نمازهای واجب نیست و هر وقت گفته شود برکت خود را دارد. هر چند بعد از نمازهای واجب مستحب موکد است
 .امام صادق(علیه السلام) می فرماید: هرکس تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را قبل از اینکه وضع خود را بعد از نماز واجب عوض کند، به جا آورد، خداى متعال او را مشمول مغفرت خود مى گرداند. (فروع کافى، کتاب الصلاة، ص ۳۴۲، ح 6)
خوب است بدانیم یکی از مواقعی که به گفتن این تسبیحات سفارش شده است هنگام خواب است {وَ عند إرادة النوم لدفع الرویا السیِّئة} و هنگام خواب برای دفع خواب های بد مفید است (العروة الوثقی المحشی، سید محمد کاظم بن عبدالعظیم طباطبایی، ج ۲ ص ۶۱۶)
دستور العملی بهتر از کیمیا
در خاطره ای آیت ا... محمدی ری شهری از فرزند شیخ حسنعلی نخودکی نقل کرده اند که: مرحوم ابوی در مرقد حضرت امام رضا علیه السلام، آشیخ حسنعلی را می بینند. می آیند که با ایشان صحبت کنند، ایشان زیارت می خواندند و اشاره میکنند بروید جلوی مدرسه حاج ملا جعفر، زیارت را که خواندم، به آنجا می آیم.
به آنجا می آیند و به ایشان می گویند: «شما را به این حضرت رضا علیه السلام قسم می دهیم که علم کیمیا را به من یاد بدهید» ایشان می گویند: «اگر همه کوههای عالم را طلا کنید، آیا اطمینان دارید که از آنها سوء استفاده ای نشود؟» می گویند:« نه، اطمینان ندارم» می گوید: « پس چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی شوید.» این را قبلا نشنیده بودم، بعداً از اخوی بزرگ حاج آقا موسی شنیدم و کاملش را برایم بیان کردند. ایشان می گویند آشیخ می گفتند اول آیةالکرسی می خوانید، بعد تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد سه تا قل هو الله و سه صلوات و سه مرتبه » وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ٭ وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ وَمَنْ یتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدْرًا« سوره طلاق، آیات 2و3»(کتاب زمزم عرفان، نوشته آیت ا... محمدی ری شهری).

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/۱٦

 1-      متن شعر مناجات امام زمان و روضه حضرت قاسم ابن الحسن - کریمی

یا صاحب الزمان ...

شب جمعه است، زمون آشتی با تو      من اومدم که بشنوم صدای تو

صدای گریه کردنت       صدای روضه خوندنت     

صدای سینه زدنت      آقا فدای شال دور گردنت

آقا کجا دست به دعا گرفتی     تو این شبا کجا عزا گرفتی

فدای پرچم زدنت        فدای روضه خوندنات   

برای من هم روضه بخون      آقا فدای گریه و اشک شبات

یابن الحسن...

آقا جونم کجایی، حتما که کربلایی    هلاکم که تو روضه مون بیایی

روضه اون یتیمی که          میگفت عمو تاج سرم      

نامه بابام رو ببین         بابام اجازه داده که منم برم

رخ عیان کرد و باز غوغا شد     آسمان هم به پیش او پا شد

نسبی از کریم ها دارد     از همان کودکی اش آقا شد

سیزده سال زندگی کرد و      همه اعتبار دنیا شد

با ابالفضل بودنش این شد     شکل رزمش شبیه سقا شد

با عمو بود و از همان اول     در دلش شور کربلا جا شد

بعد از اینکه حسن ز دنیا رفت    همه دلخوشی مولا شد

شال سبزی است دور گردن او     حسن کربلا چه رعنا شد

دل به دریا زده است همچون رود   یادگار یل جمل کُش بود 

بغض او در گلوش پنهان بود    چشم او آسمان باران بود

زیر پا فرشی از پر جبریل     روی سر دست عمه قرآن بود

از عمو رخصت نبرد گرفت    چشم او چون عموش گریان بود

همه جا گرد و خاک اما باز     پسر مجتبی نمایان بود

از عمو اجازه گرفت؛ امام حسین کاری برای قاسم کرد که برای علی اکبر نکرد برای ابالفضل قبل از رفتن همچین کاری نکرد. خود ابی چیکار کرد آقا؟ در عرب اگه یکی بخواد موقع میدون رفتن کسی رو تهییج کنه، شمشیرش رو به کمر اون شاگرد یا پسر می بنده، ابی عبدالله فقط برای قاسم اینکار رو کرد... برای اینکه روحیه بهش بده؛ آخه قاسم که اومد فقط با یک پیراهن بدون خود و جوشن، گفت من برم، ابی عبدالله دلش سوخت، چه زرهی به تن این پسر 13 ساله بپوشه، فقط یه عمامه سبز بر سر قاسم بود، آقا عمامه رو به دو نیم کرد یک نیم بست به دور شانه قاسم، نیم دیگر هم صورت قاسم رو بست، همایل شمشیر رو محکم به کمر قاسم بست... حسین داره قاسم رو تجهیز میکنه، جلوی چشم همه اهل خیام، همه اشک تو چشماشونه، لبخند رو لبهای قاسم، خوشحاله از این که میره میدون، فدایی ابا عبدالله... سوار بر اسب شد اومد وسط میدون، جمال عین امام حسن(شمس بنی هاشم)، صدا زد خطاب به عمر سعد؛ ای بی حیا بی شرم بچه های پیغمبر تشنه اند دارند گریه میکنند، راه رو بر کی بستی؟  با نعره حیدری گفت عمر سعد تو به اسبت آب دادی گفت: بله، گفت خجالت نمیکشی بچه های پیغمبر تشنه اند... بیایید با من بجنگید.
عمر سعد به ارزق شامی گفت برو میدان، ارزق گفت خجالت نمیکشی به من میگی برو با یه بچه بجنگ... گفت تو اینها رو نشناختی، این نوه حیدره... شجاعت تو خون اینهاست، گفت نکنه می ترسی. گفت من می ترسم!؟ پسر بزرگش رو صدا زد شمشیرش رو بهش داد گفت برو سر این پسر رو برای من بیار. سوار بر اسب حمله ور شد به سمت قاسم؛ با تمام تجهیزات جنگی، پسر علی با یه لا پیراهن(زره نداشت قاسم) یه جاخالی داد پسر ارزق رد شد اما دو نیم بر زمین افتاد، صدای تکبیر بلند شد... پسر دوم اومد حمله کرد قاسم ضربه ای بهش زد، افتاد موهاش بلند بود، خم شد با دست موهای اون ملعون رو گرفت رو زمین دست و پا میزد... روحیه لشکر عمر سعد به هم ریخت. چرخی در میدان زد شروع کرد به رجز خواندن قاسم "اِن تُنکرونی فَاَنا ابن الحسن، سبط النبی المصطفی المؤتمن" ... جنازه رو رها کرد. پسر سوم و چهارم ارزق هم اومدند و کشته شدند. تو اومدن خود ارزق شامی دو تا قول هست؛ یکی درگیر شدند و بعد به هلاکت رسید، یکی دیگه هم نوشتند اومد جلوی حضرت قاسم ایستاد گفت: پسرهای من رو کشتی. الان داغت رو به دل مادرت میذارم، (عین عبارت) قاسم(ع) فرمود: غصه نخور الان به پسرهات ملحق میشی...گفت تو که ادعا میکنی پهلوون شامی حتی بند کفشت هم بازه... سر آورد پایین نگاه کنه چنان با ضربه شمشیر زد به سر ارزق که از روی اسب افتاد پایین، صدای الله اکبر از اهل حرم بلند شد. ای جانم پسر علی... بعضی ها نوشتند سی و چند نفر، از قول امام سجاد نوشتند سه نفر دیگه هم به هلاکت رسوند، خرامان اومد به خیمه ها، جلوی عمو ایستاد سرش رو پایین انداخت صدا زد؛ یا عمّا العطش العطش، ادرکنی بشربة من الماء. اما آبی در خیمه ها نبود. از اهل خیام خداحافظی کرد بار دیگر به میدان رفت. چهره این نوجوان خیلی نورانی بود. دوره اش کردند، یه نامردی چنان از پشت سر ضربه زد قاسم(ع) روی زمین افتاد. بعضی ها نوشتند دیدند حریفش نمی شوند اول اسبش رو با نیزه زدند روی زمین افتاد، از دور سنگبارانش کردند... باباش رو تو مدینه تیرباران کردند... پسر تو کربلا سنگباران... صدا زد یا عمّا ادرکنی... حسین اومد دید قاتل نشسته بالا سر قاسم ...

رجزی خواند و سنگباران شد     بعد از آنوقت تیرباران شد

از حرم مثل باد عمو آمد    هدف تیغ، تیغ داران بود

گفت با جان من چه ها کردند    چه بلایی سر تو آوردند

دور تو قیل و قال می بینم    و تو را خسته بال می بینم

وای من زیر سم مرکب ها     بدنت پایمال می بینم

قرص ماه حسین برویت     جای ابرو هلال می بینم

چی شد بدنش زیر سم اسبها رفت؟؛ حسین آمد بالای سرش دید خنجر تو دست قاتل، شمشیر رو روانه قاتل کرد داشت فرار میکرد،  همه با هم به حسین حمله کردند، تو حمله به حسین این بچه زیر دست و پا موند... زیر سم اسبها یه اتفاقی افتاد که دیگه سر قاسم رو نیزه بند نشد... ای حسین...

خدایا به اون لحظه ای که حسین بالای سر قاسم رسید دیگه صدا ناله اش نیومد، فرج امام زمان برسان...

*****************************************

2-      متن شعر سینه زنی زمینه حضرت قاسم ابن الحسن – کریمی

عمو حسین، عمو حسین... حسین  حسین

ثمر ریاض دل علی      دُر فاطمه، گهر حسن

به رسول و قطره ای از جگر      به حسین و پاره ای از بدن

به دو لب عقیق، یمن یمن     به دو طرّ موش ختن ختن

رخ او چراغ بهشت دل      قد او قیامت کربلا

شهدای وادی سرخ لا      شده خم به ارض ارادتش

سرو دست و تن سپر بلا     یم خون بهشت شهادتش

مه و سال و هفته و روز و شب     همه لحظه های ولادتش

زده خیمه در یم سرخ خون    شده مرد سنگر ابتلا

رخ او چراغ بهشت دل      قد او قیامت کربلا

تو طواف دور عمو کنی     ملکوت گرد طواف تو

نگه حسین به قامت و     نگه حسن به مصاف تو

دل عمه و جگر عمو    شده شمع بزم مصاف تو

که شود خضاب به مقتلت     ز حنای خون سر و دست و پا

 تو شهید عرصه کربلا     تو حسین را علی اکبری

عمویت به جای پدر به تو    تو بر او به جای برادری

چه شود به پیکر نازکت     که میان این همه لشکری

علی اکبر دگر عمو    زچه رو شدی زعمو جدا

یم فاطمی دُر سرمدی     مه هاشمی گل احمدی

ز سرادقات محمدی    طلعت ز نور و جلالتی

*****************************************

3-      متن سینه زنی زمینه شب ششم محرم - کریمی

{کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین}(3)

قاسم، قاسم، قاسم...

کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین

میدون میدون جمل    تیغم مصداق اجل

نایم نای مجتبی     مرگم اهلا من عسل

دارم نشونی، روی تیغ و کفن     با بال خونی، شده پرواز من

ان تُنکرونی، فانا ابن الحسن

من پسر سبط پیغمبرم   بغض علی دارید من حیدرم

بعد علی اکبر اکبرم      من حیدرم، پیغمبرم

جدم صاحب کتاب       دامادش ابوتراب

بابا و عموی من    هر دو سید الشباب

کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین

از عطش عشقت بی تاب شدم   از کرم بابام سیراب شدم

من به فدای تو ارباب شدم    بی تاب شدم ، سیراب شدم

از نسل کرامتم ، سرباز ولایتم     با این فرق غرق خون، دنبال شهادتم

فرقم از ثقل الحدید، تا ابرو به خون تپید    این زخمها کمه برام، ای لشکر هل من مزید

همه پسرها مثل بابا میشن    بیاید بتازید به روی این این بدن

ان تُنکرونی، فانا ابن الحسن

کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین

بیاید بجنگید مثل مرد تن به تن     یلی بیارید که حریفم بشن

ان تُنکرونی، فانا ابن الحسن

کرب و بلا صفین مولام حسین     من حسنی هستم آقام حسین

بعد پدر بوده بابام حسین        آقام حسین ، مولام حسین

قاسم، قاسم، قاسم...

افتادم از پشت فرس    عمو به فریادم برس    

حسین حسین...

*****************************************

4-      متن شعر سینه زنی واحد سنگین شب ششم- رحیمی

شور و شوقم را ببین، یاور نمی خواهی عمو     اکبری یک ذره کوچکتر نمی خواهی عمو

تاب دوری مرا اینجا دل پاکم نداشت          قاسمت آخر را پیش خود آخر نمی خواهی عمو

روز آخر باز حیدر را نمی خواهی عمو

شال بر دوش و گریبان باز صورت قرص ماه       در میان کربلا محشر نمی خواهی عمو

وقت رفتن تو مگر با یاد زهرا مادرم           بر فراز نیزه هجده سر نمی خواهی عمو

یادگاری از حسن بودم گلی از باغ عشق     از برادر هدیه پرپر نمی خواهی عمو

عمو حسین    عمو حسین    عمو حسین

*****************************************

5-      متن  شعر سینه زنی واحد سنگین شب ششم- صمیمی

عمو عمو بیا به بالین من        رسیده لحظه های شیرین من

دین و دنیای من      تویی بابای من

عمو به عشق تو اسیرم    برای غربتت بمیرم

عمو حسین عمو حسین جان

به خون فتاده تازه داماد من     خدا مگر رسد به فریاد من

چه سرو رشیدی     چه قدی کشیدی

رسیده ای به آرزویت    شدی فدایی عمویت

عمو حسین عمو حسین جان

چرا مشبّک شده پیکر تو     چه پاسخی دهم به مادر تو

قاسم این حال است    باورش محال است

شکسته استخوان سینه    دل مرا بردی مدینه

آخ عمو حسین عمو حسین جان

*****************************************

6-      متن  شعر سینه زنی واحد سنگین حضرت قاسم ابن الحسن - کریمی

هلمّوا... هلمّوا ...

هلمّوا نبکی اصحاب العبا       و نرفع سبط خیر الانبیاء

(بیایید با هم برای اصحاب عبا گریه کنیم)

هلمّوا نبکی مقتول بکته   ملائکة المهیمن فی السماء

هلمّوا نبکی اصحاب العبا       و نرفع سبط خیر الانبیاء

هلمّوا نبکی مقتول علیه   بکی  وحش المهامه فی الافلاة

الا فابکوا... الا فابکوا...

الا فابکوا قتیل قد بکته     البتول فاطمة خیر النساء

هلمّوا نبکی اصحاب العبا       و نرفع سبط خیر الانبیاء

....

*****************************************

7-      متن  شعر سینه زنی شور حضرت قاسم علیه السلام- کریمی

یا حسین حسین حسین...

کبوتر من، پرت شکسته       تمام پا تا، سرت شکسته

پرت مثل مادرت شکسته      شبیه حیدر، سرت شکسته

 پا بر زمین نکش ای قامت خمیده    نفس نفس نزن ای نفس بریده

جونم کنارت به لب رسیده

قآسم ، قاسم ، قاسم...

پا بر زمین نکش ای قامت خمیده     نفس نفس نزن ای نفس بریده

جونم کنارت به لب رسیده

قاسم ، قاسم ، قاسم...

جونت دیگه تا گلو رسیده      چیزی نمونده  به مو رسیده

زخم سرت تا ابرو رسیده     چشا تو وا کن عمو رسیده

 چه میکنی تو با این زخمای کاری    الهی من بمیرم چه بی قراری

 اسم بابا تو به لب میاری

 تنت پر از زخم، شبیه باباست      پهلوت شبیه، پهلوی زهراست

قدت رسیده به قد عباس     روح بلندت تو آسمونهاست

رفتی پیش بابات و چشم من دریاست   برو بگو به بابات حسینش اینجاست

بگو غریبه، بگو که تنهاست

پا بر زمین نکش ای قامت خمیده     نفس نفس نزن ای نفس بریده

جونم کنارت به لب رسیده

یا حسین...

*****************************************

8-      متن  شعر سینه زنی واحد شور- کریمی

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین(4)

ثمر ریاض دل علی        دُر فاطمه، گهر حسن

رخ او چراغ بهشت دل    قد او قیامت کربلا

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

این کیست این، این کیست این     هذا جنون العاشقین

از آسمان بهتر شده         از نور او روی زمین

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این گوهر جانی است این       این ذکر ربانی است این

این عشق بالایی است این          این عشق دریایی است این

این عشق زهرایی است این     این عشق مولایی است این

این سبط طاهایی است این        این عشق مولایی است این

بسم اله ای خون خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

حسین حسین ... شور

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

بسم اله ای خون خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

*****************************************

9-      متن  شعر سینه زنی  شور- کریمی

یه عده علی رو دیدن /  حسن رو دیدن /  حسین رو دیدن

رفتن و رفتن  /  تو ظلمت شب /  ترسیدن

یه عده کسی رو ندیدن/  کرب و بلا رو /  فقط شنیدن

موندن و موندن / پای ولایت / جنگیدن

ما ثابت کردیم / که اهل کوفه نیستیم / علی تنها بمونه(2)

ما مَرد مَردیم / محاله که برگردیم / عوض شده زمونه

اگه من بودم کربلا         سپر اصغر میشدم      

تو نماز ظهرت حسین       پیش تو پرپر میشدم

یه عده غدیر و دیدن /  تو روز روشن / علی رو دیدن

واضح و روشن  /  حق علی رو /  نفهمیدن

یه عده غدیر و ندیدن/  قصه غدیر و /  فقط شنیدن

هزار سال بعد / حرف حسین و  / فهمیدن

ما صاحب داریم / مگه میشه دوباره / علی تنها بمونه(2)

ما بیعت کردیم / با مکتبی که ریشه اش / تو دل آسمونه

دعا کن یا صاحب زمان       منی که زندم با حسین

 تو رکابت باشم آقا         با یه سربند یا حسین

اگه من بودم کربلا         سپر اصغر میشدم      

تو نماز ظهرت حسین       پیش تو پرپر میشدم

یه عده علی رو دیدن /  حسن رو دیدن /  حسین رو دیدن

رفتن و رفتن  /  تو ظلمت شب /  ترسیدن

یه عده کسی رو ندیدن/  کرب و بلا رو /  فقط شنیدن

موندن و موندن / پای ولایت / جنگیدن

ما ثابت کردیم / که اهل کوفه نیستیم / علی تنها بمونه(2)

ما مَرد مَردیم / محاله که برگردیم / عوض شده زمونه

اگه من بودم کربلا         سپر اصغر میشدم      

تو نماز ظهرت حسین       پیش تو پرپر میشدم

یا حسین حسین حسین...

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/۱٦

متن شعر سینه زنی واحد – شب اول محرم 93 - میرداماد

{سلام ای دو عالم به عشقت اسیر     سلام ای که بی تو فقیرم فقیر

امیری حسینٌ و نعم الامیر      حسین یا حسین، حسین یا حسین}(2)

دوباره ماه پر از غم آمد    منادی می خواند محرم آمد(2)

تپشهای دل کند دق الباب     سلام ای موسم عزای ارباب(2)

شور عزا حسین / ای عشق ما حسین / لبیک یا حسین(3)

در آن شهر که درگیر غمها شدم    اسیر اسیران دنیا شدم

نماز عشا بود که تنها شدم     ولی هو شدم، ولی هو شدم

اگر چه بی کس، اگر چه تنها    ولی می مانم من به پای مولا

به لبهای من گل لبخند است    شهید راه عشق سعادتمند است

شد شهر رنج و غم    مبهوت عزتم، دارالاماره ام

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دو عالم به عشقت اسیر     سلام ای که بی تو فقیرم فقیر

امیری حسینٌ و نعم الامیر      حسین یا حسین، حسین یا حسین

دوباره ماه پر از غم آمد    منادی می خواند محرم آمد

تپشهای دل کند دق الباب     سلام ای موسم عزای ارباب

شور عزا حسین / ای عشق ما حسین / لبیک یا حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

در این شهر غربت که بی منزلم    نشسته غمت یا حسین بر دلم

همین می شود عاقبت قاتلم    امان از دلم، امان از دلم

نوشتم نامه، بیایی اما    میا سمت کوفه به حق زهرا

به حق زهرا، به حق حیدر   دلم پر تشویش است برای اصغر

شهری که بی خداست / روز و شبش عزاست / کوفه چه بی وفاست

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دو عالم به عشقت اسیر     سلام ای که بی تو فقیرم فقیر

امیری حسینٌ و نعم الامیر      حسین یا حسین، حسین یا حسین

دوباره ماه پر از غم آمد    منادی می خواند محرم آمد

تپشهای دل کند دق الباب     سلام ای موسم عزای ارباب

شور عزا حسین / ای عشق ما حسین / لبیک یا حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد سنگین – شب اول محرم 93 - میرداماد

محرم اومده دلها رو غم گرفت    دوباره شهرمون بوی حرم گرفت

بازم سیاهی و باز پرچم و علم    بازم روی لبم شعرهای محتشم

{السلام شاه غریب       السلام شیب الخزیب

السلام خاکی شده     صورتت خد التریب}(2)

آقا گرفتار توام ، آقا بدهکار توام     آقا عزادار توام، آقا عزادار توام

کوچه به کوچه رو، دارم میگردم و     کسی نمی بینه، انبوه دردمو

تو این غریبه ها یه آشنا نبود    میون مردمش یه جو وفا نبود

ای آقا چی بگم از بی کسی   چی بگم از کوفیان   

دلشوره دارم واست    جون رقیت نیا

آقا غریبم بی کسم، آقا برات دلواپسم    آقا گرفته توی این شهر نفسم

آقا عزادار توام، آقا عزادار توام...

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه – شب اول محرم 93 - میرداماد

{یآ ساکن کربلا    یآ وارث الانبیاء

خامس الاولیاء     ساکن کربلآ، یا حسین}(2)

محرم اومده داره صدات میاد    صدای گریه عزادارات میاد(2)

صدای طبل و سنج دسته هات میاد    چقدر لباس سیاه به نوکرات میاد

صدای سوز و آه / صدای پای ماه / صدای مادری میون قتلگاه

صدای اضطراب / صدای آب آب / صدای گریه های کودک رباب

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین(2)

یآ من بکته السماء  / یابن خیرالوری، سدرة المنتهی / یا حسین

دوباره عطر و بوی نذری هات میاد     دوباره بوی سیب کربلات میاد

می گن زمانی اشک نوکرات میاد      که مادرت میون روضه هات میاد

صدای مادرت / دعای مادرت / می میرم آخرش برای مادرت

قسم به خواهرت / بگو به دخترت / دعا کنه یه بار برای نوکرت

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین(2)

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه – شب دوم محرم 93 - میرداماد

یا امیر من لا امیر له       نصیر من لا نصیر له

مجیر من لا مجیر له         یا حسین یا حسین

محرم اومده داره صدات میاد    صدای گریه عزادارات میاد(2)

صدای طبل و سنج دسته هات میاد    چقدر لباس سیاه به نوکرات میاد

صدای سوز و آه / صدای پای ماه / صدای مادری میون قتلگاه

صدای اضطراب / صدای آب آب / صدای گریه های کودک رباب

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین(2)

یآ شفیع من لا شفیع له    عزیز من لا عزیز له

ولی من لا ولی له     یا حسین، یا حسین

دوباره عطر و بوی نذری هات میاد     دوباره بوی سیب کربلات میاد

می گن زمانی اشک نوکرات میاد      که مادرت میون روضه هات میاد

صدای مادرت / دعای مادرت / می میرم آخرش برای مادرت

قسم به خواهرت / بگو به دخترت / دعا کنه یه بار برای نوکرت

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین(2)

یا مغیث من لا مغیث له       مجیر من لا مجیر له

امیر من لا امیر له     یا حسین، یا حسین

تموم عمر منو تو انتظار بذار    ولی یه کربلا برام کنار بذار

می خوام یه بار ببینمت اگه بشه    کنار شش گوشه باهام قرار بذار

قرار آخرم ، یه گوشه حرم   نمیشه باورم بیای بالا سرم

شب وفات من، اینه دعای من   یه فاتحه بخونی تو برای من

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین...

حسین، حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب دوم محرم 93 - میرداماد

{سلام ای نگاهت مسیحا حسین     سلام آبروی دو دنیا حسین

فدای لب تشنه ات یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین}(3)

سلام ای ماه به خون جان داده    سلام ای خورشید به خاک افتاده

بی ابتدا حسین / بی انتها حسین/ لبیک یا حسین (2)

سلام ای نگاهت مسیحا حسین     سلام آبروی دو دنیا حسین

فدای لب تشنه ات یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه به خون جان داده    سلام ای خورشید به خاک افتاده

بی ابتدا حسین / بی انتها حسین/ لبیک یا حسین

سلام ای نگاهت مسیحا حسین     سلام آبروی دو دنیا حسین

فدای لب تشنه ات یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه به خون جان داده    سلام ای خورشید به خاک افتاده

بی ابتدا حسین / بی انتها حسین/ لبیک یا حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

از این کاروان می رسد زمزمه    سلام ای زمین پر از واهمه

سلام ای زمین غم فاطمه    سلام علقمه، سلام علقمه

هنوز آرامش میان دلهاست     علم در دستان رشید سقاست

سقا دلاور است / امید لشکر است / فرزند حیدر است

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای نگاهت مسیحا حسین     سلام آبروی دو دنیا حسین

فدای لب تشنه ات یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه به خون جان داده    سلام ای خورشید به خاک افتاده

بی ابتدا حسین / بی انتها حسین/ لبیک یا حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب سوم محرم 93 – میرداماد

{سلامٌ علی ساکن کربلا     سلامٌ علی باب حاجاتنا

سلامٌ علی من بکته السماء    حسین یا حسین، حسین یا حسین}(3)

سلامی از جان به تو ای جانان      سلام ای معنای تمام قرآن(2)

ای معنی حیات / ای کشتی نجات / سلطان کائنات

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلامٌ علی ساکن کربلا     سلامٌ علی باب حاجاتنا

سلامٌ علی من بکته السماء     حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلامی از جان به تو ای جانان       سلام ای معنای تمام قرآن

ای معنی حیات / ای کشتی نجات / سلطان کائنات

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

اگر آمدم شام و کوفه سفر     سر تو مرا می کشاند پدر

و گرنه طنابی ندارد اثر      به دستان من

شبیه عمه، منم زهرایی      ندیدم در این راه بجز زیبایی

اگرچه خاکی شده این معجر    ولی یک لحظه هم، نیفتاد از سر

رنج و غم سفر با دیدنت پدر     گردیده بی اثر

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلامٌ علی ساکن کربلا     سلامٌ علی باب حاجاتنا

سلامٌ علی من بکته السماء     حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلامی از جان به تو ای جانان       سلام ای معنای تمام قرآن

ای معنی حیات / ای کشتی نجات / سلطان کائنات

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سبک روضه:
سلام ای پدر آمدی سوی من    نگاهی کن اینک به گیسوی من

نگاهی به چشمان کم سوی من   بابا، ببین روی من

(جای سیلی که عمه می بوسید     گریه می کرد و داشت زمزمه ای

علتش را چو از او پرسیدم      گفت خیلی شبیه فاطمه ای)

سلام ای پدر آمدی سوی من    نگاهی کن اینک به گیسوی من

نگاهی به چشمان کم سوی من   بابا، ببین روی من

بدون تو در میان صحرا      زمین خوردم گفتم مدد یا زهرا

چه زجری بابا کشیدم بی تو     ازین دنیا دیگر بریدم بی تو

 بر نیزه ها سرت / بر خاکه پیکرت / بیچاره دخترت

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلامٌ علی ساکن کربلا     سلامٌ علی باب حاجاتنا

سلامٌ علی من بکته السماء     حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلامی از جان به تو ای جانان       سلام ای معنای تمام قرآن

ای معنی حیات / ای کشتی نجات / سلطان کائنات

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب چهارم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای دلت مثل دریا حسین    پذیرای دلهای تنها حسین

به درگاه تو آمدم یا حسین    حسین یا حسین، حسین یا حسین}(3)

سلام ای ماه شب تاریکم      به لطف تو من به خدا نزدیکم

دنیای من حسین / عقبای من حسین / آقای من حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دلت مثل دریا حسین    پذیرای دلهای تنها حسین

به درگاه تو آمدم یا حسین    حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه شب تاریکم      به لطف تو من به خدا نزدیکم

دنیای من حسین / عقبای من حسین / آقای من حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

قبولم کن آقا اگرچه بدم    ولی عاقبت نزد تو آمدم

ببین پیش پای تو زانو زدم    حسین یا حسین، حسین یا حسین

مرا می بخشی، خودم می دانم    ولی اشک شرم است در این چشمانم

رگ و خون من فدایت آقا    سرم را آوردم برایت آقا

تا زنده ام حسین / شرمنده ام حسین / من بنده ام حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دلت مثل دریا حسین      پذیرای دلهای تنها حسین

به درگاه تو آمدم یا حسین       حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه شب تاریکم       به لطف تو من به خدا نزدیکم

دنیای من حسین / عقبای من حسین / آقای من حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

مرا می کشد دیدن آه تو       پشیمانم از بستن راه تو

وقتی حر جلو حضرت رو گرفت، تاریخ نوشته ابی عبدالله(ع) یه سوال ازش پرسید؛ فرمود حر با مایی یا بر علیه مایی؟ می گن حر سرش رو انداخت پایین گفت برعلیه شما یابن رسول الله... می گن ابی عبدالله(ع) سه مرتبه فرمود لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
بعداً از حضرت پرسیدند اون لحظه ای که حر گفت بر علیه شما هستم سه مرتبه با تعجب فرمودید لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. چرا؟  حضرت فرمود؛ آره آخه اسم حر رو جزو شهدای کربلا دیده بودم. می دونستم با ماست... اما اونجا چیکار میکنه! حالا من می خوام بگم آقاجان آیا اسم ماها رو جزو عزادارا و گریه کن هات دیده بودی یا نه؟.... ای حسین

مرا می کشد دیدن آه تو      پشیمانم از بستن راه تو

سر من فدای سر ماه تو    حسین یا حسین، حسین یا حسین

اگرچه از من دلت رنجیده       دل طفلانت هم ز من ترسیده

 ولی می خواهم هوایی باشم      برای راه تو فدایی باشم

بهرت فدا شدن، یعنی رها شدن     نور خدا شدن

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دلت مثل دریا حسین      پذیرای دلهای تنها حسین

به درگاه تو آمدم یا حسین       حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه شب تاریکم       به لطف تو من به خدا نزدیکم

دنیای من حسین / عقبای من حسین / آقای من حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب پنجم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای غمت اشک چشمان من    سلام ای امام غریب وطن

سلام دلم بر امام حسن     حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلام ای صبرت جهاد اکبر    سلام ای صلحت کربلایی دیگر

دریای غم حسن / باب الکرم حسن / ای بی حرم حسن

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن}(3)

حالا از زبون آقا زاده امام حسن، این نوجون تو کربلا چه کرده...

بیایید هجوم آورید بر سرم        بیایید که من زاده حیدرم

علی اکبر و قاسمی دیگرم   علی یا علی، علی یا علی

عمو جان هستم، چه مشتاق تو    غمی در قلبم، نیست، بجز داغ تو

قلم شد دستم، در این راه عشق    که بنویسم هستم هوا خواه عشق

هر چند که کوچکم / اما سپر شدند / دستان کوچکم

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن

سلام ای غمت اشک چشمان من    سلام ای امام غریب وطن

سلام دلم بر امام حسن     حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلام ای صبرت جهاد اکبر    سلام ای صلحت کربلایی دیگر

دریای غم حسن / باب الکرم حسن / ای بی حرم حسن

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب ششم محرم 93 – میرداماد

{غم چشم من السلام علیک       غریب وطن السلام علیک

امامم حسن السلام علیک         حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلامم بر تو، عزیز حیدر       سلام ای سرداری که شد بی لشکر

ای فاتح جمل / نامت شد از ازل / اهلا من العسل

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن }(3)

(حالا از ازبان قاسم بشنوید؛ نجمه اومد دید قاسمش یه گوشه نشسته زانو بغل گرفته... گفت چه خبره؛
در این خیمه بی تاب و درمانده ام    حدیث غمت را عمو خوانده ام

علی اکبرت رفته من مانده ام    عمو ای عمو، عمو ای عمو

عمو شمیری بده در چنگم     شبیه سردار جمل می جنگم

رسیده وقته ، فرار لشکر  منم فرزند امیر خیبر   

ای فاتح جمل / نامت شد از ازل / اهلا من العسل

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن

غم چشم من السلام علیک       غریب وطن السلام علیک

امامم حسن السلام علیک         حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلامم بر تو، عزیز حیدر       سلام ای سرداری که شد بی لشکر

ای فاتح جمل / نامت شد از ازل / اهلا من العسل

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن...

(حالا جواب عکو رو بشنو... این عمو به برادرزاده چی میگه...)
عزیز برادر عمو را ببین    مرا می کشد دیدنت اینچنین

نکش پای خود را بروی زمین     آخ، عمو ای عمو...

سرو دست تو چرا گلگون است   بروی لبهای تو عسل یا خون است

تو را باید برد برای نجمه     رسیده موسم عزای نجمه

بیچاره مادرت / افتاده پیکرت / آمد چه بر سرت

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن...

غم چشم من السلام علیک       غریب وطن السلام علیک

امامم حسن السلام علیک         حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلامم بر تو، عزیز حیدر       سلام ای سرداری که شد بی لشکر

ای فاتح جمل / نامت شد از ازل / اهلا من العسل

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن...

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب هفتم محرم 93 – میرداماد

{سلام آبروی نمازم حسین       شده کربلایت نیازم حسین

چگونه بسوزم بسازم حسین        حسین یا حسین، حسین یا حسین

پناه نوکر فقط ارباب است      برای شش گوشه دلم بی تاب است

ای سرنوشت من / نامت بهشت من / عشقت سرشت من

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین }(3)

خطاب ابی عبدالله به طفل شش ماهه؛

پدر با تو دارای یاور شده      رجزهای تو گریه آور شده

برای تو گهواره سنگر شده    علی یا علی، علی یا علی

عجب درسی به، دو عالم دادی     ز عرش گهواره، به خاک افتادی

به خاک افتادی، و ثابت کردی      اگر چه شش ماهه ولی یک مردی

ای اصغر حسین / ای محشر حسین / یاری گر حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام آبروی نمازم حسین       شده کربلایت نیازم حسین

چگونه بسوزم بسازم حسین        حسین یا حسین، حسین یا حسین

پناه نوکر فقط ارباب است      برای شش گوشه دلم بی تاب است

ای سرنوشت من / نامت بهشت من / عشقت سرشت من

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

شده گریه تو برا من عذاب    لالایی لالایی عزیزم بخواب

که شاید ببینی فقط خواب آب    عزیزم بخواب، عزیزم بخواب

بمیره مادر، چرا بی تابی     بجز اشک چشمم نمونده آبی

رخ شش ماهه ام از تشنگی مانند مهتاب است      نمی دانم که او جان داده در گهواره یا خواب است
چو می ریزد بروی کودک من قطره اشکم        زبانش را بگرداند گمانش قطره آب است

بمیره مادر، چرا بی تابی     بجز اشک چشمم نمونده آبی

دیگه بارونم، نمیاد مادر       رو دستام اینجوری نزن بال و پر

خشکیده حنجرت / تب کرده مادرت / گریونه خواهرت

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام آبروی نمازم حسین       شده کربلایت نیازم حسین

چگونه بسوزم بسازم حسین        حسین یا حسین، حسین یا حسین

پناه نوکر فقط ارباب است      برای شش گوشه دلم بی تاب است

ای سرنوشت من / نامت بهشت من / عشقت سرشت من

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد سنگین – شب هفتم محرم 93 – میرداماد

دریا سرابه، بخواب علی  /  قحطی آبه، بخواب علی /  حرمله خوابه، بخواب علی

عموت یه مرده، بخواب علی /   که بر میگرده، بخواب علی /  تشنگی درده، بخواب علی

درده کنار آب باشی      از تشنگی بی تاب باشی

درده عموت سقا باشه    تو نتونی سیراب باشی

لالآ شرمندته دریآ    شرمندته سقآ     شرمندته بابآ

لالآ علی علی   لالآ علی علی    لالآ علی علی

بخواب علی، آروم بگیری /  بخواب علی داری میمیری  /  مادرتم نداره شیری

تو آسمون ابرهای تیره  /  شاید می خواد بارون بگیره /  کجا بیاد که خیلی دیره

بیچاره مادرت رباب / که خیره به فلک شده    لباشو میگزه آخه، لبات ترک ترک شده

لالآ بی رمقی بابا  /   تو هُرم این صحرا / شرمندت اند ابرها

لالآ علی علی   لالآ علی علی    لالآ علی علی

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب هشتم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای قراره دل بی قرار    سلام ای غمت در دلم یادگار

به عشقت شدم شکرلله دچار    حسین یا حسین، حسین یا حسین

دو دنیا با تو بهشت اعلی      بدون تو اما عذاب است دنیا

ای عشق جاودان / دریای بی کران / الغوث و الامان

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین}(3)

دو دنیا با تو بهشت اعلی      بدون تو اما عذاب است دنیا

ای عشق جاودان / دریای بی کران / الغوث و الامان

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

حالا از زبون علی اکبر حسین... هنوز صداش وسط میدون میاد؛
من از آل طاها، من از کوثرم
همه مات شدند، گفتند کی اومده میدان...اشبه الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله... کلام امامه، تعارف نمیکنیم لشکر از هم پاشید گفتند پیغمبر دوباره زنده شده (بعضی از کسانی که تو لشکر عمر سعد بودند... سنشون اینقدر بالا بود که زمان پیغمبر رو درک کرده بودند) گوش کردند ببینند چطوری خودش رو معرفی میکنه...

من از آل طاها، من از کوثرم     من از نسل زهرا من از حیدرم

فدای ولی تا دم آخرم      علی اکبرم، علی اکبرم...

اما تا فهمیدند اسمش علیه...

شهادت عشقه، دل آگاهم      کجا از نامردان امان می خواهم

آخه هم برا عباس امان نامه آوردند هم برا علی اکبر امان نامه فرستادند...
شهادت عشقه، دل آگاهم      کجا از نامردان امان می خواهم

بی تاب رفتنم /  سر می دهم دل از /  مولا نمی کنم

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای قراره دل بی قرار    سلام ای غمت در دلم یادگار

به عشقت شدم شکرلله دچار    حسین یا حسین، حسین یا حسین

دو دنیا با تو بهشت اعلی      بدون تو اما عذاب است دنیا

ای عشق جاودان / دریای بی کران / الغوث و الامان

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

حالا از زبون حسین بگم؛

تو می خواستی آرام بابا شوی      قرار دل خسته ما شوی

نه اینکه چنین ارباً اربا شوی    علی یا علی ...

این یه بیت روضه منه؛ 
مگر نه اینکه شدی کشته تا نمیرم من     آخ، نفس بکش نفسم تا نفس بگیرم من

تو می خواستی آرام بابا شوی      قرار دل خسته ما شوی

نه اینکه چنین ارباً اربا شوی    علی یا علی، علی یا علی

ببین چشمانم، ز داغت دریاست    تو بر خاکی دنیا چرا پابرجاست

جلوی چشممریال زدی بال و پر     عصای پیری ام شکستی آخر

ای جان من علی / خونین بدن علی / حرفی بزن علی

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای قراره دل بی قرار    سلام ای غمت در دلم یادگار

به عشقت شدم شکرلله دچار    حسین یا حسین، حسین یا حسین

دو دنیا با تو بهشت اعلی      بدون تو اما عذاب است دنیا

ای عشق جاودان / دریای بی کران / الغوث و الامان

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد سنگین– شب هشتم محرم 93 – میرداماد

دنیای من روی سرم خراب شد      آخ جگرم از داغ تو کباب شد

رعنای من چی بر سرت آوردند    آخ پسرم تنت انگاری آب شد

تو دل آسمونها حجله زدن برا تو     دارند میان جوونها کمک کنند بابا تو

بیچاره مادر تو، بیچاره خواهر تو    دیگه دم اذونم نمیشنوم صدا تو

علی اکبر من  /  ای گل پرپر من

اذان بگو، اذان آخرت رو     بابا میخاد، ببوسه حنجرت رو

تو رو خدا، یه بار دیگه صدام کن     یا لااقل تکون بده سرت رو

عصای دست بابا، پاشو نزن زمینم    پا می کشی رو خاکها نمی تونم ببینم

باید تو رو عزیزم روی عبا بذارم   

جوانان بنی هاشم بیایید      علی را بر در خیمه رسانید

 خدا داند که من طاقت ندارم   علی را بر در خیمه رسانم

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد محکم– شب هشتم محرم 93 – میرداماد

سوز همیشۀ جگرم باش؛ یا حسین       من سینه می زنم سپرم باش؛ یا حسین

در طول عمر جز تو پناهی نداشتم     مثل گذشته ها پدرم باش؛ یا حسین

هر روز مادرم سر سجاده گفته است    خیلی مراقب پسرم باش؛ یا حسین (2)

ای نام تو بهانه شیرین زندگی    شور محرم و صفرم باش و یا حسین

پایین پات سر بگذارم تو هم بیا      بالای جسم محتضرم باش و یا حسین

دستم به دامنت نرسید این جهان اگر    باب الحسین منتظرم باش؛ یا حسین

باشد قرار بعدی ما اربعین حرم     مهر قبولی گذرم باش، یا حسین

من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم     روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین    سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا    بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده    تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

یا حسین...

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه– شب نهم محرم 93 – میرداماد

همون دم که رفتی دلم رفت    دلم پشت سرت از حرم رفت

دم خیمه دیدم علمدار   دلم با علم رفت

اگه برگردی، رقیه نمیره ویرونه   اگه برگردی، علی اصغر من می مونه

چشات دریا دریا خونه    چشای اهل خیمه بارونه

داره بازم زیر لب می خونه    اگه برگردی، اگه برگردی

یا ابالغوث، ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل

پاشو خنده بی تو حرومه     پاشو صحبت آبرومه

برا اهل خیمه پس از تو     دیگه کار تمومه

اگه برگردی، قد خواهرم خم نمیشه   اگه برگردی، تو آتیش کسی کم نمیشه

رقیه میزنه سینه       میگه با گریه سیکنه      

می ریم با عمو عباس مدینه     اگه برگردی، اگه برگردی

یا ابالغوث، ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل

اگه رو سرت جا عموده      از الان بدون رو سه ساله کبوده

اگه برگردی یه گهواره غارت نمیشه    اگه برگردی به هیچ کس جسارت نمیشه

تو افتادی و من مردم     کنار جسم تو زمین خوردم

پاشو دستای تو رو آوردم    اگه برگردی، اگه برگردی

یا ابالغوث، ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب دهم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای امام الهدی یا حسین      به تو کرده ام اقتدا یا حسین

نمی گردم از تو جدا یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین

(به لطف تو من)حسینی بودم، حسینی هستم          که با تو تا شهادت بستم

دل کنده ام زغیر / من حُرّم و زهیر / همسنگر بُریر

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین}(3)

حالا از زبون ابی عبدالله؛
خدا حافظ ای زینبم خواهرم        بریز اشک خود را به پشت سرم

معمولا پشت سر مسافر آب میریزند، اما یه قطره آب تو خیمه پیدا نمیشه...

خداحافظ ای برادر زینب      خداحافظ سایه سر زینب

خداحافظ دهه محرم، فردا مثل این موقع سر ارباب رو نیزه ها... حسین

خدا حافظ ای زینبم خواهرم     بریز اشک خود را به پشت سرم

پس از من تویی حافظ این حرم     تویی یاورم

بدان ای خواهر، خطر نزدیک است       مهیا شو وقت سفر نزدیک است

سفر تا کوفه، سفر تا شام است     ولی تا تو باشی دلم آرام است

این وعده خداست / هنگامه عزاست / وقت وداع ماست

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

{سلام ای امام الهدی یا حسین      به تو کرده ام اقتدا یا حسین

نمی گردم از تو جدا یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین}(2)

به لطف تو من، حسینی هستم          که با تو تا شهادت بستم

دل کنده ام زغیر / من حُرّم و زهیر / همسنگر بُریر

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

حالا از زبون زینب؛
من و خسته حالی و دلواپسی      نمانده بجز تو برایم کسی

بگو که به فریاد من می رسی    حسین یا حسین...

داداش یادم نمیره چند روز پیش وقتی می خواستم از محمل پیاده بشم، همه داداش هام اومدند... عباس پاش رو رکاب کرد... من بدون شما چکنم...
کمی آهسته، پناه خواهر    رمق رفته از دست و پایم دیگر

از این سو پشتت دعای خواهر     از آن سو می آید صدای مادر

خواهد شد عاقبت /  بر نیزه ها سرت / بیچاره خواهرت

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

{سلام ای امام الهدی یا حسین      به تو کرده ام اقتدا یا حسین

نمی گردم از تو جدا یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین}(2)

به لطف تو من، حسینی هستم          که با تو تا شهادت بستم

دل کنده ام زغیر / من حُرّم و زهیر / همسنگر بُریر

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه – شب یازدهم محرم 93 – میرداماد

کاشکی بودیم کربلا        تو گودی قتلگاه      

نمی ذاشتیم خنجری روی حنجرت بره      نمی ذاشتیم دستی سمت انگشترت بره

نمی ذاشتیم بالای نیزه سرت بره

وای از غروب روز دهم     وای از ضربه دوازدهم

حسین جان،  یا لیتنا کنا معک(4)

کاشکی بودیم علقمه     وقتی اومد فاطمه

نمی ذاشتیم دستای علمدار جدا بشه      نمی ذاشتیم دشمن این همه بی حیا بشه

نمی ذاشتیم که پاشون به خیمه ها وا بشه

کاشکی بودیم علقمه     وقتی اومد فاطمه

نمی ذاشتیم دستای علمدار جدا بشه      نمی ذاشتیم دشمن این همه بی حیا بشه

نمی ذاشتیم که پاشون به خیمه ها وا بشه

وای از عمود و مشک و علم     وای از زنان اهل حرم

حسین جان،  یا لیتنا کنا معک(4)

کاشکی بودیم شهر شام     میون اون ازدهام

آه این همون روضه ای که امام زمان فرموده شب و روز خون گریه می کنم... سینه نزن این دیگه روضه است؛
کاشکی بودیم شهر شام     میون اون ازدهام

نمی ذاشتیم هلهله کنند دور خواهرت    نمی ذاشتیم که نگاه کنند به دخترت

نمی ذاشتیم با سنگاشون خونی شه سرت...

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه – شب یازدهم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای پیام آور کربلا     سلام ای صبور میان بلا

 دلم شد به داغ دلت مبتلا      صبور بلا، صبور بلا

دلت شد گرچه  پر از شیدایی       ندیدی در این راه بجز زیبایی

 ای خواهر حسین / ای یاور حسین / همسنگر حسین}(2)

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای برادر منم خواهرت      چه آورده دشمن سر پیکرت

تنت روی خاک است و بر نی سرت    حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای تشنه / سلام ای بی سر       چه شد انگشت تو چه شد انگشتر

چرا پیراهن نداری بر تن      چه آورده لشکر سر جان من

شیب الخضیب من / خدُّ التّریب من / ماه غریب من

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

خداحافظ ای ماه خونین من... تموم شد دیگه، زینب داره خداحافظی میکنه... دهه محرم امسال هم تموم شد
خداحافظ ای ماه خونین من     خداحافظ ای کشته بی کفن

خدا حافظ ای جان و جانان من      حسین یا حسین، حسین یا حسین

به شام و کوفه، سفر خواهم کرد     بدون تو با قاتلان نامرد

حسین جان فکرش، اسیرم کرده    نشستن بین محملی بی پرده

لشکر چه بی حیاست / دورم برو بیاست / عباس من کجاست

یه نگاه کرد سمت علقمه گفت داداش پاشو دارن خواهرت رو به اسارت می برند...
ای خواهر حسین / ای یاور حسین / همسنگر حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای پیام آور کربلا     سلام ای صبور میان بلا

 دلم شد به داغ دلت مبتلا      صبور بلا، صبور بلا

دلت شد گرچه  پر از شیدایی       ندیدی در این راه بجز زیبایی

 ای خواهر حسین / ای یاور حسین / همسنگر حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد سنگین – شب یازدهم محرم 93 – میرداماد

ای قرص ماه فاطمه، ای سوره عشق خدا     ای روح و ریحان علی، آرام جان مصطفی

با جسم پاره پاره و، با پیکر گلگون چرا        چون برگ گل پرپر شدی، ای باغبان لاله ها

یومٌ علی صدر النبی      یومٌ علی وجه الثری    

ای نازنین برادرم، ای یادگار مادرم      سخن بگو سخن بگو، من داغدیده خواهرم

با پیکرعریان به خاک، افتاده ای برابرم      تو کشته ای من زنده ام، هرگز نگردد باورم

من بی تو تنها مانده ام، با این خزان لاله ها     

یومٌ علی صدر النبی      یومٌ علی وجه الثری

چون شمع میسوزم حسین، از غصه میمیرم حسین     بنشسته می خوانم نماز، بی تو زمین گیرم حسین

بی تو ندارم هیچ کس، از جان خود سیرم حسین     از بوسه گاه فاطمه، گل بوسه میگیرم حسین

چشمم سیاهی می رود، دارم به لب چون نی نوا

ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست     این خار و خاشاک بلا، منزل و ماوای تو نیست

واویلتا واویلتا، واویلتا واویلتا، واویلتا واویلتا

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/۱٦

متن شعر سینه زنی واحد – شب اول محرم 93 - میرداماد

{سلام ای دو عالم به عشقت اسیر     سلام ای که بی تو فقیرم فقیر

امیری حسینٌ و نعم الامیر      حسین یا حسین، حسین یا حسین}(2)

دوباره ماه پر از غم آمد    منادی می خواند محرم آمد(2)

تپشهای دل کند دق الباب     سلام ای موسم عزای ارباب(2)

شور عزا حسین / ای عشق ما حسین / لبیک یا حسین(3)

در آن شهر که درگیر غمها شدم    اسیر اسیران دنیا شدم

نماز عشا بود که تنها شدم     ولی هو شدم، ولی هو شدم

اگر چه بی کس، اگر چه تنها    ولی می مانم من به پای مولا

به لبهای من گل لبخند است    شهید راه عشق سعادتمند است

شد شهر رنج و غم    مبهوت عزتم، دارالاماره ام

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دو عالم به عشقت اسیر     سلام ای که بی تو فقیرم فقیر

امیری حسینٌ و نعم الامیر      حسین یا حسین، حسین یا حسین

دوباره ماه پر از غم آمد    منادی می خواند محرم آمد

تپشهای دل کند دق الباب     سلام ای موسم عزای ارباب

شور عزا حسین / ای عشق ما حسین / لبیک یا حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

در این شهر غربت که بی منزلم    نشسته غمت یا حسین بر دلم

همین می شود عاقبت قاتلم    امان از دلم، امان از دلم

نوشتم نامه، بیایی اما    میا سمت کوفه به حق زهرا

به حق زهرا، به حق حیدر   دلم پر تشویش است برای اصغر

شهری که بی خداست / روز و شبش عزاست / کوفه چه بی وفاست

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دو عالم به عشقت اسیر     سلام ای که بی تو فقیرم فقیر

امیری حسینٌ و نعم الامیر      حسین یا حسین، حسین یا حسین

دوباره ماه پر از غم آمد    منادی می خواند محرم آمد

تپشهای دل کند دق الباب     سلام ای موسم عزای ارباب

شور عزا حسین / ای عشق ما حسین / لبیک یا حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد سنگین – شب اول محرم 93 - میرداماد

محرم اومده دلها رو غم گرفت    دوباره شهرمون بوی حرم گرفت

بازم سیاهی و باز پرچم و علم    بازم روی لبم شعرهای محتشم

{السلام شاه غریب       السلام شیب الخزیب

السلام خاکی شده     صورتت خد التریب}(2)

آقا گرفتار توام ، آقا بدهکار توام     آقا عزادار توام، آقا عزادار توام

کوچه به کوچه رو، دارم میگردم و     کسی نمی بینه، انبوه دردمو

تو این غریبه ها یه آشنا نبود    میون مردمش یه جو وفا نبود

ای آقا چی بگم از بی کسی   چی بگم از کوفیان   

دلشوره دارم واست    جون رقیت نیا

آقا غریبم بی کسم، آقا برات دلواپسم    آقا گرفته توی این شهر نفسم

آقا عزادار توام، آقا عزادار توام...

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه – شب اول محرم 93 - میرداماد

{یآ ساکن کربلا    یآ وارث الانبیاء

خامس الاولیاء     ساکن کربلآ، یا حسین}(2)

محرم اومده داره صدات میاد    صدای گریه عزادارات میاد(2)

صدای طبل و سنج دسته هات میاد    چقدر لباس سیاه به نوکرات میاد

صدای سوز و آه / صدای پای ماه / صدای مادری میون قتلگاه

صدای اضطراب / صدای آب آب / صدای گریه های کودک رباب

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین(2)

یآ من بکته السماء  / یابن خیرالوری، سدرة المنتهی / یا حسین

دوباره عطر و بوی نذری هات میاد     دوباره بوی سیب کربلات میاد

می گن زمانی اشک نوکرات میاد      که مادرت میون روضه هات میاد

صدای مادرت / دعای مادرت / می میرم آخرش برای مادرت

قسم به خواهرت / بگو به دخترت / دعا کنه یه بار برای نوکرت

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین(2)

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه – شب دوم محرم 93 - میرداماد

یا امیر من لا امیر له       نصیر من لا نصیر له

مجیر من لا مجیر له         یا حسین یا حسین

محرم اومده داره صدات میاد    صدای گریه عزادارات میاد(2)

صدای طبل و سنج دسته هات میاد    چقدر لباس سیاه به نوکرات میاد

صدای سوز و آه / صدای پای ماه / صدای مادری میون قتلگاه

صدای اضطراب / صدای آب آب / صدای گریه های کودک رباب

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین(2)

یآ شفیع من لا شفیع له    عزیز من لا عزیز له

ولی من لا ولی له     یا حسین، یا حسین

دوباره عطر و بوی نذری هات میاد     دوباره بوی سیب کربلات میاد

می گن زمانی اشک نوکرات میاد      که مادرت میون روضه هات میاد

صدای مادرت / دعای مادرت / می میرم آخرش برای مادرت

قسم به خواهرت / بگو به دخترت / دعا کنه یه بار برای نوکرت

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین(2)

یا مغیث من لا مغیث له       مجیر من لا مجیر له

امیر من لا امیر له     یا حسین، یا حسین

تموم عمر منو تو انتظار بذار    ولی یه کربلا برام کنار بذار

می خوام یه بار ببینمت اگه بشه    کنار شش گوشه باهام قرار بذار

قرار آخرم ، یه گوشه حرم   نمیشه باورم بیای بالا سرم

شب وفات من، اینه دعای من   یه فاتحه بخونی تو برای من

غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین، غریب کربلا حسین...

حسین، حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب دوم محرم 93 - میرداماد

{سلام ای نگاهت مسیحا حسین     سلام آبروی دو دنیا حسین

فدای لب تشنه ات یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین}(3)

سلام ای ماه به خون جان داده    سلام ای خورشید به خاک افتاده

بی ابتدا حسین / بی انتها حسین/ لبیک یا حسین (2)

سلام ای نگاهت مسیحا حسین     سلام آبروی دو دنیا حسین

فدای لب تشنه ات یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه به خون جان داده    سلام ای خورشید به خاک افتاده

بی ابتدا حسین / بی انتها حسین/ لبیک یا حسین

سلام ای نگاهت مسیحا حسین     سلام آبروی دو دنیا حسین

فدای لب تشنه ات یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه به خون جان داده    سلام ای خورشید به خاک افتاده

بی ابتدا حسین / بی انتها حسین/ لبیک یا حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

از این کاروان می رسد زمزمه    سلام ای زمین پر از واهمه

سلام ای زمین غم فاطمه    سلام علقمه، سلام علقمه

هنوز آرامش میان دلهاست     علم در دستان رشید سقاست

سقا دلاور است / امید لشکر است / فرزند حیدر است

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای نگاهت مسیحا حسین     سلام آبروی دو دنیا حسین

فدای لب تشنه ات یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه به خون جان داده    سلام ای خورشید به خاک افتاده

بی ابتدا حسین / بی انتها حسین/ لبیک یا حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب سوم محرم 93 – میرداماد

{سلامٌ علی ساکن کربلا     سلامٌ علی باب حاجاتنا

سلامٌ علی من بکته السماء    حسین یا حسین، حسین یا حسین}(3)

سلامی از جان به تو ای جانان      سلام ای معنای تمام قرآن(2)

ای معنی حیات / ای کشتی نجات / سلطان کائنات

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلامٌ علی ساکن کربلا     سلامٌ علی باب حاجاتنا

سلامٌ علی من بکته السماء     حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلامی از جان به تو ای جانان       سلام ای معنای تمام قرآن

ای معنی حیات / ای کشتی نجات / سلطان کائنات

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

اگر آمدم شام و کوفه سفر     سر تو مرا می کشاند پدر

و گرنه طنابی ندارد اثر      به دستان من

شبیه عمه، منم زهرایی      ندیدم در این راه بجز زیبایی

اگرچه خاکی شده این معجر    ولی یک لحظه هم، نیفتاد از سر

رنج و غم سفر با دیدنت پدر     گردیده بی اثر

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلامٌ علی ساکن کربلا     سلامٌ علی باب حاجاتنا

سلامٌ علی من بکته السماء     حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلامی از جان به تو ای جانان       سلام ای معنای تمام قرآن

ای معنی حیات / ای کشتی نجات / سلطان کائنات

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سبک روضه:
سلام ای پدر آمدی سوی من    نگاهی کن اینک به گیسوی من

نگاهی به چشمان کم سوی من   بابا، ببین روی من

(جای سیلی که عمه می بوسید     گریه می کرد و داشت زمزمه ای

علتش را چو از او پرسیدم      گفت خیلی شبیه فاطمه ای)

سلام ای پدر آمدی سوی من    نگاهی کن اینک به گیسوی من

نگاهی به چشمان کم سوی من   بابا، ببین روی من

بدون تو در میان صحرا      زمین خوردم گفتم مدد یا زهرا

چه زجری بابا کشیدم بی تو     ازین دنیا دیگر بریدم بی تو

 بر نیزه ها سرت / بر خاکه پیکرت / بیچاره دخترت

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلامٌ علی ساکن کربلا     سلامٌ علی باب حاجاتنا

سلامٌ علی من بکته السماء     حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلامی از جان به تو ای جانان       سلام ای معنای تمام قرآن

ای معنی حیات / ای کشتی نجات / سلطان کائنات

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب چهارم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای دلت مثل دریا حسین    پذیرای دلهای تنها حسین

به درگاه تو آمدم یا حسین    حسین یا حسین، حسین یا حسین}(3)

سلام ای ماه شب تاریکم      به لطف تو من به خدا نزدیکم

دنیای من حسین / عقبای من حسین / آقای من حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دلت مثل دریا حسین    پذیرای دلهای تنها حسین

به درگاه تو آمدم یا حسین    حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه شب تاریکم      به لطف تو من به خدا نزدیکم

دنیای من حسین / عقبای من حسین / آقای من حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

قبولم کن آقا اگرچه بدم    ولی عاقبت نزد تو آمدم

ببین پیش پای تو زانو زدم    حسین یا حسین، حسین یا حسین

مرا می بخشی، خودم می دانم    ولی اشک شرم است در این چشمانم

رگ و خون من فدایت آقا    سرم را آوردم برایت آقا

تا زنده ام حسین / شرمنده ام حسین / من بنده ام حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دلت مثل دریا حسین      پذیرای دلهای تنها حسین

به درگاه تو آمدم یا حسین       حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه شب تاریکم       به لطف تو من به خدا نزدیکم

دنیای من حسین / عقبای من حسین / آقای من حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

مرا می کشد دیدن آه تو       پشیمانم از بستن راه تو

وقتی حر جلو حضرت رو گرفت، تاریخ نوشته ابی عبدالله(ع) یه سوال ازش پرسید؛ فرمود حر با مایی یا بر علیه مایی؟ می گن حر سرش رو انداخت پایین گفت برعلیه شما یابن رسول الله... می گن ابی عبدالله(ع) سه مرتبه فرمود لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
بعداً از حضرت پرسیدند اون لحظه ای که حر گفت بر علیه شما هستم سه مرتبه با تعجب فرمودید لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. چرا؟  حضرت فرمود؛ آره آخه اسم حر رو جزو شهدای کربلا دیده بودم. می دونستم با ماست... اما اونجا چیکار میکنه! حالا من می خوام بگم آقاجان آیا اسم ماها رو جزو عزادارا و گریه کن هات دیده بودی یا نه؟.... ای حسین

مرا می کشد دیدن آه تو      پشیمانم از بستن راه تو

سر من فدای سر ماه تو    حسین یا حسین، حسین یا حسین

اگرچه از من دلت رنجیده       دل طفلانت هم ز من ترسیده

 ولی می خواهم هوایی باشم      برای راه تو فدایی باشم

بهرت فدا شدن، یعنی رها شدن     نور خدا شدن

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای دلت مثل دریا حسین      پذیرای دلهای تنها حسین

به درگاه تو آمدم یا حسین       حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای ماه شب تاریکم       به لطف تو من به خدا نزدیکم

دنیای من حسین / عقبای من حسین / آقای من حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب پنجم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای غمت اشک چشمان من    سلام ای امام غریب وطن

سلام دلم بر امام حسن     حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلام ای صبرت جهاد اکبر    سلام ای صلحت کربلایی دیگر

دریای غم حسن / باب الکرم حسن / ای بی حرم حسن

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن}(3)

حالا از زبون آقا زاده امام حسن، این نوجون تو کربلا چه کرده...

بیایید هجوم آورید بر سرم        بیایید که من زاده حیدرم

علی اکبر و قاسمی دیگرم   علی یا علی، علی یا علی

عمو جان هستم، چه مشتاق تو    غمی در قلبم، نیست، بجز داغ تو

قلم شد دستم، در این راه عشق    که بنویسم هستم هوا خواه عشق

هر چند که کوچکم / اما سپر شدند / دستان کوچکم

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن

سلام ای غمت اشک چشمان من    سلام ای امام غریب وطن

سلام دلم بر امام حسن     حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلام ای صبرت جهاد اکبر    سلام ای صلحت کربلایی دیگر

دریای غم حسن / باب الکرم حسن / ای بی حرم حسن

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب ششم محرم 93 – میرداماد

{غم چشم من السلام علیک       غریب وطن السلام علیک

امامم حسن السلام علیک         حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلامم بر تو، عزیز حیدر       سلام ای سرداری که شد بی لشکر

ای فاتح جمل / نامت شد از ازل / اهلا من العسل

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن }(3)

(حالا از ازبان قاسم بشنوید؛ نجمه اومد دید قاسمش یه گوشه نشسته زانو بغل گرفته... گفت چه خبره؛
در این خیمه بی تاب و درمانده ام    حدیث غمت را عمو خوانده ام

علی اکبرت رفته من مانده ام    عمو ای عمو، عمو ای عمو

عمو شمیری بده در چنگم     شبیه سردار جمل می جنگم

رسیده وقته ، فرار لشکر  منم فرزند امیر خیبر   

ای فاتح جمل / نامت شد از ازل / اهلا من العسل

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن

غم چشم من السلام علیک       غریب وطن السلام علیک

امامم حسن السلام علیک         حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلامم بر تو، عزیز حیدر       سلام ای سرداری که شد بی لشکر

ای فاتح جمل / نامت شد از ازل / اهلا من العسل

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن...

(حالا جواب عکو رو بشنو... این عمو به برادرزاده چی میگه...)
عزیز برادر عمو را ببین    مرا می کشد دیدنت اینچنین

نکش پای خود را بروی زمین     آخ، عمو ای عمو...

سرو دست تو چرا گلگون است   بروی لبهای تو عسل یا خون است

تو را باید برد برای نجمه     رسیده موسم عزای نجمه

بیچاره مادرت / افتاده پیکرت / آمد چه بر سرت

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن...

غم چشم من السلام علیک       غریب وطن السلام علیک

امامم حسن السلام علیک         حسن یا حسن، حسن یا حسن

سلامم بر تو، عزیز حیدر       سلام ای سرداری که شد بی لشکر

ای فاتح جمل / نامت شد از ازل / اهلا من العسل

لبیک یا حسن، لبیک یا حسن، لبیک یا حسن...

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب هفتم محرم 93 – میرداماد

{سلام آبروی نمازم حسین       شده کربلایت نیازم حسین

چگونه بسوزم بسازم حسین        حسین یا حسین، حسین یا حسین

پناه نوکر فقط ارباب است      برای شش گوشه دلم بی تاب است

ای سرنوشت من / نامت بهشت من / عشقت سرشت من

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین }(3)

خطاب ابی عبدالله به طفل شش ماهه؛

پدر با تو دارای یاور شده      رجزهای تو گریه آور شده

برای تو گهواره سنگر شده    علی یا علی، علی یا علی

عجب درسی به، دو عالم دادی     ز عرش گهواره، به خاک افتادی

به خاک افتادی، و ثابت کردی      اگر چه شش ماهه ولی یک مردی

ای اصغر حسین / ای محشر حسین / یاری گر حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام آبروی نمازم حسین       شده کربلایت نیازم حسین

چگونه بسوزم بسازم حسین        حسین یا حسین، حسین یا حسین

پناه نوکر فقط ارباب است      برای شش گوشه دلم بی تاب است

ای سرنوشت من / نامت بهشت من / عشقت سرشت من

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

شده گریه تو برا من عذاب    لالایی لالایی عزیزم بخواب

که شاید ببینی فقط خواب آب    عزیزم بخواب، عزیزم بخواب

بمیره مادر، چرا بی تابی     بجز اشک چشمم نمونده آبی

رخ شش ماهه ام از تشنگی مانند مهتاب است      نمی دانم که او جان داده در گهواره یا خواب است
چو می ریزد بروی کودک من قطره اشکم        زبانش را بگرداند گمانش قطره آب است

بمیره مادر، چرا بی تابی     بجز اشک چشمم نمونده آبی

دیگه بارونم، نمیاد مادر       رو دستام اینجوری نزن بال و پر

خشکیده حنجرت / تب کرده مادرت / گریونه خواهرت

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام آبروی نمازم حسین       شده کربلایت نیازم حسین

چگونه بسوزم بسازم حسین        حسین یا حسین، حسین یا حسین

پناه نوکر فقط ارباب است      برای شش گوشه دلم بی تاب است

ای سرنوشت من / نامت بهشت من / عشقت سرشت من

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد سنگین – شب هفتم محرم 93 – میرداماد

دریا سرابه، بخواب علی  /  قحطی آبه، بخواب علی /  حرمله خوابه، بخواب علی

عموت یه مرده، بخواب علی /   که بر میگرده، بخواب علی /  تشنگی درده، بخواب علی

درده کنار آب باشی      از تشنگی بی تاب باشی

درده عموت سقا باشه    تو نتونی سیراب باشی

لالآ شرمندته دریآ    شرمندته سقآ     شرمندته بابآ

لالآ علی علی   لالآ علی علی    لالآ علی علی

بخواب علی، آروم بگیری /  بخواب علی داری میمیری  /  مادرتم نداره شیری

تو آسمون ابرهای تیره  /  شاید می خواد بارون بگیره /  کجا بیاد که خیلی دیره

بیچاره مادرت رباب / که خیره به فلک شده    لباشو میگزه آخه، لبات ترک ترک شده

لالآ بی رمقی بابا  /   تو هُرم این صحرا / شرمندت اند ابرها

لالآ علی علی   لالآ علی علی    لالآ علی علی

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب هشتم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای قراره دل بی قرار    سلام ای غمت در دلم یادگار

به عشقت شدم شکرلله دچار    حسین یا حسین، حسین یا حسین

دو دنیا با تو بهشت اعلی      بدون تو اما عذاب است دنیا

ای عشق جاودان / دریای بی کران / الغوث و الامان

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین}(3)

دو دنیا با تو بهشت اعلی      بدون تو اما عذاب است دنیا

ای عشق جاودان / دریای بی کران / الغوث و الامان

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

حالا از زبون علی اکبر حسین... هنوز صداش وسط میدون میاد؛
من از آل طاها، من از کوثرم
همه مات شدند، گفتند کی اومده میدان...اشبه الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله... کلام امامه، تعارف نمیکنیم لشکر از هم پاشید گفتند پیغمبر دوباره زنده شده (بعضی از کسانی که تو لشکر عمر سعد بودند... سنشون اینقدر بالا بود که زمان پیغمبر رو درک کرده بودند) گوش کردند ببینند چطوری خودش رو معرفی میکنه...

من از آل طاها، من از کوثرم     من از نسل زهرا من از حیدرم

فدای ولی تا دم آخرم      علی اکبرم، علی اکبرم...

اما تا فهمیدند اسمش علیه...

شهادت عشقه، دل آگاهم      کجا از نامردان امان می خواهم

آخه هم برا عباس امان نامه آوردند هم برا علی اکبر امان نامه فرستادند...
شهادت عشقه، دل آگاهم      کجا از نامردان امان می خواهم

بی تاب رفتنم /  سر می دهم دل از /  مولا نمی کنم

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای قراره دل بی قرار    سلام ای غمت در دلم یادگار

به عشقت شدم شکرلله دچار    حسین یا حسین، حسین یا حسین

دو دنیا با تو بهشت اعلی      بدون تو اما عذاب است دنیا

ای عشق جاودان / دریای بی کران / الغوث و الامان

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

حالا از زبون حسین بگم؛

تو می خواستی آرام بابا شوی      قرار دل خسته ما شوی

نه اینکه چنین ارباً اربا شوی    علی یا علی ...

این یه بیت روضه منه؛ 
مگر نه اینکه شدی کشته تا نمیرم من     آخ، نفس بکش نفسم تا نفس بگیرم من

تو می خواستی آرام بابا شوی      قرار دل خسته ما شوی

نه اینکه چنین ارباً اربا شوی    علی یا علی، علی یا علی

ببین چشمانم، ز داغت دریاست    تو بر خاکی دنیا چرا پابرجاست

جلوی چشممریال زدی بال و پر     عصای پیری ام شکستی آخر

ای جان من علی / خونین بدن علی / حرفی بزن علی

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای قراره دل بی قرار    سلام ای غمت در دلم یادگار

به عشقت شدم شکرلله دچار    حسین یا حسین، حسین یا حسین

دو دنیا با تو بهشت اعلی      بدون تو اما عذاب است دنیا

ای عشق جاودان / دریای بی کران / الغوث و الامان

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد سنگین– شب هشتم محرم 93 – میرداماد

دنیای من روی سرم خراب شد      آخ جگرم از داغ تو کباب شد

رعنای من چی بر سرت آوردند    آخ پسرم تنت انگاری آب شد

تو دل آسمونها حجله زدن برا تو     دارند میان جوونها کمک کنند بابا تو

بیچاره مادر تو، بیچاره خواهر تو    دیگه دم اذونم نمیشنوم صدا تو

علی اکبر من  /  ای گل پرپر من

اذان بگو، اذان آخرت رو     بابا میخاد، ببوسه حنجرت رو

تو رو خدا، یه بار دیگه صدام کن     یا لااقل تکون بده سرت رو

عصای دست بابا، پاشو نزن زمینم    پا می کشی رو خاکها نمی تونم ببینم

باید تو رو عزیزم روی عبا بذارم   

جوانان بنی هاشم بیایید      علی را بر در خیمه رسانید

 خدا داند که من طاقت ندارم   علی را بر در خیمه رسانم

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد محکم– شب هشتم محرم 93 – میرداماد

سوز همیشۀ جگرم باش؛ یا حسین       من سینه می زنم سپرم باش؛ یا حسین

در طول عمر جز تو پناهی نداشتم     مثل گذشته ها پدرم باش؛ یا حسین

هر روز مادرم سر سجاده گفته است    خیلی مراقب پسرم باش؛ یا حسین (2)

ای نام تو بهانه شیرین زندگی    شور محرم و صفرم باش و یا حسین

پایین پات سر بگذارم تو هم بیا      بالای جسم محتضرم باش و یا حسین

دستم به دامنت نرسید این جهان اگر    باب الحسین منتظرم باش؛ یا حسین

باشد قرار بعدی ما اربعین حرم     مهر قبولی گذرم باش، یا حسین

من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم     روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین    سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا    بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده    تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

یا حسین...

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه– شب نهم محرم 93 – میرداماد

همون دم که رفتی دلم رفت    دلم پشت سرت از حرم رفت

دم خیمه دیدم علمدار   دلم با علم رفت

اگه برگردی، رقیه نمیره ویرونه   اگه برگردی، علی اصغر من می مونه

چشات دریا دریا خونه    چشای اهل خیمه بارونه

داره بازم زیر لب می خونه    اگه برگردی، اگه برگردی

یا ابالغوث، ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل

پاشو خنده بی تو حرومه     پاشو صحبت آبرومه

برا اهل خیمه پس از تو     دیگه کار تمومه

اگه برگردی، قد خواهرم خم نمیشه   اگه برگردی، تو آتیش کسی کم نمیشه

رقیه میزنه سینه       میگه با گریه سیکنه      

می ریم با عمو عباس مدینه     اگه برگردی، اگه برگردی

یا ابالغوث، ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل

اگه رو سرت جا عموده      از الان بدون رو سه ساله کبوده

اگه برگردی یه گهواره غارت نمیشه    اگه برگردی به هیچ کس جسارت نمیشه

تو افتادی و من مردم     کنار جسم تو زمین خوردم

پاشو دستای تو رو آوردم    اگه برگردی، اگه برگردی

یا ابالغوث، ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد – شب دهم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای امام الهدی یا حسین      به تو کرده ام اقتدا یا حسین

نمی گردم از تو جدا یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین

(به لطف تو من)حسینی بودم، حسینی هستم          که با تو تا شهادت بستم

دل کنده ام زغیر / من حُرّم و زهیر / همسنگر بُریر

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین}(3)

حالا از زبون ابی عبدالله؛
خدا حافظ ای زینبم خواهرم        بریز اشک خود را به پشت سرم

معمولا پشت سر مسافر آب میریزند، اما یه قطره آب تو خیمه پیدا نمیشه...

خداحافظ ای برادر زینب      خداحافظ سایه سر زینب

خداحافظ دهه محرم، فردا مثل این موقع سر ارباب رو نیزه ها... حسین

خدا حافظ ای زینبم خواهرم     بریز اشک خود را به پشت سرم

پس از من تویی حافظ این حرم     تویی یاورم

بدان ای خواهر، خطر نزدیک است       مهیا شو وقت سفر نزدیک است

سفر تا کوفه، سفر تا شام است     ولی تا تو باشی دلم آرام است

این وعده خداست / هنگامه عزاست / وقت وداع ماست

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

{سلام ای امام الهدی یا حسین      به تو کرده ام اقتدا یا حسین

نمی گردم از تو جدا یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین}(2)

به لطف تو من، حسینی هستم          که با تو تا شهادت بستم

دل کنده ام زغیر / من حُرّم و زهیر / همسنگر بُریر

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

حالا از زبون زینب؛
من و خسته حالی و دلواپسی      نمانده بجز تو برایم کسی

بگو که به فریاد من می رسی    حسین یا حسین...

داداش یادم نمیره چند روز پیش وقتی می خواستم از محمل پیاده بشم، همه داداش هام اومدند... عباس پاش رو رکاب کرد... من بدون شما چکنم...
کمی آهسته، پناه خواهر    رمق رفته از دست و پایم دیگر

از این سو پشتت دعای خواهر     از آن سو می آید صدای مادر

خواهد شد عاقبت /  بر نیزه ها سرت / بیچاره خواهرت

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

{سلام ای امام الهدی یا حسین      به تو کرده ام اقتدا یا حسین

نمی گردم از تو جدا یا حسین      حسین یا حسین، حسین یا حسین}(2)

به لطف تو من، حسینی هستم          که با تو تا شهادت بستم

دل کنده ام زغیر / من حُرّم و زهیر / همسنگر بُریر

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه – شب یازدهم محرم 93 – میرداماد

کاشکی بودیم کربلا        تو گودی قتلگاه      

نمی ذاشتیم خنجری روی حنجرت بره      نمی ذاشتیم دستی سمت انگشترت بره

نمی ذاشتیم بالای نیزه سرت بره

وای از غروب روز دهم     وای از ضربه دوازدهم

حسین جان،  یا لیتنا کنا معک(4)

کاشکی بودیم علقمه     وقتی اومد فاطمه

نمی ذاشتیم دستای علمدار جدا بشه      نمی ذاشتیم دشمن این همه بی حیا بشه

نمی ذاشتیم که پاشون به خیمه ها وا بشه

کاشکی بودیم علقمه     وقتی اومد فاطمه

نمی ذاشتیم دستای علمدار جدا بشه      نمی ذاشتیم دشمن این همه بی حیا بشه

نمی ذاشتیم که پاشون به خیمه ها وا بشه

وای از عمود و مشک و علم     وای از زنان اهل حرم

حسین جان،  یا لیتنا کنا معک(4)

کاشکی بودیم شهر شام     میون اون ازدهام

آه این همون روضه ای که امام زمان فرموده شب و روز خون گریه می کنم... سینه نزن این دیگه روضه است؛
کاشکی بودیم شهر شام     میون اون ازدهام

نمی ذاشتیم هلهله کنند دور خواهرت    نمی ذاشتیم که نگاه کنند به دخترت

نمی ذاشتیم با سنگاشون خونی شه سرت...

********************************************

متن شعر سینه زنی زمینه – شب یازدهم محرم 93 – میرداماد

{سلام ای پیام آور کربلا     سلام ای صبور میان بلا

 دلم شد به داغ دلت مبتلا      صبور بلا، صبور بلا

دلت شد گرچه  پر از شیدایی       ندیدی در این راه بجز زیبایی

 ای خواهر حسین / ای یاور حسین / همسنگر حسین}(2)

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای برادر منم خواهرت      چه آورده دشمن سر پیکرت

تنت روی خاک است و بر نی سرت    حسین یا حسین، حسین یا حسین

سلام ای تشنه / سلام ای بی سر       چه شد انگشت تو چه شد انگشتر

چرا پیراهن نداری بر تن      چه آورده لشکر سر جان من

شیب الخضیب من / خدُّ التّریب من / ماه غریب من

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

خداحافظ ای ماه خونین من... تموم شد دیگه، زینب داره خداحافظی میکنه... دهه محرم امسال هم تموم شد
خداحافظ ای ماه خونین من     خداحافظ ای کشته بی کفن

خدا حافظ ای جان و جانان من      حسین یا حسین، حسین یا حسین

به شام و کوفه، سفر خواهم کرد     بدون تو با قاتلان نامرد

حسین جان فکرش، اسیرم کرده    نشستن بین محملی بی پرده

لشکر چه بی حیاست / دورم برو بیاست / عباس من کجاست

یه نگاه کرد سمت علقمه گفت داداش پاشو دارن خواهرت رو به اسارت می برند...
ای خواهر حسین / ای یاور حسین / همسنگر حسین

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین، لبیک یا حسین

سلام ای پیام آور کربلا     سلام ای صبور میان بلا

 دلم شد به داغ دلت مبتلا      صبور بلا، صبور بلا

دلت شد گرچه  پر از شیدایی       ندیدی در این راه بجز زیبایی

 ای خواهر حسین / ای یاور حسین / همسنگر حسین

********************************************

متن شعر سینه زنی واحد سنگین – شب یازدهم محرم 93 – میرداماد

ای قرص ماه فاطمه، ای سوره عشق خدا     ای روح و ریحان علی، آرام جان مصطفی

با جسم پاره پاره و، با پیکر گلگون چرا        چون برگ گل پرپر شدی، ای باغبان لاله ها

یومٌ علی صدر النبی      یومٌ علی وجه الثری    

ای نازنین برادرم، ای یادگار مادرم      سخن بگو سخن بگو، من داغدیده خواهرم

با پیکرعریان به خاک، افتاده ای برابرم      تو کشته ای من زنده ام، هرگز نگردد باورم

من بی تو تنها مانده ام، با این خزان لاله ها     

یومٌ علی صدر النبی      یومٌ علی وجه الثری

چون شمع میسوزم حسین، از غصه میمیرم حسین     بنشسته می خوانم نماز، بی تو زمین گیرم حسین

بی تو ندارم هیچ کس، از جان خود سیرم حسین     از بوسه گاه فاطمه، گل بوسه میگیرم حسین

چشمم سیاهی می رود، دارم به لب چون نی نوا

ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست     این خار و خاشاک بلا، منزل و ماوای تو نیست

واویلتا واویلتا، واویلتا واویلتا، واویلتا واویلتا

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/۱۳

با سلام این آرم سازمان کانون مساجد استان فارس و ظاهرا استانهای دیگه هم با کمی تغییر جزئی از همین آرم استفاده می کنند.

این یک تصویر با کیفیت از آن است جهت استفاده. امیدوارم مفید باشد.

این هم یک فایل پاورپوینت که مهر کانون مساجد فارس در آن با کیفیت عالی طراحی شده است. فقط کافیه که نام کانون خود را تغییر داده و در آن قرار دهید.

دانلود فایل پاورپوینت مهر کانون مساجد

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/۱٢

حمایت آمریکا از اصلاح طلبان دروغ است!
قدرتمندان و قلدران دنیا همه تلاششان براى توسعة نفوذ و منافع خودشان است. اگر گفته شود که شما در خلیج فارس چه می کنید؛ کشور شما کجا، خلیج فارس کجا؛ می گویند ما در اینجا منافع داریم! عجب، پس منافع شما، اگر لشکرکشى شما را هم اقتضا کرد، باید لشکرکشى کنید؟!  آیا منافع شما مقدم و مرجح بر منافع ملتهاست؟! این قدرتها هر چیزى را که دنبال میکنند، براى منافع خودشان است. اگر از شعار اصلاح طلبى حمایت میکنند، این دروغ است؛ آنها از اصلاحاتى که به معناى حقیقى کلمه اصاحات باشد طرفدارى نمی کنند. آنها با اصلاحات در این کشور مخالف اند. با اصل انقلاب هم مخالف اند. آنها می خواهند  روحیه استقامت و استقلال این ملت از بین برود.  شعارهایى می دهند و حرفهایى می زنند؛ عده اى هم حرفهاى آنها را تکرار می کنند. البته خود این واقعاً یک داستان غم انگیز است که من نمی خواهم  وارد آن شوم. اینکه بعضى افراد به دشمن بیشتر اعتماد می کنند تا به دوست؛ به بیگانه بهتر روى خوش نشان می دهند تا به دوست؛ حرف بیگانه را تکرار می کنند علیرغم دوست؛ این داستان بسیار غم انگیز و ماجراى تلخى است که من امروز نمی خواهم وارد این قضیه شوم. اما نمی توانم هم بالأخره این قضیه را با شما ملت ایران در میان نگذارم. من یک وقت بالأخره خواهم گفت که بعضى کسان در این کشور، به نفع دشمن و علیه این ملت، به نفع متجاوز و علیه مظلوم، چه دارند می کنند، اما فعلاً نمی خواهم وارد این بحث شوم. (بیانات مقام معظّم رهبری در خطبه های نمازجمعه تهران 26/01/1379)                      

صدای اصلاح، از آدمهای مزدور
انسان وقتى از این گونه افراد، نام را می شنود، حق دارد بدبین شود. کسانی که پس از یک چنین انقلاب باشکوهی – که لبه تیز این انقلاب هم علیه سلطه آمریکا بود- می خواستند با تدابیر گوناگون، آمریکاییها را که از در رفته بودند، از پنجره برگردانند، اکنون دم از«آزادى» و «اصلاح» بزنند و کسانى از تفاله ها و از مزدوران رژیم گذشته به آنها کمک  کنند!  هر آدم هوشمندى حقّ دارد نگران شود و سوءظن پیدا بکند. استقلال، بیت الغزل انقلاب اسلامی بود؛ یعنى نفوذ بیگانه در این کشور ممنوع؛ یعنی امریکا و انگلیس و دیگران حق ندارند در مسائل سیاسی و فرهنگی کشور هیچگونه اعمال نفوذى بکنند. (بیانات مقام معظّم رهبری در اجتماع بزرگ مردم قم، 14/07/1379)

سیاست راهبردی آمریکا، ایجاد اختلاف و یأس در میان مردم
سیاست اصلى و راهبردى آنان در مورد کشور ما، شکاف افکندن در صفوف متحد و یکپارچه مردم مسلمان و انقلابى ایران است. گروهى را «محافظه کار» و گروهى را «اصلاح طلب» می نامند؛ از یک گروه حمایت می کنند و برعکس، حملات تبلیغى خویش را علیه گروه دیگر متمرکز می کنند. آنها با بزرگ کردنبعضى اشکالات، سعى می کنند نظام اسلامى را غیرکارآمد جلوه دهند و مردم را از نظام دینى مأیوس نمایند و جدایى دین از سیاست را تبلیغ می کنند. ایمان عمیق دینى مردم ما، بزرگترین سدّ راه آنهاست. آنها با برنامه هاى تبلیغاتى خویش، می خواهند جوانان را در کشور مأیوس کنند و مشکلات اقتصادى را - که کم و بیش در همه جاى دنیا متعارف و رایج است- را جزء مسائل لاینحل نظام جمهورى اسلامى قلمداد نمایند. آنها با تبلیغات خود می خواهند امام و ارکان انقلاب را زیر سؤال ببرند. علت این است که آنها از اسلام ضربه خورده و از انقلاب اسامى صدمه دیده اند؛ از بیدارى اسلامى در جهان، احساس خطر می کنند و از احیا و توسعة مبارزات اسلامى لبنان و فلسطین عمیقاً نگرانند. لذا در صدد برآمده اند که ریشه تفکر اسلامى را بخشکانند و تیرهاى زهرآگین تبلیغاتى خود را متوجه اسلام و دین کرده اند. (سخنرانی در مراسم گشایش کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضةفلسطین، 04/02/1380)

 استکبار، دشمن اصلاح امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم
دشمن را بشناسید، ادامة صفوف دشمن را در داخل کشور بشناسید، روشهاى دشمنى را بشناسید، تبدیل شده و ترجمه شده آن روشها در داخل کشور را هم بشناسید، در داخل دانشگاه، در داخل دبیرستان، در متن جامعه، در فعالیتهاى کشور، در مطبوعات و در تبلیغات، ادامة حضور استکبار را بشناسید. استکبار می خواهد در این کشور و در میان این ملت، ایمان عمیق  نباشد، سرگرمى به شهوات باشد، «معروف» اسلامى نباشد و آنچه از نظر اسلام «منکر» است، رایج باشد. استکبار می خواهد در داخل کشور، تنبلى و بیکارگى باشد. سازندگى و ابتکار و اصلاح امور اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى مردم نباشد. استکبار می خواهد پیشرفت علم و دانش در کشور نباشد، تحقیقات نباشد، کلاس درس نباشد. (بیانات مقام معظّم رهبری به مناسبت روز مبارزه با استکبار جهان 09/07/1375)

 پرچم اصلاحات در دنیا، در دست مفسدترین انسانها
امروز مکاتب کنونى دنیا- آن چیزى که امروز سخنگویان سیاست بین المللى در کشورهاى قدرتمند، آن را مطرح می کنند- نمی تواند بشر را به سعادت برسانند. علاوه بر این که آن شعارهایى هم که به وسیله مسئولان و مدیران قدرتهاى بین المللى مطرح می شود، شعارهاى واقعى نیست. امروز بشر دچار دو درد بزرگ اس ت: یکى ای نکه راهى که به بشر نشان داده می شود- راه مادیتّ- راه غلطى است. دوم این که آن کسانى که گردانندگان امور بشریت اند، مردمان صالحى نیستند. شما نگاه کنید به اوضاع دنیا، ظلمى را که به ملتها می شود، ظلمى که به امّت اسلامى می شود، ظلمى که در فلسطین می شود، در عراق می شود، در افغانستان می شود، ظلمى که به احکام اسلامى می شود، اینها را ملاحظه کنید. آن کسانى که حکومت مطلقه خود را بر کلّ بشریّت می خواهند تحمیل بکنند! امروز ایالات متحده آمریکا، این قدرت طاغوتى شیطانىِ مستکبر، در صدد بلعیدن همه دنیاست. در صدد توسعه قدرت خود به تمام زوایاى زندگى انسانهاست. آن وقت اینها، ادعاى دموکراسى می کنند؛ ادعاى حقوق بشر می کنند! فاسدترینِ انسانها پرچم اصلاح بشریّت را دردست گرفته اند. این گرفتارى بزرگى است براى بشر. (بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار با مسئولان نظام و قشرهای مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اکرم (ص) 1375)

 اصاحلات رضاخانی، اصلاحات آمریکایی!
رضاخان با شعار ترقی و اصلاح آمد سر کار. کودتا کرد؛ حکومت کودتا، بعد هم آن دیکتاتوری سیاه و بی نظیر، که  همه تحت عنوان و زیر پرچم پیشرفت و توسعه و ترقى انجام گرفت. محمدرضا پسر او- حکومت موروثى و بعد که کودتا در مرداد32 - هم ادعاى حرکت اصلاحى داشت و این همه فاجعه براى این کشور به وجود آوردند. ضربه اى که به این کشور و به این ملت زدند این طوری بود. (بیانات مقام معظّم رهبری دردیداربادانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد،1386)

 کوبیدن روحانیت، وابسته کردن دانشگاهها، اصلاحات رضاخانی!
اوّل هدفى که رضاخان در نظر گرفت کوبیدن روحانیون بود، با اسم اینکه می خواهیم اصلاح بکنیم. تمام کارهایشان از اوّل تا آخر به اسم «اصلاح» و به اسم ترقی دادن کشور بود. اجانب، قدرتهاى بزرگ، که مطالعات زیادى در این کشور دارند، ملاحظه کردند که یکى از گروههایى که می تواند مردم را بسیج کند در مقابل قدرتهاى خارجى، روحانیت است. ابتدا شروع کردند با اینها دست و پنجه نرم کردن؛ یعنى، اینها را کوبیدن.
اگر شما مطبوعات آن وقت را و رسانه هاى گروهى آن وقت را، نویسندگان و گویندگان آن وقت را در نظر بگیرید یا آن مقدارى که از آنها باقى مانده است مطالعه کنید، می بینید که تمام رسانه هاى گروهى و تمام مطبوعات کشور و رادیو و سینما و تئاتر و تمام اینهایى که در یک کشورى می تواند کار صحیحى بکند؛ همه آنها در خدمت اجانب و در خدمت این رژیم فاسد، به ضدیت با روحانیت برخاسته اند. خود او مأمورین را وادار می کرد به اینکه اینها را در هر جا هستند، سرکوب کنند با اسماء مختلف. و این مطبوعات و این رسانه هاى گروهى هم در بی آبرو کردن اینها و جدا کردن ملت از آنها کوشش داشتند.
این خودش یک تاریخ طولانى است. و کسانى که درست نظر بکنند به تاریخ پنجاه سال، می توانند بفهمند که چه بود قضیه. و دنبال او هم در شکستن اسلام و شکستن قدرت اسلام کوششهاى فراوان کردند. و همه گروههایى که نویسنده بودند و انحراف داشتند، گوینده بودند و انحراف داشتند، و رسانه هاى گروهى؛ همه در خدمت آنها با اسلام مخالفت می کردند. در روزنامه هایشان، من خودم دیدم که به پیغمبر اسلام سب کردند! (سَبّ به معنی دشنام و لعن) این یک دسته که احتمال می دادند اینها بتوانند مردم را بسیج کنند در مقابل منافع اجانب و ابر قدرتها. یک جاى دیگرى هم، که به طور دیگر با آن مبارزه کردند، دانشگاهها بود. (صحیفه امام،ج16،ص 176 و177)

                                                                                         برگرفته از روزنامه کیهان

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/٦

تو چه میدانی که زینب کیست؟

سومین فرزند فاطمه(س)و علی(ع) است. و در پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت وقتی چشم جهان با ولادتش روشن شد، خبر ولادتش را به پیامبر(ص) دادند و ایشان فرمودند: نوزاد را نزدم بیاورید، وقتی که آوردند فرمود: به حاضران و غایبان وصیت و سفارش می کنم که احترام این دختر را پاس دارند، همانا این دختر شبیه به خدیجه(س) است. سپس صبر کردند که خدا نامی بر او بگذارد که جبرئیل آمد و گفت: خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید نام این دختر را زینب بگذار، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم. او زینب نامیده شد و ملقب به ام کلثوم. و «زینب» به معنی زینت پدر است و چون علی(ع) یگانه حامی پیامبر و نخستین ایمان آورنده به اسلام و بزرگترین فداکار دین اسلام است، پس زینب نیز باید پا جای پای پدر بگذارد که گذاشت و حقیقتا زینت پدر شد. و همان گونه که خدیجه برای اسلام از خود و دارایی اش گذشت زینب نیز برای اسلام از خود و دارایی اش و فرزندانش و زندگی راحت با همسرش گذشت.

زینب در خانواده ای پرورش یافت که اصیلترین خانواده تربیت یافته از سوی خداست و برگزیده در حدیث کساست و الگوی بی خدشه برای تمام خانواده هاست. خانواده ای که خداوند ده ها سوره و آیه در شأنشان نازل و آن را به مردم معرفی نمود که اینها اصل خیرند و اول خیر و آخر خیر و همه خیرند. و زینب در این خانواده ماهی شد که از پنج خورشید نور می گرفت تا که اینچنین تابان شد. و این خانواده تا آن زمان که نور پیامبر بر زمین بود مطیع و فرمانبردارش بودند و پس از او هر کجا که امامت بود، سر ارادت آنها بر آستان بود و زینب در این میان تجسم مادر بود. هم در منطق و علم و هم در محبت و عشق.

روزی میهمانی به خانه امیرمومنان آمد، علی پرسید: غذایی در خانه داریم؟ فاطمه پاسخ داد جز یک قرص نان نیست که آن را هم برای زینب گذاشته ام. زینب که حدود پنج سال داشت بیدار بود و سخنان را شنید و گفت نان مرا به میهمان بدهید من صبر خواهم کرد. او از همان کودکی آموخت که باید در این دنیا تدبیر کرد و صبری از سر اختیار و اقتدار. مثل صبر پیامبر در مقابل اذیت و آزارها. و صبر فاطمه پس از رحلت پدر و بی وفایی ها. و صبر علی پس از فاطمه و تحمل پیمان شکنی ها. و صبر غریبانه حسن تنهایی ها و مثل صبر حسین در تحمل مصیبتها. تا در نهایت این صبرها بتواند کربلا را تاب بیاورد. آن زمان که فرزندانش شهید شدند از خیمه بیرون نیامد تا مبادا حسین که امام زمانش بود شرمنده شود. ولی وقتی که علی اکبر قطعه قطعه در خون غلتید، زودتر از برادر به بالینش حاضر شد تا تسلی خاطر برادرش باشد و همه اینها را تا آنجا به پیش برد که در گودال قتلگاه وقتی با دو دست خواهرانه پیکر از هم جدا شده برادر را بلند کرد فرمود خدایا این قربانی کم را از ما بپذیر. و زینب در کربلای پربلا و پرمصیبت، جز زیبایی چیزی نمی دید.

زینب برای بانوان درس تفسیر می گفت و ابن عباس از وی با عبارت «بانوی خردمند ما زینب»سخن و حدیث نقل می کند. او در بنی هاشم به«عقیله» یعنی بانوی خردمند و بزرگوار معروف بود. امام حسین(ع) در هنگام وداع به او فرمود: خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش. امام سجاد(ع) هم خطاب به زینب(س) فرمود: ای عمه تو بحمدالله ناخوانده دانایی و نیاموخته خردمند. و از این سخن برداشت کرده اند که او محدثه بوده یعنی به او الهام می شده است و عمل او از علم لدنی و آثار باطنی می باشد. و در جای دیگر فرمود: عمه ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود رابه جای می آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده، زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می دادند و عمه ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه ها می داد.

ای مادر مصائب نمی توان حتی در ولادتت برای تو روضه نخواند. تو از همان کودکی مصیبت دیدی تا در کربلا پرچم اسلام را به دست برگیری. هر چند که فرمودند لایوم کیومک یا اباعبداه ولی روزگار تو نیز کم از برادرتان ندارد و روزگاری مانند روزگار شما نیز نیست و ثابت کردید که اگر زن، زینب یا زهرا باشد در کسب ملکات و فتح فضایل تفاوتی با مردان معصوم خدا ندارد. که دیدن تشنگی و گرسنگی کودکان، تکه تکه شدن یک یک عزیزان، داغ آب آور عطشان، شهادت سالار شهیدان، سرپرستی بیوگان شهدا و یتیمان، پرستاری از بازماندگان، مراقبت از سیدساجدان و رسوا نمودن یزیدیان و ظالمان و تداوم نهضت عاشوراییان همه و همه این نکته را به ما می آموزد که زینب زینب است برای تمام تاریخ و نه تنها زینت پدر است که زینت بشریت و خلقت است. و گویی خدا با دیدن شما ای بانو فرمود؛ «انّما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب»  مزد صابران بی حساب و کامل ادا می شود(سوره زمر10)

تو در همان زمان که عقیله ای در اوج عاطفه ای و احساس مادرانه ات ما را به یاد مادرمان فاطمه می اندازد. هم قرص نان خود را به کودکان یتیمان و اسیران کربلا دادی و هم با ذوالفقار زبانت که گویی شیرژیان نفس در گلو می چرخاند و می غرد طاغوت یزید را چون مرحب به خاک مذلت و نابودی افکندی و نگذاشتی جوشش خون حسین از خروش بیفتد و داغی آن به سردی گراید. مرا ببخشای که در روز میلادت که چشم جهان را روشن کردی دوباره از مصائبت نوشتم. نوشتم تا دوستان بدانند که چرا دشمنان ناپاک از تو این همه کینه به دل دارند و هنوز هم از تو و قبر مطهرت می ترسند از رقیه ات می ترسند از زائرانت می ترسند از زنانی که تو الگوی آنانی می ترسند و از هرچه منتسب به خانواده شماست می ترسند و از چادر زنان مسلمان می ترسند و از عباس تو ترسان و گریزانند. ای خواهر مهربان حسین اگر بپذیری «کُلُّنا عبّاسُکِ یا زینب».

                                                                                                   روزنامه کیهان – نوشته محمدهادیصحرایی

حضرت زینب(س) و مدیریت جنگ نرم

قیام امام حسین(ع) آغاز یک مبارزه تمام عیار بود، ادامه این مبارزه و هدایت آن در مسیر واقعی اش مرهون حضرت زینب(س) است، برای حفظ ماهیت یک قیام ،پشتوانه ای قوی و برانگیزنده لازم است و سفیر کربلا سعی کرد مبارزاتش را بر اصولی تغییرناپذیر که از مبانی قرآن و سنت نبوی سرچشمه می گرفت، مبتنی سازد. قیام عاشورا حرکتی اتفاقی و متعلق به یک زمان و مکان نبود، بلکه با مقدمه ای روشن، از زمان رسول خدا(ص) و بخصوص بعد از رحلت پیامبر(ص) و اعلام جانشینی حضرت علی (ع) و بعد از آن با اسارت حضرت زینب(س)، قیام مختار و بیان امامان دیگر درباره علل و انگیز ههای انقاب حسینی، ادامه پیدا کرد و همچنان تداوم داشت.

 وارث تمام خوبیها

زینب(س)دختر امیرالمومنین علی(ع) است، او شجاعت پدر، عفت مادر غیرت برادران را در وجود مطهر خویش یک جا دارد و عاشورا محملی است برای آنکه نیروهای بی حد و حصر زینب کبری)(س) آزاد شود، شیرزن کربلا رسالت نبوی را ادامه دهد و پیام عاشورا را به گوش جهانیان برساند.

این قهرمان، خطبه کوبنده و غرایی ایراد کرد که کل دنیا را در طول تاریخ تحت تاثیر قرار داد، این انسان بی نظیر تاریخ را نباید صرفا فردی که در روز عاشورا به ناگاه زینب(س) شد دانست، مطمئنا پرورش او عقبه و متاخره ای دارد که سبب می شود زینب(س)، زینب(س) شود، او ثمره همان خانواده نمونه است که برای خلق حادثه عظیم و بزرگ عاشورا تربیت شده است، آنگاه که در مجلس ابن زیاد در کوفه، خطبه کوبنده و غرایی ایراد کرد، در نظر دوست و دشمن، گویی امام علی(ع) در وجود او حلول کرده بود و به راستی آیا کسی در آن بحبوحه غیر از زینب کبری می توانست چنین خطابه هایی آتشین و متقنی در رد خافت خلفای جور و تائید اهل بیت (علیهم السلام) بگوید؟

روز عاشورا رزمندگان سپاه امام حسین(ع) یک به یک فدای ولایت شدند و حالا پس از عاشورا زمان مدیریت جریان با زینب کبری(س) است. بی شک او به همه مصیبت هایی که در روز عاشورا بر امام حسین(ع) رفت، مبتلا شد، اما او در ورای این مصیبت ها وظایف سنگینی به دوش داشت که به زیباترین صورت به منصه ظهور رساند و اجازه نداد تا تبلیغات منفی امویان درباره خط سرخ حسینی اثرگذار باشد و تمام این توطئه های دشمن را خنثی کرد.

او پس از نبرد، واقعه کربلا را منزل به منزل برای اهالی هر منطقه تشریح می کرد و اسرار عاشورا را بر ملا ساخت و به حق جنگ نرمی را علیه امویان و دشمنان اهل بیت پیامبر(ص) مدیریت کرد که نام او به عنوان مدیر نمونه جنگ نرم در تاریخ جاودانه مانده است، عقیله بنی هاشم، حضرت زینب کبری(س) از محدثان اسلام بوده (ریاحین الشریعه، ج3 - ص 72 و ص 73) و از مادر و پدر خود روایت کرده است. (المجدی، ص 18).

سخنور آموزگار ندیده

آنچنان از حافظه قوی برخوردار بود که خطبه های مادر و پدر را با یکبار شنیدن حفظ می کرد، او حدیث مفصل(ام ایمن) را به پدر عرضه کرد (کامل الزیارات، ص262)، خطابه های کوفه و شام نشانگر جلوه ای از فصاحت این بانو است که بدون سابقه فکری و با آن همه رنج و مصیبتی که دیده با آرامش کامل ایراد کرده است.

آری! هر خطیبی بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتی، باید بارها تمرین عملی انجام دهد، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانی و جسمانی کاملاً آماده باشد تا بتواند خطبه ای فصیح و بلیغ ادا کند و مستمعان باید با او هماهنگ باشند وگرنه یارای سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به اینکه فصیح و بلیغ بگوید.

زینب بدون آنکه دوره دیده و یا تمرین خطابه کرده باشد و در حال تشنگی، گرسنگی، خستگی اسارت و از نظر روانی داغدار، آواره و تحقیر شده با کسانی سخن می گوید که نه تنها با او هماهنگ نیستند بلکه حتی سنگ و خاکروبه بر سر او ریخته اند، با این حال صدای زینب بلند می شود که «ای مردم کوفه! ای نیرنگبازان و بی وفایان ...» سخنان زینب علیهاالسلام چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.

«خزیم اسدی» می گوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنی را که سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران تر از او ندیدم، گویی زینب از زبان علی علیه السلام سخن می گفت.

وی ادامه می دهد؛ پیرمردی را در کنار خود دیدم که بر اثر گریه محاسنش غرق اشک شده بود و می گفت: «پدر و مادرم فدای شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوانها و زنان شما نیکوترین زنان هستند، نسل شما بهترین نسلی است که نه خوار می شود و نه شکست می پذیرد.»

نکته ظریف در دعوت و سیره تبلیغی حضرت زینب(س) و در خطبه ها و سخنان ایشان آن است که همواره آنها را به صورت سلسله وار ذکر می کند، یعنی محتوا و مضمون سخنان خود را علاوه بر بیان شیوا و رسا، اولا به آیات کتاب خدا، سپس احادیث جدش پیامبر(ص) و پدرش امام علی(ع) و پس از آن به وقایع تاریخی مستند می کند، در خطبه ها، خطاب به شاهان و سران دستگاه یزید به آیه قرآن استناد می کند.

حضرت زینب(س) به طور دقیق از آیات قرآن کریم، به سنتهای حتمی و قطعی خداوند در آفرینش و در باب نبرد حق و باطل به سنت الهی » پیروزی نهایی حق بر باطل «اشاره می کند که چگونه علیرغم همه دسیسه ها و خدعه ها، حقیقت در نهایت پیروز و ماندگار خواهد شد، حضرت زینب (س) خطبهای را هم در شام و در مجلس یزید و در بین کارگزاران حکومتی او ایراد کرد، در این خطبه بر خلاف خطبه کوفه که مخاطب آن به طور مستقیم مردم بودند، به یزید حمله می کند و تصویری از نبرد حق و باطل و رویارویی خاندان نبوت با خاندان اموی ارائه می کند، زینب کبری(س) در این خطبه نهضت حسینی را به کمال رساند و اصول مبارزاتی و انقلابی قیام عاشورا را برای جهانیان تبیین کرد، خطبه ای که در واقع متمم نهضت امام حسین(ع) است.

                                                                        برگرفته از روزنامه کیهان_ 5 اسفند 93

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱٢/٦

از عطر تو باغ رنگ و بو دارد     وز صبر تو عشق آبرو دارد

در پای تو اشک شوق می ریزد     هر غنچه که عقده در گلو دارد

در مقدم تو بخاک می افتد     هر گل که امید و آرزو دارد

مفتون محبت تو میگردد     هر کس که که دلی بهانه جو دارد

ایثار و شهامت و جوانمردی    سر پیش تو با ادب فرود آرد

در عرش خدا فرشته رحمت     گر نام تو میبرد وضو دارد

این است مقام آبرو مندی     کائینه وحی پیش رو دارد

تو آینه ی کمال زهرائی(س)    سر تا قدمت نشان از او دارد

گلزار خصال ارجمند تو     پیرایه از آن خدای جو دارد

از حنجره اش غم تو می جوشد   قمری که بباغ های و هو دارد

غیر از تو کدام تنگدل عمری     با داغ جگر چو لاله خو دارد

غیر از تو کدام باغبان با خود    یک باغ گل بنفشه بو دارد

گلهای تو لاله های صحرایند    پرورده اشک چشم زهرایند(س)

*********************************

ای داده زدست یاور خود را       از دست نداده باور خود را

 هفتاد دو داغ جان شکن دیده       وز دست نداده سنگر خود را

 ای برده به ساحل یقین از موج       کشتی بخون شناور خود را

 غیر از تو که در حیث خون خوانده      گلبانگ پیام رهبر خود را

جز تو که بجای مادرش بوسید      زیر گلوی برادر خود را

 غیر از تو که دیده روی دست خود       پرپر زدن کبوتر خود را

شق القمر حسین(ع) نامیدی     ایثار علی اکبر(ع) خود را

غیر از تو که زد به چوبه محمل       با دیدن ماه نو سر خود را

غیر از تو که در خرابه پنهان کرد     نیلوفر ناز پرور خود را

 گفتی به عزیز خویش حق داری     نشناسی اگر که همسر خود را

تاریخ ندیده مثل ومانندت        شاید که شهید زنده خوانندت

*********************************

دوباره شور در عالم به پا شد      سرای فاطمه غرق صفا شد

 دوباره نوگلی آمد به دنیا      که دنیا در کف او هست یک جا

دوباره عرشیان محشر نمودند       طواف خانه ی حیدر نمودند

فرشته فوج فوج آید ز بالا      مَلَک باران شده در بیت مولا

 شب نور و شب پیدایش نور      کلیم از شوق با سر آید از طور

 چرا که فاطمه آورده دختر       چه دختر! آنکه دل برده ز مادر

خدا تبریک این مولود سرمد         فِرستد بر حبیب خود محمد

پیمبر بوسه بر رویش فشانده           علی بر دامنش او را نشانده

 تَبارک بر جمالش فاطمه خواند       علی دور سرش اسپند گرداند

 شده محو جمالش ماه و کوکب       خدا فرمود: نام اوست زینب

روا باشد خدا گوید به حیدر       که إنّا أعطیناکَ کوثر

سلام حق به تو ای زینت أب       به حق که زینتی بر أمّ و بر أب

 سلام ای زینب ای معنای ایمان     ز تو تفسیر شد آیات قرآن

 سلام ای زینب ای هستیِّ هستی       توئی آموزگار حق پرستی

 سلام ای زینب ای مصداق عفّت       کجا و کِی بود دور از تو عصمت؟!

 سلام ای مخزن سِرّ إلهی      بود دوری ز تو عین تباهی

 حریمت به ز جنّات النّعیم است       صراط تو صراط المستقیم است

 حریم تو به حق برتر ز عرش است      پَر جبریل آنجا سنگ فرش است

 بود تیغ زبانت هم چو شمشیر       که دشمن را نمودی تو زمین گیر

 برای حفظ دین تو بی قراری      به میدان بیان چون ذوالفقاری

اگر چه تو علی را نور عینی        همه دانند تو عشق حسینی

 سلام ای دختر والای حیدر        به هر جا بوده ای یار برادر

حسین یعنی تمام هست زینب        حسینی گشتنم در دست زینب

 کِی از دامان تو من می کِشم دست       سراپای دل من زینبیه ست

اگر باشد حسینی ای به هستی         یقینا، بی شک و شبهه تو هستی

 تو بودی هر کجا همراه با او        تو بودی هم قرین آه با او

 دلت مجنون و شیدای حسین است        وجود تو تسلّای حسین است

 دل تو پر ز اندوه و ملال است        جدائی بین او و تو محال است

 نمی دانم چه حالی داشت آنجا       که خود رفت و حسینش ماند تنها...

*********************************

ای در بحر عصمت و تقوی خوش آمدی      روح محمد زینت بابا خوش آمدی

لاله ی سبز گلبن طاها خوش آمدی      بضعه ی پاک ام ابیها خوش آمدی

زینب کبری خوش آمدی / ام ابیها خوش آمدی

 شیر خدا را، شیر خدا را، تو دختری       روی خدا را، روی خدا را، تو منظری

کرب و بلا را، کرب و بلا را، تو مادری        خون خدا را، خون خدا را، تو یاوری

زینب کبری خوش آمدی  / دختر زهرا خوش آمدی

عمه ی سادات، ای همه محو سیادتت       فخر عبادت بر تو و حال عبادتت

 لطف و کرامت شیوه و اخلاق و عادتت        عید بزرگ یوسف زهرا ولادتت

 زینب کبری خوش آمدی  /  دختر زهرا خوش آمدی

ای سر و جان عالم و آدم فدای تو       زمزمه های آل محمد ثنای تو

 خاطره های خطبه ی زهرا صدای تو       یوسف زهرا عاشق ذکر و دعای تو

 زینب کبری خوش آمدی دختر زهرا خوش آمدی

خواجه ی عالم عارف علم و کمال تو        آیه ی قرآن شاهد قدر و جلال تو

خاطره های فاطمه خلق و خصال تو       حضرت زهرا بوسه زده بر جمال تو

زینب کبری خوش آمدی  / دختر زهرا خوش آمدی

 ای به مقام و عزت و جاهت سلام ما       ای به صبوری بعد امامان امام ما

 اسوه ی ما، در صبر و ثبات و قیام ما        خط تو باشد ایده و مشی و مرام ما

 زینب کبری خوش آمدی  / دختر زهرا خوش آمدی

شاعر:حاج غلامرضا سازگار

*********************************

عصمت داور آمد / کوثر کوثر آمد       زینت حیدر آمد / ثانی مادر آمد

سیدتی مولاتی «یا زینب»(3)     خوش آمدی، خوش آمدی،«یا زینب»(2)

مادر صبر و ایثار / عمه ی آل اطهار       بر حسین و حسن یار/ هر دو را محو دیدار

سیدتی مولاتی «یا زینب»(3)     خوش آمدی، خوش آمدی،«یا زینب»(2)

شیر شیر خدایی / نور نور الهدایی         خون حق را ندایی / بر همه مقتدایی

سیدتی مولاتی «یا زینب»(3)     خوش آمدی، خوش آمدی،«یا زینب»(2)

گفتگوی حسینی / آرزوی حسینی       آبروی حسینی / محو روی حسینی

 سیدتی مولاتی «یا زینب»(3)     خوش آمدی، خوش آمدی،«یا زینب»(2)

لحم پیغمبری تو / حیدر حیدری تو      کوثر کوثری تو / بر ولایت دری تو

سیدتی مولاتی «یا زینب»(3)     خوش آمدی، خوش آمدی،«یا زینب»(2)

باغ دل کربلایت / نای جان نی نوایت       کعبه بیت الولایت /جان عالم فدایت

سیدتی مولاتی «یا زینب»(3)     خوش آمدی، خوش آمدی،«یا زینب»(2)

شاعر:حاج غلامرضا سازگار

*********************************

ای بحر کمال گوهر آوردی        ای کوثر وحی کوثر آوردی

ای نخل امید نوبر آوردی      ای ماه خجسته اختر آوردی

 ای دخت رسول دختر آوردی       زینب؟ نه، حسین دیگر آوردی
*****
بر نفس رسول زیب و زین است این       سر تا به قدم همه حسین است این

تو وجه خدایی و تجلا او        تو روح محمدی و اعضا او  

تو بحر کمال و در یکتا او       تو باغ بهشت و نخل طوبا او

 او با تو بود شبیه و تو با او    الله الله تو زینبی یا او

 بانوی زنان عالم آوردی        بعد از دو مسیح مریم آوردی
*****
آیات خداست نقش رخسارش     در چشم رسول حسن دادارش

شمشیر علی است تیغ گفتارش       زهرا شده محو چشم بیدارش

هم مرغ دل حسن گرفتارش      هم چشم حسین محو دیدارش

 آیینۀ احمد است این دختر       قرآن محمد است این دختر
*****
هم مام ائمه را بهین دختر       هم عصمت و زهد و صبر را مادر

هم فلک نجات را بود لنگر       هم خون حسین را پیام آور

 هم در یم خون امام را یاور       هم قافله ی قیام را رهبر

هم خون شهید جرعه نوش او       هم خشم حسین در خروش او
*****
آیینه ی پنج تن، جمال او        شرمنده جلال از جلال او

 پرواز کمال از کمال او       یک فاطمه حلم در خصال او

عاشور حسین شور و حال او        پیشانی غرقه خون مدال او

 خون شهدا هماره مدیونش        در صبر و رضا حسین ممنونش
*****
ای کوفه و شام کربلای تو        ای سینه ی خلق نی نوای تو

 ای صورت صبر نقش پای تو       ای آیه ی کاف و ها ثنای تو

حق شیفته ی خدا خدای تو        فریاد علی است در صدای تو

 میراث کمال از رسل داری        استاد ندیده علم کل داری
*****
تو عالمه ی ندیده استادی        ویران گر کاخ ظلم و بیدادی

 صد کرب و بلا خروش و فریادی       با کوه ملال سرو آزادی

 زهد و شرف و عدالت و دادی       در موج غم از وصال حق شادی

با آن همه داغ از شکیبایی         چشم تو ندید غیرزیبایی
*****
بر چهره جمال دادگر داری    اعجاز خطابه از پدر داری

اسرار علوم را ز بر داری       ارثی است که از پیامبر داری 

 تقدیم حسین دو پسر داری      دو مهر ز ماه خوب تر داری

 تو باب حسین و باب زهرایی         تو ماه دو آفتاب زهرایی
*****
تو ام مصائبی و مام صبر       زیبد که بخوانمت امام صبر

 در دست اراده ات زمام صبر       با صبر تو زنده گشت نام صبر

 مرهون تو تا ابد نظام صبر        ای هر نفس تو یک پیام صبر

 بر صبر تو از هزار زخم تن        در مقتل خون حسین گفت احسن
*****
سوگند به ذات قادر بی چون         شکرانه سرودنت به موج خون

 با جسم کبود و گیسوی گلگون       کاری است ز حد وهم ما بیرون

ای نهضت کربلا به تو مدیون        ای داده شکست ها به خصم دون

تو خون حسین را بقا دادی    حتی به شهید ارتقا دادی
*****
محبوبه ی حی داوری زینب       زهرا و حسین و حیدری زینب

هم سنگر دو برادری زینب      تا حشر حسین پروری زینب

دردانه ی ناب کوثری زینب        

پیوسته پیام کربلایی تو       تفسیر تمام کربلایی تو
*****
باید به جهان پیمبری آید       در ملک وجود حیدری آید

چون فاطمه باز مادری آید       مانند حسن برادری آید

 میلاد حسین دیگری آید         تا چون تو خجسته خواهری آید

عالم به ولایت تو می نازد     «میثم» به عنایت تو می نازد

شاعر:حاج غلامرضا سازگار

*********************************

نور و مهتاب اومده حضرت زینب       عشق ارباب اومده حضرت زینب
گل بریزید گل بریزید آسمون زده ستاره       داره از آسمون امشب نعمت خدا می باره
حلقه شادی ببندید که به عالم کوکب آمد      غرق شور و شادی وعشق چون به دنیا زینب اومد
میشم امشب مست و مجنون که گل طاها رسیده      میخورم من می لبالب ثانی زهرا رسیده
راه نده غم و به قلبت چونکه جشن عالمینه         بگو به زهرا مبارک وقت شادی حسینه
یه تبسم به لباشه غم و غصه تو نگاشه        گوش بدین که نوای یا حسین توی صداشه
تو بغل گرفته داداش می خونه براش لالائی       زیر لب آهسته میگه خواهر کرببلایی

*********************************

خواهم که مرا به ذکر یارب بخشی       یک عمر گناه را به امشب بخشی

دارم قسمی که ضامن رحمت توست      خواهم که مرا به حق زینب بخشی

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146