کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٦

سبک زمینه:

فاطمه معصومه / کریمهی آل عبا        آیینهی زهرا / شفیعه عقبا

یا حضرت معصومه مدد مدد مدد مدد

ای عزیز جان حیدر / کوثر موسی ابن جعفر      لالهی باغ ولایت / جان عالمی فدایت

بانوی جود و کرامت / بارش دریای رحمت     تو عزیز مرتضایی / زینب امام رضایی

یا حضرت معصومه مدد مدد مدد مدد

مسافر غمها / به پای آقا رضا      شکسته شد دل تو / بانوی عشق و وفا

زادهی موسی ابن جعفر / نور روشن در ره حق    جلوه زهرای اطهر / زینب کبرای دیگر

یا حضرت معصومه مدد مدد مدد مدد

********************************************

سبک واحد سنگین:

الا ای زینب آل پیمبر    الا ای زاده موسی ابن جعفر

الا ای آشنای درگه حق     چراغ روشن ما در ره حق

تو ما را قبله حاجات هستی   گل حق، عمه سادات هستی

تو هستی جلوه زهرای اطهر    تو هستی زینب کبرای دیگر

ز نور تو خدا را می توان دید    ز اشک تو رضا را می توان دید

اگر چه محنت بسیار دیدی    شبیه عمه ات آزار دیدی

برادر را ندیدی نقش بر خاک      ندیدی مصحف خود را تو صد چاک

ندیدی زیر سم اسب او را     به زیر خنجر دشمن گلو را

ندیدی دست بی انگشت و خاتم      نخوردی تازیانه بین ماتم

اگر چه در جوانی جان سپردی    ولی از دشمنت سیلی نخوردی

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

مناسبت- شب عاشورا

یا حسین میدان مرو تا من ببوسم حنجرت     وقت میدان رفتنت قرآن بگیرم بر سرت

در حرم غوغا شده     شور غم بر پا شده

یک وصیت کرده زهرا با من خونین جگر       تا ببوسم حنجرت را جای او با چشم تر

یا اخا آهسته رو زینب شود قربان تو     از حرم آید به سوی دختر نالان تو

من ندارم طاقت هجران رویت یا حسین     می شوی صد پاره تن از نیزه و تیغ و سنین

من چه سازم با یتیمانت در این دشت بلا    گر هجوم آور شود لشکر به سوی خیمه ها

در حرم غوغا شده     شور غم بر پا شده

وا اخا دم از وداع روز عاشورا مزن     بیش از این آتش به قلب حیدر زهرا مزن

خاطرات کربلا از پیش چشمانم گذشت     تا برآمد صوت قرآنت ز روی نیزه ها

آمدی با سر به دیدارم که برگردد حسین     دیده مردم ز محملها به سوی نیزه ها

از فراق اکبرت قلب رقیه آب شد     کاش این دختر نگردد روبروی نیزه ها

ای موید تا بیابم آن سر ببریده را      می روم با پای دل در جستجوی نیزه ها

*********************************

مناسبت- شب عاشورا

فردا به دشت کربلا زینب ای زینب      گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب

چون شود فردا، می روم میدان    می شوم اندر، خاک و خون غلطان

می سپارم من، بر تو این طفلان     کن نگهداری، خواهر از ایشان

از غم مکن شیون فزا زینب ای زینب      با ناله و شور و نوا زینب ای زینب

فردا به دشت کربلا زینب ای زینب      گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب

سیر بنگر بر، این رخ گلگون     چون شود فردا، غرق اندر خون

چون مهیا بر، این جهادم من    سر به فرمان، حق نهادم من

می شوم کشته به همه یاران      جسمها پر خون، بی کفن عریان

از خیمه گه بیرون بیا، زینب ای زینب     کن صبر و طاقت در بلا زینب ای زینب

فردا به دشت کربلا زینب ای زینب      گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب

شیرزن خواهر، عصمت صغری     خورده ای شیر از، سینه زهرا

یک وصیت ای، مهربان دارم       کشته چون گشتم، خواهر زارم

روز عاشورا، محشر کبری است    هر طرف بانگ، آه و واویلاست

ای مهربان ای با وفا زینب ای زینب     باید نمایم جان فدا زینب ای زینب

*********************************

مناسبت 11 محرم شام غریبان

سبک "اگر مرا رها کنی..."

می روم و نمی رود، از سر کوی تو دلم        زنده به ظاهرم ولی، داغ تو گشته قاتلم

من به میان مقتل و، تو به کنار محملم        نعش تو روی سینه ام، رأس تو در مقابلم

دوش فقط تو بوده ای، حرف دل شکسته ام        شاهد گفته ام بوَد، نافلۀ نشسته ام

سینه، ریاض زخم تن، دل شده کربلای تو      روی به هر طرف کنم، می دوم از قفای تو

اشک روان من شده، مرهم زخمهای تو       خنده دشمنان به من، گریۀ من برای تو

حال که رفتم از برت، باش به یاد خواهرت      از ره دور میزنم، بوسه به زخم حنجرت

ای به لبان خشک من، جانِ به لب رسیده ات       مانده نشانِ بوسه ام، بر گلوی بریده ات

رفتم و مانده در برم، جسم به خون کشیده ات       نیست رفیق نیمه ره، خواهر داغ دیده ات

به دوری ات رضا شوم؟ نه، به خدا نمی شوم      من که به اختیار خود از تو جدا نمی شوم

خیز ز جا بهار من، از گل و بوستان بگو       از سم اسب و سینه و، زخم تن و سنان بگو

حال که می روم سفر، برای من اذان بگو       یا که به همرهم بیا، یا که به ساربان بگو

حال که قاتلت کند، با من خسته دل سفر      رحم کند به دخترت، تند مرانَد اینقدر

ای به گلوی خشک تو، درود من سلام من     رکوع من سجود من، قنوت من قیام من

مرهم زخم سینه ات، گریه صبح و شام من       منم منم مطیع تو، تویی تویی امام من

خدا کند به هر نفس، جان مرا فدای تو       گر تو اشارتی کنی، سر شکنم به پای تو

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

ارباب بی کفن به تن اطهرت سلام      بر جسم پاره پاره، تن بی سرت سلام

بر زخم لب گشوده پیشانی ات درود     بر رگ رگِ جدا شده حنجرت سلام

گل های تازه رُست ز خون جوان تو     بر قطره قطره خون علی اکبرت سلام

نگذاشتی که خون علی بر زمین رسد    بر احترام خون علی اصغرت سلام

این جا فضا ز آه دل زینبت گرفت      بر ناله شکسته دل خواهرت سلام

این جا شکست بغض گلوی سکینه ات      بر لحظه ای که سوخت دل دخترت سلام

این جا رقیه در دل آتش دویده است       بر اشک آن سه ساله گل پرپرت سلام

این جا ز آه فاطمه قاتل به لرزه شد        بر آه جانگداز دل مادرت سلام

از جمع کشتگان تو بوفاضلت جداست     بر آن شهید مانده جدا از برت سلام

بر دست و چشم و پیکر سقای تشنگان     بر خیمه های سوخته در آذرت سلام

بر جامه ای که رشته دست بتول بود       وان جامه را ربود عدو از برت سلام

بر کشتگان صحنه جانبازی ات درود        بر زائران روضه جان پرورت سلام

شاعر: سیدرضا موید

*********************************

سبک زمینه مناسب است

به یاد قتلگاهت، دارم آتیش می گیرم       اگه نیام کربلا، دق می کنم می میرم

علم و پرچماتو، بیرق روضه هاتو           تربت کربلاتو، نمی دم من به عالم

آرزومه فدات شم، فدای نیم نگات شم      یه دهه ی محرم، زائر نینوات شم

ارباب، آبرو می خری یا نه؟ ما رو، کربلا می بری یا نه؟

ارباب، ارباب آبرو بخر ارباب     ما رو، ما رو کربلا ببر ارباب

رنگ فرات گرفته، اشک چشای خیسم      تو آسمون قلبم، اسم تو می نویسم

با نگاه ملیحت، با چشای مسیحت       در کنار ضریحت، شدم ای آقا مجنون

تو که نعم الامیری، تو جوونی و پیری     دستامونو می گیری، با خاک پات آقاجون

ارباب، ارباب آبرو بخر ارباب     ما رو، ما رو کربلا ببر ارباب

دلم آروم نمی شه، نبینم کربلاتو     تا که بغل نگیرم ،شش گوش با صفاتو

مث باغ گل یاس، مث یاقوت و الماس      با کرامات عباس، دلم قیمت می گیره

ای شهید محرم، زینب عرش اعظم       میگم اینو به عالم، حسین نعم الأمیره

ارباب، ارباب آبرو بخر ارباب     ما رو، ما رو کربلا ببر ارباب

شاعر: ناشناس

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

از عرش و فرشِ سفره احسانت ای حسین      سر سوده هر چه هست به سامانت ای حسین

مهمان کربلا! که شدی تشنه لب شهید      عالم شدند ریزه خور خوانت ای حسین

ای جسم غرق خون که شُدت بوریا کفن     هر دم سلام بر تن عریانت ای حسین

لب تشنه فراتم و چشمم شود فرات     آرم چو یاد از لب عطشانت ای حسین

داغ جوان و سوز عطش با دلت چه کرد؟      سوزد دلم بر آن دل سوزانت ای حسین

ای سربلند بر سر نی، تا ابد مرا         کوته مباد دست ز دامانت ای حسین

فرمان بده که راه حریمت کنند باز     ای کائنات بنده فرمانت ای حسین

عمرم گذشت بر سر خوان عنایتت      هستیم گرچه یک شبه مهمانت ای حسین

آیا شود دوباره بیایم به کربلا؟       تا رخ نهم به سجده، در ایوانت ای حسین

شاعر: سیدرضا موید

*********************************

سبک واحد تند مناسب است

ای غریبی که تو را در دل عالم وطن است      هر کجا انجمنی هست ز داغت سخن است

انبیا را ز لب خشک تو دل آب شده است     اولیا را سخن تشنگی ات بر دهن است

بی کفن گر تن صد چاک تو بر خاک بماند     پرده پرده دل عشاق تو را پیرهن است

به کسانی که فکندند به بالای تو سنگ     کعبه و سعی و صفا، حِلّ و حرم، ریگ زن است

تو کریمی و کریمان همه مسکین درت      تو حسینی و صفاتت حَسن اندر حَسن است

دشمنان سعی به خاموشی نورت دارند      بی خبر زین که همین نام تو دشمن شکن است

این حدیث است که در حشر بود اهل بهشت      هر که را ذرّه ای از تربت تو در کفن است

دل هر ذره چو خورشید ز داغت سوزان    وز عطش در دل هر قطره غمت موج زن است

بنوشته است به هر برگ گلت وای حسین     ز آن همه لاله صدبرگ که در این چمن است

پنج تن اشرف خلقند و فروغ تو حسین       نقطه دایره مرحمت پنج تن است

سر دور از بدنت سرور سرها و هنوز          آفتاب آینه آن سر دور از وطن است

کشته اشکی و من اشک فشانم همه روز     زآن که گفتند به زخم تو دوا اشک من است

هر شب جمعه زیارت کنمت در هر جا      که شب جمعه خدا زائر آن عرش تن است

چون موید به تو من انس گرفتم آنسان       که مرا نام تو در هر نفس و هر سخن است

شاعر: سیدرضا موید

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

کربلا لبریز عطر یاس شد      نوبت جانبازی عباس شد

بازوانش مرگ را بی تاب کرد     تیغ های تشنه را سیراب کرد

تا به حال عباس ها رادیده  ای؟     بوسه ای از دست آنها چیده ای؟

بنگر این مستان آتش خورده را      بازوان تیر و ترکش خورده را

شیعه یعنی دست بیعت با غدیر     بارش ابر کرامت بر کویر

زینب آیا سر به محمل میزند؟     کاروان را زخمه بر دل می زند

ای پرستار پرستوهای من    مرحم زخم تکاپوهای من

ای زبان صدق و تصدیق و صفا    اولین بیمار چشمت مصطفی

عصمت زهرا عزیز مرتضی   در کجایی رستخیز مرتضی

عصر عاشورا علم دردست توست    کرسی و لوح و قلم دردست توست

غنچه ها را گرچه پر پر کرده اند   کوله بارت راسبک تر کرده اند

شیعه یعنی هفت وادی اضطراب    شیعه یعنی تشنگی در شط آب

آب گفتم سینه ها بی تاب شد    خیمه ها ازآه و آتش آب شد

آب گفتم تشنگی بیداد کرد    کودکم بی تاب شد فریاد کرد

بر زبانش شعله ی آه و عطش    شد ز تیر کین گلویش آبکش

*********************************

کربلا بیت الحرامی دیگر است    حاجیانش را مقامی دیگر است

نیتش ترک سر و پا گفتن است    در پی اش تکبیر در خون خفتن است

از حرم تا قتلگه سعی صفاست    رد پای اهل بیت مصطفاست

عید اضحی ذبح اکبر را ببین    کعبه ی در خون شناور را ببین

ای جوانان بنی هاشم چرا     بر نمی دارید تابوت مرا

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

آفتاب از روی زین افتاده است    مشک آبش بر زمین افتاده است

کیست این ساقی که بی دست آمده است    کز سبوی تیغ سر مست آمده است

کیست این ساقی که در خون پا نهاد    تیرها را دید  پیشانی گشاد

کیست این ساقی  که بر خود پا گذاشت    آب را در حسرت لبها گذاشت

مشک کن لبریز آب و آبرو است     چشم من با خیمه ها در گفتگو است

ای خدا این مشک را از من مگیر    گر گرفتی اشک را از من مگیر

شیعه ی بی اشک شمع مرده است    کز غم بی آتشی افسرده است

نسبتی باهم دارند آب و گل        اشک می شوید غبار از چشم دل

اشک ای عجز ای ثبوت بندگی     چشمه ی جوشان آب زندگی

اشک ای تسبیح احمد در حرا    غرق در خون کن تماشای مرا

اشک ای سر تسلای علی     ای سکوت آلوده فریاد جلی

اشک ای آیینه ی بی تار و پود     همدم زهرا به شبهای کبود

اشک ای آرام جان بی قرار      در رکاب ناقه ی زینب ببار

*********************************

سبک واحد سنگین مناسب است

ای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معک      کشتۀ راه خدا، یا لَیتَنا کُنامَعَک

ای به موج خون زده در پیش چشم فاطمه      زیر خنجر دست و پا، یا لیتنا کنا معک

ای که از دریای خون تا خیمه گه زینب تو را       ناله کرد و زد صدا، یا لیتنا کنا معک

آب، مهر فاطمه، فرزند او را تشنه لب     سر بریدند از قفا، یا لیتنا کنا معک

زیر تیغ از حنجر خشک تو می جوشد خون      کردی امت را دعا، یا لیتنا کنا معک

ای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معک      کشتۀ راه خدا، یا لَیتَنا کُنامَعَک

میهمان اهل کوفه بودی و سنگت زدند    در زمین کربلا، یا لیتنا کنا معک

مصحف خونین زهرائی و از سُّم ستور        پیکرت شد توتیا، یا لیتنا کنا معک

ای سرت مهمان خولی از چه دیگر ساربان     کرده دستت را جدا، یا لیتنا کنا معک

می رسد از قتلگاهت تا قیامت بر فلک      نالۀ واغربتا، یا لیتنا کنا معک

ای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معک      کشتۀ راه خدا، یا لَیتَنا کُنامَعَک

عترتت در خیمه بود و خیمه را آتش زدند     از ره جور و جفا، یا لیتنا کنا معک

دامن دردانه ات آتش گرفت و می دوید      در بیابان بلا، یا لیتنا کنا معک

دست دشمن در هوای گوشواره پاره کرد     گوش اطفال تو را، یا لیتنا کنا معک

هم تو کعبه هم تو زمزم هم تو مروه هم صفا     هم تو مشعر هم منی، یا لیتنا کنا معک

با دهان تشنه قرآن خواندی و سنگت زدند     بر فراز نیزه ها، یا لیتنا کنا معک

کیست تا محرم شود مثل تو در میقات عشق     حّج خون آرد بجا، یا لیتنا کنا معک

کو سلیمان تا ببیند می کنی در موج خون     دست و انگشتر عطا، یا لیتنا کنا معک

هر کجا یاد تو کردم ای عزیز فاطمه     سوختم سر تا به پا، یا لیتنا کنا معک

می کند با اشک خود «میثم» جهنّم را خموش    چون بگرید بر شما، یا لیتنا کنا معک

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

*********************************

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

1-     متن شعر و روضه عبدالله ابن حسن - کریمی

یا صاحب الزمان ...

سر در آور ز کاری که بزرگان کردند     دل پریشان شد از آن مو که پریشان کرده اند

درد چو جمله از آن درد  که درمان کردند    عقبت فاش شد آن راز که پنهان کردند

فاش شد خرد و کلان جمله ذبیح اند همه      همه مصلوب تجلی مسیح اند همه

از بلندی دل گودال تماشایی بود   گوشه ای بود که صد پرده دل آرایی بود

قامتی بود که چون محشر غوغایی بود    چون تماشای حق آغاز تمنایی بود

دید زیر سم مرکب چو جمال رب را    مرکبش شوق شد و کرد رها زینب را

وقتی سر شب فهمید همه کشته میشند، به هر کی می رسید می گفت من فردا میرم... از اول صبح هی به عمو گفت من هم میرم عمو نگاهش می کرد، این بچه یک سالش بوده تو دامن عمو بزرگ شده... به حسین هم عمو می گفت هم بابا می گفت... حسین می رفت تو معرکه بدنی رو بیاره، این هم میرفت. همین طوری دنبال حسین بود... علی اکبر رو میرفت بیاره حسین، دستش به عبای حسین بود... فقط علقمه با حسین نرفت...(اگه میرفت بر نمی گشت چون رو عمو عباسش هم خیلی حساس بود...) دائما ابی عبدالله به زینب می فرمود مراقب این بچه باش... آخرش رفت، لحظه ای که حسین تو گودال بود رفت...

*****************************************

.... مرکبش شوق شد و کرد رها زینب را     

از حرم تا دل گودال تماما دل شد        رای مردان زد و در طفلی خود کامل شد   

گاه شد راه و گهی شوق و گهی منزل شد       روبرو بر سر شهر با نفس قاتل شد

دید از جلوه پیدا رخ پنهان دارد     این حسین است و صد حاجب و دربان دارد

گفت با قاتل کین زلف رها کن از کف    در شب قدر رهت نیست مکن عمر تلف

مده تاب این همه این سلسله هر سو یه طرف   می کنم شکوه اگر راه من افتد به نجف

کای علی گفتم و قاتل به سخن گوش نکرد   سر این سلسله را برد و به من گوش نکرد

دست برداشت که بردارد از آقا شمشیر   گفت یا دست ز من می شکند یا شمشیر

برد قاتل به هوای سر مولا شمشیر    چرخ می زد به سر عالم بالا شمشیر

طفلکی دست دعا را سر محراب گرفت    دست خود را سر آیینه چونان قاب گرفت

دستش از پوست چو آویز به دامان حسین    اولیا جمله شدند از قبل گریان حسین  

ضربان دل عبداله و شریان حسین     هر دو یک نبض شدند از سر ایمان حسین

خون سرخ حسن و خون حسین است یکی     کثرت مست دروغ است بود مست یکی

معنی این مقتل پر رعش ز جنس دگر است      مقتل طفل حسن از همه کس خوبتر است

(دو نفر تو بغل اباعبدالله جان دادند... این دو تا بچه...)

همه بدنها رو به خیمه آورد اما بدن این نازدانه تو بغل حسین موند... سیدها ببخشند، موقعی که اسبها اومدند هم بدن تو بغل حسین بود...

دست و پا زد به محیطی که دل است و جگر است    دست و پا زد به محیطی که ز حق با خبر است

دست و پا زد به محیطی که نبی لب می زد     مصطفی بوسه بر این سینه مودب می زد

 

لشکر، ابی عبدالله رو محاصره کرده، عبدالله ابن حسن از پیش اهل خیام فرار کرد به طرف خیمه ها... خانم حضرت زینب دوید نگهش داره... نشد...نتونست(آخه خانم زینب 54 سالشه...) صدا زد والله لا مفارق عمی... بخدا از عموم جدا نمیشم، من باید برم

خودش رو رسوند به عمو جانش، دیدی آدم زخم میبینه حول می کنه، سریع یه پارچه ای چیزی بر می داره دور زخم ببنده... پارچه نباشه یه آستینی، یه تکه پیراهنی... زخمها اینقدر زیاد بود، کدوم زخم رو ببنده؟

ملعونی ( به نام بحر بن کعب) ضربت شمشیری به طرف آقا امام حسین رها کرد... عبدالله ابن حسن 5 ساله صدا زد "یابن الخبیثه أأقتل عمی؟" آی زنا زاده عموی منو می خوای بکشی؟ دست خودش رو سپر کرد که شمشیر به عمو نخوره... دست قطع شد ولی به پوست آویزان... صدای این طفل بلند شد "وا عماه..." حسین بغلش کرد، فرمود عزیز دلم صبر کن بر این بلا، به زودی خدا به بابات ملحقت میکنه... حسین دست به آسمان برداشت... صدا زد خدا باران رحمتت رو از اینها بگیر، برکتت رو از زمینهای اینها بگیر، اجتماعشون رو متفرق کن، به حاکم ظالم دچارشون کن... اینها ما را دعوت کردند یاری کنند حالا دارند اینجوری ما رو می کشند...

ابوالفتح میگه حرمله اومد کنار ابی عبدالله... از فاصله نزدیک سینه عبدالله ابن حسن رو هدف گرفت... همچین که بچه نفسش بند اومد سرش افتاد شروع کردند به حسین ضربه زدن... حسین برای اینکه این بچه ضربه نخوره خودش رو خم کرد رو بدن بچه... هر چی ضربه اومد خورد به بدن حسین... ای حسین

دیگه چه ندید با عموش چه کردند، فقط زینب دید...

آن دم بریدم من از حسین دل   کامد به مقتل شمر سیه دل

او می دوید و من می دویدم    او سوی مقتل من سوی قاتل

او می نشست و من می نشستم    او روی سینه من در مقابل

او می کشید و من می کشیدم    او از کم تیغ من ناله از دل

او می برید و من می بریدم     او از حسین سر... ولی من از حسین دل نبریدم

گفت حسین:

تو را با خشکی لب ذبح کردند     آه، تو را چه نامرتب ذبح کردند

به پیش چشم زینب ذبح کردند   

 با خنجر شکستۀ در دست قاتلش     معلوم بود ذبح سرش طول می کشد

*****************************************

2-     متن شعر سینه زنی زمینه – کریمی

ای همه دین من، ای شه بی کفن       من هلاک تو و، تو همه عشق من(2)

من حسین ی ام و کربلایم وطن   

ای شهید خدا، کشته گریه ها   مرحم سینه ها ، با همه سینه زن

یابن خیرالنساء، زاده مرتضی    سبط پاک نبی، روح و جان حسن

حسین حسین...

ای همه دین من، ای شه بی کفن       من هلاک تو و، تو همه عشق من(2)

ای شهیدان تو، جمله عیسی دم و    جای جولان تو، عرصه عالم و

مهر تو تا ابد، مهر آدم شدن

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین(2)

سلام بر تو و به نازنین پیکرت     سلام ما بر تو و به اصغر و اکبرت

سلام ما بر تو به خواهر مضطرت    سلام ما بر تو و امیر آب آورت

بیا و دریاب مرا، امیر و سلطان من    تویی تو ارباب من، تو یی تو مهتاب من

تویی می ناب من  به عشق تو می شوم با جهان تن به تن

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین(2)

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این گوهر جانی است این       این ذکر ربانی است این

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این جان جانانی است این     آیات قرآنی است این

بسم اله ای خون خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

بسم اله ای روح خدا        بسم اله ای شهد بلا

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

یا حسین یا حسین

*****************************************

3-     متن سینه زنی زمینه

((شکر خدا را که در پناه حسینم    عالم از این خوبتر پناه ندارم))

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا       تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا(3)

عموی توی میدون، تموم تنش خون     بذار برم ای عمه، کنار عمو جون

می میرم اگه کاری ازم بر نیاد      می میرم اگه عمرم الان سر نیاد

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا       تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

دیگه جون نداره، تنش پاره پاره      کاشکی یکی پیدا شه، براش آب بیاره

من میرم، تا سپر بشه سینه ام براش     من میرم، تا بیفته دو دستم به پاش

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

دیگه کارش تمومه، بین گودال عمومه     عمه جون این صدای، ناله یه مظلومه

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

چقدر زخم شمشیر، چقدر نیزه و تیر     منو سپر کن تو این، جدال نفس گیر

افتاده، توی آغوش تو بال من      می بینی، حسن اومده دنبال من

با چه وضع و چه حالی، اومدم دست خالی    اومدم اما دیدم، تو میون گودالی

حسن، حسن، حسن...

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

عموی توی میدون، تموم تنش خون     بذار برم ای عمه، کنار عمو جون

می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        تو برا من عمو جون، هم عمویی هم بابا

(می زنم دل به دریا، من غلامم تو مولا        عشق تو توی این دل، باز میام به کربلا)

عمو حسین، عمو حسین...

*****************************************

4-     متن شعر سینه زنی واحد سنگین- محمد کریمی

رها کن دستم عمه جانم      ببوسم پایت مهربانم

از آن می ترسم وا بمانم، واویلا

یتیمم قلبم را مسوزان    علی اصغر هم رفته میدان

فقط من ماندم دیده گریان، واویلا

رها کن دستم عمه جانم      ببوسم پایت مهربانم

از آن می ترسم وا بمانم، واویلا

یتیمم قلبم را مسوزان    علی اصغر هم رفته میدان

فقط من ماندم دیده گریان، واویلا

واویلا، عمویم شده بی کس و بی یاور    زده حلقه گرد عمویم لشکر،

مزن عمه بر سر

من از تبار، شاه مدینه ام     عقده کوچه مانده به سینه ام

به خیمه آیم ای بی قرینه ام

یابن زهرا مظلوم کربلا...

به بالای تل قد کشیدن     صدای آهت را شنیدن

ز خیمه تا مقتل دویدن، واویلا

مسیر گودالت شلوغ است    دگر چشمانم بی فروغ است

که گفته این روضه دروغ است، واویلا

واویلا، چرا گیسویت دست این و آن است      به زیر لگد آیه قرآن است

ز تن خون روان است

ز سینه آه، هل من معین مکش    میان قتل، آهی حزین مکش

محاسنت را روی زمین مکش

یابن زهرا مظلوم کربلا...

*****************************************

5-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- صمیمی

یادگار حسن تشنه لب عبداله ام    جان نثار ره مکتب ثاراله ام

 در هوای عمو، جان فدای عمو

وا شهیدا  وا غریبا

یا حسن یا حسین، یا حسن و حسین

وا شهیدا  وا غریبا

می شوم من فدا به راه دین خدا    نشوم لحظه ای من ز عمویم جدا

این من و جان من، عهد و پیمان من

وا شهیدا  وا غریبا

جای بابا بکش دست نوازش سرم    که دلم خون شده ز دوری دلبرم

خسرو عالمین، ای عمو جان حسین

وا شهیدا  وا غریبا

یا حسن یا حسین، یا حسن و حسین

وا شهیدا  وا غریبا

*****************************************

6-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- کریمی

 

سر می نهد تمام فلک زیر پای او    دل می برد ز اهل حرم جلوه های او

عبداله است و ایل و تباری کریم داشت      با این حساب عالم و آدم گدای او

انگار قاب کوچکی از عکس مجتبی     هر لحظه می تپد دل زینب برای او

او حس نمی کند که یتیم است و خون جگر     تا با حسین می گذرد لحظه های او

بالاتر از تمامی افلاک می نشست    وقتی که بود شانه عباس جای او

نیمش حسن و نیمه دیگر حسین بود    بوی مدینه می رسد از کربلای او

مثل رقیه روح و روان حسین بود     او همچو عمه دل نگران حسین بود

اگر شرم از خیر البشر دارید    از محشر کبری خبر دارید

دست از سر عموم بردارید

این که دارید تشنه می کشید عمومه    رهاش کنید مُثله کشته حرومه

کار عموم با همین زخما تمومه

رو زمین غرق خون و بی جونه     بدنش زیر زخمها پنهونه

بخدا که زنده نمی مونه

چیکار کنم کاریه تموم زخمهاش   چیکار کنم این نفسها بی دوومه

کار عموم با همین زخما تمومه

زیر سر نیزه ها و شمشیره    تموم جوشنش پر از تیره

نمی بینید که داره می میره

این خسته پر شکسته رو ببینید     این کشتی غرق در خون روبرومه

کار عموم با همین زخما تمومه

 *****************************************

7-     متن  شعر سینه زنی شور- کریمی

روزهای دفاع چه روزایی بود     شب حمله ها چه هوایی بود

دلهای همه کربلایی بود

حالا اگه یادمون بره اون روزها رو بی دردیه     حالا اگه بی خیال بشیم فتنه ها رو نامردیه(2)

یادش بخیر، دفاع با عزت ما / رشادت ملت ما / راه امام و شهدا / مسافرای کربلا

سپاهی ها، ارتشی ها / بسیجی های باوفا / مردای نوجوون ما

هرکسی بود بی ادعا

روزهای دفاع چه روزایی بود     شب حمله ها چه هوایی بود

دلهای همه کربلایی بود(2)

یادش بخیر، داغدیده ها، سینه سوخته ها / رزمنده ها، خط شکنها / سنگر سازها، شب شکنها

امدادگرها، دیده بانها / حیدری ها، حسینی ها / با ادبا، با مرامها

زمزمه نماز شبها / سینه زدن تو جبهه ها

حالا اگه یادمون بره اون خون ها رو بی دردیه     حالا اگه بی خیال بشیم فتنه ها رو نامردیه(2)

روزهای دفاع چه روزایی بود     شب حمله ها چه هوایی بود

دلهای همه کربلایی بود(2)

یادش بخیر، بی سیم چی ها، تیربارچی ها / یادش بخیر تدارکات، تخریب چی ها

لباس خاکی تن بسیجی ها / که روش نوشته بود حسین، کرب و بلا

یه دنیا دشمن همه روبروی ما / ولی خرید فاطمه آبروی ما(2)

حالا اگه هر کی تو این راه بمونه با حیدره      دعای مولا همیشه پشت و پناهه رهبره- با رهبره

روزهای دفاع چه روزایی بود     شب حمله ها چه هوایی بود

دلهای همه کربلایی بود(2)

حسین حسین ...

ابالفضل ...

تویی حسن که اولین لاله باغ حیدری    تو اولین سلاله فاطمه مطهری

به یاد مظلومی تو رسیده بر لب جان جهان     که سایه ات بر جهان و بود قبر تو بی سایبان

ای فدای غربتت کی شکسته حرمتت    کی نشیند بر سرم گرد و خاک تربتت

*****************************************

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

 1-     شعر روضه فرزندان حضرت زینب- کریمی

مایل نمی شوم که ز من راه کج کنی      ما را امامزاده کنی، میل حج کنی

یک بار رو زدم به تو این است پاسخ ات        حیف از تو نیست که با من دلخسته لج کنی

 زینب بساط کرده، تو چیزی از او بخر      بهتر که رفتی این همه عذر(عسر) و حرج کنی

آه ضعیف زود اثر می کند بترس       با رد من چگونه به کارت فرج کنی

(دل منو نشکن داداش...)

انصاف ده... (بچه های داداش حسن بروند، بچه های تو بروند، بچه های عقیل و مسلم بروند...)

انصاف ده کدام یک از ما شکسته تریم    من حاضرم معاینه رج به رج کنیم

من با تو در مذاکره داخل نمی شوم     کوشش نکن به غیر تو مایل نمی شوم

حرف از شدن مگویی که دیگر نمی شوم    بی دل تر از توام که مقرر نمی شوم

پنجاه و چهار سال بزرگت نموده ام      انصاف ده برای تو مادر نمی شوم

خواهر نبوده ای که ببینی چه می کشم      حال مرا نپرس که بهتر نمی شوم

گر زندگی دوباره بیابم به دهر دون     سوگند بر برادر خواهر نمی شوم

من هر چه هست دختر زهرای اطهرم    با من نگو به نجمه برابر نمی شوم

من در نیابت از جگر اخضرم هنوز     (نجمه نایب امام حسن نیست من نایب حسن جگر پاره ام)

یادت بماند این که تو را مادرم هنوز

من ذوالفقار دارم و حیدر شمایلم     یه دل دو نیم بود تیغ کامه ام

با دست رد به سینه زینب مزن حسین      من نامه نیستم که زنی مهر باطلم

داداش جان؛ قاسمم نامه آورد، قبول کردی ... من خودم اومدم قبول نمی کنی...

جعفر(جعفر طیار، پدر بزرگ بچه های حضرت زینب)

جعفر اگر دو بال فضیلت گشوده است    من با دو بال خویش یه اوج فضایلم

اصلا چرا به روزه شک دار رو کنیم    میدان نرفته ذبح کن اینجا مقابلم

این مسئله برای دو مجهول مطرح است    پس حل کن این معادله را در مسائلم

من بهر تو دو بحر مطهر کشیده ام    یعنی دو بار جام تو را سر کشیده ام

----------------------------------

من زینبم که بر جگرم هست آذرم    من از خلیل در صف قربان جلوترم

موسایم و چو سینه سیناست سینه ام    مو، سایم و جبین به سر و پای دلبرم

بر چادرم ز کشته هر کس نشانه ایست       از اکبر و ز قاسم و هم عون و هم جعفرم

اما ز خون  این دو نبندم به سر خضاب    تا فکر رویشان رود از دیده و سرم

بر زینبت ببخش اگر بی بضاعت است   شرمنده ام که نیست به بر طفل دیگرم

رفتند بچه های زینب، بالاخره اجازه رو گرفت...

چند بار بین لشکر دشمن اختلاف افتاد، یه موقع یه عده گفتند ما داریم با پسر پیغمبر می جنگیم، دو دستگی افتاد اما باز یکی شدند. یه وقت دیگه هم بین لشکر فاصله و جدایی افتاد برای اینکه بیشتر ضربه بزنند.

نوک دو نیزه دو پهلو دو سینه را وا کرد    رسید حرمله انگار قصد چیدن داشت

دو دسته شد همه لشکر که بیشتر بزنند     که کهنه تیغ روی زخمها کشیدن داشت

بگو به این همه قاتل به این همه شمشیر     بگو دو پیکر زخمی مگر دریدن داشت

چه خوب شد که نیامد ندید مادرشان...

می گن مادرشون زینب از خیمه بیرون نیومد، نکنه حسین(ع) خجالت بکشه شرمنده بشه... اما از یه جهت دیگه هم خوب شد نیومد ببینه...

چه خوب شد که نیامد ندید مادرشان     چرا که تیر سنان قصد سر بریدن داشت

چه خوب شد که نیامد ولی غروبش دید      سر دو تازه جوان روی نیزه دیدن داشت

ای حسین...

 کربلا لا زلت کرباً و بلا     ما لقی عندک آل المصطفی

ای سرزمین اندوه و غم، کربلا    در تو به آل پیغمبر چه گذشت

کم علی تُربک لمّا صرّعوا     من دم سال و من دمع جری

چه بسیار روی خاک تو اشکها ریخته شده... یکیش همین اشک خداحافظی بچه های زینب با اباعبدالله هست. چقدر خون جاری شده روی خاک تو...

و ضیوف لفلاة قفرة    نزلوا فیها علی غیر قری

مهمون دعوت کردی یه جایی که اصلا هیچ گیاهی در نیامد...

لم یذوقوا الماء حتی اجتمعوا    بحد السیف علی ورد الردی

آب بهشون ندادند... تا اینکه همه را از دم تیغ گذراندند

تکسف الشمس شموس منهم و لا تدانیها علوا و ضیاء

چه خورشیدهایی تو کربلا بود... خورشید اسمان بهشون نگاه می کرد نورش کم میشد، خجالت می کشید...

و وجوه کالمصابیح فمن قمر غاب و من نجم هوی

صورتهای نورانی مثل ماه (یا قمر بنی هاشم) صورتها روی خاک افتاد خون روی صورتها رو گرفت

ستاره ها روی زمین افتادند

غیرتهن الیالی و غداة جائرالحکم علیهن البلاد

چه بدنهایی که از گرما و نور آفتاب کباب شد

سه روز تو بیابون گرم کربلا... بمیرم برا بدن شش ماهه... این عبارتها یعنی صورتها و بدنها رو تغیر داد... چرا؟ آخه فقط بدن حسین رو برهنه نکردند...

یا رسول الله لو عاینتهم و هم ما بین قتل و سبا

یا رسول خدا اگر می دیدی، یه عده از بچه هاتون رو کشتند، یه عده رو اسیر کردند

من رمیع یمنع الضل و من عاطش یسقی انابیب القناة

کشته ها رو بهشون نذاشتند آب برسه، اسرا هم نذاشتند زیر سایه بروند، (هر چند اگه جازه هم می دادند یک نفر تو آفتاب می موند... آی رباب... بالای قبر طفل شش ماه اش که حسین پشت خیمه ها دفنش کرد...

جزّروا جزر الاضاحی نسلهُ        ثم ساقوا أهلهُ سَوقَ الإمَا

آه... نسل حسین رو مثل گوسفند قربانی سر بریدند، اهل بیتش رو از این شهر به اون شهر مثل کنیزها بردند، ای حسین...

قتلوه بعد علم منهم انه خامس اصحاب الکساء

حتی با وجود اینکه می دونستند حسین پنجمین از اهل کساء است اون رو کشتند

میت تبکی له فاطمة و ابوها و علی ذوالعُلی

کشته ای که فاطمه براش گریه میکنه، علی براش ناله می زنه، همه مصیبتها یه طرف اما اون مصیبتی که تو کربلا زینب رو آب کرد این بود... وقتی دنبال بدن برادر تو قتلگاه می گشت دید یه بدن پاره پاره...(بالا سر بچه هاش نیومد...) صدا زد أأنت أخی؟ آیا تو برادر منی، وابن امی؟ آیا تو پسر مادر منی؟ حسین...

همه دیدند زینب خم شد لبها رو گذاشت به رگهای بریده حسین...

اگر تو حسینی پس چرا سر در بدن نداری... یه گوشه میدان دعوا شده بر سر حسین

سر قیمت سرها چونه میزنند...( آی رفقا یه جایی خوندم خولی به ابن زیاد ملعون تر از خودش بدهکار بود، بابت بدهی اش سر پسر پیمبر رو ببره...)

*****************************************

2-     متن شعر سینه زنی زمینه – کریمی

الا یا ایها الساقی، جوابی خواهش من را   

بده از جام مشتاقی، شراب مر افکن را

بریز از گوشه صهبا، شرابی از خم بالا   

که با یک جرعه اش از پا، بیاندازد تهمتن را

تو خورشیدی و من کورم، تو نزدیکی و من دورم   

 بیا و با نگاه خویش درمان کن ندیدن را

چو چشم خویش وا کردم، هوای کربلا کردم 

به گوشم با اذان گفتند، تکلیف معین را

خدا را شکر یا مولا، شده تقسیم بین ما

ز تو منت گذاری و، ز من منت کشیدن را

من بیچاره مدیون امیر المومنین هستم     دخیل بند نعلین یل ام البنین هستم

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین(2)

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این گوهر جانی است این       این ذکر ربانی است این

این کیست این، این کیست این       این عشق طوفانی است این      

این جان جانانی است این     آیات قرآنی است این

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

بسم اله ای خون خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

بسم اله ای روح خدا        بسم اله ای شهد بلا   

ای ساکن کرب و بلا      یابن امیرالمومنین

یا حسین یا حسین

*****************************************

3-     متن سینه زنی زمینه – کریمی

تو غم این حرم و داری      غربت مادرم و داری

من غم رفتنت و دارم      اختیار سرم و داری

حسین، حسین...

وای می بینم پریشونی    من رو قابل نمی دونی

که دارم دو قربونی    تنها تنها تو میدونی

ارباب، گلهای من، شدند بیتاب    برادر جان، منو دریاب

من تو عشقت سهیمم    پای عشق قدیمم

آه ای دار و ندارم    ای سلطان کریمم

تو غم این حرم و داری      غربت مادرم و داری

من غم رفتنت و دارم      اختیار سرم و داری

ما می افتیم به پای تو    ما می گیریم هوای تو

ما می میریم برای تو    جون عالم فدای تو

بستم، دخیل این، دل خستم    به دامانت توی دستم

بی قرار دل من، ای دلدار دل من    بر من فرمان بده ای فرماندار دل من

تو غم لشکرت و دیدی   رفتن اکبرت و دیدی

اذن بدی تا خود قیامت   آبروی منو خریدی

ارباب، گلهای من، شدند بیتاب    برادر جان، منو دریاب

تو غم این حرم و داری      غربت مادرم و داری

من غم رفتنت و دارم      اختیار سرم و داری

ما، لب تشنه تو دریایی     ما مجنون و تو لیلایی

ما، هستیم و تو تنهایی   ماییم، بنده، تو آقایی

دیر شد، سپاه تو، زمین گیر شد   ببین زینب، چقدر پیر شد

آه مگه خواهر تو، رفته از خاطر تو    چی میشه سهم زینب، از هل من ناصر تو

من غم دخترت و دارم     غصه حنجرت و دارم

اضطراب غریبی اون    لحظه آخرت و دارم

لحظه آخر دید والشمر و جالس علی صدره...

 تو غم این حرم و داری      غربت مادرم و داری

من غم رفتنت و دارم      اختیار سرم و داری

*****************************************

4-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- رحیمی

آب و گلم سرشته شد به عشق تو زینب     با دست حق روی دلم نوشته شد زینب

بنت الجلالی تو، اخت الوقاری تو    کی گفته زن مرد آفرینه، روزگاری تو

آب و گلم سرشته شد به عشق تو زینب     با دست حق روی دلم نوشته شد زینب

خاک کف پای تمام زینبیون ام    غم ندارم تا نوکر رقیه خاتونم

ماه شب تاره، عشق علمداره    خوشا کسی که مثل ما رقیه رو داره

برا جواز کربلا، عاشق دیوانه    حاضره جونش رو بده بابت ببیعانه

عبد یدالله ام، اگر چه گمراهم   شکر خدا یه عمر که نوکر اربابم

زینبی یا زینب...

*****************************************

5-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- صمیمی

گرفته بوی تو را پیکرم، تمام تنم     دو چشم و سینه من، هر دو دست سینه زنم    

برای روضه تو زندگی زندگی کنم آقا     دلیل زندگی ام، بودنم نفس زدنم

شناسنامه من صادره ز کرب و بلاست    به تربت تو گشودند کام من، دهنم

من اهل شهر شمایم دلیل هم دارم    گرفته لهجه روضه زبان من، سخنم

نماز در حرمت کامل است یعنی که     دیار کرب و بلا، بوده از ازل وطنم

همیشه خادم این آستانه می مانم    حسین امیری و نعم الامیر می خوانم

منم عار او، او بود یار من      ز لطف و کرامت خریدار من

نبودم که او بوده دلدار من   غمش شد انیس دل زار من

از آن دم که مادر به من داده شیر   امیری حسین و نعم المیر

*****************************************

6-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- کریمی

ستر ناموس نبوت، چون حجاب زینب است     محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب است

ای حسین عشق منی، حسین عشق منی، حسین عشق منی

دانش آموز علی، خواهر ناموس دین    کی دهد معجر ز سر، قرآن کتاب زینب است

ای حسین عشق منی، حسین عشق منی، حسین عشق منی

از میان تربتش بوی حسین آید برون    کهنه پیراهن گمانم در مزار زینب است

ای حسین عشق منی، حسین عشق منی، حسین عشق منی

پرچمت چون گر سرنگون شد، من نگه می دارمش   غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است

ملجا اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود    شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است

مدعی دیگر مزن بیهوده لاف عاشقی     گر حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

*****************************************

7-     متن  شعر سینه زنی تک(عربی)- کریمی

 کربلا یا کربلا یا کربلا...

کربلا لا زلت کرباً و بلا آه آه      ما لقی عندک آل المصطفی آه آه

کم علی تربک لما صُرّعوا آه آه     من دم صال و من دمع جری آه آه    

و ضیوف لفلاة قفرة آه آه   نزلوا فیها علی غیر قری آه آه

کربلا یا کربلا یا کربلا...

کربلا لا زلت کرب و بلا آه آه      ما لقی عندک آل المصطفی آه آه

لم یذوق الماء حتی اجتمعوا آه آه   بحد السیف علی ورد الردی آه آه  

تکسف الشمس شموس منهم و آه آه      لا تدانیها علوا و ضیاء آه آه  

کربلا یا کربلا یا کربلا...

تکسف الشمس شموس منهم و آه آه      لا تدانیها علوا و ضیاء آه آه

و وجوه کالمصابیح فمن آه آه       قمر غاب و من نجم هوی آه آه     

غیرتهن الیالی و غداة  آه آه       جائرالحکم علیهن البلاد آه آه     

کربلا یا کربلا یا کربلا...

یا رسول الله لو عاینتهم       و هم ما بین قتل و سوی

من رمیع یمنع الضل و من     عاطش یسقی انابیب القناة

کربلا یا کربلا یا کربلا...

جزّروا جزر الاضاحی نسلهُ        ثُم سَاقُوا أهلهُ سَوقَ الإمَا

قتلوه بعد علم منهم و     انه خامس اصحاب الکساء

میتً تبکی له فاطمة    و ابوها و علی ذوالعلی

کربلا یا کربلا یا کربلا...

ستر ناموس نبوت، چون حجاب زینب است     محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب است

دانش آموز علی و خواهر ناموس دین    کی دهد معجر ز سر قرآن کتاب زینب است

از مزارش گر صدای سوز و سازی بشنوی    آن صدای سوزش قلب کباب زینب است

*****************************************

8-     متن  شعر سینه زنی تک-شور(عربی)- کریمی

الا حسین مولانا

ابکی قتیلا بکربلا     یبرّج الجسم بالدماء

الا حسین مولانا

ابکی قتیلا بکی علیه     من ساکن الارض والسماء

الا حسین مولانا

بک عهدوا واستحلوا  ما حرم الله فی الدما

 *****************************************

9-     متن شعر سینه زنی شور- کریمی

حسین ، حسین ...

بی تو خشکم، خاکم، خرابم      بی تو هیچم، سردم، سرابم

با تو خوبم، خیلم، ثوابم    بی تو آهم، دردم، عذابم

بی تو خرابم، مولانا حسین ، حسین...

بی تو خشکم، خاکم، خرابم      بی تو هیچم، سردم، سرابم

با تو خوبم، خیلم، ثوابم    بی تو آهم، دردم، عذابم

بی تو خرابم، مولانا حسین ، حسین...

بی تو، دنیا، معنا، نداره    بی تو، عالم، آقا، نداره

آقا هر کس بی تو بمونه   عشق و دین و دنیا نداره

مولانا حسین ، حسین...

با تو، شورم، سوزم، گدازم    با تو، معنا، داره، نمازم

آقا، هرجا، تنها، شدم من    با تو، گفتم، راز و، نیازم

مولانا حسین ، حسین...

واویلا حسین...

به سوی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند   نمی روم ولی مرا به تازیانه می برند

سر تو را به نیزه ای نشانده دشمن علی   نمی روم ولی مرا به این بهانه می برند

با یک نفس تمام جهنم شود بهشت    گویند اگر جهنمیان یکصدا حسین

حسین حسین...

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

 1-     مناجات با امام زمان - کریمی

روزها بی قراری، شبها گریه داری     بمیرم برات که کسی رو نداری

سرت رو رو شونش بذاری

روزها بی قرارم، شبها گریه کارم     برا دیدن تو لیاقت ندارم

سرم رو کف پات بذارم

اگه کور کورم، اگه از تو دورم     می خوام امشبی که تو دریای نورم

دلم رو با اشکهام بشورم

تو آقای مایی، می دونم میایی     شهیدامون امشب، با تو کربلایی

میایی تو صاحب عزایی

امام زمان...

نوایی نوایی، امون از جدایی

بریم خرابه...

نوایی نوایی، امون از جدایی      چشام تاره تاره، بابا(آقا) جون کجایی

خرابه شده کربلایی

*******************************************

2-     شعر روضه حضرت رقیه – کریمی

نوایی نوایی، امون از جدایی      چشام تاره تاره، بابا جون کجایی

خرابه شده کربلایی

آی بابا بابا...

دلم خونه خونه، دلم تنگه تنگه    هنوز داره یک شهر با بچت می جنگه

تو موهام پر از خرده سنگه

بابا یه شب بزرگترها بچه هاشون آوردند... دامن هاشون رو پر سنگ کردند، یه عده هم چوب دستشون بود، بزرگترها براشون کف می زدند، ریختند تو خرابه... اینقدر بچه های ما رو زدند، هممون پشت هم سنگر گرفتیم ... راه فرار نبود، عمه هم زخمی شد... 

وقتی سر تو بروی یک نیزه جا گرفت     شلاق هم سراغ من و عمه را گرفت

آن نیزه ای که زیر سر تو نشسته است     آخر تو را زدست من و عمه ها رفت

از شمر سهم مادری ام را گرفتم       یک پهلوی شکسته توان مرا گرفت

بابا بابا امان از محله یهودی...

از بین نیزه پیرزنی گیسوی مرا        با بغض چند ساله تو بی هوا گرفت

بچه داشت میرفت، خودش ندید، بی هوا گرفت، بی هوا زدند...

بابا، با خطبه های عمه دلم قرص شد پدر     باید دهان عمه مان را طلا گرفت

چشم عمو به داد من و معجرم رسید    اما، حیف از دو گوشواره که یک بی حیا گرفت

دستش رو گرفت گفت نکش خودم در میارم گوشواره رو...

از سنگ پشت بام سرم درد می کند      از ضجه های بی اثر من صدا گرفت

گفتم دعا کنم کمر ذجر بشکند      با یک دل شکسته چه دیدی دعا گرفت

من هر چقدر ناله زدم بیشتر زدند       از من نفس عدوی تو با ضرب پا گرفت

ای حسین...

مجنون شبیه طفل تو شیدا نمی شود   خواهم ببوسم از لبت اما نمی شود

حالا اومدی که من نمی تونم جلوت بلند بشم...  باشه کنج تنور و تشت طلا رفتی، خونه ما نیومدی...

*******************************************

3-     متن شعر سینه زنی زمینه – کریمی

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

یا حسین یا حسین

پوشیده چون جان می روی    اندر میان جان من

سرو خرامان منی          ای رونق بستان من

چون می روی بی من مرو     ای جان جان از تن مرو

بر چشم من بیرون مشو    ای مشعل تابان من

بسم اله ای روح البقا            بسم اله ای شیرین لقا

بسم اله ای شمس الضحی         بسم اله ای عین الیقین

*******************************************

4-     متن سینه زنی زمینه – کریمی

وای وای، وقتی که، می دیدم، عمه ام رو، زیر تازیونه ها

وای وای، وقتی که، رو نیزه، سنگ خوردی، از رو بوم خونه ها

وای وای وقتی از، رو نیزه، افتادی رو خاک ها

وای وای وقتی از، رو نیزه، دیدی منو بابا

وای وای تا اسم تو رو بردم    وای وای سیلی و لگد خوردم

وای وای با هر قدم مردم(2)

وای وای ذره ذره جون دادم      وای وای از رو ناقه افتادم

وای وای اسمم رفته از یادم (2)

وای وای، وقتی که، لرزیدم، از شرم،اون چشمای بی حیا

وای وای، وقتی که، می دیدم، می بندند سرها رو، رو نیزه ها

وای وای  از دست نامردها تو کوچه و بازار

وای وای از سیل اشکهای این گریه زار زار

وای وای تا اسم تو رو بردم    وای وای سیلی و لگد خوردم

وای وای با هر قدم مردم

وای وای ذره ذره جون دادم      وای وای از رو ناقه افتادم

وای وای اسمم رفته از یادم (2)

وای وای، وقتی که، می پیچید، زنجیرم، دور این گلوی من

وای وای، وقتی که، سر نیزه، سرخ می شد، با خون عموی من

وای وای، پیرم کرد، درد این، زنجیر رو دوشم

وای وای، از درد، سیلی و، زخم روی گوشم

وای وای این چشمها دیگه تاره     وای وای از زخمای گوشواره

وای وای از این معجر پاره

وای حسین...

*******************************************

5-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- رحیمی

عمه بیا قراره دل بی قرارم اومد(3)         تو اوج فصل پاییزه عمرم بهارم اومد(2)

عمه بیا کمک کن که دیگه رمق ندارم      این سر غرق در خون و رو دامنم بذارم

بیا که نور چشام اومد       بیا که ماه شبام اومد(2)

بیار عمه معجری واسم    بیا عمه جون بابام اومد

اباالمظلوم ای حسین من...

رمق نداشتم و با حضور تو جون گرفتم    از ترس دشمنت بود که لکنت زبان گرفتم(2)

به من بگو چرا روی لبهات خون لخته بسته    سنگ کدوم حرومی سر پاکت و شکسته

چرا اینقدر زخمی سر تو      بمیره برای تو دختر تو

از این دنیا سیر شدم بابا(2)

اباالمظلوم ای حسین من...

قسم می دم تو رو من به حق عمه مضطر      تا ببری منو با خودت پیش علی اصغر

سه سالمه ولی مثل زهرا غم کرده پیرم    از خدا خواستم امشب برات دق کنم بمیرم

شده ابری آسمون دلم    منم مثل عمه خونه دلم

دلم تنگه یک نوازش تو      تو این حسرت می مونه دلم

اباالمظلوم ای حسین من...

*******************************************

6-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- صمیمی

عمه جان کن نظر آمده میهمان    برده از قلب من صبر و تاب و توان

کنج ویرانه ام از رخش با صفاست   ابتا یا حسین ابتا یا حسین

تازیانه زده دشمنم بر تنم     مادرت فاطمه آمده دیدنم

بین که دردانه ات از ستم در نواست    ابتا یا حسین ابتا یا حسین

بار این سلسله قد من را خمید     من بی حوصله من گیسو سپید

می کشاند مرا از کجا تا کجا     ابتا یا حسین ابتا یا حسین

همه جا کربلا همه جا نینوا      تو حسین منی نور عین منی

یا حبیبی حسین  یا حبیبی حسین

*******************************************

7-     متن  شعر سینه زنی واحد سنگین- کریمی

می دونی چرا صورت من شده کبود،  عمو نبود(3)

می دونی چرا موهام گرفته بوی دود، عمو نبود(2)

می دونی چرا رمق تو زانوهام نبود، عمو نبود(2)

می دونی چرا رفتم محله یهود، عمو نبود(2)

عمو نبود، عمو نبود، عمو نبود...

بخدا که آتیش روی چادرم نبود، عمو که بود

یه دونه موی سفید روی سرم نبود، عمو که بود

بخدا که دستی پی معجرم نبود، عمو که بود

کسی توی صحرا پی گوشوارم نبود، عمو که بود

عمو نبود، عمو نبود، عمو نبود...

حالا که سرم رو خاک این خرابه هاست، عمو کجاست(2)

حالا که روی لبم همش خدا خداست، عمو کجاست

حالا که حرم توی زدهام دشمناست، عمو کجاست

حالا که همش رقیه زیر دست و پاست، عمو کجاست

عمو کجاست، عمو کجاست، عمو کجاست...

بی تو همه افتادند به این روز سیاه، عمو بیا

بی تو منم و محله یهودی ها، عمو بیا

داره میکشه منو نگاه شامی ها، عمو بیا

غرور منو شکسته دست بی حیا، عمو بیا

عمو بیا، عمو بیا، عمو بیا...

*******************************************

8-     متن  شعر سینه زنی تک(عربی)- کریمی

اخ المظلوم یحسین ...

اخ المظلوم ، اخ المظلوم ، اخ المظلوم...

ایا حصنی و یا ذخری و فخری آه آه     فقدتک یا ملاذی و رجائی آه آه

اخی یابن الرسول عذاب جسمی آه آه   حلولک فی التراب بلا وداعی آه آه

ایا حصنی و یا ذخری و فخری       فقدتک یا ملاذی و رجائی  

اخی یابن الرسول عذاب جسمی      حلولک فی التراب بلا وداعی  

اخ المظلوم ، اخ المظلوم ، اخ المظلوم...

تدوس الخیل منک قفاک حتی آه آه   و غبن الصدر ظلماً بافترائی آه آه

الا یا سیدی امسیت ابکی  آه آه    و یصعدنی الهوام علی البکایی آه آه

 اخ المظلوم ، اخ المظلوم ، اخ المظلوم...

الا یا سیدی امسیت ابکی        و یصعدنی الهوام علی البکایی

...

*******************************************

10-  متن شعر سینه زنی شور- کریمی

تو جان من هستی، جانان من هستی    من بی سر و پا تو، سامان من هستی

یا خامس آل الله ، مولا ابا عبدالله         ذکر ذرات عالم ، لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

تو جان من هستی، جانان من هستی    من بی سر و پا تو، سامان من هستی

یا خامس آل الله ، مولا ابا عبدالله         ذکر ذرات عالم ، لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

من بی تو بی تابم، بی تابم من     دلتنگ و بی تاب مهتابم من

تویی که دریایی، دریایی تو    من بی تو مردابم، مردابم من

علمت علمت ، حرمت حرم الله    یا سیدنا المظلوم، لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

هوا هوای تو، زندم برای تو    عالم همه عبده، دولتسرای تو

مهمان تو هستم با، شهیدان و روح الله   یا سیدالشهداء، لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

چه عالمی داره، این شیدایی    من مست و مجنون و تو لیلایی

میون دربارت ناچیزم من   عالم همه عبد و ، تو آقایی

من بی تو هرگز هرگز   من بی تو معاذ الله

من بیعت کردم با تو        لبیک یا ثارالله

حسین ، حسین ...

*******************************************

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۱٠

حجت الاسلام والمسلمین فلاح زاده، کارشناس مسائل فقهی، به پرسشهای شرعی درباره احکام عزاداری، مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای پاسخ داده اند که در ذیل به برخی از آنها پرداخته می شود؟

* نظر آقا در مورد برهنه شدن در عزاداری چیست؟ اگر فیلمبرداری نشود و زنان نیز نبینند چطور؟ آیا از نظر فقهی، ایشان این کار را حرام می دانند؟

در پاسخ به این پرسش باید عرض کنیم حضرت آقا توصیه فرمودند به برخی از مداحان که در عزاداریهابرهنه نشوند، اما این به عنوان یک فتوای فقهی نیست که ما بگوییم حرام است. خب اگر نامحرمانی نیستند، اگر مسئله سوئی بر آن مترتب نیست، دشمنان سوء استفاده نمی کنند، خب ممکن است بگوییم حرام هم نباشد؛ مثلاً یک جمع محدودی هستند فیلمبرداری هم نمی کنند، فقط مردان هستند. حالا پیراهن را از تن درآوردند و سینه می زنند؛ اما به طور کلی توصیه ایشان این هست به عنوان یک توصیه که در عزاداریهای مردها برهنه نشوند. چرا؟ چون ممکن است هم در معرض دید نامحرمان باشند و هم دشمنان باز از این مسئله برای تبلیغ علیه مکتب اهل بیت (علیهم السلام) سوءاستفاده کنند.

 

* آیا گفتن ذکر حسین(علیه السلام) در سینه زنی و به اصطلاح شور تند و پشت سر هم، بی احترامی است و اشکال شرعی دارد؟ آیا این مصداق غنای روضه خوانی است؟

ظاهراً مصداق غنا نباشد، اما باز یک توصیه ای رهبر انقلاب داشتند به برخی از مداحان که تکرار این الفاظ ثمره چندانی ندارد و عین عبارت این بود که فرمودند: «این مداحی شما، نوحه خوانی شما، باید حکم یک منبر آموزنده را داشته باشد. «یعنی قصیده هایی را بخوانید، مطالبی را داشته باشید که مردم بر معرفتشان نسبت به ائمه اطهار (علیهم السلام) و تاریخی که گذشته است، وقایعی که در عاشورا اتفاق افتاده است اطلاع بیشتری پیدا کنند؛ باید یک منبر آموزنده باشد و می فرمودند که تکرار این الفاظ ثمره ای ندارد. البته نمی توانیم به طور کلی بگوییم حرام است؛ نه حرام نیست و به عنوان یک فتوا نیست. به عنوان یک توصیه که به جای تکرار این الفاظ مطالبی گفته شود که برای مخاطبان ضمن اینکه عزاداری هست مفید هم باشد و بر معرفت آنها بیفزایدو چیز یاد بگیرند.

نويسنده: کانون - ۱۳٩۳/۱۱/۸

ماهر زین(Maher Zain)  یک خواننده سوئدی و تولیدکننده آثار موسیقی با هویت لبنانی است. نخستین آلبوم وی به نام Thank You Allah  شامل ۱۳ قطعه و ۲ آهنگ هدیه در ۱ نوامبر ۲۰۰۹ منتشر شد.

 

از جمله معروفترین آلبوم های وی می توان به تشکر از تو خدا (Thank You Allah) و مرا ببخش (Forgive Me) اشاره کرد.

  • تولد: ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۱ م. طرابلس، لبنان (سال 2014: سن 33)،
  • آلبوم‌ها: مرا ببخش، تشکر از تو خدا
  • ملیت: لبنانی، سوئدی
  • فرزندان: عبدالله ماهر، آیا ماهر
  • نامزد جوایز: جایزهٔ جهانی موسیقی برای بهترین فعالیت زنده

 

دانلود آهنگ زیبای رقت عینای شوقا با صدای ماهر زین در وصف رسول مکرم اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)

لینک دانلود http://mp3container.com/adata/49947.mp3

رقت عینای شوقا   و لطیبة ذرفة عشقا

فاتیت الی حبیبی    فهدا یا قلب و رفقا

صلی علی محمد

السلام علیک یا رسول الله

السلام علیک حبیبی یا نبی الله

قلب للحق تعلق    و بغار حرا تالق ....

متن کامل این شعر

در این صفحه سایر آهنگ های ماهر زین به زبان عربی در همین سبک و سیاق

 

دانلود آهنگ فلسطین آزاد خواهد شد به زبان انگلیسی

رفتن به صفحه دانلود سایر آهنگهای ماهر زین به زبان انگلیسی

 

کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146