کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان(عج)
محله بنکی- شهر کنارتخته - استان فارس

امام زمان (عليه السّلام) مي فرمايند : وَاکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم .... براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد. همانا اين فرج و گشايش در کار شما نيز خواهد بود
در این وبلاگ جستجو کنید



در اين وبلاگ
 

لینک کانال تلگرامی "کانون فرهنگی شهید آوینی" مسجد صاحب الزمان عج
   
@ تماس با ما در تلگرام @
نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٥/٢۳

متن شعر مقدمه ولادت امام رضا علیه السلام

کیستم من شمع جمع آل خیر المرسلینم      کیستم من قبله دل کعبه اهل یقینم
کیستم من یوسف زهرا امام هشتمینم       کیستم من کوثر و طاها و نور و یا و سینم
کیستم من ملجأ خلق سماوات و زمینم      من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
کیستم من بضعه پیغمبر اکرم رضایم      کیستم من نجل زهرا و علی مرتضایم
کیستم من چارده معصوم را شمس الضحایم      کیستم من حجت حق ضامن خلق خدایم
کیستم من نور چشم رحمت للعالمینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
من در آغوش خراسان کعبه بیت الحرامم      من پناه مرد و زن من دستگیر خاص و  عامم
من رکوعم من سجودم من قیامم من قعودم    من چراغ و چشم نه معصوم و باب سه امامم
من امام کل خلق اولین و آخرینم    من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
خضر باشد تشنه کام جام سقاخانه من    مرغ روح قدسیان مشتاق دام و دانه من
آسمان و آفتاب و ماه او پروانه من    کوثر علم و کمال و فضل ، از پیمانه من
عارفان را جام نور از چشمه علم الیقینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
علم و فقه و حکمت و عرفان زبان از من گرفته      ملک هستی تا ابد مهد امان از من گرفته
آنچه در دامن گرفته آسمان از من گرفته     آفرینش ز امر حق خط امان از من گرفته
چرخ گردون را امانم ملک هستی را امینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
من مه ذیقعده را از مهر رویم نور دادم      من به خیل دوستان خویش ، شوق و شور دادم
من سلام زائرینم را جواب از دور دادم     من به گلزار جنان با زائر خود همنشینم
من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم 
*****

گه به دوش نجمه چون ماه درخشان می درخشم      گه به دست موسی جعفر چو قرآن می درخشم
گه به قلب اهل ایمان همچو ایمان می درخشم     گاه بر جان وجود از قلب ایران می درخشم
گه فقیران گاه محرومان عالم را معینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
ای گنهکاران ، من از رحمت شما را می پذیرم      از عطای خویشتن اهل خطا را می پذیرم
هر که هستی باش ، من شاه و گدا را می پذیرم     دوست و دشمن ، غریب و آشنا را می پذیرم
در نمی بندم به روی هیچکس آری من اینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
اهل ایران ، من به شهر طوس مهمان شمایم     در دل این خاک خورشید خراسان شمایم
هم نگهبان شما هم کعبه جان شمایم     مهر تابان شما و مهر ایمان شمایم
هان طواف آرید اینک دور قبر نازنینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
 
من صفا و شوق و شور اهل ایران را چو دیدم     از کنار تربت جدم محمد پا کشیدم
آمدم صحرا به صحرا تا در این وادی رسیدم     همچو جان در سینه خاک خراسان آرمیدم
گشته ایران حلقه انگشتر و من چون نگینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم
*****
زائرین قبر من من در دو دنیا با شمایم     عهد کردم تا سه نوبت دیدن هر یک بیایم
دستگیر عالمی از رحمت بی منتهایم     «میثم» آلوده را هم از کرم یاری نمایم
دم به دم در نظم او مضمون نو می آفرینم     من رئوف آل پیغمبر رضا سلطان دینم

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

***********************************

 متن شعر سرود میلاد امام رضا علیه السلام

همه جا غرق صفا شد شب میلاد رضا
پر طراوت همه جا شد شب میلاد رضا

همه جا آینه بندان همه جا آینه وار
محشر آینه ها شد شب میلاد رضا

آسمانها به زمین خیره که این توده ی خاک
مرکز نور خدا شد شب میلاد رضا

شب میلاد کرامت شب میلاد کرم
شب میلاد وفا شد شب میلاد رضا

یا رئوف است رئوف نغمه ی قدسی نفسان
شب تسبیح و دعا شد شب میلاد رضا

بارش رحمت و رأفت همه جاری است مگر
شب میلاد رضا شد شب میلاد رضا

خانه ی نجمه بود قبله ی دلها و بر آن
کعبه هم قبله نما شد شب میلاد رضا

همه لطف و همه فیض و همه شور و همه نور
شب قدر آمده یا شد شب میلاد رضا

عالم آل محمد به جهان جلوه نمود
علم علم بپا شد شب میلاد رضا

دومین بضعه منی که پیمبر فرمود
بود نشناخته تا شد شب میلاد رضا

بعد موسی که بود رهبر معصوم بشر؟
حل شد این مسأله تا شد شب میلاد رضا

هشتمین حجت حق پرده ز رخسار گرفت
حاجت شیعه روا شد شب میلاد رضا

بعد ده قرن که بگذشته از آن لیله ی قدر
مشهدش غرق صفا شد شب میلاد رضا

نور زهرا و محمد ز فروغ ازلی
روشنی بخش فضا شد شب میلاد رضا

بهتر از هر چه که خورشید بر او می تابد
باز بر خلق عطا شد شب میلاد رضا

به تماشای بهشت حرم او ز بهشت
هر در و پنجره وا شد شب میلاد رضا

ما محبان رضائیم و چو ما اهل رضاست
هر که پیوسته به ما شد شب میلاد رضا

ذکر زوار جگر سوخته گرد حرمش
یا معین الضعفا شد شب میلاد رضا

قلم صنع خداوند مگر بنگارد
دردهایی که دوا شد شب میلاد رضا

رسدش نامه ی آزادی محشر هر کس
که در این خانه گدا شد شب میلاد رضا

بهره از ذوق شفق برد «مؤید» که سرود
شب میلاد رضا شد شب میلاد رضا

شاعر: سید رضا مؤید

***********************************

ما شیعه ی توئیم و بر این ادعا خوشیم
در روضه ها به گریه برای شما خوشیم

گاهی به مشهدیم و زمانی به کربلا
یکدم به یا حسین و دمی با رضا خوشیم

منبع: گلواژه های محرم 16

***********************************

 دل من اسیر نگاته ، مسافر صحن و سراته
دیوونه ی ایوون طلاته (2)
یا رضا، یا رضا، یا رضا، یا رضا
*****
برای وصالت یه عمریه که بیقرارم
همه زندگیمو صدقه سریه تو دارم
سلطان علی موسی الرضا (3)
*****
سرخی دلم چون عقیقه، با ناز نگاهت رفیقه
آواره ی صحن عتیقه(2)
آسمون، کهکشون، با منه، همزبون
اگه خاک صحنت بشینه رو سر کار تمومه
آتیش جهنم به زائرای تو حرومه
سلطان علی موسی الرضا(3)
*****
آبروی این سر زمینی، مثل امیرالمؤمنینی
عرش خدا روی زمینی(2)
خونتو، در زدم، تا نجف، پر زدم
شدم نوکر تو به یه دعای مادر تو
از اول شدم من غلام تو و خواهر تو
سلطان علی موسی الرضا(3)
*****
پاییز دل ما بهاره، ستاره از آسمون می باره
دوباره سینه ها بیقراره، بیقرار قدوم نگاره

سلطان علی موسی الرضا(3)

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٤/۱٠

مراسم احیای شبهای قدر در شبهای نوزدهم و بسیت و یکم و بیست و سوم در مسجد صاحب الزمان(عج) شهر کنارتخته از ساعت 22:30 آغاز شد و تا حدود ساعت 3 بامداد ادامه داشت. این مراسم شامل قرائت قرآن، قرائت دعای جوشن کبیر، سخنرانی، روضه و سینه زنی به مناسبت شهادت حضرت علی (ع)، و قرآن به سر بود.

تصاویری از این مراسمات

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٤/٤

باز امشب منادی کوفه، از امامی غریب می خواند
گوشه ی خانه دختری تنها، دارد اَمن یجیب می خواند

مثل اینکه دوباره مثل قدیم، چشم اَز خون دل تری دارد
این پرستار نازنین گویا، باز بیمار بستری دارد

چادر پُر غبار مادر را، سرسجاده برسرش کرده
بین سر درد امشب بابا، یاد سر درد مادرش کرده

آه در آه ،چشمه در چشمه، متعجب زبان گرفته!پدر
خار درچشم، اُستخوان به گلو، درگلوم اُستخوان گرفته پدر

آه بابا به چهره ات اصلاً، زخم ودرد و وَرم نمی آید
چه کنم من شکاف زخم سرت، هرچه کردم به هم نمی آید

باز سر درد داری وحالا، علت درد پیکرم شده ای
ماه «اَبرو شکسته» باباجان، چه قَدَر شکل مادرم شده ای

سرخ شد باز اَز سر این زخم، جامه تازه تنت بابا
مو به مو هم به مادرم رفته، نحوه راه رفتنت بابا

پاشو اَز جا کرامت کوفه، آنکه خرما به دوش می بردی
زود در شهر کوفه می پیچد، که شما بازهم زمین خوردی

دیشب اَز داغ تا سحر بابا، خواب دیدم وَگریه ها کردم
اَز همان بُغچه ای که مادر داد، کَفنی باز دست وپا کردم

کاملاً در نگاه تو دیدم، مثل اینکه مسافری این بار
گر شما می روی برو اما، بهر ما فکر معجری بردار

کودکانی که نانشان دادی، روزگاری بزرگ می گردند
می نویسند نامه اَما بعد، بی وفا مثل گرگ می گردند

یا زمین دار گشته و آن روز، همه افراد خیزران کارند
یا که آهنگری شده آن جا، تیرهای سه شعبه می آرند

وای اَز مردمان بی احساس، دردهای بدون اندازه
وای اَز آن سوارکاران و، نعل اسبی که می شود تازه

وای اَز دست های نامَحرم، آتش ودود وچادر و دامان
وای اَز کوچه ی یهودی ها، سنگ باران قاری قرآن ...

شاعر: علی زمانیان

دانلود روضه با صدای حاج میثم مطیعی 17.7مگابایت

************************************

 

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/٤/۱

مراسم تلاوت دعای افتتاح، قرائت یک جزء از قرآن کریم و سخنرانی در ایام ماه مبارک رمضان هر شب در مسجد صاحب الزمان(عج) شهر کنارتخته برگزار می شود.

البته جا دارد همینجا گله ای از حضور کمرنگ مردم و هم محله ای ها در بی تفاوتی به این مراسمات داشته باشیم. واقعا حیف است. امام خمینی(ره) فرمود مساجد سنگر اسلام هستند. مساجد را خالی نکنید.
اگه ما سنگر رو خالی کنیم دشمن سوء استفاده می کند. چرا دشمن را امیدوار میکنیم!! آیا مشکلات زندگی و جامعه باید ما رو از دین و صراط مستقیم جدا کنه؟ آیا اگه کمی فشار بهمان آمد باید از راه آمده برگردیم؟ بعد از اینکه حقیقت رو شناختیم!! واقعا چرا بعضی از خانواده ها نسبت به عدم حضور خودشان و بچه هاشون در مسجد و برنامه های فرهنگی و دینی بی تفاوت هستند؟؟

بنظرم عزیزان کمی بیشتر فکر کنند و در این مورد تجدیدنظر کنند

نويسنده: کانون - ۱۳٩٥/۳/٢٩

این خانواده آینه های خدائی اند       در انتهای جاده ی بی انتهائی اند
خیل ملک مقابلشان سجده می کنند    اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

هر کس که می رسد سر اطعام می برند   فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند
یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز      اینها همان مقدمه ی آشنائی اند

صدها هزار مثل سلیمان در این حرم       مشغول لحظه های شریف گدائی اند
سوگند میخوریم که پروانه زاده ایم       همسایه ی قدیمی این خانواده ایم

تو آسمان جودی ما یا کریم تو      پرواز میکند دل ما تا حریم تو
احساس میکنم به تو نزدیک میشوم     وقتی که می وزد سر راهم نسیم تو

وقت کرامت است که از راه آمده است     آن آشنای کوچه نشین قدیم تو
قرآن بی بدیل ، حروف مقطّعه    کی میرسم به فهم الف لام میم تو

سوگند میدهیم خدا را در این سحر        بر پینه های رحمت دست کریم تو
ما را همیشه سائل دست شما کند      ما را به زیر پای شما خاک پا کند

دست مرا بگیر که عاشق ترم کنی     سلمان خانواده ی پیغمبرم کنی
من در قنوت نیمه شبت دور میزنم    شاید مرا بگیری و انگشترم کنی

آن شاخه ی گلم که به دست تو داده اند    تا هرکجا که خواست دلت پرپرم کنی
من آمدم که بین سحرهای اشتیاق    بال مرا بگیری و خرج حرم کنی

بال و پر شکسته به دردم نمیخورد    انگار بهتر است که خاکسترم کنی
روزی آب و سفره ی نان منی حسن     ماهِ مبارکِ رمضان منی حسن

ای در هوای پاک نگاهت سلام ها     نامت نداشت سابقه ای بین نامها
ای سبزی بهار خدا سیر میشوند    از عطر سفره های حضورت مشام ها

بیرون بیا و چشم مرا هم قدم بزن     هم سفره ی فروتن جمع غلام ها
در کوچه ات کسی به کسی جا نمیدهد     مکثی نما به شوق چنین ازحام ها

سائل شدن کنار نگاه تو واجب است     وقتی گدا به چشم تو دارد مقام ها
تو سفره دار شهر خدا ما گدای تو    مثل کبوتریم و اسیر هوای تو

آنکس که پیش پای شما خم نمیشود     در خانه ی فرشته هم آدم نمیشود
آقای من بدون توسل به نام تو     حالی برای توبه فراهم نمیشود

دست مرا بگیر و به سمت خدا ببر     چیزی که از بزرگیتان کم نمیشود
آرامش تو باعث طوفان کربلاست     بی صلح تو قیام مُحَرم نمیشود

هرکس که بر نجابتِ صلح و سکوت تو     مؤمن نمیشود ، به جهنّم نمیشود
تا کربلا رسید صدای سکوت تو     این قیل و قال ها به فدای سکوت تو

ای از هزار حاتم طائی کریم تر     لطف تو از تمام کریمان قدیم تر
می آوری به وجد تو پروردگار را     ای از زبان حضرت موسی کلیم تر

تو ابتدای نسل طهورای کوثری    هرکس حسودتر به تو باشد عقیم تر
در این مسیر رو به خدایی ندیده ایم    از رد پای گیوه ی تو مستقیم تر

در کربلا به آینه ات سنگ میزنند     هرکس شبیه تر به تو جرمش عظیم تر
آقا تو در کلام خلاصه نمیشوی    در حضرت و امام خلاصه نمیشوی

ای یاکریم خسته چه کردند با پرت     این زهر ِ پر شراره چه آورده بر سرت
از لحظه ای که رنگ نگاهت کبود شد    رنگی دگر نرفته مناجات خواهرت

با اینکه ای غریب ، تو بودی امام شهر    اما کسی نخواند نمازی به پیکرت
تابوت را نشانه گرفتند به تیرها    آن هم کجا به پیش دو چشم برادرت

دلهای ما به یاد تو ای بی حرمترین    پر میزند به سمت بقیع مطهرت
تا کِی لبم به خاک بقیعت نمیرسد    بر آستان پاکِ رفیعت نمیرسد

شاعر: علی اکبر لطیفیان

لینک فایل اجرا شده توسط حاج میثم مطیعی

مطالب قديمي تر »
کانون
کانون فرهنگی هنری مسجد صاحب الزمان (عج) محله بنکی شهر کنارتخته با نام اختصاصی "کانون فرهنگی شهید آوینی"

...همه اجرها در گمنامی است... «شهید آوینی»
مطالب اخير:
کدهاي اضافي کاربر :


»»» آخرین اخبار پارسیک «««

پخش نوای وبلاگ=کلیک نشد که آینه باشم برای دیدن تو     بیا که آینه خواهم شد از رسیدن تو     فرود آمدنت را، چقدر بی تابم     تمام خواهش محضم به شوق دیدن تو     حرام باد به چشمان ابری من خواب      مباد خفته بمانم دم وزیدن تو     بیا که ناشدنی شد به تو رسیدن من      چه ساده می شود اما به من رسیدن تو    
اميرالمومنين علي(عليه السلام) فرمود: براي دنياي خود آنگونه کار کن که گويا هميشه زنده خواهي بود و براي آخرت خود آنچنان که گويي فردا خواهي مرد. مستدرک الوسائل ج25 ص 146